نظرات و پیشنهادات خود برای تهیه خبر را اینجا مطرح کنید / آبان ۱۴۰۰

مخاطبان و همراهان پایگاه خبری آرمان آرا می توانند نظرات و پیشنهادات خود برای تهیه خبر در آبان 1400 را اینجا مطرح کنند

پایگاه خبری آرمان آرا تلاش می کند درخواست های شما را بررسی و برای تهیه خبر اقدام کند

زن و تجمل گرایی

از خصوصیات زنان، لطافت روحی و عاطفی و جمال دوستی و جمال طلبی آنهاست، از این رو زن به گلی خوشبو تشبیه شده که نیاز به مراقبتهای ویژه دارد; زیرا در مقابل برخی صدمات، آسیب پذیر و شکننده تر است، گرچه همین لطافت روحی، راه دل را – که برای رسیدن به حقیقت، راهی مستقیم و بدون قیل و قالهای منطقی و علمی است – بر آنان هموارتر می سازد و تعابیر به ظاهر متضاد در روایات در مورد زنان، اشاره به هر یک از این دو بعد روحی است:

امام صادق علیه السلام فرمودند: «اکثر الخیر فی النساء; (2) زنان سهم بیشتری از خوبی دارند .»

و امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: «ان النساء همهن زینه الحیاه الدنیا . . . ; (3) همانا همت زنان، در زینت و آرایش زندگی دنیاست . . . .» .

این دو بیان هر یک اشاره به یکی از دو بعد مقابل هم دارد .

اینک بجاست تا از خطرات تجمل برای زنان سخن به میان آوریم و از هشدارهای دین در این راه بهره جوییم، زیرا که مسؤولیتهای زن ایرانی در شرایط زمانی حاضر بر کسی پوشیده نیست و عمل کردن به وظایف یا خدای نخواسته بی خبری از آنها نجات دهنده و یا گرفتار کننده خواهد بود و بسا سرنوشت کلی انقلاب و نظام را رقم زند .

باری با چنین زمینه ای در سه موضوع کلی: 1 – تبرج 2 – چشم و هم چشمی 3 – وظایف همسران روحانیان و مسؤولان، سخن خواهیم گفت .

تبرج

«تبرج » در لغت به معنای ظاهر کردن زینتها و زیباییهای زن بر غیرمحارم است و از ماده «برج » اخذ شده که به معنای بنایی بلند است که در معرض دید همگان قرار می گیرد . (4)

قرآن زنان را از تبرج، برحذر داشته است:

«. . . و لاتبرجن تبرج الجاهلیه . . . ; (5) بسان جاهلیت نخستین، در میان مردم ظاهر نشوید .»

جالب آن که این منع، دو آیه پس از یادآوری منافات دنیاخواهی با آخرت طلبی و خداپرستی ذکر شده است – که درباره آن گفت و گو خواهد شد – یعنی تنها زنی در دام تبرج و خودنمایی می افتد که رابطه خود را با خدا گسسته باشد .

تردید نیست که در شرایط کنونی بدحجابی به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی، بخشی از زنان را فرا گرفته است ولی سؤال این است که چسان برخی از زنان که خود را مسلمان می دانند و قرآن می خوانند و به حقانیت آن اعتراف دارند، نماز می خوانند، روزه می گیرند، حج می گزارند و می دانند که حجاب ضروری دین و واجب روشن الهی است، لیکن در عمل پوشش را رعایت نمی کنند؟

اساسی ترین عامل ایجاد چنین زیستی، میل به تجمل پرستی است، زیرا زنی که خود را در مقابل نامحرمان می پوشاند، مشکل می تواند مدل لباسهایی را که بر تن دارد مقابل انظار عمومی به نمایش درآورد .

اگر این مظاهر خودنمایی، بیرون از منزل در مقابل چشم نامحرمان با چادر و مقنعه ای یک شکل و یک رنگ مستور گردد، چه کسی خواهد دانست که او در خرید لباس و تجملات و زینت آلات چه غوغایی کرده است؟ ! جز همسر و محارم چه کسی از آرایش و حجم زیورآلاتی که به خود آویخته است تا وسیله تفاخر و گردن فرازی او شود، آگاه خواهد شد و این تجمل پرستی زمانی که با عقده های روانی توام باشد، وقتی که خود کم بینی با آن بیامیزد و آن گاه که توام با غلبه فرهنگ غربی و جاهلی در برخی محیطهای اجتماعی شود که در بعض ادارات و مؤسسات، و لو اندک، چادر نوعی عقب ماندگی و بی فرهنگی تلقی شود و حتی چادریها را سر بدوانند و بیرون بودن فکل و . . . نشانه پیشرفت و منور الفکری باشد، به یک باره سر از وضعی در می آورد که گاه فرنگ رفته ها هم نظیرش را در فرنگستان ندیده اند!

و البته در این ورطه، گروهی از روی عمد و دهن کجی به انقلاب با انگیزه های سیاسی و برای شنیدن دست مریزادهای اربابانشان، در خیابانها ظاهر می شوند و مانند بیماری مسری درد خویش را میان ساده لوحان و خودباختگان دیگر پراکنده می کنند تا جایی که مع الاسف برخی محجبان و چادرپوشان را هم ناخودآگاه تحت تاثیر قرار می دهند .

چقدر از معنویت دورند زنان و دخترانی که تبرج را سرلوحه برنامه زندگی خود قرار داده اند و خود را به ثمن بخس فروخته و خویشتن را از زیر لوای امن الهی به وادی گمراهی و سرگردانی غرب می کشانند!

خطر خودنمایی و برهنگی و زیر پا نهادن حیا و عفت تنها در آلوده کردن جوانانی که با این سر و وضع به آلودگی و گناه دعوت شده اند خلاصه نمی شود، حتی ضرر آن معادل برهم زدن ارکان مقدس خانواده ها نیست بل فراتر از آنهاست، زیرا از آن جا که مبدل به حربه ای سیاسی شده اساس انقلاب و اسلام را نشانه گرفته و به خاطر این آسیب هولناک است که دشمن با تمام قوا در این بخش سرمایه گذاری می کند و عمده تبلیغاتش را خصوصا از طریق ماهواره به انجام می رساند . بنابر این اصرار بر بدحجابی و بی حجابی در ام القرای جهان اسلام و آن هم در این برهه از زمان که دختران با حجاب، در مهد به اصطلاح دموکراسی و حقوق بشر به جرم پوشش از مدرسه اخراج می شوند و از حقوق مسلم اجتماعی محروم، در حقیقت اعلام جنگ علیه دین و اساس انقلاب است که هیچ توجیه و عذر و بهانه ای از قبح و زشتی گناهش نمی کاهد .

رهبر حکیم و خردمند انقلاب در این زمینه فرمودند:

«امروز سرگرم شدن به زر و زیور برای زن انقلابی مسلمان ایرانی عیب است، امروز سر و سینه و دست را از زیور آلات پرکردن و زیور و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن برای زن انقلابی مسلمان ایرانی ننگ است . آن زنی که در پی این گونه چیزهاست، از ارزش پایینی برخوردار است . طلا برای زن ارزش آفرین نیست . بی اعتنایی به مدهای دام گونه ساخته و پرداخته دشمنان برای زن ارزش است .» (6)

چرا برخی زنان مسؤولیتهای الهی را که نعمت عظیم انقلاب بر دوششان نهاده است و خون سرخ شهیدان آن را امضا کرده، پشت گوش نهاده و در این مهم غفلت می ورزند؟

«احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون; (7) آیا مردم گمان کرده اند همین که گفتند ایمان آوردیم، رها شده اند و آزمایش نمی شوند .»

حال که خودنمایی و بدحجابی و هتک حریم الهی نمود روشن تجمل پرستی و دنیادوستی است، چرا بدحجابان بند اسارت نگسلند و خود را از این خفت نرهانند و با توبه نصوح به درگاه ایزدی و اراده ای استوار به رحمت بیکران الهی باز نگردند؟

هنوز داغ تمسخرها، فشار قوانین طاغوتی و محرومیت از بسیاری حقوق اجتماعی در دل زنان باحجاب، در زمان رژیم منحوس پهلوی، باقی است، که امروز بازگشت جاهلیت اولیه را در برخی محیطها نظاره می کنند . گاه دختران نسل نو را می بینند که با وجود رسیدن به سن تکلیف، با سر برهنه در خیابانها ظاهر می شوند; دخترانی که ای بسا مادر بزرگانشان زیر شلاق ظلم رضا خان کتک خوردند و در خانه ها محبوس ماندند ولیکن از حجاب خود، دست نشستند و پدران همسن و سالانشان برای زدودن آثار کفر، سینه سپر کرده، به میدان رفتند و جان باختند و آخرین سفارش آنها حفظ حجاب به عنوان اصیل ترین سنگر زنان بود و مادرانشان خون دل و سختی فقدان همسران را از چشمان پرکین دشمنان پوشاندند و صبر نمودند تا اسلام زنده بماند و به نسلهای آینده تحویل داده شود .

