مرمت شهری نوپا با تجربههای پراکنده / آغاز حرکتی تازه برای حفظ هویت شهرهای تاریخی ایران

به گزارش آرمان آرا، چهار دهه از زمانی میگذرد که حفاظت از بافتهای تاریخی از حاشیه برنامههای عمرانی به یکی از موضوعات شهرسازی ایران تبدیل شد. در این سالها، خیابانهایی از دل محلههای قدیمی عبور کردند، خانههایی از میان رفتند و در مقابل، تجربههای تازهای برای حفظ هویت شهرها شکل گرفت. با این همه، هنوز یک پرسش پابرجاست؛ چرا حاصل این سالها به دانشی تبدیل نشده که بتواند مسیر آینده مرمت شهری را روشن کند؟
این پرسشی بود که نخستین نشست «هفتشهر» در خانه آفرینشهای شهری را شکل داد. نشستی که به جای مرور پروژههای اجراشده، به عقب برگشت؛ به سالهایی که مرمت شهری در ایران آرامآرام شکل گرفت، به تجربههایی که ثبت نشدند و به اختلافنظرهایی که هنوز درباره نسبت توسعه، مدرنیته و حفاظت از شهرهای تاریخی ادامه دارد.
چراغ خانه آفرینشهای شهری با همین نشست روشن شد. وحید قاسمی؛ سردبیر و دبیر علمی سلسله نشستهای هفتشهردر آغاز برنامه گفت این خانه قرار است محلی برای گفتوگو درباره شهر باشد؛ جایی که تجربههای معماران، شهرسازان و پژوهشگران کنار هم قرار بگیرد و آنچه در دهههای گذشته بر شهرهای ایران گذشته، دوباره خوانده شود. او تأکید کرد بخش مهمی از مطالعات مربوط به شهرهای تاریخی، شهرهای میانی و سکونتگاههای غیررسمی، امروز بخشی از حافظه شهرسازی ایران است؛ حافظهای که اگر بازخوانی نشود، بهتدریج از میان خواهد رفت.
حمیدرضا سپهری، معمار و مرمتگر، سخنانش را نه از بناهای تاریخی، بلکه از خود شهر آغاز کرد. از نگاه او، شهر پیچیدهترین ساخته انسان است؛ موجودی زنده که هم انسان آن را میسازد و هم خود بر زندگی، روابط و فرهنگ انسان اثر میگذارد. به همین دلیل، مرمت شهر فقط به معنای حفظ ساختمانهای قدیمی نیست، بلکه تلاشی برای شناخت همین موجود زنده است.
او تأکید کرد شناخت، نخستین گام هر مداخله شهری است. شناختی که از دیدن آغاز میشود. از نظر سپهری، نمیتوان پشت میز نشست و برای شهری نسخه پیچید که آن را ندیدهایم. شهر را باید قدم زد، باید لایههایش را شناخت، باید فهمید هر کوچه و میدان چگونه شکل گرفته و چه نسبتی با زندگی مردم دارد. به اعتقاد او، هر تصمیمی که بدون این شناخت گرفته شود، دیر یا زود از واقعیت شهر فاصله میگیرد.
سپهری در ادامه، از تجربههای شخصی خود در اصفهان، یزد، شیراز و دیگر شهرهای تاریخی گفت؛ تجربههایی که به باور او نشان میدهد مطالعه نقشهها و اسناد بهتنهایی کافی نیست. شهر تاریخی را باید از نزدیک دید؛ باید نور صبح روی گنبدها، مسیر بازار، میدان، مدرسه و زندگی جاری در بافت را لمس کرد تا بتوان آن را فهمید. او گفت شهر تاریخی مجموعهای از ساختمانها نیست، بلکه شبکهای از روابط، خاطره و تجربه است که در طول قرنها شکل گرفته است.
وقتی هنوز زبان مشترکی وجود ندارد
یکی از مهمترین بخشهای سخنان سپهری، انتقاد از آشفتگی مفهومی در حوزه مرمت شهری بود. او گفت هنوز درباره بسیاری از واژههایی که هر روز در ادبیات شهرسازی به کار میروند، توافقی وجود ندارد. مفاهیمی که از زبانهای مختلف وارد فارسی شدهاند، هر بار ترجمهای تازه پیدا کردهاند و همین مسئله باعث شده ادبیات مرمت شهری، زبان مشترک خود را پیدا نکند.