چقدر دردآور و سخت است دیدن مناظر بدحجابی و احیانا بی حجابی که صدای نزدیک آمدن گامهای ارزشهای طاغوت را به گوش می رساند . و دشوارتر، سکوت تاییدگر جامعه در برابر این گناه فاحش و فساد ریشه دار است، تا جایی که در بعضی محیطها اگر مؤمنی لب به اعتراض بگشاید و نهی از منکر نماید، سایرین متعجبانه کار غریبش را نظاره کرده و حتی گاه ملامتش نیز می کنند . در جایی که قرآن، تاج عزت را بر سر مؤمنین قرار می دهد و آن را مختص آنان می داند، چرا در جامعه اسلامی زنان باحجاب و ناهیان از منکر، که اکثریت جامعه اند از قدرت کافی برخوردار نباشند و در عوض عده ای بدحجاب و خودباخته – گرچه اندک – در خیابانها جولان داده، آبروی انقلاب و اسلام را به تاراج برند؟

این علی علیه السلام است که به جوامع اسلامی هشدار می دهد که:

«[از نشانه های انحراف دولتها و ملتها از حریم حق]، تعطیل احکام است به گونه ای که مردم از پایمال شدن حقوق بزرگ و تعطیل آن و یا از باطل بزرگی که انجام می شود، وحشتی به دل راه نمی دهند و این جاست که نیکان، ذلیل شده و بدان عزت می یابند .» (8)

کجایند گروههای امر به معروف و نهی از منکر که با صرف هزینه ها و بودجه های کلان برای مبارزه با همین امر تشکیل یافته اند؟ آیا شادی دشمن از بدحجابی برخی زنان ایرانی – که با چاپ عکسهای این خودفراموشان، داد سخن می دهند، که زن از اسارت حجاب! در ایران رها شده – نباید هشداری برای ما باشد که بدانیم در این بعد به خطا می رویم و قاطعیت و روشنگری لازم را نداشته ایم؟

زنان با ایمان این مرز و بوم بویژه خانواده های گرامی شهدا، مفقودین، جانبازان، آزادگان که رنج و دردها را در انقلاب و پس از

آن با تمام وجود، لمس نموده و در راه اعتلای آن، عزیزترینها را باخته اند، دردمندانه سؤال می کنند: چرا با این بلیه بزرگ اجتماعی و ناهنجاری رنج آور به شکل ریشه ای و پیگیر مبارزه نمی شود؟ چرا مسؤولین مؤثر در کنترل این بلیه، از موضعی کاملا انفعالی برخورد می کنند؟ عملکردی که کاملا احساس می شود برای خالی نبودن عریضه و طی کردن سلسله مراتب اداری است نه انجام یک وظیفه مهم دینی و اجتماعی .

همینان می پرسند: اگر پوشیدن لباس تحت کنترل نیست، تبلیغ نوع پوشش و تولید لباسهای داخلی که تحت کنترل است، آیا نمی توان عملا آنان را تحت نظارت قرار داد و ای بسا با پیگیری از میان تولیدیها، مغرضین مفسدی شناسایی شوند که برای بدنام کردن زنان و جوانان ایرانی دست به تولید لباسهای جلف و خلاف فرهنگ اسلامی – ایرانی، و بالاتر از آن موهن و متهتک شان آنان، می زنند؟

آیا بالاخره روزی فرا می رسد که دولت، دستورالعملی مبنی بر حذف تمامی حروف و کلمات و عکسهای غربی، به تولیدیهای لباس صادر نماید و اجرای آن را به طور جدی پیگیری کند؟ آیا زنان با ایمان به چشم خود خواهند دید روزی را که خرید لباسهای موقر برای آنان آسان شود و نیاز به زیر پا گذاشتن مغازه ها برای یافتن آن در لابه لای انبوه لباسهای سبک نباشد؟

اگر عده ای بر مد پافشاری می کنند، چرا همواره خارجیان مد را دیکته کنند – که معمولا در شکل آن فساد موجود در جامعه خویش را لحاظ می کنند – آیا ما که همواره ابتکار عمل را به دست داشته ایم نمی توانیم ابداع کننده مدهای اسلامی و صادر کننده آن به دیگر کشورها باشیم; که این عصر، دوره روی آوردن زنان خسته از برهنگی در سراسر دنیا از هر مکتبی که باشند به پوشش است; چرا ما شکل این پوشش را تعیین نکنیم؟

قطعا می توان از میان انبوه نمایشگاههای تجاری و صنعتی نمایشگاهی را نیز برای ارائه و فروش لباسهای برگرفته از فرهنگ اسلامی و سنت اصیل ایرانی، برپا کرد .

نیز به یقین می توان از ورود لوازم صددرصد تجملی و باب میل قشر رفاه طلب و نیز لوازم آرایش وارداتی تولید شده از جسد جنینهای سقط شده از دخترکان غربی و لباسهایی که در ورای جملات و تصاویر زشت و موهن و فاسد خویش، اغراض سوء سیاسی دشمن را در کشور اعمال می کنند، جلوگیری نمود .

مسؤولیت مردمی

برای اصلاح معضلات اجتماعی، از جمله بدحجابی، تنها مسؤولان دولتی در این باب وظیفه ندارند که مردم نیز در آن نقش عمده ای ایفا می کنند .

امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند:

«مردم، نیک کردار نمی شوند مگر با نیکی مسؤولان و مسؤولان به نیکی نمی گرایند مگر با پایداری مردم و چون مردم، حق مسؤول حکومت را ادا نمایند و حکمران هم حق رعیت را رعایت کند، حق بین آنان عزت یافته مناهج دین برپا گردیده و پرچمهای عدالت، برپا شده سنن الهی به گونه ای معتدل جریان می یابد و این گونه زمان اصلاح می شود و می توان به پایداری آن دولت امید بست و مطامع دشمن تبدیل به یاس خواهد شد .» (9)

مهمترین وظیفه مردمی در راه اصلاح کاستیها، امر به معروف و نهی از منکر است; امام صادق علیه السلام فرمودند: «در کتاب رسول الله یافتیم که: . . . زمانی که مردم امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند و نیکوکاران از خاندان من را پیروی نکنند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلط می سازد و نیکوکردارانشان دعا می کنند اما مستجاب نمی شود .» (10)

و امام زین العابدین علیه السلام ضایع کردن امر به معروف و نهی از منکر را از گناهانی می شمارند که موجب نزول بلا می شوند . (11)

کمترین فایده امر به معروف و نهی از منکر جلوگیری از عادی و علنی شدن گناه و پیشگیری از گسترش بیشتر آن است .

نقش شوهران

نوع برداشتهای موجود در اجتماع در کشاندن زنان سست ایمان به تجمل پرستی نقش بسزایی دارد و نمونه بارز و مهم و مؤثر آن برخورد شوهران و پدران با مساله تجمل پرستی است . در خانواده های اسیر این بلیه، یکی از دو صورت وجود دارد:

یا مرد خانه تشخص خود و خانواده اش را در رها کردن عیال و فرزندان، و حتی خود، در وادی تجمل پرستی می بیند; و یا آن که خود با اصل آن مخالف است لیکن یا در برابر خواست تجمل پرستانه همسر و فرزندان حالت انفعالی دارد و می پذیرد و یا تحت تاثیر محیطهای مرتبط، خود و خانواده اش را ناچار به پیروی از خواست و پسند دیگران می بیند .

اما گروه اول مردان، باید بدانند که مرد به عنوان ولی و سرپرست خانواده مسؤولیت سنگینی بر عهده دارد و نان آوری جزئی از وظایف اوست، بلکه صلاح و فساد خانواده به دست او بوده موظف به نظارت و حساسیت نسبت به شرایطی است که عفاف خانواده را تهدید می نماید .

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم: «کان ابی ابراهیم غیورا و انا اغیر منه و ارغم الله انف من لایغار من المؤمنین; پدرم ابراهیم غیور بود و من از او غیرتمندترم و خداوند، بینی مردی را از مؤمنان که غیرت ندارد به خاک می مالد (خوار و ذلیلش می سازد) .» (12)

و نیز فرمود: «غیرت از ایمان سرچشمه می گیرد .» (13)

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «کسی که در چهار چیز از زنش پیروی کند خداوند او را با بینی در آتش دوزخ می افکند که یکی از آن چهار چیز پوشیدن لباس نازک و بدن نما از طرف زن در مقابل نامحرم است .» (14)

خداوند خطاب به دسته دوم یعنی آنان که مرعوب مردم یا همسر و خانواده خویشند چنین می فرماید:

«فلاتخشون الناس واخشون ولاتشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا; (15) از مردم نهراسید و تنها از من بترسید و نشانه هایم را با قیمتی اندک نفروشید .»

و می فرماید: «قو انفسکم واهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره; (16) خود و خانواده خویش را از آتش عذاب الهی نگاهدارید، آتشی که مردم و سنگ هیزم آنند .»

و امام صادق علیه السلام فرمودند: «هرکه آفریدگان را در نافرمانی آفریدگار پیروی کند، براستی که آنان را پرستیده است .» (17)

مسؤولیت زنان

عمده نیرویی که می تواند در مقابل جریان تجمل پرستی و بدحجابی قد علم کند و به طور کامل بر آن غلبه یابد خود زنان هستند .

حجاب هدیه الهی به زن مسلمان است تا مرزها را مشخص نماید و از تعرض به ساحت زن پیشگیری نماید .

خداوند خطاب به رسولش می فرماید:

«ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنین بگو که چادر یا روسریهای بلند خود را بر خود فرو پوشند که این مناسبتر از آن است که به بی عفتی و بی خیالی شناخته شوند تا مورد آزار واقع نشوند و خداوند آمرزنده و مهربان است .» (18)

قرآن، پیامد مهم برهنگی و خودنمایی زن در خیابان را بی ارزش نمودن او و به طمع افتادن فاسدان نسبت به او می داند .

آری به جرات می توان ادعا کرد چنانچه زنی با رعایت کامل حجاب در خیابان و مجامع عمومی ظاهر شود و در سخن گفتن و راه رفتن و حرکات، رعایت کامل عفاف را نماید، هرگز مورد تعرض قرار نمی گیرد .

چنین است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:

«حیا و شرم ده جزو است که نه جزو آن در زنان و یک جزو در مردان است .» (19)

یعنی برای رعایت حیا در جامعه نه قسمت مسؤولیت آن به زنان و تنها یک جزو آن به مردان باز می گردد و چنین است که عایت حجاب و عفاف از وظایف مهم بانوان برای سالم سازی محیط و روابط اجتماعی است، اگرچه مردان هم به عفاف در نگاه و صحبت با زنان فرا خوانده شده اند .

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

«برای زن مسلمان شایسته نیست که روسری و مقنعه ای به سر زند و پیراهنهایی بپوشد که چیزی از سر و بدن او را نپوشاند .» (20)

و پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:

«بهترین زنان شما زنی است که عفیف باشد .» (21)

جالب است بدانیم که:

«مطالعاتی که در شناخت عوامل زیبایی به عمل آمده است ثابت کرده که جسم زیبا، بازتاب حالات روحی و درونی انسان است که بی تردید از درونی آگاه متفکر و ساخته شده متجلی گشته است . . . .

در بانوان نیز هر چه بر پرورش ذات پرداخته شود زیبایی پدیدار می گردد که با درونی زیبا هماهنگ است و حالات او در کردار و رفتار همواره دارای خصوصیات انحصاری است . . .

به این ترتیب زیبایی جاودانه بستگی به ساختن و پرداختن درون دارد .» (22)

قابل توجه آن که دسته ای از روایات نیز حجاب را حافظ و برکت دهنده و تداوم بخش زیبایی و جمال زن می دانند .

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: «صیانه المراه انعم لحالها و ادوم لجمالها; (23) [حجاب] و حفظ زن برای حالش بهتر است و زیبایی اش را پاینده تر می سازد .»

علاوه بر آن فرمودند: «زکاه الجمال العفاف; (24) زکات زیبایی، عفت است .»

یعنی همان گونه که حق جامعه از مال زکات آن است و حق مردم از علم، نشر آن و . . . حق بهرمندی از زیبایی نیز، گرامی داشت عفاف و حجاب است .

حجاب برتر

مقام معظم رهبری فرمودند:

«هیچ بحثی درباره پوشش زن نباید متاثر از هجوم تبلیغات غرب باشد . البته حجاب زن به چادر منحصر نمی شود; اما چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست و هیچ منافاتی با فعالیتهای زنان مسلمان در مسائل سیاسی اجتماعی و فرهنگی ندارد .» (25)

در تاریخ معاصر، میزان چادر پوشان همواره یکی از ملاکهای سنجش عدم وابستگی ملت ما به قدرتهای استکباری بوده و لذا بارها مورد تهاجم دشمنان اسلام قرار گرفته است . رضاخان ملعون در اولین گامهای اسلام زدایی خود تلاش کرد همپای مبارزه با روحانیت، حجاب و چادر را از سر زنان بکشد (26) که با مقاومت دلیرانه اکثر زنان، ازمحدوده ای خاص، فراتر نرفت .

در مراحل مختلف انقلاب اسلامی، چادر آنقدر اهمیت یافت که زنان در راهپیمایی ها با این پوشش شرکت کردند و با این ابزار کوبنده – که از اولین نشانه ها و قدمهای خودآگاهی زنان بود – خشم و نفرت خویش را در مقابل رژیم منحوس پهلوی به نمایش گذاردند .

به هر حال چادر خصوصا با پیروزی انقلاب اسلامی از صرف وسیله پوشش به حربه سیاسی مؤثری مبدل شد و مدعیان به اصطلاح حقوق بشر و رسانه های غربی برای زدودن چادر از سر زنان و بدبین کردن مردم جهان نسبت به آن زحمتها کشیده و دست به تبلیغات گسترده ای زدند، کتابها نوشته، فیلمها ساخته و ساعتها وقت رادیو و تلویزیون را به آن اختصاص دادند و حتی برخی کمپانیهای تولید لباس با تولید تی شرتهایی با تصویر زن محجب به چادر به شکل مسخره، در این راه با دیگران همسویی نمودند .

متاسفانه در داخل نیز آن گونه که می بایست ذهن قشر بانوان بویژه نسل نو، نه تنها نسبت به اهمیت و محاسن آن جلب نشد، بلکه از سوی برخی مراکز و قدرتهای فکری و فرهنگی مورد بی مهری و انتقاد نیز واقع شد .

برخی آن را دست و پاگیر و مانع فعالیتهای اجتماعی دانستند حتی سمیناری با هدف بررسی امکان تغییر کیفیت آن برقرار نمودند و گروهی از مطبوعات – بی توجه به اوج گیری تبلیغات سوء غربی علیه چادر و صدماتی که گروه آسیب پذیر فرهنگی جامعه از تهاجم فرهنگی غرب متحمل شده – در قالبی به ظاهر عام و در واقع با هدف مبارزه جدی با چادر حملاتی را آغاز نمودند .

دسته ای آن را غیر بهداشتی دانستند و مانع رسیدن هوا به مو و پوست بدن و ارائه طریق دادند که «[روسری] علاوه بر چهره، بخشی از مو را هم می تواند در معرض نور و هوا قرار دهد» ! و گروه دیگر در مخالفت با چادر استدلالهای روان شناسانه آوردند که: «سیاه، رنگ آخر است و باعث پریشانی و افسردگی می شود!» و گروه دیگر با نظریات جامعه شناسانه به مقنعه و در اصل به چادر تاختند که «مقنعه اصلا جامه ایرانی نیست و روسری آزادی بیشتری دارد و انسان را تحت فشار قرار نمی دهد!» و دسته ای دیگر، نیز به بانوان متحمل بار سنگین مقنعه! ارائه طریق دادند که:

«با روسری کلفت تر و پیچیدن آن به طوری که کارکرد مقنعه را داشته باشد می توان از تحمیل آن گریخت!» و این گونه مشکل «همشهری » ها را برای ایجاد «جامعه سالم » ! ! حل نمودند . (27)

ولیکن نتیجه خواسته یا ناخواسته تمامی آنها در نهایت حذف و کم رنگ کردن پوشش در میان بانوان است که بی تردید پیروی از خواست دشمنان انقلاب به شمار می رود .

سیمای جمهوری اسلامی در گذشته نیز در این زمینه اثرات غیر سازنده ای داشته است، در نمایشها و سریالها معمولا زنان بی سواد و با سطح فرهنگ پایین یا پیرزنانی – که در اسلام از حکم مؤکد حجاب معافند – با چادر و آنها که تحصیلکرده و خوش فکر و جوان هستند، با مانتو و روسری ظاهر می گردیدند . هنوز هم اثرات این بی دقتی در برخی نمایشها مشهود است و گاه چادر را به عنوان پوشش دم دستی معرفی می کنند وقتی خانم خانه برای خرید نان به سر کوچه می رود چادر بر سر دارد و وقتی میهمان دارد یا به میهمانی می رود چادر را کنار گذاشته، این بار با بلوز و دامن و روسری یا مانتو و روسری و احیانا کمی آرایش، ظاهر می شود، در خیابان چادر می پوشد و در مقابل نامحرمان فامیل روسری یا برعکس در خانه به عنوان یک نوع لباس خانه چادر را به خود می پیچد و چون به خیابان می رود آن را به عنوان لباسی غیررسمی کنار می گذارد!

البته این نکته را هم باید افزود که اقدامهایی مانند: ظاهر شدن گروهی از زنان و دختران مجری در سیما با چادر گامی مؤثر در شکستن باورهای غلطی است که در سطوحی از جامعه وجود داشته است .

در هجوم علیه چادر، تعجب از برخی مجله های دگراندیش نیست که طی گزارشهای خود، حرفهای دل را از زبان مصاحبه شوندگان و یا در قالب سؤال مطرح می سازند و از نفی سیاهی لباس، چادر سیاه را مورد هجوم قرار می دهند، تعجب از مجله های متعهدی است که در انتخاب تیتر در هنگام نقل استفتایی در مورد چادر، قسمتی را برمی گزینند که «چادر را غیر ضروری » نامیده اند و قسمت بعدی را که «چادر را بهترین شکل حجاب » دانسته اند در متن خبر آورده اند!

به هر حال چادر هنوز هم اصیل ترین و بهترین شکل مبارزه با تجمل گرایی و مدپرستی و بدحجابی است، که پرهیز از اجبارهای بی محتوا در برخی محیطها و تبیین اهمیت و معرفی مثبت آن در صدا و سیما و دیگر رسانه ها از اقداماتی است که در مقابله با تهاجم فرهنگی و پرهیز نسل جوان و دختران از دام رنگینی که غرب برایشان گسترده، بسیار مؤثر خواهد بود .

ادامه دارد

پاورقیها:

1) 17/10/69

2) وسائل الشیعه، ج 14، ص 11 .

3) صبحی صالح، نهج البلاغه (انتشارات دارالهجره) ص 215، خ 153 .

4) ابن منظور، لسان العرب، ج 2، ص 211 و 212 .

5) احزاب (33) آیه 33 .

6) 27/10/68

7) عنکبوت (29) آیه 3 .

8) صبحی صالح، نهج البلاغه، ص 334، خ 216 .

9) همان .

10) وسائل الشیعه، ج 11، ص 513 .

11) همان، ص 520 .

12) وسائل الشیعه، ج 14، باب 77، ص 109 .

13) همان .

14) خصال، ص 196 .

15) مائده (5) آیه 44 .

16) تحریم (66) آیه 6 .

17) وسائل الشیعه، ج 11، ص 423 .

18) احزاب (33) آیه های 33 و 59 .

19) کنزالعمال، حدیث 69، ص 57 .

20) مکارم الاخلاق، ص 93 .

21) وسائل الشیعه، ج 14، ص 15 .

22) ریچارد هیلتمن، آموزش یوگا، ترجمه مهرداد پارسا، ص 219 .

23) غررالحکم، ج 1، ص 453 .

24) همان .

25) 4/10/70 .

26) رک: حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (چاپ پنجم: انتشارات اطلاعات) ج 1، ص 68 – 70 و سید جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، (انتشارات اسلامی) ج 1، ص 120 – 121 .

27) رک: ضمیمه روزنامه همشهری مورخ 15/10/73 و ماهنامه جامعه سالم شماره اسفند 73 به نقل از فرهنگ آفرینش، سال دوم، شماره 95، ص 6 .

ببینید | حمله شدید دو سگ به یک مرد وسط خیابان

دو سگ بالغ ژرمن شپرد در وسط خیابان به یک مرد حمله کردند. این حمله بعد از آن صورت گرفت که این مرد به سمت صاحب این دو سگ، آجر پرتاب نمود. ویدیویی از این اتفاق را ببینید. منبع: خبر آنلاین

 

لارس ویلکس کارتونیست سوئدی

کارتونیست توهین‌کننده به ساحت پیامبر اسلام (ص) کشته شد

کارتونیست سوئدی که با تصویر کردن پیامبر اسلام (ص) موجب خشم مسلمانان جهان شده بود در تصادف رانندگی کشته شد.

 

 

 

لارس ویلکس کارتونیست سوئدی

لارس ویلکس کارتونیست سوئدی

به گزارش آرمان آرا به نقل از آسوشیتدپرس، لارس ویلکس، کارتونیست سوئدی که تصویری موهن از حضرت محمد (ص) کشیده بود و موجب خشم مسلمان جهان شده بود، در یک تصادف رانندگی کشته شد.

وی در حالی که با دو پلیس محافظ در حال راندن در جاده نزدیک شهر مارکارید در جنوب سوئد بود با یک کامیون تصادف کرد و همه سرنشینان خودرو کشته شدند.

گفته شده راننده تراکتور در حال حاضر در بیمارستان بستری است و در بیانیه پلیس آمده است هنوز معلوم نیست این تصادف چگونه رخ داد.

این کارتونیست ۷۵ ساله پس از کشیدن تصاویر از پیامبر اسلام (ص) و مواجهه با خشم مسلمانان تحت محافظت پلیس زندگی می‌کرد.

کاریکاتور ویلکس سال ۲۰۰۷ منتشر شد و از آن پس وی تحت حفاظت پلیس سوئد بود.

این کارتون یک سال پس از انتشار کاریکاتورهای پیامبر در یک روزنامه دانمارکی منتشر شده بود.

آن زمان و پس از انتشار این تصویر موهن، نخست وزیر وقت سوئد با سفیران ۲۲ کشور مسلمان دیدار کرد تا تاسف خود را از این امر ابراز کند.

محمد نادری

محمد نادری در تمرین تیم استقلال

محمد نادری مدافع و هافبک فصل گذشته تیم استقلال در تمرین امروز این تیم حضور یافت.

 

 

به گزارش آرمان آرا محمد نادری مدافع – هافبک فصل گذشته تیم فوتبال استقلال پیش از شروع تمرین روز دوشنبه تیم فوتبال استقلال در محل تمرین این تیم حاضر شد.

نادری که به اردوی تیم ملی فوتبال ایران برای بازی با امارات و کره جنوبی هم دعوت شده است، با برخورد گرم آبی‌پوشان مورد استقبال قرار گرفت.

نادری این فصل در تیم آلتای ترکیه توپ می‌زند.

اگر سوالی درباره پیام نور دارید اینجا مطرح کنید

پایگاه خبری آرمان آرا سوالات کاربران ، دواطلبان ورود به دانشگاه پیام نور و دانشجویان پیام نور پاسخ میدهد

 

آرمان آرا تلاش می کند به سوالات و پرسش هایی که از پیام نور داشته باشید را پاسخ دهد اگر نیازمند راهنمایی در این زمینه باشید می توانید از قسمت پرسش و پاسخ فرم نظرات مخصوص این بخش در انتهای همین مطلب آن را با ما مطرح کنید
ما تمام تلاش خود را انجام میدهیم که در کمترین زمان ممکن به سوالات شما پاسخ دهیم !

اینفوگرافیک | مدارک ثبت نام پذیرفته شدگان کارشناسی پیام نور

ثبت نام کلیه پذیرفته شدگان کارشناسی دانشگاه پیام نور به صورت اینترنتی و از طریق سیستم گلستان پیام نور انجام می شود

 

مدارک-ثبت-نام-پذیرفته-شدگان-پیام-نور

مدارک ثبت نام پذیرفته شدگان پیام نور