او با مرور خاطرات سالهای فعالیتش توضیح داد که بسیاری از تجربههای ارزشمند دهههای گذشته هرگز ثبت نشدهاند. بخش مهمی از آنچه امروز در حوزه مرمت شهری میدانیم، در ذهن مدیران، کارشناسان و معمارانی باقی مانده که در آن سالها فعالیت کردهاند. از نظر او، اگر این تجربهها نوشته و نقد نشوند، نسلهای بعد ناچار خواهند بود همان مسیر را دوباره از ابتدا طی کنند.
شهر امروز با شهر دیروز فرق کرده است
سپهری در بخش دیگری از سخنانش به تغییر سبک زندگی مردم پرداخت؛ تغییری که به اعتقاد او، مستقیماً بر شهر اثر گذاشته است. او گفت خانههای کوچکتر، گسترش خدمات آنلاین، افزایش حضور مردم در کافهها و فضاهای عمومی و تغییر الگوی رفتوآمد، همه نشان میدهد که شهر امروز با شهر پنجاه سال پیش تفاوت دارد؛ بنابراین مرمت شهری نیز نمیتواند تنها به حفظ گذشته فکر کند؛ بلکه باید نسبت خود را با زندگی امروز پیدا کند.
از حفاظت بنا تا حفاظت شهر
فرامرز پارسی، معمار و پژوهشگر، روایت خود را از سالهایی آغاز کرد که حفاظت از بافت تاریخی هنوز جایگاهی در برنامهریزی شهری نداشت. او گفت در آن سالها توجه اصلی متولیان میراث فرهنگی به بناهای منفرد بود و کمتر کسی از «بافت تاریخی» سخن میگفت. نتیجه چنین نگاهی، خیابانکشیهای گسترده و تخریب بخشهایی از شهرهای تاریخی بود؛ روندی که به گفته او، با الگوهای وارداتی شهرسازی نیز تشدید شد.
پارسی تأکید کرد که بسیاری از مدیران و کارشناسان آن دوره با نیت تخریب وارد میدان نشده بودند، بلکه تصور میکردند توسعه، در عبور از گذشته خلاصه میشود. اما به مرور، این نگاه تغییر کرد و کمکم این ایده شکل گرفت که شهر تاریخی فقط چند بنای ارزشمند نیست، بلکه مجموعهای بههمپیوسته از فضاها، مسیرها، میدانها و روابط شهری است که باید یکجا دیده شود.
او معتقد است امروز حاصل چهار دهه فعالیت در حوزه مرمت شهری، سرمایه بزرگی از تجربه است؛ تجربهای که هم موفقیت در آن دیده میشود و هم خطا. با این حال، هنوز این اندوخته به نظریه تبدیل نشده است. به گفته پارسی، زمان آن رسیده که این تجربهها مستند، نقد و منتشر شوند تا به جای باقی ماندن در حافظه افراد، به بخشی از دانش شهرسازی ایران تبدیل شوند.
جدال بر سر مدرنیته
بخش پایانی نشست، به بحثی میان فرامرز پارسی و دکتر رضا فیضی اختصاص یافت؛ بحثی که نشان داد اختلافنظر درباره آینده مرمت شهری همچنان ادامه دارد. پارسی معتقد بود شهرهای تاریخی ایران قربانی الگوبرداری از مدلهای وارداتی شدهاند و امروز بیش از هر زمان دیگری باید از گوناگونی فرهنگی و هویت شهرها حفاظت کرد. در مقابل، دکتر رضا فیضی تأکید داشت مسئله، نفی مدرنیته نیست، بلکه مستندسازی تجربههای ایران و تولید دانش متناسب با شرایط امروز است.
این گفتوگو اگرچه به جمعبندی واحدی نرسید، اما یک نکته را روشن کرد؛ اینکه هنوز درباره نسبت میان توسعه، فناوری، مدرنیته و حفاظت از میراث شهری، اتفاقنظر وجود ندارد. شاید همین اختلاف دیدگاههاست که ضرورت گفتوگو و بازخوانی تجربههای گذشته را بیش از پیش نشان میدهد.
در پایان نشست نیز از حمیدرضا سپهری به پاس چهار دهه فعالیت در حوزه حفاظت از میراث و بافتهای تاریخی تقدیر شد؛ قدردانی از نسلی که بخش مهمی از تجربه مرمت شهری ایران را شکل داده است.

دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟نظری بدهید!