مرز چذابه برای بازگشت اتباع عراقی بازگشایی شد

مرز چذابه از ساعاتی پیش برای اتباع عراقی که قصد بازگشت به کشورشان را دارند، بازگشایی شد.

مرز چذابه از ساعاتی پیش برای اتباع عراقی که قصد بازگشت به کشورشان را دارند، بازگشایی شد.
پاسخ به اتهامات و افتراهای بیاساس پیرامون رانتخواری جامعه بزرگ کشتی از سوی فدراسیون منتشر شد.
خبرگزاری مهر؛ گروه جامعه، با وجود هشدارهای مکرر درباره فعالیت پزشکنماها و افراد فاقد صلاحیت در حوزه درمان، همچنان تبلیغات گسترده این افراد در فضای مجازی و بهویژه شبکههای اجتماعی ادامه دارد؛ افرادی که گاه با استفاده از تصاویر «قبل و بعد» و تبلیغات فریبنده، اعتماد مخاطبان را جلب کرده و وارد حوزههایی مانند جراحیهای زیبایی میشوند.
در همین حال، اصغر جهانگیر، رئیس سازمان بازرسی کل کشور، نیز اخیراً نسبت به فعالیت برخی عطاریها و افراد فاقد صلاحیت در حوزه درمان و عرضه داروها هشدار داده و تأکید کرده است دستگاههای مسئول باید درباره برنامههای خود برای نظارت بر این حوزهها و میزان اثربخشی اقداماتشان پاسخگو باشند.
در همین راستا، برای بررسی ابعاد حقوقی و قضایی فعالیت پزشکنماها، تبلیغات غیرمجاز خدمات پزشکی در فضای مجازی، دریافت زیرمیزی و همچنین برخی تخلفات مراکز تهیه و عرضه غذا، آرمان آرا با سعید احمدبیگی، معاون دادستان و سرپرست دادسرای جرایم پزشکی گفتگو کرد. متن این گفتگو به شرح زیر است:
در پروندههای اخیر، پزشکنماها بیشتر در چه حوزههایی فعالیت میکنند و معمولاً با چه شیوهای اعتماد مردم را جلب میکنند؟
احمدبیگی: در پروندههای اخیر، پزشکنماها بیشتر در حوزه عملهای جراحی زیبایی فعالیت میکنند؛ چراکه این حوزه گردش مالی بالایی دارد. این افراد عمدتاً از طریق صفحات اینستاگرامی و تبلیغات غیرمجاز، از جمله انتشار تصاویر قبل و بعد از عمل و موارد مشابه، اعتماد مردم را جلب میکنند.
اگر فردی در فضای مجازی خود را پزشک معرفی کند، در حالی که مدرک و مجوز لازم را ندارد، چه عنوان مجرمانهای خواهد داشت؟
احمدبیگی: اگر فردی خود را در فضای مجازی پزشک معرفی کند، این اقدام میتواند مصداق تبلیغات غیرمجاز خدمات سلامترسان باشد که مطابق ماده یک قانون ممنوعیت تبلیغات خدمات سلامترسان، برای آن مجازات حبس تا دو سال پیشبینی شده است. از سوی دیگر، چون این معرفی معمولاً با مداخله فرد در امر پزشکی همراه میشود، میتواند عنوان مجرمانه مداخله در امور پزشکی موضوع ماده ۳ قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی را نیز داشته باشد.
آیا تبلیغ و ارائه خدمات پزشکی توسط افراد فاقد صلاحیت در فضای مجازی نیز قابل پیگرد کیفری است؟
احمدبیگی: بله. معرفی و تبلیغ فرد فاقد صلاحیت در حوزه خدمات سلامت، جرم و مصداق تبلیغ غیرمجاز خدمات سلامترسان است و میتواند تا دو سال حبس به دنبال داشته باشد.
مردم چگونه میتوانند از پزشک بودن و صلاحیت فردی که قصد دریافت خدمات از او را دارند، اطمینان حاصل کنند؟
احمدبیگی: مردم میتوانند نام فرد را در سایت سازمان نظام پزشکی جستوجو کنند. در این سامانه تصویر و تخصص پزشک نیز ارائه میشود. اگر فرد در سامانه نتیجهای نداشت یا تصویر ثبتشده با شخصی که خدمات ارائه میدهد مطابقت نداشت، باید نسبت به صلاحیت او تردید کرد و موضوع را به مراجع مربوط گزارش داد.

در مورد دریافت مبالغی تحت عنوان زیرمیزی، از نظر قضایی چه زمانی دریافت وجه اضافی از بیمار تخلف محسوب میشود؟
احمدبیگی: ویزیت، اعمال جراحی و سایر خدمات پزشکی دارای تعرفههای مصوب هستند که هر سال اعلام میشود. دریافت هر مبلغی تحت هر عنوان مازاد بر تعرفههای مصوب، تخلف تعزیراتی محسوب میشود و برابر قانون تعزیرات حکومتی در امور بهداشتی قابل رسیدگی در سازمان تعزیرات حکومتی است.
اگر پزشک از بیمار بخواهد مبلغ اضافی را نقدی یا به حساب شخص دیگری واریز کند، آیا تفاوتی در ماهیت تخلف ایجاد میشود؟
احمدبیگی: در اخذ وجه مازاد بر تعرفه تفاوتی ندارد که مبلغ به حساب خود پزشک واریز شود، به حساب شخص ثالث باشد یا به صورت نقدی دریافت شود. اگر پزشک از بیمار بخواهد وجه را به صورت نقدی یا به حساب شخص دیگری پرداخت کند، موضوع فرار مالیاتی نیز میتواند مطرح شود؛ چراکه وجوه باید به حسابی واریز شود که به اداره امور مالیاتی متصل باشد.
پیامک، رسید کارتبهکارت یا گردش حساب تا چه اندازه میتواند به اثبات دریافت زیرمیزی کمک کند؟
احمدبیگی: هر دلیلی که بتواند دریافت وجه اضافی را اثبات کند قابل استفاده است؛ از جمله رسید پرداخت، فیش بانکی، صورتحساب بیمارستان، قرارداد درمان، پیامکها، مکاتبات، فایلهای صوتی و سایر مستنداتی که دریافت وجه اضافی را نشان دهد.
بیماری که مجبور به پرداخت زیرمیزی شده است، چگونه میتواند برای بازپسگیری وجه اقدام کند؟
احمدبیگی: امکان پیگیری و بازپسگیری وجوه پرداختی از طریق سازمان تعزیرات حکومتی وجود دارد و بیمار باید هرگونه مستند مربوط به پرداخت مبلغ اضافی را حفظ کند تا بتواند موضوع را اثبات و پیگیری کند.

در حوزه رستورانها، استفاده از مواد فاسد، تاریخگذشته یا غیرقابل مصرف چه تبعات کیفری دارد؟
احمدبیگی: استفاده از مواد غذایی فاسد، تاریخگذشته یا سایر مواد غیرقابل مصرف و عرضه غذای غیرقابل مصرف، موضوع مواد یک و دو قانون مربوط به مواد خوردنی و آشامیدنی است و برای آن جرمانگاری و مجازات حبس تا دو سال پیشبینی شده است.
آیا قیمت بسیار پایین یک غذا میتواند زنگ خطر و مبنای بررسی بهداشتی باشد؟
احمدبیگی: عرضه غذا با قیمتی غیرمنطقی و پایینتر از قیمت معمول میتواند یکی از قرائن برای بررسی کیفیت غذا باشد. در چنین مواردی بازرسان میتوانند کیفیت مواد غذایی را بررسی و آزمایش کنند. اگر مشخص شود غذا فاسد یا غیرقابل مصرف بوده یا از مواد غیرمجاز استفاده شده است، موضوع تحت عنوان عرضه غذای غیرقابل مصرف قابل پیگیری خواهد بود.
اگر تخلف در یکی از شعب یک مجموعه رستورانی رخ دهد، مسئولیت کیفری متوجه مدیر همان شعبه است یا مدیران مرکزی مجموعه نیز مسئولیت دارند؟
احمدبیگی: در وهله نخست مسئولیت متوجه متصدی همان شعبه است. مطابق تبصره ۲ ماده ۲ قانون مواد خوردنی و آشامیدنی، مسئولیت مدیر منوط به احراز علم اوست. بنابراین اگر علم مدیر مرکزی مجموعه نسبت به تخلف احراز شود، وی نیز میتواند مسئولیت داشته باشد.

استفاده از غذاهای دورریز و ضایعات در تهیه غذا چه حکمی دارد؟
احمدبیگی: از آنجا که این دسته از مواد غیرقابل مصرف هستند، استفاده از آنها در تهیه غذا نیز مشمول مواد یک و دو قانون مواد خوردنی و آشامیدنی (مطابق ماده یک قانون مربوط به مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی، عرضه یا فروش جنس فاسد یا محصولی که موعد مصرف آن گذشته باشد، ممنوع است و برای مرتکب مجازات تعیین شده است. همچنین مخلوط کردن مواد خارجی به جنس با هدف سوءاستفاده، رعایت نکردن استاندارد یا فرمول ثبتشده و استفاده از رنگها، اسانسها و سایر مواد اضافی غیرمجاز نیز از جمله اعمال مشمول این ماده است. بر اساس ماده ۲ همین قانون، میزان مجازات با توجه به نتیجه و آثار حاصل از تخلف تعیین میشود؛ بهگونهای که اگر مصرف ماده موجب بیماری یا آسیبی شود که درمان آن کمتر از یک ماه طول بکشد، مرتکب به شش ماه تا دو سال حبس و در صورت طولانیتر بودن دوره درمان، به یک تا سه سال حبس محکوم خواهد شد. در مواردی که تخلف موجب نقص عضو، نقص زیبایی یا مرگ مصرفکننده شود نیز مجازاتهای سنگینتری در قانون پیشبینی شده است.بنابراین استفاده از مواد غذایی فاسد، تاریخمصرفگذشته یا غیرقابل مصرف در تهیه و عرضه غذا، در صورت احراز، میتواند مشمول مقررات کیفری مواد یک و دو این قانون قرار گیرد)خواهد بود.
با وجود هشدارها و برخوردهای قانونی، چرا همچنان شاهد فعالیت پزشکنماها در صفحات پرمخاطب اینستاگرامی هستیم؟
احمدبیگی: ضعف برخی نظارتها و در مواردی ضعف در برخوردها میتواند در تداوم این وضعیت مؤثر باشد. از سوی دیگر، سود بسیار بالایی که در حوزه جراحیهای زیبایی وجود دارد، انگیزه فعالیت مداخلهگران را افزایش میدهد. همچنین در برخی موارد، نبود اراده کافی در نهادهای نظارتی برای برخورد با مداخلهگران به دلیل تعارض منافع نیز میتواند مؤثر باشد.
مهمترین خلأ نظارتی در زمینه پزشکنماها، زیرمیزی و تخلفات مراکز تهیه غذا چیست؟
احمدبیگی: خلأهای نظارتی و قانونی متعددی وجود دارد؛ از عدم نظارت دقیق برخی نهادهای مسئول گرفته تا بازدارنده نبودن برخی برخوردهای سلبی. نهادهای مسئول و زیرمجموعه وزارت بهداشت باید وظایف نظارتی خود را دقیقتر انجام دهند. برای نمونه، نصب دوربین در اتاقهای عمل، ایجاد محدودیت برای برخی اعمال جراحی و اقدامات مشابه میتواند در پیشگیری مؤثر باشد. در مورد زیرمیزی نیز مؤثرترین راه مبارزه، کشف فعال و مستمر تخلف است، نه اینکه صرفاً منتظر شکایت بیمار باشیم. یکی از راهکارها میتواند تماس محرمانه با بیماران پس از دریافت خدمات پرهزینه و بررسی نحوه پرداخت هزینههای درمان باشد.

به گزارش آرمان آرا، حدادپور مدیرکل تعزیرات حکومتی استان قم اظهار کرد: پرونده تخلف نگهداری، عرضه و فروش شکر در یک واحد صنفی به ارزش ۶۴۳ میلیارد و ۶۲۹ میلیون ریال که پیش از ثبت در سامانه جامع تجارت به فروش رسیده بود، در شعبه چهارم بدوی و ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز تعزیرات حکومتی قم مورد رسیدگی قرار گرفت.
وی افزود: شعبه رسیدگیکننده با توجه به مدارک موجود در پرونده و ارائه نشدن اسناد و مدارک معتبر از سوی واحد صنفی، تخلف انتسابی را محرز دانست و این واحد صنفی متخلف را به پرداخت ۱۶۰ میلیارد و ۹۰۷ میلیون ریال جزای نقدی، معادل یکچهارم ارزش کالای موضوع تخلف، محکوم کرد.
مدیرکل تعزیرات حکومتی استان قم تصریح کرد: بازرسان اداره کل صنعت، معدن و تجارت استان قم در پی بررسیهای انجامشده، گزارشی از تخلف این واحد صنفی در زمینه نگهداری، خرید و فروش کالا بدون رعایت ضوابط تعیینشده از سوی دولت تهیه و پرونده را برای رسیدگی به تعزیرات حکومتی ارسال کردند.

به گزارش آرمان آرا، حدادپور مدیرکل تعزیرات حکومتی استان قم اظهار کرد: پرونده تخلف نگهداری، عرضه و فروش شکر در یک واحد صنفی به ارزش ۶۴۳ میلیارد و ۶۲۹ میلیون ریال که پیش از ثبت در سامانه جامع تجارت به فروش رسیده بود، در شعبه چهارم بدوی و ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز تعزیرات حکومتی قم مورد رسیدگی قرار گرفت.
وی افزود: شعبه رسیدگیکننده با توجه به مدارک موجود در پرونده و ارائه نشدن اسناد و مدارک معتبر از سوی واحد صنفی، تخلف انتسابی را محرز دانست و این واحد صنفی متخلف را به پرداخت ۱۶۰ میلیارد و ۹۰۷ میلیون ریال جزای نقدی، معادل یکچهارم ارزش کالای موضوع تخلف، محکوم کرد.
مدیرکل تعزیرات حکومتی استان قم تصریح کرد: بازرسان اداره کل صنعت، معدن و تجارت استان قم در پی بررسیهای انجامشده، گزارشی از تخلف این واحد صنفی در زمینه نگهداری، خرید و فروش کالا بدون رعایت ضوابط تعیینشده از سوی دولت تهیه و پرونده را برای رسیدگی به تعزیرات حکومتی ارسال کردند.
خبرگزاری مهر-گروه سیاست-هادی رضائی: بیستوپنج سال از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میگذرد؛ حادثهای در نیویورک که به سرعت به ابزار و پوششی برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه و لشکرکشیهای گسترده واشنگتن در منطقه غرب آسیا تبدیل شد.

بازخوانی کارنامه ربع قرن گذشته نشان میدهد که چگونه مفاهیم والایی چون «حقوق بشر»، «مبارزه با تروریسم» و «جلوگیری از اشاعه سلاحهای کشتار جمعی»، در عمل به بهانههایی برای جنگافروزی، اشغال، غارت ثروت ملل و انهدام زیرساختهای کشورهای مستقل تبدیل شدهاند.

افغانستان؛ جنگی که قرار بود علیه تروریسم باشد
حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ با شعار نابودی تروریسم آغاز شد، اما حاصل ۲۰ سال اشغالگری نظامی آمریکا، فرسایش زیرساختهای زیستی، کشتار دهها هزار زن و کودک بیگناه و آوارگی میلیونها افغانستانی بود.
اما آنچه ابتدا با شعار «جنگ علیه تروریسم» آغاز شد، به یک جنگ ۲۰ ساله تبدیل شد؛ جنگی که در نهایت در سال ۲۰۲۱ با خروج نیروهای آمریکایی و بازگشت طالبان به کابل پایان یافت.
پرسش اینجاست، پس از دو دهه بمباران، عملیات ویژه، پهپاد، اشغال و هزینههای عظیم، آیا افغانستان به کشوری باثبات و امن تبدیل شد؟

برآورد پروژه دانشگاهی نشان میدهد که جنگ افغانستان و پاکستان از سال ۲۰۰۱ به بعد دستکم صدها هزار قربانی مستقیم داشته و میلیونها انسان نیز در نتیجه پیامدهای غیرمستقیم جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر جان خود را از دست دادهاند. همین پژوهش مجموع مرگهای مستقیم و غیرمستقیم مرتبط با جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر در افغانستان، عراق، پاکستان، سوریه و یمن را حدود ۴.۵ تا ۴.۷ میلیون نفر برآورد میکند؛ هرچند خود پژوهشگران تأکید دارند که رقم دقیق قابل تعیین نیست.

این اعداد، صرفاً آمار نظامی نیستند. پشت هر عدد، یک انسان، یک خانواده و یک زندگی نابودشده قرار دارد.
عراق؛ جایی که «سلاحهای کشتارجمعی» بهانه جنگ شد
هنوز غبار جنگ افغانستان فرو ننشسته بود که ماشین جنگی غرب به سمت عراق چرخش کرد. در سال ۲۰۰۳، کاخ سفید با سناریوسازی رسانهای و ادعای وجود «سلاحهای کشتار جمعی»، تجاوز نظامی به عراق را آغاز کرد، ادعایی که بعدها مشخص شد دروغی بزرگ و سناریویی دستساز برای بسترسازی مداخله بوده است.

در سال ۲۰۰۳ دولت جورج بوش حمله به عراق را با مجموعهای از استدلالها توجیه کرد که در رأس آنها ادعای وجود سلاحهای کشتارجمعی و تهدید ناشی از حکومت صدام حسین قرار داشت.
اما پس از سقوط بغداد، بازرسیها و تحقیقات گسترده نتوانستند آن ذخایر فعال سلاحهای کشتارجمعی را که برای افکار عمومی آمریکا و جهان تصویر شده بود، پیدا کنند. گزارش گروه بررسی عراق نیز نشان داد که در زمان حمله، ذخایر فعال مورد ادعای واشنگتن وجود نداشته است.
حتی در همان زمان نیز سازمان ملل تأکید کرده بود که جنگ با تأیید شورای امنیت آغاز نشده است و فرصت بیشتری برای ادامه بازرسیها و راستیآزمایی وجود داشت. اما جنگ آغاز شده بود.
بغداد سقوط کرد، ساختارهای دولتی عراق فروپاشیدند، ناامنی گسترش یافت و جامعه عراق وارد دورهای از خشونت فرقهای و تروریسم شد که آثار آن سالها ادامه پیدا کرد.
در این میان، مردم عادی بزرگترین بازندگان بودند.
سالها تحریم پیش از جنگ، سپس بمباران، اشغال، فروپاشی زیرساختها و جنگ داخلی، جامعه عراق را در شرایطی قرار داد که سازمانهای وابسته به سازمان ملل از فقر، سوءتغذیه و وابستگی بخش بزرگی از مردم به برنامه «نفت در برابر غذا» گزارش میدادند. این همان نقطهای است که باید درباره مفهوم «حقوق بشر» سؤال کرد.
اگر حقوق بشر واقعاً معیار تصمیمگیری قدرتهای بزرگ است، چرا مردم عراق باید هزینه تصمیمی را پرداخت میکردند که یکی از مهمترین استدلالهای آن، سلاحهایی بود که بعداً وجود ذخایر فعال آنها اثبات نشد؟
سقوط عراق، فروپاشی ساختارهای اجتماعی، بروز تروریسم تکفیری و شهادت و آوارگی میلیونها عراقی، دستاورد مستقیم این دخالتها بود.
از بغداد تا صنعا، دمشق و کابل
داستان به عراق و افغانستان ختم نشد.
جنگ به بهانه تروریسم به مرور به مجموعهای از عملیات نظامی، حملات پهپادی، عملیات مخفی، مداخلات سیاسی و جنگهای نیابتی در کشورهای مختلف تبدیل شد.
افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، یمن، سومالی، لیبی و دیگر نقاط منطقه و حتی جهان هر یک به شکلی درگیر این چرخه شدند.
بر اساس برآورد دانشگاه براون، بیش از ۳۸ میلیون نفر در جریان جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر در افغانستان، عراق، پاکستان، سوریه، یمن، سومالی، لیبی و فیلیپین آواره شدهاند.
رقم واقعی قربانیان جنگ نیز احتمالاً بسیار فراتر از کسانی است که مستقیماً بر اثر گلوله و بمب کشته شدند.
جنگی که بیمارستان ها را ویران، جاده را نابود، آب آشامیدنی را آلوده، اقتصاد را مختل، کودک را از مدرسه محروم و انسانی را که امروز از بمباران جان سالم به در برده، ممکن است چند سال بعد بر اثر بیماری، گرسنگی یا فروپاشی نظام درمانی از دست بدهد.
به همین دلیل است که پژوهشگران دانشگاه براون مرگهای غیرمستقیم ناشی از جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر را چندین میلیون نفر برآورد کردهاند.
تروریسم اقتصادی و تحریمهای دارویی؛ جنگ خاموش علیه ملت ایران
همین الگوی تحریف و فشار در قبال جمهوری اسلامی ایران پیاده شد. آمریکا با طرح ادعاهای واهی درباره برنامه هستهای ایران، ظالمانهترین نظام تحریمی تاریخ را علیه یک ملت اعمال کرد. اگرچه مقامات غربی ادعا میکنند اقلام بشردوستانه معاف از تحریم است، اما در عمل با انسداد شریانهای بانکی و اعمال تحریمهای ثانویه، «تروریسم اقتصادی» را بر نظام سلامت ایران تحمیل کردند.

قطع دسترسی بیماران خاص: منع ارسال پانسمانهای ویژه بیماران پروانهای (EB)، کمبود شدید داروهای حیاتی بیماران سرطانی، تالاسمی، هموفیلی و پیوندی، مستقیمترین سند نقض حق حیات ملت ایران توسط مدعیان حقوق بشر است.
هدف قرار دادن تولید و درمان: تحریم مواد اولیه دارویی، قطعات تجهیزات پزشکی (مانند دستگاههای دیالیز و رادیوتراپی) و تحریم خطوط حملونقل و بیمه، همگی بخشی از این نبرد نابرابر علیه مردم عادی ایران است.
تهاجم مستقیم و تکرار بهانههای واهی؛ از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ ۴۰ روزه
در امتداد همین سیاستهای خصمانه، تحولات اخیر و تهاجمات نظامی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه و ادامه این جنایات در جنوب ایران که تا همین امروز هم ادمه دارد ابعاد تازهتری از زنجیره تجاوزات غرب را برملا کند.
تجاوزات نظامی اخیر که تحت عناوین واهی دفاعی یا مهار توان هستهای و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای صورت گرفت، بار دیگر ثابت کرد که تمامی ادعاهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر صلحآمیز بودن و عدم انحراف ساختاری در فعالیتهای ایران، توسط جبهه استکبار نادیده گرفته میشود، چراکه مسئله اصلی آنها اصل استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی ایران است، نه بهانههای حقوقی یا هستهای.
وقتی تأسیسات هستهای هم هدف حمله قرار گرفتند
در جنگ ۱۲ روزه که رژیم صهیونیستی به تاسیسات هسته ای ایران حمله کرد. آژانس اعلام کرد که در جریان حملات اسرائیل به چند تأسیسات هستهای ایران، فعالیتهای راستیآزمایی میدانی خود را متوقف کرد و سپس با خروج بازرسان از ایران، امکان دسترسی مستقیم آژانس به بسیاری از تأسیسات تحت پادمان از بین رفت. در ادامه، ایالات متحده نیز در ۲۲ ژوئن به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد.

این درحالی است که مدیرکل آژانس بارها تأکید کرده بود که تأسیسات هستهای نباید هدف حمله نظامی قرار گیرند، زیرا چنین حملاتی میتوانند پیامدهای جدی برای ایمنی هستهای، محیط زیست و امنیت منطقهای داشته باشند.
اینجا یک تناقض تاریخی آشکار میشود:
اگر هدف، نظارت بر برنامه هستهای و جلوگیری از اشاعه است، چرا باید به تأسیساتی حمله کرد که محل بازرسی و نظارت بینالمللی هستند؟
اگر راهحل، بازرسی و دیپلماسی است، چرا بمب جای مذاکره را میگیرد؟
و اگر امنیت مردم منطقه اهمیت دارد، چرا باید خطرات ناشی از حمله به تأسیسات هستهای به آنها تحمیل شود؟
این سوالات و صدها ابهام دیگر سوالاتی است که هیچ گاه با پاسخی از سوی آمریکا و کشورهای غربی پاسخ داده نشد.
یک الگوی تکرارشونده
مرور نیم قرن گذشته نشان میدهد که در بسیاری از بحرانهای منطقهای، یک الگوی مشابه تکرار شده است:
یک تهدید معرفی میشود، سپس آن تهدید به مسئلهای فوری و حیاتی تبدیل میشو، بعد گزینه نظامی بهعنوان «آخرین راه» مطرح میشود و در نهایت جنگی آغاز میشود که پایان آن بسیار دشوارتر از آغاز آن است.
اما مشکل اینجاست که «آخرین راه» گاهی تبدیل به نخستین گزینه میشود.
آمریکا و همپیمانانش در افغانستان قرار بود تروریسم را شکست دهد.
در عراق قرار بود جهان را از خطر سلاحهای کشتارجمعی نجات دهد. مداخلات بعدی قرار بود با تروریسم مقابله کنند یا از مردم در برابر حکومتهای سرکوبگر حمایت کنند.
اما حاصل نهایی در بخشهایی از منطقه، دولتهای فروپاشیده، میلیونها آواره، زیرساختهای نابودشده و نسلهایی بود که کودکی خود را در سایه جنگ گذراندند.
این واقعیت به معنای نادیدهگرفتن جنایات گروههای تروریستی یا حکومتهای منطقه نیست. القاعده، داعش و دیگر گروههای مسلح نیز جنایات گستردهای مرتکب شدهاند و هیچ انتقادی از سیاستهای آمریکا نمیتواند جنایت آنان را توجیه کند.
لزوم هوشیاری در برابر جنگ شناختی
تجارب تلخ سال های سخت گذشته از ۱۱ سپتامبر تا جنگهای اخیر علیه کشور عزیزمان ایران، مسئولیت سنگینی را بر دوش جامعه و بهویژه نسل جوان قرار میدهد:
عبور از ظاهر شعارها: ژستهای حقوق بشری و ادعاهای حمایت از مردم، صرفاً ویترین تبلیغاتی برای توجیه جنایات، اشغالگری و محاصره اقتصادی ملل است.
درک مفاهیم امنیت و اقتدار: تجربه کشورهای ویرانشده منطقه نشان میدهد هیچ قدرت خارجی امنیت، رفاه یا آزادی به همراه نمیآورد، بلکه اتکا به توان داخلی و تقویت بنیه دفاعی، تنها تضمین بقا و استقلال کشور است.
بازخوانی روایتهای تاریخی: هوشیاری در برابر جنگ شناختی و روایتسازیهای دروغین دشمن، مانع از تکرار سناریوهای فریب و تخریب در داخل کشور خواهد شد.
تاریخ پس از ۱۱ سپتامبر گواهی میدهد که دفاع از حقوق انسانها برای قدرتهای غربی صرفاً تا جایی معنا دارد که در خدمت منافع استعماری آنان باشد. هوشیاری ملل بیدار، تنها سد محکم در برابر تکرار این تجارب خونین است.
هر دولت، منافع، امنیت، نفوذ و محاسبات راهبردی خود را دارد. بنابراین، ملتها باید سرنوشت خود را با هوشیاری دنبال کنند و اجازه ندهند مفاهیمی مانند «حقوق بشر»، «دموکراسی»، «مبارزه با تروریسم» یا «امنیت جهانی» بدون بررسی و راستیآزمایی به پوششی برای جنگ و مداخله تبدیل شوند.
۱۱ سپتامبر برای جهان یک تراژدی بود. اما تراژدی بزرگتر آن است که یک حمله که هنوز با گذشت سالها محل بحث است، بهانهای برای آغاز زنجیرهای از جنگها شود که هزینه آن را میلیونها انسان عادی در سرزمینهایی بسیار دورتر از نیویورک و واشنگتن بپردازند.
بیستوپنج سال بعد، شاید مهمترین وظیفه ما نه فراموشکردن ۱۱ سپتامبر، بلکه به یاد آوردن تمام قربانیانی باشد که پس از آن روز، در جنگهای بیپایان غرب آسیا جان خود را از دست دادند.
و شاید مهمتر از آن، آموختن یک درس ساده باشد، هر ادعایی درباره جنگ را باید پرسید، بررسی کرد و با سند سنجید؛ زیرا وقتی بمبها فرود میآیند، دیگر فرصت اصلاح روایت باقی نمیماند.
کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال آرای جدید خود را اعلام کرد که بر اساس آن استقلال ۵۰، آلومینیوم ۱۱۰ و گلگهر ۲۰۰ میلیون تومان جریمه شدند.

به گزارش آرمان آرا، ولیالله حیاتی صبح امروز شنبه در جمع خبرنگاران اظهار کرد: از بامداد امروز، بر اساس تصمیمات اتخاذ شده توسط دولت عراق، تردد مسافر و مبادلات تجاری در پایانههای مرزی شلمچه و چذابه متوقف شده است.
وی افزود: از تمامی بازرگانان، رانندگان و هموطنان تقاضا میشود تا اطلاع ثانوی و اعلام بازگشایی رسمی از مراجعه به این پایانههای مرزی جداً خودداری کنند.
معاون امنیتی و انتظامی استانداری خوزستان بیان کرد: اطلاعات تکمیلی و جزئیات بیشتر در خصوص زمان بازگشایی مرزها، از طریق مراجع رسمی و رسانههای معتبر به اطلاع عموم خواهد رسید.
مسئول برگزاری مسابقات درباره لغو برخی از بازیهای هفته هفتم لیگ برتر فوتبال توضیحاتی را بیان کرد.

به گزارش آرمان آرا، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در برنامه گفتوگوی ویژه خبری با اشاره به آخرین تحولات سیاست خارجی کشور، مهمترین محورهای مواضع تهران را تشریح کرد.
هرمز در کنترل کامل ایران
بقائی درباره وضعیت تنگه هرمز گفت: تنگه هرمز در اقتدار کامل نیروهای مسلح ایران است. این تنگه پیش از ۹ اسفند بهطور کامل باز بود و ایران در شرایطی قرار گرفت که باید در جهت صیانت از امنیت ملی اقداماتی انجام میداد. در این شرایط ما مجاز هستیم تدابیری برای حفاظت از امنیت کشور اتخاذ کنیم.
وی افزود: پس از تفاهم اسلامآباد، تنگه کمی امنتر شد و ما به تعهدات خود عمل کردیم، اما آمریکا بعد از ۲۳ روز نقض عهد کرد و بهانههای آنان مبنا نداشت. ناامنی در تنگه هرمز نتیجه اقدامات آمریکاست و اگر جامعه جهانی نگران افزایش قیمت سوخت است، باید آمریکا را شماتت کند.
پاسخگویی به عربستان و ژاپن
سخنگوی وزارت امور خارجه درباره قطعنامه شورای حکام علیه ایران گفت: این قطعنامه نشاندهنده سردرگمی بانیان آن است. آنان قبلاً معتقد بودند که اسنپبک شده و قطعنامهها بازگشته است، اما ایران، چین و روسیه معتقد به این نبودند. کشورهای اروپایی تحت فشار آمریکا اسنپبک کردند، اما اینکه بعد از یک سال میخواهند قطعنامه جدید تصویب کنند، نشان میدهد آن اقدام یک سال گذشته بیاثر بوده است.
وی افزود: آنان فکر نکردند ایران چگونه باید دسترسی به سایتهای حملهشده بدهد وقتی به ما حمله شده است؟ الگوی رفتاری رأیدهندگان، تبعیت محض از سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس است و خیلی ناراحت هستند که از اوامر آنان تبعیت کنند.
بقائی تأکید کرد: رأی مثبت عربستان و ژاپن هیچ توجیهی ندارد. این کشورها در تبعات این تصمیم مقصر هستند و ما آنان را پاسخگو میکنیم.
دیپلماسی در سایه جنگ
سخنگوی وزارت امور خارجه درباره عرصه دیپلماسی کشور در جنگ گفت: دیپلماسی جدا از میدان نیست. به همان اندازه که میدان در دفاع از کشور فعال است، وزارت خارجه نیز فعالیت خود را چند برابر کرده است. بروز و ظهور این موضوع را میتوان در دیدارها، رایزنیها و گفتوگوها مشاهده کرد. در این شش ماه، دستگاه دیپلماسی یکی از پرکارترین دورههای خود را سپری کرد.
وی افزود: باید از شکلگیری اجماع ناحق علیه دفاع مشروع خود جلوگیری میکردیم. تا حدود زیادی در این مسیر موفق بودیم و دنیا پیام ما را شنید. هماکنون اجلاس بریکس در جریان است و ایران حضور فعال دارد.
بقائی گفت: دولت اهمیت دیپلماسی را درک میکند. شرکت در این اجلاسها ساده نیست، اما تصمیم گرفته شد در بالاترین سطح در این اجلاسها شرکت کنیم. کشورهای عضو این پیمانها، کشورهایی وزین هستند. چین، روسیه و هند حضور دارند و تلاش داریم ظرفیتها را به خوبی بشناسیم و از آنها بهره بگیریم.
وی درباره جایگاه ایران در عرصه جهانی گفت: ایران اکنون زخمی اما سربلند است. در دوران معاصر هیچگاه ایران اینقدر مقتدر نبوده است و این اقتدار مرهون ایستادگی مردم ایران است. دشمنان بنا داشتند ظرف چند روز کشور را فرو بپاشند، اما ایرانیها نشان دادند وقتی پای وطن در میان باشد، همچون ید واحده زیر پرچم میایستند. ما انسانهای فوقالعاده بزرگی را از دست دادیم، ولی ایران ماند.
سخنگوی وزارت خارجه افزود: دشمن اکنون مستأصل است. اول به این خاطر که شما انگیزه دفاع دارید و برای راه حق میجنگید. آنچه روشن است این است که وقتی شما در جنگ هدفی نداشته باشید، حتماً خیلی زود دچار فرسایش میشوید. فرسایشی که در نیروهای متجاوز آمریکایی میبینید، نتیجه چنین تجربهای است. آنان نمیتوانند این تجاوزات را توجیه کنند. یک دروغ را به عنوان بمب هستهای ناموجود مدام تکرار میکنند و دنیا اکنون بیش از هر زمان متوجه این دروغ بزرگ شده است.
وی تصریح کرد: ما باید همواره حواسمان باشد که بزرگترین دارایی ما مردممان است. ما به تنها چیزی که نیاز داریم، متحدی است که همواره در همه برهههای تاریخ حافظ ایران بوده و آن مردم ایران هستند.
دوگانهسازی دشمن
بقائی با اشاره به دوگانهسازی دشمن مبنی بر اینکه با مردم مشکلی ندارد، اظهار داشت: دشمنان هدفشان این بود که پوست ایران را بکنند، اما خودشان را رسوا کردند. وقتی میگویند تمدن ایران را هدف قرار میدهیم، همه ایرانیها چه در داخل و چه در خارج در یک چیز مشترک هستند و آن حب وطن و عشق به ایران است. همین عشق به ایران باعث میشود بر دشمن فائق آییم.
وضعیت جنگ و محاصره دریایی
وی درباره وضعیت کنونی گفت: ما اکنون در وضعیت جنگ هستیم. مادامی که تحریم، محاصره دریایی و فشار وجود دارد، این به منزله جنگ است. طبق قطعنامههای منشور ملل متحد، محاصره دریایی همان جنگ تجاوزکارانه است. دشمن برای صلح به جنگ ما نیامد و از هیچ شرارتی فروگذاری نکرد. طبق آیات قرآن، زمانی که دشمن حمله کرد نباید به دشمن پشت کنید که اگر کنید دچار غضب میشوید. ما موظفیم در مقابل زیادهخواهی دشمن بایستیم.
وی افزود: کسی نمیتواند ایران را متهم کند که از دیپلماسی برای دفع اشرار استفاده نکرده است، اما دیپلماسی یعنی دو طرف شرایط را درک کنند و نمیتوان پشت میز مذاکره نشست وقتی دشمن آمادگی ندارد. شما با قدرت باید کاری کنید تا دشمن بفهمد نمیتواند با زور امتیاز بگیرد.
نشست عمان و امنیت درونزا
بقائی درباره نشست وزرای خارجه کشورهای ساحلی خلیج فارس در عمان گفت: همه جهانیان فهمیدند حضور آمریکا در منطقه امنیتزا نیست. ما همواره تأکید کردیم که متعهد به اصل حسن همجواری با کشورهای منطقه هستیم. همچنین خواهش کردیم که نگذارند از خاک آنان به ما تجاوز شود، اما این اتفاق نیفتاد. ما همچنان معتقدیم امنیت از همکاری بین کشورهای منطقه حاصل میشود و برای همین است که قرار است این نشست برگزار شود. یکی از موضوعات این نشست تنگه هرمز است و قرار است ایران و عمان درباره روند و نتایج رایزنیهای دو کشور توضیحاتی ارائه دهند.
وی افزود: هدف این است که به سمت امنیت مشترک درونمنطقهای برویم.
سخنگوی وزارت خارجه درباره نحوه انتشار خبر نشست عمان و کاهش قیمت نفت و واکنشها گفت: با این نگاه میتوان چنین استدلال کرد که اکنون زمان فلان اقدام دیپلماتیک نیست. نمیتوان استفاده از فرصتهای دیپلماتیک را بر اساس یک ملاحظه دید. در رابطه با نشست بین ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، این نتیجه یک فرایند است. در این شش ماه اتفاقات مهمی افتاد. ظاهرش این است که ایران، پایگاههای آمریکا در این کشورها را هدف قرار داد. ما از اول گفتیم ضربات ما علیه منشأ حملات بوده است، نه کشورها. اینکه دیپلماسی شما موفق میشود کشورها را به این نتیجه برساند که کنار هم بنشینیم و صحبت کنیم، آن هم به دور از حضور کشورهای فرامنطقهای و دیگران، مهم است.
بقائی ادامه داد: اکنون زمان گفتوگو درباره امنیت درونزا است. نمیخواهم بگویم همین فردا حضور نظامی دیگران در منطقه قطع میشود، اما باید امنیت منطقه را خودمان تأمین کنیم و وقتش اکنون است. این یک دستاورد دیپلماتیک است و منصفانه نیست این تحول را به کاهش قیمت نفت تقلیل دهیم. مهم این است از همه ابزارها برای ایجاد منطقهای که از طریق همکاری متقابل امنیتش تأمین شود، استفاده کنیم.
سخنگوی وزارت خارجه درباره این نشست ادامه داد: ما حتماً هدفمان این است که به سمتی رویم که از این کشورها به ما حمله نشود. این کشورها در بیان اعلام میکنند ما خاکمان را در اختیار آمریکا قرار ندادیم و در حمله به ایران نقشی نداشتیم. خودشان میدانند که این عمل خلاف حقوق بینالملل است. حتماً این یک مطالبه دائمی ایران است و باید این کشورها در قبال خسارات وارد شده به ما پاسخگو باشند. میدان کار خودش را انجام میدهد و حتماً دیپلماسی یار میدان خواهد بود.

به گزارش آرمان آرا، مسعود پزشکیان، شامگاه جمعه در نشست مشترک با رهبران ادیان، نخبگان و بازرگانان کشور هند، با اشاره به سیاستهای فشار حداکثری آمریکا علیه ملت ایران اظهار داشت: آمریکا چون نمیتواند با قُلدری مردم ایران را وادار به تسلیم کند، میخواهد کاری کند که مردم بهخاطر نبود معیشت و امکانات تسلیم شوند؛ اما مردم ایران تسلیم نخواهند شد.
رئیسجمهور کشورمان در تشریح تناقض رفتاری قدرتهای غربی افزود: اگر اینها مرد جنگ هستند، با نظامیان بجنگند؛ با نان و معیشت و زیرساخت مردم چه کار دارند؟ اگر اینها انساناند، چرا راه آب و غذای مردم را میبندند؟
وی با طرح این پرسش که «چه کسی گفته یک حکومت میتواند برای کل جهان تصمیم بگیرد و نیات شوم خود را به دیگران تحمیل کند؟»، بر لزوم بازتعریف نظم عادلانه جهانی تأکید کرد.
پزشکیان همچنین با اشاره به حقوق برابر همه انسانها خاطرنشان کرد: همه انسانها حقوقی برابر دارند و باید با عدالت و انصاف کنار هم زندگی کنند؛ این خواسته ماست، ولی آنها نمیخواهند.
رئیسجمهور کشورمان در پایان با بیان اینکه «ما دنبال حق هستیم و در برابر ظلم سر خم نخواهیم کرد»، تصریح کرد: ملت ایران بر اساس باورهای انسانی و اعتقادی خود، تسلیم فشار و زورگویی نخواهد شد.
صالح حردانی با تصمیم سهراب بختیاریزاده از امروز در تمرینات استقلال حضور خواهد یافت و همراه کاروان آبیپوشان راهی بصره میشود.

به گزارش آرمان آرا، محمد سلیمانی در این خصوص اظهار کرد: خانوادههای ده صیاد اهل و ساکن شهرستان بندرلنگه اواخر مرداد به مسئولان هرمزگان اعلام کرده بودند که آنان برای صید به آبهای خلیج فارس رفته و بازنگشتهاند.
محمد سلیمانی گفت: با اعلام مفقودی و پس از پیگیریها از سفارتخانهها در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، مشخص شد، اسامی این ده صیاد، بعنوان بازداشتیهای گارد ساحلی امارات متحده عربی به اتهام ورود به آبهای سرزمینی ثبت شده و صیادان در بازداشت بسر میبرند.
وی افزود: البته از همان اواخر مرداد خانواده سه صیاد دیگر هم در شهرستان بندرلنگه، اعلام مفقودی کرده و مدعی شدند آن سه تن نیز همراه ده صیاد دستگیر شدهاند، اما در فهرست اعلامی بازداشتیها نامی از آنان نیست.این ده صیاد هرمزگانی پیشتر قرار بود شانزدهم شهریور وارد کشور شوند که در آن زمان برنامه بازگشت آنان لغو شد.
سلیمانی افزود: همچنان پیگیر سرنوشت سه صیاد دیگر هستیم.
خبرگزاری مهر- گروه استان ها: پدیده اقلیمی ال نینو در سال ۱۴۰۵ با شدتی بیسابقه در حال تقویت است و بر اساس پیشبینیهای سازمان جهانی هواشناسی، احتمال تداوم شرایط ال نینویی تا زمستان سال جاری وجود دارد.
رئیس سازمان مدیریت بحران کشور هشدار داده که این پدیده میتواند ۲۵ تا ۲۷ استان کشور را تحت تأثیر قرار دهد و بارشهای سنگینی را رقم بزند؛ اما در جنوب و غرب کرمان که سال هاست بارندگی حتی به حد نرمال هم نرسیده و مدت هاست لایروبی رودخانه ها فراموش شده است و این زنگ خطری جدی در خصوص بروز سیلاب و خارج شدن سیل از مسیر رودخانه ها است.
پیشبینی بارشهای فراتر از نرمال در جنوب کرمان
بر اساس گزارشهای هواشناسی، بارندگیهای پیشبینیشده برای فصل پاییز و زمستان در جنوب استان کرمان نرمال رو به بالا خواهد بود و از نیمه دوم مهرماه به بعد، بارشهای بالاتر از نرمال انتظار میرود.
هواشناسی کرمان با اشاره به شرایط بافت خاک و وضعیت رودخانههای منطقه، احتمال سیلابی شدن شهرستانهای جنوبی استان را جدی دانسته است.
همچنین پیشبینیها نشان میدهد که بارشها در پاییز و اوایل زمستان امسال ممکن است بیش از ۷۰ درصد بالاتر از میانگین نرمال باشد.

هشدار نارنجی و خطر طغیان رودخانههای فصلی
اداره کل مدیریت بحران استان کرمان نیز در اطلاعیه ای با اعلام هشدار سطح نارنجی هواشناسی، از تشدید فعالیت سامانه بارشی در جنوب و جنوبغرب استان خبر داده و نسبت به احتمال وقوع سیلاب، طغیان رودخانههای فصلی، آبگرفتگی معابر و اختلال در تردد هشدار داده است.
آسیبپذیری هلیلرود و رودخانههای محلی به دلیل عدم لایروبی
رودخانه هلیلرود به عنوان تنها رود دائمی جنوبشرق کشور و شریان حیاتی تالاب جازموریان، در سالهای اخیر بارها طغیان کرده و خسارات جانی و مالی سنگینی بر جای گذاشته است.
جازموریان و روستاهای اطراف آن به دلیل قرارگیری در پستترین بخش حوضه آبریز هامون-جازموریان و وجود رودخانههای فصلی متعدد، از آسیبپذیرترین مناطق استان کرمان در برابر سیلاب محسوب میشوند.
در سالهای گذشته، سیلابهای متعددی روستاهای این منطقه را درگیر کرده و راههای دسترسی به روستاها و شهرهای را به طور کامل مسدود کرده است.

آمادهباش کامل دستگاههای اجرایی
در واکنش به این هشدارها، جلسه اضطراری ستاد مدیریت بحران استان کرمان با حضور فرمانداران و مدیران هشت شهرستان جنوبی در جیرفت برگزار شد و بر آمادگی حداکثری برای مقابله با سیلاب احتمالی و اقدامات پیشگیرانه از جمله بازنگری در حریم رودخانهها تأکید شده است.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان در گفتگو با آرمان آرا با اشاره به تغییرات اقلیمی بر لزوم آمادگی کامل دستگاههای اجرایی برای مقابله با خسارات احتمالی تأکید کرد و گفت: بر اساس مصوبات این نشست، دستگاههای اجرایی موظف شدهاند پیش از آغاز بارندگیها، نقاط حادثهخیز را شناسایی کرده و نسبت به رفع خطر، تقویت تجهیزات و آمادهسازی ماشینآلات و نیروهای عملیاتی اقدام کنند.
غلامرضا نژاد خالقی، بیان کرد: باید از همه ظرفیت های ممکن برای لایروبی رودخانه ها تقویت سیل بندها و آزاد سازی حریم رودخانه ها استفاده شود.
وی گفت: باید از هم اکنون پیشگیری های لازم انجام شود و همه دستگاه ها هم همکاری لازم را داشته باشند تا در ایام بارندگی با چالش جدی مواجه نشویم و آب به سمت باتلاق جازموریان هدایت و از ورود آب به روستاها، شهرها و مزارع و تاسیسات زیر بنایی جلوگیری شود.
وی بر اهمیت لایروبی رودخانهها و مسیرهای عبور آب تأکید کرده و هشدار داده که اگر این اقدامات در زمان مناسب انجام نشود، خسارات ناشی از بارشهای سنگین میتواند گسترده باشد.

هشدارهای لازم داده شده است
کارشناس هواشناسی استان کرمان نیز در گفتگو با آرمان آرا با توجه به پیشبینی بارشهای فراتر از نرمال در پاییز و زمستان پیشرو و آسیبپذیری بالای جنوب کرمان، بهویژه حاشیه هلیلرود و روستاهای اطراف جازموریان، آمادگی کامل دستگاههای اجرایی و امدادی و اجرای اقدامات پیشگیرانه، امری حیاتی و فوری به شمار میرود.
مریم سلاجقه، با اشاره به دادههای ثبتشده در ایستگاههای هواشناسی استان کرمان، از تقویت پدیده ال نینو در اقیانوس آرام و تأثیرات آن بر الگوهای بارشی جنوب کرمان خبر داد و نسبت به خطر طغیان رودخانه هلیلرود و سیلاب در روستاهای حاشیه تالاب جازموریان هشدار داد.
وی با استناد به خروجی مدلهای پیشبینی فصلی سازمان هواشناسی، اعلام کرد که احتمال بارشهای فراتر از نرمال در پاییز و زمستان سال جاری وجود دارد و این وضعیت در جنوب استان کرمان، بهویژه در شهرستانهای جیرفت، عنبرآباد، کهنوج و منطقه جازموریان، محسوستر خواهد بود.
وی ادامه داد: بر اساس این پیشبینیها، بارشهای نرمال تا فراتر از نرمال برای فصل پاییز و زمستان انتظار میرود و از نیمه دوم مهرماه به بعد، بارندگیهای بالاتر از نرمال در جنوب استان کرمان آغاز میشود.
این کارشناس هواشناسی با اشاره به وضعیت هشدارهای صادرشده در روزهای اخیر، خاطرنشان کرد: اداره کل مدیریت بحران استان کرمان با استناد به هشدار سطح نارنجی سازمان هواشناسی، از تشدید فعالیت سامانه بارشی در جنوب و جنوبغرب استان خبر داده و نسبت به احتمال وقوع سیلاب، آبگرفتگی معابر و طغیان رودخانههای فصلی هشدار داده است.
سلاجقه، افزود: رگبار باران، رعد و برق، وزش باد شدید و گردوخاک محلی از مخاطرات این سامانه عنوان شده است.
وی با تأکید بر آسیبپذیری خاص منطقه جنوب کرمان، توضیح داد که بافت خاک در این مناطق، ظرفیت جذب آب را محدود کرده و همین عامل، احتمال سیلابی شدن شهرستانهای جنوبی استان را افزایش میدهد.
به گفته این کارشناس، آب و هوا پیوسته و به هم وصل است و تأثیرات اقیانوس آرام بر کشور ما، بارندگیهای بلندمدت و بیشتر از نرمال را رقم خواهد زد و همه باید آمادگی داشته باشند.
وی در خصوص خطر طغیان هلیلرود، با اشاره به اینکه سه رودخانه شور، ملنتی و هلیلرود شهر جیرفت را احاطه کردهاند، تصریح کرد: چالشهای جدی در مسیر حفاظت از حریم این رودخانهها و مقابله با مخاطرات سیلاب وجود دارد.
این کارشناس هواشناسی در پایان با اشاره به اینکه تجربه حوادث گذشته نشان داده است که هزینه پیشگیری بهمراتب کمتر از بازسازی و جبران خسارت پس از وقوع حادثه است، از ساکنان حاشیه رودخانهها و مسیلها خواست که هشدارهای هواشناسی را جدی بگیرند و از تردد و توقف در بستر رودخانهها خودداری کنند.

اقدامات پیشگیرانه در جیرفت انجام شده است
فرماندار جیرفت نیز در گفتگو با آرمان آرا بیان کرد: دستور لازم برای پیشگیری از بروز سیلاب داده شده است.
روحبخش بیگزاده، با اشاره به اینکه شهر جیرفت بهطور طبیعی در محاصره سه رودخانه شور، ملنتی و هلیلرود قرار گرفته است، اظهار داشت: این موقعیت جغرافیایی، جیرفت را به یکی از آسیبپذیرترین نقاط استان کرمان در برابر سیلابهای فصلی تبدیل کرده است.
وی با تأکید بر اینکه مدیریت بحران باید پیش از وقوع حادثه آغاز شود، افزود: در روزهای اخیر جلسات متعددی با بخشداران، شهرداریها و دستگاههای اجرایی برگزار شده تا پیش از آغاز بارشهای شدید، تمامی نقاط حادثهخیز شناسایی و ایمنسازی شوند.
فرماندار جیرفت در خصوص وضعیت دیوارههای حفاظتی رودخانهها گفت: در دو سال گذشته اعتباری از ستاد مدیریت بحران برای ایمنسازی یکی از رودخانههای درگیر اختصاص یافت.
وی با اشاره به اینکه شهرداری جیرفت برآورد هزینههای لازم را آغاز کرده است، افزود: اعتبارات فعلی شهرداری بهتنهایی نمیتواند مسیر روستاهای اطراف را پوشش دهد و نیاز به تخصیص اعتبارات تکمیلی از سوی استان و کشور است.
بیگزاده، همچنین به مشکل تغییر مسیر رودخانهها توسط کشاورزان اشاره کرد و گفت: این اقدام غیرقانونی، مسیر جریان آب را تغییر داده و خطر سیلاب را برای سایر مناطق افزایش میدهد.
وی همچنین به کمبود تجهیزات راهداری به عنوان یکی از چالشهای جدی در مدیریت بحران جنوب کرمان اشاره کرد و افزود: این تجهیزات باید در مواقع بحران کل جنوب استان کرمان را پوشش دهند و تقویت ناوگان ماشینآلات راهداری جیرفت، یکی از ضروریات اجتنابناپذیر است.
فرماندار جیرفت در پایان با اشاره به هشدارهای هواشناسی درباره بارشهای فراتر از نرمال در پاییز و زمستان پیشرو، بر لزوم آمادگی کامل تمامی دستگاههای اجرایی، امدادی و خدماتی تأکید کرد و گفت: همه مرخصیهای مدیران لغو شده و تیمهای عملیاتی در حالت آمادهباش کامل قرار دارند.
وی هدف اصلی ستاد مدیریت بحران را پیشگیری از بروز خسارت و تأمین ایمنی شهروندان و زیرساختهای شهرستان دانست و از مردم خواست که هشدارهای هواشناسی را جدی بگیرند و از تردد و توقف در بستر و حریم رودخانهها خودداری کنند.

هیچ کم کاری قابل قبول نیست
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان نیز گفت: باید هشدار سیل در جنوب کرمان جدی گرفته شود و هیچ بهانه ای در خصوص کم کاری و بروز سیلاب در مناطق مختلف استان قابل قبول نیست.
علی اصغر ذاکری هرندی، با اشاره به حضور همه فرمانداران در جلسات ستاد بحران گفت: همگی در جریان خطرات ال نینو قرار دارند و باید اقدامات لازم را انجام دهند.
معاون عمرانی استاندار کرمان با اشاره به تمرکز مدیریت این استان بر اجرای طرحهای آبخیزداری در پنج شهرستان بافت، رودبار جنوب، جازموریان، قلعهگنج و فاریاب، این مناطق را کانونهای اصلی بحرانخیزی در جنوب استان دانست و گفت که ترمیم و احداث سیلبندها در این شهرستانها با محوریت اداره کل مدیریت بحران استان در دستور کار قرار گرفته است.
وی در خصوص تامین اعتبار مورد نیاز فرمانداران نیز گفت: لایروبی حریم رودخانه ها و استحکان سیل بندها از هم اکنون باید انجام شود و برای انجام این امور تدبیر و همکاری دستگاههای مختلف ضروری است.
باید گفت خشکسالی سال های اخیر موجب شده طی این مدت کمترین توجه به لایروبی رودخانه ها انجام نشده باشد و قرار گرفتن روستاها و شهرهای مختلف در مجاور رودخانه های محلی و فصلی و هلیل رود به مخاطره ای جدی تبدیل شده است.

به گزارش آرمان آرا، مسعود پزشکیان رئیس جمهور در سخنرانی همایش اقتصادی سران بریکس در هند، ضمن تشکر از میزبانی کشور هند، اظهار کرد: این یک مایه دلگرمی و افتخار ما است که در جمع اعضای بریکس حضور داریم.
وی افزود: اختلال در زنجیرههای تأمین و استفاده روزافزون از ابزارهای اقتصادی برای اعمال فشار سیاسی، محیط فعالیت اقتصادی کشورها را پیچیدهتر کرده است. پرسش این است که پاسخ بریکس نسبت به این مشکلات چیست؟
پزشکیان تاکید کرد: باور داریم که قدرت واقعی بریکس تنها در اندازه اقتصادی اعضا خلاصه نمیشود، بلکه زمانی آشکارتر میشود که این ظرفیتها به شبکهای از تجارت، سرمایهگذاری و تأمین مالی مشترک تبدیل شود؛ یعنی گذار از همکاری بالقوه به همکاری عملیاتی.
رئیسجمهور گفت: جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که تابآوری اقتصادی بدون تنوعبخشی به شرکای تجاری، تأمین مالی و مسیرهای پرداخت امکانپذیر نیست. ایران طی سالهای گذشته با تحریمهای گسترده مواجه بوده، اما در ماههای اخیر این فشارها با تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله بسیار دشوار و خطرناکی شدند.
وی ادامه داد: این تجاوز، در کنار خسارتهای انسانی و مادی، یک واقعیت مهم را بار دیگر آشکار کرد؛ امنیت اقتصادی از امنیت ملی و امنیت منطقهای جدا نیست. هرگاه تجارت، انرژی، زیرساخت یا نظام مالی یک کشور تحت فشار سیاسی ـ نظامی قرار گیرد، آثار آن از مرزهای آن کشور فراتر خواهد رفت و سپاس منطقهای و حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
پزشکیان عنوان کرد: از این رو، بریکس باید با ایجاد فعالیتهای تابآور برای اقتصادهای اعضای خود و جنوب جهانی، فضایی ایجاد کند که در آن هیچ کشوری نتواند با انحصار یک ابزار مالی یا فناوری، تجارت مشروع دیگری را مختل کند.
برای افزایش تجارت درون بریکس باید از همکاری پراکنده به یکپارچگی تدریجی زیرساختهای تجاری حرکت کنیم
وی بیان کرد: برای افزایش تجارت درون بریکس باید از همکاری پراکنده به یکپارچگی تدریجی زیرساختهای تجاری حرکت کنیم. در این زمینه چند اقدام اهمیت دارد که عبارتاند از: دیجیتالیسازی، یکپارچهسازی فرایندهای گمرکی، تسهیل تجارت، کاهش موانع مقرراتی و اداری، توسعه بازارها و تسهیل سرمایهگذاری مشترک بخش خصوصی.
رئیسجمهور گفت: همچنین پیشنهاد میکنیم همکاری در استانداردسازی تقویت شود تا بریکس از بازار مبادله مواد خام به شبکهای از زنجیرههای ارزش و تولید صنعتی مشترک تبدیل گردد.
امنیت غذایی و انرژی دو ستون اساسی امنیت اقتصادی هستند
پزشکیان اظهار کرد: امنیت غذایی و انرژی دو ستون اساسی امنیت اقتصادی هستند و جمهوری اسلامی ایران با ذخایر عظیم انرژی و موقعیت جغرافیایی ممتاز، آمادگی دارد نقش شریک راهبردی را در زنجیرههای تأمین انرژی، غذا و حملونقل در بریکس ایفا نماید.
وی افزود: یکی از مهمترین گامها، توسعه استفاده از ارزهای ملی در تجارت میان اعضا است. این گام باید همراه با ایجاد ابزارهای لازم برای مدیریت ریسک ارزی باشد، زیرا نظام مالی کنونی به دلیل تمرکز بر چند ارز محدود، در برابر شوکهای سیاسی آسیبپذیر است.
رئیسجمهور ادامه داد: برای تبدیل همکاری تجاری به سرمایهگذاری واقعی، بانک توسعه جدید باید از طریق خطوط اعتباری ویژه، تأمین مالی با ارزهای محلی و ابزارهای تضمین برای جذب سرمایه خصوصی، به موتور اصلی تأمین مالی زیرساخت و انرژی کشورهای عضو تبدیل شود.
پیشنهاد ایجاد یک شرکت بیمه اتکایی مشترک بریکس با سرمایه اولیه ۱۰ میلیارد دلار
پزشکیان عنوان کرد: پیشنهاد مشخص دیگر جمهوری اسلامی ایران، ایجاد یک شرکت بیمه اتکایی مشترک بریکس با سرمایه اولیه ۱۰ میلیارد دلار است تا ریسک پروژههای بزرگ زیرساختی و انرژی را پوشش دهد و اعتماد بخش خصوصی را افزایش دهد.
وی بیان کرد: ما همچنین در تحول بنیادین در اقتصاد جهانی با ورود هوش مصنوعی هستیم. بریکس نباید صرفاً مصرفکننده فناوری باشد، بلکه باید در تولید دانش و شکلدهی استانداردهای اقتصاد دیجیتال نیز نقش داشته باشد و در کنار آن، امنیت سایبری زیرساختهای حیاتی نیز باید تقویت شود.
رئیسجمهور گفت: شورای تجاری بریکس مجموعهای برای گفتوگو است که باید به موتور اجرایی همکاری اقتصادی تبدیل شود. کارگروههای تخصصی باید با شاخصهای مشخص، مانند میزان رشد تجارت درون بریکس، سهم ارزهای ملی در میزان تجارت و حجم سرمایهگذاری خصوصی واردشده، پروژههای مشخص و قابل سنجش تعریف کنند.
پزشکیان اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران با موقعیت جغرافیایی ممتاز و منابع انرژی آمادگی دارد یکی از حلقههای مهم اتصال اقتصادی باشد. ما معتقدیم بریکس زمانی به نیروی واقعی در اقتصاد جهانی تبدیل میشود که همکاری ما در قراردادها، کارخانهها، بنادر و زندگی اقتصادی مردم کشورهای عضو دیده شود.
وی افزود: جمهوری اسلامی ایران آماده است در کنار همه اعضای بریکس برای ساختن اقتصادی بازتر، تابآورتر و عادلانهتر تلاش کند.
برنامه بازیهای دوستانه تیم ملی فوتبال در ۲ فیفا دی پیش رو اعلام شد.
فیلیپه کوتینیو، ستاره ۳۴ ساله، امروز با پشت سر گذاشتن تستهای پزشکی سانتوس، رسماً همتیمی جدید نیمار در این باشگاه برزیلی میشود.
خبرگزاری مهر، گروه استانها- سیمین سیف: ماجرای مدیریت شهری اراک در کمتر از ۲۴ ساعت، از یک تصمیم رسمی در صحن شورای شهر به نقطهای رسید که اکنون نه تنها سرنوشت شهرداری، بلکه حدود اختیارات شورا در جابهجایی شهردار و جایگاه نظارت دولت بر این تصمیمات را در معرض یک آزمون جدی قرار داده است؛ تصمیمی که چهارشنبه ۱۸ شهریور با رأی ۸ عضو از ۱۱ عضو شورای اسلامی شهر برای برکناری علیرضا محمودی کلید خورد، اما پیش از آنکه شهردار منتخب جدید بتواند سکان مدیریت شهری را در دست بگیرد، با ورود استانداری مرکزی و استناد به دستورالعمل وزارت کشور، معادله به نقطه نخست بازگشت.
شورا در همان جلسه، محمد جعفرپور را با ۹ رأی به عنوان شهردار جدید انتخاب و ابوالفضل فرجی را نیز به عنوان سرپرست شهرداری برگزید؛ تصمیمی که قرار بود پس از طی فرآیند قانونی و تأیید وزارت کشور، رسمیت نهایی پیدا کند، اما کمتر از یک شبانهروز بعد، ورق برگشت و علیرضا محمودی بر اساس دستورالعمل ابلاغی وزارت کشور، فعالیت خود را از سر گرفت؛ گویی اراک در فاصله چند ساعت، از داشتن یک شهردار به وضعیتی رسید که در افکار عمومی از آن با تعبیر «دو شهردار و یک سرپرست» یاد میشود.
اما پشت این رفتوبرگشت مدیریتی، یک پرسش مهمتر قرار دارد که آیا شورای شهر میتوانست در شرایط فعلی کشور، بدون هماهنگی و تأیید وزارت کشور، فرآیند جابهجایی شهردار را به سرانجام برساند؟
نامه قدرتالله ابک، معاون امور عمرانی استانداری مرکزی، خطاب به رئیس شورای اسلامی شهر اراک، دقیقاً همین نقطه را هدف گرفته است؛ نامهای که با استناد به دستور مقام عالی وزارت کشور تصریح میکند جابهجایی شهرداران در شرایط فعلی و خاص کشور، در موارد ضروری و خاص، صرفاً با هماهنگی و از طریق وزارت کشور امکانپذیر است.
استانداری مرکزی همچنین با اشاره به تذکر فرمانداری اراک پیش از برگزاری جلسه شورا، تأکید کرده است که اجرای مصوبات شورای شهر منوط به تأیید کمیته تطبیق شهرستان است و از همین رو، فرآیند طیشده برای برکناری شهردار و معرفی سرپرست، برخلاف دستورالعملهای ابلاغی وزارت کشور ارزیابی شده است، معنای روشن این موضع آن است که تصمیم شورا، دستکم در این مرحله، پایان ماجرا نیست و برای تغییر شهردار باید مسیر دیگری از شورا تا فرمانداری، استانداری و در نهایت وزارت کشور طی شود.
اکنون مسئله اراک دیگر صرفاً اختلاف بر سر ماندن یا رفتن یک شهردار نیست؛ مسئله بر سر مرز اختیارات شورای شهر، حدود مداخله و نظارت دولت در مدیریت شهری و اعتبار حقوقی تصمیمی است که در صحن شورا با اکثریت آرا گرفته شده اما هنوز از فیلترهای قانونی عبور نکرده است.
از سوی دیگر، انتخاب شهردار جدید با ۹ رأی موافق، در حالی در هالهای از ابهام قرار گرفته که حکم وی برای آغاز رسمی فعالیت، نیازمند طی فرآیند تأیید وزارت کشور است.
به این ترتیب، اراک اکنون در برابر یک معادله کمسابقه قرار گرفته است؛ شورایی که رأی به تغییر شهردار داده، شهرداری که با استناد به دستورالعمل وزارت کشور به محل کار خود بازگشته، سرپرستی که معرفی شده و شهرداری که هنوز حکم نهایی وزارت کشور را در دست ندارد و حالا پرسش اصلی این است که در این بازی حقوقی و مدیریتی، رأی شورا در کدام نقطه متوقف میشود و اختیار نهایی برای تغییر شهردار اراک در کدام حلقه از زنجیره تصمیمگیری قرار دارد؟
پاسخ به این پرسش، میتواند تکلیف یکی از مهمترین اختلافات مدیریتی شهر اراک را روشن کند؛ اختلافی که اگر صرفاً به رفتوبرگشت اسامی در رأس شهرداری تقلیل یابد، بخش مهمتر ماجرا یعنی نسبت میان رأی شورا و الزامات قانونی مدیریت شهری از نگاه افکار عمومی پنهان خواهد ماند.
شوراها در جابجایی شهرداران ملزم به هماهنگی با وزارت کشور هستند
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار مرکزی در گفتگو با آرمان آرا اظهار کرد: بر اساس تأکید مقام عالی وزارت کشور، با توجه به شرایط فعلی و خاص کشور، جابهجایی شهرداران در موارد ضروری و خاص صرفاً باید با هماهنگی و از طریق وزارت کشور انجام شود.
قدرتالله ابک افزود: مقام عالی وزارت کشور بر حفظ ثبات مدیریت شهری و روستایی و جلوگیری از اختلال در روند اداره امور تأکید کرده و این دستورالعمل در سال گذشته و امسال نیز ابلاغ و تمدید شده است.

وی تصریح کرد: در این نامه به صراحت آمده است که نظر به شرایط فعلی و خاص کشور و لزوم ایجاد ثبات در حوزه مدیریت محلی، در صورت ضرورت و موارد خاص برای جابهجایی شهرداران، صرفاً این تغییرات با هماهنگی و از طریق وزارت کشور انجام شود.
ابک ادامه داد: بر اساس این ابلاغیه، فرمانداران نیز به عنوان رؤسای هیأت تطبیق شهرستان مکلف به نظارت مستمر و دقیق بر اجرای این موضوع هستند و پس از وصول نامه وزارت کشور، موضوع به تمامی شوراهای اسلامی شهر استان اعلام و بر ضرورت هماهنگی با وزارت کشور در صورت تصمیم به جابهجایی شهردار تأکید شد.
معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار مرکزی با اشاره به تمدید فعالیت شوراهای اسلامی شهر و روستا تاکید کرد: دوره قانونی فعالیت شوراهای فعلی از نظر زمانی به پایان رسیده است، اما با توجه به مصوبات و تصمیمات مراجع بالادستی و شرایط کشور، استمرار فعالیت شوراها تمدید شده است، بنابراین فلسفه استمرار فعالیت شوراهای فعلی نیز در چارچوب همین تصمیمات و الزامات ابلاغی قرار دارد.
وی افزود: مقام عالی وزارت کشور که استمرار فعالیت شوراها در این شرایط را ابلاغ کرده است، در عین حال تأکید دارد که در صورت تصمیم شوراها برای جابهجایی شهرداران، هماهنگی لازم با وزارت کشور انجام شود و این موضوع باید مورد تمکین شوراها قرار گیرد.
ابک با اشاره به تصمیم اخیر شورای اسلامی شهر اراک برای تغییر شهردار بیان کرد: بر اساس تکلیفی که از سوی وزارت کشور به استانداری ابلاغ شده، به شورای اسلامی شهر اراک اعلام کردیم که علیرضا محمودی همچنان باید به فعالیت خود به عنوان شهردار ادامه دهد.
وی گفت: فرماندار اراک نیز پس از اطلاع از موضوع، پیش از برگزاری جلسه شورا طی نامهای اعلام کرد که جلسه مذکور برگزار نشود، اما اعضای شورا با وجود این تذکر و ابلاغ وزارت کشور، جلسه را برگزار و نسبت به تغییر شهردار اقدام کردند.
وی ادامه داد: استانداری مرکزی موضوع را به وزارت کشور گزارش و اعلام کرد در صورت اصرار شورا بر تغییر شهردار، ادله و مستندات لازم برای بررسی و هماهنگی با وزارت کشور ارائه شود.
ابک تصریح کرد: در صورت تأیید وزارت کشور، مراحل قانونی جابجایی شهردار میتواند طی شود و مسیر قانونی این موضوع بسته نشده است بنابراین شورا در صورت اصرار بر تغییر شهردار میتواند مستندات و دلایل خود را ارائه کند تا موضوع از مسیر قانونی پیگیری شود.
وی گفت: در مدت پس از ابلاغ این دستورالعمل نیز در برخی نقاط کشور جابجایی شهرداران انجام شده، اما این اقدامات نیز بر اساس همین فرآیند و با هماهنگیهای لازم دنبال شده و در برخی موارد نیز به دلیل رعایت نشدن این چارچوب، موضوع با بنبست مواجه شده است.
ابک تأکیدکرد: اختیارات قانونی شوراها همچنان پابرجاست، اما در شرایط فعلی و تا زمان برگزاری انتخابات، انتظار میرود شوراها در چارچوب دستورالعملهای وزارت کشور عمل کنند تا روند اداره امور شهری با چالش و اختلال مواجه نشود.
اختلاف شورای شهر اراک و وزارت کشور به سازوکار حل اختلاف قانونی سپرده شود
سخنگوی کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس در گفتگو با آرمان آرا اظهار کرد: اختلاف شورای شهر اراک و وزارت کشور باید از مسیر قانونی و مراجع ذیصلاح تعیین تکلیف شود.
ولی اله بیاتی گفت: با توجه به تمدید فعالیت شوراهای اسلامی شهر و روستا، هماهنگی با دولت و وزارت کشور از اهمیت بیشتری برخوردار است و باید با ملاحظات شرایط خاص کشور انجام شود.
وی افزود: شورای شهر بر اساس اختیارات قانونی فرآیند تغییر شهردار را دنبال کرده، اما وزارت کشور به دلیل نبود هماهنگیهای لازم، این فرآیند را تأیید نکرده است.

بیاتی تصریح کرد: در اصلاحات جدید قانون، سازوکار مشخصی برای طرح سؤال، پاسخگویی و استیضاح شهردار پیشبینی شده است.
نماینده مردم تفرش، آشتیان و فراهان در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: پس از طرح سؤال و پاسخ شهردار، در صورت تکرار موارد و طی مراحل قانونی، استیضاح و تصمیمگیری درباره ادامه فعالیت وی انجام میشود.
وی تاکید کرد: روند قانونی در شورا طی شده، اما وزارت کشور معتقد است هماهنگیهای لازم با استانداری و دولت انجام نشده و این اختلاف باید در هیئت حل اختلاف بررسی شود که تاکنون به تصمیم نهایی نرسیده است.
بیاتی افزود: اختلاف اصلی بر سر حدود اختیارات شورا و ضرورت هماهنگی با وزارت کشور است و باید از طریق مراجع قانونی حل اختلاف تعیین تکلیف شود.
ادامه فعالیت شوراها مصوبه شعام است؛ اختیارات قانونی شورا با یک نامه سلب نمی شود
رئیس شورای اسلامی شهر اراک در گفتگو با آرمان آرا اظهار کرد: استمرار فعالیت شوراهای اسلامی پس از ۲۷ خردادماه سال جاری بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی انجام شده است.
علی اصغر غفاری افزود: ادامه فعالیت شوراها مصوبه شعام است و وزیر کشور نقشی در تمدید دوره فعالیت شوراها نداشته که بتواند با یک نامه، اختیارات قانونی شورا در انتخاب و تغییر شهردار را محدود کند.
وی تصریح کرد: فعالیت شوراها بر اساس قانون مصوب مجلس شورای اسلامی تا ۲۷ خردادماه سال جاری تمدید شده بود و پس از این تاریخ، ادامه فعالیت شوراها با مصوبه مجلس به شورای عالی امنیت ملی (شعام) سپرده شد.
غفاری ادامه داد: شعام نیز اعلام کرده است که انتخابات شوراهای اسلامی دو ماه پس از پایان قطعی جنگ برگزار شود؛ بنابراین استمرار فعالیت شوراها پس از ۲۷ خردادماه، مستند به مصوبه شعام بوده است.
رئیس شورای اسلامی شهر اراک تاکید کرد: با توجه به تأکید معاون وزیر کشور بر آمادگی برای برگزاری انتخابات شوراها، تمدید فعالیت شوراها مستند به تصمیمات مراجع بالادستی بوده است و وزیر کشور نمیتواند با یک نامه، اختیارات قانونی شوراها در تغییر شهرداران را سلب کند.

وی با اشاره به موضوع ورود هیأت تطبیق به مصوبات شوراها در خصوص تغییر شهرداران گفت: مکاتبه وزیر کشور درباره ورود هیأت تطبیق به مصوبات شوراها در خصوص تغییر شهرداران، از نظر ما کاملاً غیرقانونی است.
غفاری بیان کرد: مصوبات عادی شوراهای شهر و روستا نیازمند تأیید هیأت تطبیق نیست و نظریه مشورتی دیوان عدالت اداری نیز مؤید این موضوع است.
وی گفت: اختیارات قانونی شوراها همچنان پابرجاست و نمیتوان با یک نامه یا بخشنامه، اختیاراتی را که قانون برای شوراها در نظر گرفته است محدود یا سلب کرد.
شهردار اراک تا تعیین تکلیف نهایی به کار خود ادامه میدهد
شهردار اراک در گفتگو با آرمان آرا اظهار کرد: تا زمان اتخاذ تصمیم نهایی از سوی وزیر کشور و طی مراحل قانونی، به عنوان شهردار اراک به انجام وظایف و خدمترسانی به شهروندان ادامه میدهم.
علیرضا محمودی افزود: مدیران شهری باید با صداقت، پاسخگویی، سرعت و پیگیری مستمر، رفع مطالبات مردم و ارتقای کیفیت خدمات شهری را دنبال کنند.
وی گفت: رسیدگی به مناطق حاشیهای و کمبرخوردار از اولویتهای مدیریت شهری است و باید همزمان با اجرای پروژههای بزرگ، زیرساختها و خدمات این مناطق نیز تقویت شود.
محمودی تصریح کرد: استیضاح شهردار تابع تشریفات و ترتیبات قانونی مشخصی است و رعایت این مراحل الزامی است.
شهردار اراک ادامه داد: فرمانداری اراک بر لزوم هماهنگی با وزیر کشور پیش از برگزاری جلسه استیضاح تأکید کرده بود، اما با وجود این تذکر، جلسه برگزار و مصوبه آن از سوی استانداری مرکزی فاقد وجاهت قانونی تشخیص داده شد.
وی تاکید کرد: تا زمان اتخاذ تصمیم نهایی از سوی مرجع قانونی، بهویژه وزیر کشور، حکم برکناری صادر نشده و تشریفات قانونی تغییر شهردار نیز به پایان نرسیده است.
محمودی افزود: بر این اساس، تا طی مراحل قانونی و هماهنگی با وزیر کشور، به انجام وظایف خود به عنوان شهردار اراک ادامه خواهم داد.
به گزارش آرمان آرا، اکنون تعیین تکلیف نهایی این اختلاف، در گرو تصمیم مراجع قانونی ذیصلاح است؛ تصمیمی که میتواند حدود اختیارات شورا و الزامات وزارت کشور در تغییر شهردار را روشن و به بلاتکلیفی مدیریتی در شهرداری اراک پایان دهد.

به گزارش آرمان آرا، نشست مسعود پزشکیان رئیسجمهور با روسای دانشگاههای برتر کشور، با محوریت دو موضوع مهمِ بررسی خدمات دانشجویی و درخواست کمک از دانشگاهها به منظور حل مساله سوخت برگزار شد.
در ابتدای این نشست روسای دانشگاههای برتر کشور مسائل و مشکلات مبتلابه دانشگاهها و موسسات آموزشی متبوع خود از جمله تامین منابع صندوق رفاه دانشجویی و تغذیه دانشجویان را با رئیسجمهور در میان گذاشتند و تصمیمات مهمی نیز در این خصوص اتخاذ شد.
رئیسجمهور نیز پیشنهاداتی در خصوص مشارکتدهی و همراهی بیشتر دانشجویان در تصمیمگیری و تصمیمسازی امور دانشگاهها از طریق تهیه و تکمیل پرسشنامه و نظرخواهی از آنان با نظارت دانشکدگان مدیریت، به منظور افزایش سرمایه اجتماعی و احساس رضایت و مسئولیتپذیری بیشتر دانشجویان را مطرح کرد که مورد استقبال مدیران و روسای دانشگاهها قرار گرفت.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه فرآیند مشارکتدهی دانشجویان در امور دانشجویی باید در اسرع وقت در دستور کار قرار گیرد، گفت: در ماه نخست سال تحصیلی جاری، مطابق تصمیمات اخذ شده پیشین اقدام شود و پس از نظرسنجی از دانشجویان در صورت لزوم تغییر در فرآیندهای اجرایی صورت گیرد.
رئیسجمهور در بخش دیگری از صحبتهای خود به موضوع تصمیم دولت برای افزایش نرخ بنزین آزاد اشاره و تاکید کرد: این اقدام با هماهنگی و گفتوگو با تمام بخشهای مربوطه و صاحبان فرآیند صورت گرفت، جلساتی با اتحادیه تاکسیرانان و تاکسیهای اینترنتی برگزار کردیم تا هیچ یک از آنها با مشکلی مواجه نشوند. اگر در اتخاذ هر تصمیمی با صاحبان فرآیند گفتوگو و مسائل و مشکلات آنها مدنظر قرار گیرد، مشکلات به حداقل میرسد.
پزشکیان با انتقاد از صرف بودجههای هنگفت برای رشتههای دانشگاهی غیرضروری و فاقد بهرهمندی کافی برای کشور، تاکید کرد: کشور نسبت به بسیاری از رشتههای دانشگاهی که در آن دانشجو تربیت میکنیم، بینیاز است. آیا بررسی کردهایم که چه تعداد دانشجو در چه رشتههایی نیاز داریم؟ رسالت دانشگاه پیام نور تربیت دانشجو در داخل سیستم و آموزش نیروهای فارغالتحصیل در سازمانها و ادارات بود اما اکنون به تربیت دانشجو روی آورده است، یک سال به این دانشگاه فرصت دادیم که فرآیندهای خود را اصلاح و به رسالت پیشین خود بازگردد.
رئیسجمهور با بیان اینکه از مسیرهای گذشته به مقصد جدید نخواهیم رسید، تصریح کرد: اگر قرار بود مشکلات با قالبهای پیشین حل شود که تا کنون حل شده بود، اگر میخواهیم مشکلات را حل کنیم باید قالبشکنی کنیم. منابع محدودی داریم و براساس آن باید تصمیم بگیریم، از دانشگاهها انتظار داریم که تصمیم درست اتخاد کنند و این تصمیمات را به درستی اجرایی کنند.
لزوم پذیرش دانشجو باید متناسب با نیازهای واقعی جامعه
وی با تاکید بر اینکه پذیرش دانشجو باید متناسب با نیازهای واقعی جامعه و بودجههای مصوب باشد، اظهار داشت: در پذیرش دانشجو باید کیفیت آموزشی و نیازهای روز کشور را در اولویت قرار دهیم، اگر این تناسب را رعایت کنیم، میتوانیم بودجه اضافی را صرف تامین مالی و بهبود معیشت اعضای هیات علمی کنیم.
رئیسجمهور، تامین بودجه و ارز لازم برای توسعه فعالیتهای علمی و تحقیقاتی دانشگاهها را از اولویتهای مهم دولت چهاردهم دانست و گفت: یک تا ۲ میلیارد دلار برای تجهیز و توسعه فعالیتهای پژوهشی دانشگاهها نیاز داریم که با کمک رئیس سازمان برنامه و بودجه، درصدد تامین آن هستیم. حل مسائل دانشگاه برای دولت از اولویت برخوردار است و حتی اگر لازم باشد بودجه جاهای دیگر را قطع و به دانشگاه اختصاص میدهیم.
پزشکیان با تاکید بر اینکه دانشگاهها باید در مدیریت اقتصادی، کیفیت و اثربخشی، همچنین مدیریت هزینهها یاریرسان دولت باشد، اضافه کرد: باید از ظرفیت علمی اساتید و دانشگاهیان برای مدیریت کشور استفاده کنیم، معتقدم که مملکت را مغز و اندیشه صاحبان علم اداره میکند، اینکه گروهی هزینه و تقاضا ایجاد کنند و گروهی دیگر در صدد رفع آن باشند درست نیست.
وی در بخش دیگری از صحبتهای خود برخی برنامههای فرهنگی دولت برای کاهش مصرف سوخت از جمله تردد بدون خودروی کارکنان دولت حداقل یک روز در هفته، همچنین صدور کارت حمل و نقل عمومی برای دانشجویان را تشریح کرد و گفت: انجام این اقدامات به کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی هوا، ذخیره منابع و انرژی، همچنین افزایش تابآوری اثرگذار است.
رئیسجمهور همچنین از لزوم برنامهریزی جامع برای ذخیره گاز برای فصل سرما سخن گفت و بر لزوم ادغام برخی مراکز و زیرمجموعههای وزارتخانهها با هدف صرفهجویی در مصرف انرژی در فصل زمستان تاکید کرد.
پزشکیان همچنین از برنامه دولت برای دورکاری برخی ادارات و مجموعههای دولتی در فصل زمستان خبر داد و تاکید کرد: صرفهجویی در مصرف را از دولت آغاز کردهایم، برخی ساختمانها را در هم ادغام خواهیم کرد و تصمیم گرفتیم که در فصل زمستان بسیاری از ساختمانهای دولت از جمله سعدآباد که کمتر نیاز است را تعطیل کنیم.
رئیسجمهور با تاکید بر اینکه تامین انرژی صنعت و تولید برای دولت در اولویت است، بیان کرد: لازم است دانشگاهها در این مسیر دولت را همراهی کنند، ایده بدهند و کمک کنند که فرهنگسازی کنیم و جلوی مصارف غیرضرور را بگیریم.
وی همچنین بر لزوم حذف و یا ادغام برخی مراکز ناکارآمد تاکید کرد و گفت: باید برای استفاده حداکثری از فضا، امکانات، تجهیزات و نیروی انسانی برنامهریزی کنیم، دانشگاهیان و محققان باید کمک کنند هزینه اثربخشی و کارآمدی را اجرایی کنیم.
رئیسجمهور در بخش دیگری از صحبتهای خود با تاکید بر اینکه «موافق ادامه جنگ نیستم» اما باید در مقابل روندهای پیشرو تابآوری کشور را افزایش دهیم، گفت: برای افزایش تابآوری باید مسیری را طی کنیم که ناچار نشویم با وضعیت دیگری با دشمن گفتوگو کنیم، در این مسیر نیز دانشگاه باید به دولت کمک کند. دانشگاه در اقتصاد، مدیریت، فرهنگ، ادبیات و تمام زمینهها کمکرسان دولت باشد.
پزشکیان با تاکید بر اینکه مداخلات اقتصادی باید با توجه به شرایط جامعه صورت گیرد، در غیر این صورت به جای درمان خسارتبار خواهد بود، گفت: باید حتی از کمک همین دانشجویان نسل زد برای حل مشکلات جامعه استفاده کنیم، باید کاری کنیم که به جای اینکه درگیر اعتراض شود درگیر حل مشکل شود. من به عنوان رئیسجمهور هیچ زاویه سیاسی با هیچکس ندارم، هر کس و با هر دیدگاه سیاسی اگر در حل مشکلات کشور به ما کمک کند، میپذیرم.
رئیسجمهور افزود: با هیچکس دعوا نداریم، نه چپ و راست، نه مذهبی و غیرمذهبی، حل مساله که به باور و اعتقاد افراد ارتباطی ندارد.
رئیس قوه اجرایی کشور با قدردانی از تمام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری و رقبای انتخاباتی خود که امروز در کنار دولت قرار گرفته و برای حل مشکلات کشور تلاش میکنند، خاطر نشان کرد: حتی به همین آقای جلیلی هم گفتهام که برای حل مشکلات به دولت کمک کند، هرکجا که میتواند اختیار میدهم که مشکلات را حل کند، پیشنهاد نمیخواهم، مشکل ما نبود راهحل نیست، مشکل ما وجود افرادی است که بدانند، بخواهند و بتوانند مشکلات را حل کنند.
پزشکیان با تاکید بر اینکه اعطای اختیارات را با قوت و قدرت دنبال میکنیم، خطاب به روسای دانشگاههای برتر کشور گفت: اگر در جایی با مشکل مواجه هستید با ما در میان بگذارید، اگر مقرراتی است که ما وضع کردهایم آنرا حذف میکنیم و اگر قانونی مصوب مجلس است، با نمایندگان گفتوگو میکنیم تا مشکلات پیش پای دانشگاهیان را برداریم.
وی دانشجویان را سرمایه عظیم کشور دانست و تاکید کرد: دانشجو تهدید نیست بلکه فرصت است، دانشجوست که میتواند به ما کمک کند، اگر سخنی خلاف خواست و آنچه در ذهن ماست میزند، ذهنش بازتر است و باید بپذیریم اما اگر سخنی غیرمنطقی گفت، باید با منطق با او سخن بگوییم.
پزشکیان از دانشگاهیان خواست که برای خروج کشور از بحران و وضعیت فعلی راهکار ارایه دهند و تصریح کرد: حاضرم هر هفته با دانشگاهیان برنامه بگذاریم و از آرا و نظرات آنها برای حل مشکلات کشور استفاده کنیم.
در بخشی از این نشست نیز حسین سیمایی صراف وزیر علوم، تحقیقات و فناوری از رئیسجمهور برای پذیرش افزایش سقف اعتبارات تغذیه دانشجویان قدردانی و تشکر کرد.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- رها افشار: زیتون در بسیاری از کشورهای جهان صرفاً یک محصول کشاورزی محسوب نمیشود؛ محصولی است که با اقتصاد روستایی، امنیت غذایی، فرهنگ، تجارت خارجی و حتی مناسبات سیاسی کشورها گره خورده است. در حوزه مدیترانه، خاورمیانه و حتی بخشهایی از ایران، زیتون بخشی از هویت تاریخی و اقتصادی جوامع محلی به شمار میرود و زنجیرهای گسترده از باغداری، صنایع تبدیلی، روغنکشی، بستهبندی، تجارت و صادرات را شکل داده است.
اهمیت این محصول در سالهای اخیر، همزمان با تشدید تغییرات اقلیمی و چالش منابع آب، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. خشکسالیهای ممتد در برخی از قطبهای تولید زیتون جهان، از جمله اسپانیا، ایتالیا و یونان، تولید را تحت تأثیر قرار داده و کاهش عرضه در بازار جهانی نیز به افزایش قیمت روغن زیتون منجر شده است. در چنین شرایطی، زیتون دیگر صرفاً موضوعی در حوزه کشاورزی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با امنیت غذایی، سیاست تجاری، مدیریت منابع طبیعی و اقتصاد سیاسی تبدیل شده است.
در ایران نیز اگرچه ظرفیت قابل توجهی برای توسعه زیتون و صنایع وابسته به آن وجود دارد، اما این صنعت با مجموعهای از چالشهای درهم تنیده روبهرو است؛ از مشکلات آب و تغییرات اقلیمی گرفته تا فرسودگی یا کمبود تجهیزات مدرن روغنکشی، مشکلات ارزی، ضعف زنجیره ارزش، نوسان قیمت، حضور واسطهها، کاهش قدرت خرید مصرف کننده و دشواری ورود به بازارهای صادراتی.
از یک سو، باغدار با افزایش هزینه های کود، سم، نهاده، نیروی کار و آب مواجه است و معتقد است محصول خود را با قیمت مناسبی نمیفروشد و از سوی دیگر، مصرف کننده نهایی روغن زیتون را به دلیل افزایش قیمتها، بیش از گذشته کالایی لوکس میداند. در این میان، بخشی از ارزش افزوده نیز در حلقههای واسطهای زنجیره توزیع باقی میماند.
همزمان، سرمایهگذار برای نوسازی صنایع روغن کشی و بستهبندی با مشکل تأمین ارز و واردات تجهیزات مواجه است و صادر کننده نیز با محدودیت های بازارهای بینالمللی، تعرفهها، رقابت شدید تولید کنندگان بزرگ و ضعف برند ایرانی دست و پنجه نرم میکند.

در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که آیا میتوان برای صنعت زیتون کشور یک نقشه راه جامع طراحی کرد؛ نقشهای که از باغ و مدیریت آب آغاز شود و تا تولید روغن، استاندارد سازی، بسته بندی، بازار داخلی و صادرات امتداد یابد؟
«پیمان ملی صنعت زیتون» پیشنهادی است که با هدف ایجاد همین نگاه زنجیرهای مطرح شده است؛ پیمانی میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی، باغداران، صنایع تبدیلی و نهادهای صنفی که هدف آن، تبدیل مجموعهای از اقدامات پراکنده به یک سیاست منسجم و بلندمدت است.
در همین زمینه با «محمود هوشیارفرد» عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان درباره چالشهای صنعت زیتون، بحران آب، وضعیت تولید و مصرف روغن زیتون و الزامات شکلگیری «پیمان ملی صنعت زیتون» به گفتگو نشستیم.
* در ابتدا بفرمایید چرا زیتون را باید فراتر از یک محصول کشاورزی دید؟
زیتون تنها یک محصول باغی نیست؛ در بسیاری از مناطق جهان، به ویژه حوزه مدیترانه و خاورمیانه، زیتون بخشی از فرهنگ، اقتصاد و حتی هویت جوامع محلی است. در ایران نیز به خصوص در استان هایی مانند گیلان و زنجان، زنجیره تولید زیتون نقش مهمی در اقتصاد محلی دارد.
تولید کننده به دلیل افزایش هزینه کود، آفتکش، آب، نیروی کار و سایر نهادهها معتقد است قیمت محصول پایین است. در مقابل، مصرف کننده به دلیل تورم و کاهش قدرت خرید، روغن زیتون را کالایی گران و تا حدودی لوکس میبیند.
در این میان واسطهها و برخی تجار بزرگ نیز بخشی از حاشیه سود زنجیره را در اختیار میگیرند. نتیجه این وضعیت آن است که باغدار در پایین ترین سطح سود قرار میگیرد و مصرف کننده با بالاترین قیمت مواجه میشود.
*آیا بحران آب می تواند مهمترین چالش آینده صنعت زیتون باشد؟
دقیقاً. من معتقدم «چالش مدیریت منابع آب» بزرگترین چالش پیش روی توسعه زیتون در کشور است.
زیتون محصولی با ارزش افزوده بالا است، اما این مسئله نباید باعث شود بدون توجه به ظرفیت آبی مناطق، توسعه سطح زیرکشت را دنبال کنیم.
در برخی مناطق شمال غرب یا مناطق نیمه خشک، توسعه باغهای زیتون در شرایطی که منابع آب محدود است، ممکن است با سیاست ملی مدیریت منابع آب در تعارض قرار بگیرد.
بنابراین باید یک سؤال اساسی را پاسخ دهیم: کدام مناطق کشور ظرفیت توسعه پایدار زیتون را دارند و در کدام مناطق باید از توسعه باغات جدید جلوگیری کرد یا به سمت الگوهای کمآببر حرکت کرد؟
این تصمیم نیازمند مطالعات دقیق اقلیمی، اقتصادی و منابع آب است. نمیتوان صرفاً به دلیل ارزش اقتصادی بالای زیتون، در هر منطقهای باغ جدید احداث کرد.
*تغییرات اقلیمی چه پیامدهای دیگری برای این صنعت خواهد داشت؟
تغییر الگوی بارش و افزایش دوره های خشکسالی فقط میزان تولید را کاهش نمیدهد؛ بلکه میتواند ساختار اجتماعی و اقتصادی مناطق زیتونکاری را نیز تغییر دهد.
اگر باغدار نتواند تولید اقتصادی داشته باشد، ممکن است به تدریج مهاجرت کند. مهاجرت باغداران میتواند ساختار اقتصادی روستاها را تغییر دهد و در بلندمدت به یک مسئله اجتماعی تبدیل شود.
بنابراین مدیریت اقلیم و آب باید در مرکز سیاستگذاری صنعت زیتون قرار گیرد.
*شما از ایده ای با عنوان «پیمان ملی صنعت زیتون» صحبت کردهاید. منظور دقیقاً چیست؟
صنعت روغن زیتون از یک زنجیره آرام و سنتی خارج شده و اکنون در هر مرحله از زنجیره تأمین با یک تضاد مواجه است.
تولید کننده میخواهد رشد کند، اما آب اجازه نمیدهد. سرمایه گذار میخواهد ماشینآلات و تجهیزات مدرن روغنکشی و بستهبندی خریداری کند، اما مشکلات ارزی مانع میشود. صادرکننده میخواهد محصول را به بازار جهانی عرضه کند، اما با تعرفهها، رقابت شدید و محدودیتهای تجاری مواجه است.
بنابراین برای حل مسئله، دیگر نمیتوان فقط روی یک حلقه از زنجیره تمرکز کرد.
«پیمان ملی صنعت زیتون» در واقع یک سند توافق و عملیات مشترک میان دولت، نهادهای علمی، انجمنهای صنفی، باغداران و بخش خصوصی است. هدف این پیمان آن است که همه این بازیگران بر سر یک نقشه راه مشترک به توافق برسند.
*این پیمان چه ارکانی باید داشته باشد؟
چهار رکن اصلی برای آن در نظر گرفتهام.
رکن نخست، دولت و نهادهای بالادستی است.
دولت در این پیمان نباید نقش تاجر یا رقیب بخش خصوصی را داشته باشد؛ بلکه باید تسهیلگر و تنظیمگر باشد.
برای نمونه، تخصیص منابع آب باید به شکل هوشمند انجام شود و باغهایی که از سیستمهای آبیاری نوین و مدیریت بهینه آب استفاده میکنند، در اولویت قرار گیرند.
همچنین باید برای واردات ماشینآلات مدرن استحصال روغن و فناوریهای بستهبندی، سیاست ارزی و تسهیلات مناسب طراحی شود تا صنایع بتوانند کیفیت محصولات را به استانداردهای جهانی نزدیک کنند.
در حوزه صادرات نیز باید برای بازارهای هدف، از جمله کشورهای اوراسیا و حوزه خلیج فارس، دیپلماسی تجاری فعالتری داشته باشیم و از برندهای ایرانی در بازارهای خارجی حمایت حقوقی و تجاری شود.
رکن دوم، دانشگاهها و مراکز پژوهشی هستند.
این بخش باید مغز متفکر پیمان باشد. ما نیازمند پژوهش درباره ارقام زیتون سازگار با شرایط اقلیمی کشور، توسعه نهال های اصلاحشده، مدیریت بهینه آب و بومیسازی فناوری هستیم. همچنین استانداردهای تولید، روغنکشی و بستهبندی باید بهصورت مستمر بهروزرسانی شوند.
یکی از موضوعات مهم دیگر، ایجاد قابلیت ردیابی محصول یا Traceability است؛ یعنی مصرفکننده بتواند بداند روغنی که خریداری کرده از کدام منطقه و باغ آمده، چه زمانی برداشت شده و چه فرآیندی را طی کرده است.

در حوزه آفات و بیماریها نیز باید به سمت مدیریت تلفیقی و روشهای کنترل زیستی حرکت کنیم و وابستگی به آفتکشهای شیمیایی پرخطر را کاهش دهیم.
رکن سوم، اتحادیهها، باغداران و بخش تولید هستند. این بخش بازوی اجرایی پیمان است. یکی از مشکلات باغداران ضعیف این است که به تنهایی امکان حضور قدرتمند در بازارهای صادراتی را ندارند. بنابراین تشکیل کنسرسیومهای صادراتی اهمیت زیادی دارد.
این کنسرسیومها میتوانند محصولات باغداران کوچک را جمع آوری، یکپارچهسازی، فرآوری و با بستهبندی و برند واحد وارد بازار کنند. همچنین باید کارخانههای مدرن منطقهای توسعه پیدا کنند تا محصول باغدار بلافاصله پس از برداشت، با فناوری مناسب فرآوری شود.
این موضوع از یک طرف کیفیت روغن را افزایش میدهد و از سوی دیگر میتواند قدرت چانهزنی باغدار را در برابر واسطهها بیشتر کند. در کنار آن، آموزش باغداران در زمینه هرس علمی، تغذیه درخت، مدیریت آفات و بیماریها و مدیریت پس از برداشت باید جدی گرفته شود.
رکن چهارم، بازار و نظارت است. برای بازگرداندن اعتماد مصرفکننده باید شفافیت ایجاد کنیم. یکی از راهکارها میتواند استفاده از QR Code روی بطری روغن باشد؛ بهگونهای که مصرفکننده بتواند با اسکن آن، اطلاعات مربوط به باغ، منطقه تولید، تاریخ برداشت، فرآیند استحصال و مشخصات محصول را مشاهده کند.
از سوی دیگر باید پلتفرمهای خرید مستقیم توسعه پیدا کنند تا فاصله میان باغدار و مصرفکننده کاهش یابد.
*آیا این پیمان ممکن است مانند برخی طرحهای گذشته، در نهایت روی کاغذ باقی بماند؟
این احتمال وجود دارد، مگر اینکه سازوکار اجرایی مشخصی برای آن طراحی شود. بسیاری از طرحهای گذشته به این دلیل شکست خوردند که بخشی بودند. یک طرح فقط روی باغداری تمرکز کرد، طرح دیگری فقط صادرات را دید و طرح دیگری به صنایع تبدیلی توجه داشت.
اما صنعت یک زنجیره است. اگر تولید افزایش پیدا کند ولی کارخانه روغنکشی مناسب نداشته باشیم، مشکل حل نمیشود. اگر روغن با کیفیت تولید کنیم ولی بستهبندی و برندینگ مناسبی نداشته باشیم، در صادرات شکست میخوریم. اگر صادرات را توسعه دهیم ولی تولید پایدار نباشد، باز هم به نتیجه نمیرسیم.
مزیت «پیمان ملی» این است که میتواند منافع مشترک بازیگران را تعریف کند. دولت از افزایش صادرات و ارزآوری منتفع میشود، باغدار از افزایش درآمد، صنعتگر از توسعه بازار و مصرفکننده از افزایش کیفیت و شفافیت.
*برای شروع این پیمان چه اقدام عملی باید انجام شود؟
نخستین گام، تشکیل «شورای عالی راهبری صنعت زیتون کشور» است. این شورا باید با حضور نمایندگان وزارت جهاد کشاورزی، اتاق بازرگانی، باغداران پیشرو، صنایع روغن زیتون، متخصصان مدیریت منابع آب، اقتصاد کشاورزی، دانشگاهها و سایر ذینفعان اصلی تشکیل شود.
این شورا نباید صرفاً یک شورای تشریفاتی باشد. باید برای آن برنامه، شاخص عملکرد و زمانبندی مشخص تعریف شود.
پیشنهاد من این است که یک برنامه پنجساله تنظیم شود که در آن وظایف هر دستگاه، بخش خصوصی و نهاد علمی کاملاً مشخص باشد. به جای بخشنامههای متعدد، باید یک «قرارداد الزامآور داخلی» میان اعضای این زنجیره شکل بگیرد.
*بزرگترین مانع اجرای چنین پیمانی چیست؟
اگر بخواهم در یک عبارت پاسخ بدهم، باید بگویم «عدم همسویی منافع».
این مسئله در چند سطح وجود دارد. نخست، برخی باغداران، بهخصوص صاحبان باغهای قدیمی، سالها با روش سنتی کار کردهاند. سرمایهگذاری برای آبیاری نوین، ارقام جدید یا استانداردهای کیفی بالا نیازمند سرمایه اولیه و پذیرش ریسک است.

دوم، واسطهها و دلالانی هستند که از نبود شفافیت در زنجیره سود میبرند. طبیعی است که با شفاف شدن قیمت و کوتاه شدن زنجیره، بخشی از منافع آنها کاهش پیدا کند.
سوم، در حوزه تجهیزات نیز باید مراقب باشیم که سیاستگذاری به گونهای نباشد که صرفاً وابستگی به واردات را افزایش دهد. در عین حال، تا زمانی که فناوری داخلی به سطح مطلوب نرسیده، نمیتوان صنعت را از فناوری مدرن محروم کرد. بنابراین باید همزمان واردات هدفمند و بومیسازی فناوری را دنبال کنیم.
*نقش دولت در این میان چیست؟
دولت باید از رویکرد دستوری فاصله بگیرد. گاهی تعیین قیمت نامتناسب، تغییرات مکرر مقررات صادرات و واردات یا نبود ثبات در سیاستها، برنامهریزی را برای تولیدکننده و سرمایهگذار دشوار میکند.
بخش خصوصی زمانی وارد سرمایهگذاری بلندمدت میشود که از ثبات نسبی قوانین اطمینان داشته باشد. یکی دیگر از مشکلات، بیاعتمادی بخش خصوصی به وعدههای دولتی است. اگر دولت در قالب پیمان تعهدی بدهد اما در سال بعد سیاست خود را تغییر دهد، اعتماد از بین میرود.
بنابراین پیمان باید از نظر حقوقی و اجرایی تا حد امکان پایدار باشد.
*استاندارد سازی چه جایگاهی در این پیمان دارد؟
استانداردسازی بسیار مهم است. در حال حاضر یکی از مشکلات بازار، رقابت محصول باکیفیت با محصول بیکیفیت یا تقلبی است.
تولیدکنندهای که برای کیفیت هزینه میکند، آزمایش انجام میدهد، بستهبندی مناسب دارد و محصول استاندارد تولید میکند، نباید با محصولی که هزینههای کیفی را نادیده گرفته است، در یک سطح رقابت کند.
از سوی دیگر استانداردها نباید آنقدر دستنیافتنی باشند که تولیدکننده ضعیف را از بازار حذف کنند. باید برای واحدهای کوچک نیز مسیر ارتقا تعریف کنیم؛ یعنی آموزش، تسهیلات، آزمایشگاههای منطقهای و حمایت فنی در اختیار آنها قرار گیرد.
*آیا باغداران و کارخانهداران آمادگی دارند منافع کوتاهمدت خود را برای سود بلندمدت کنار بگذارند؟
نمیتوان از آنها انتظار داشت صرفاً بر اساس توصیه اخلاقی این کار را انجام دهند. برای ایجاد همکاری باید «منافع اقتصادی همکاری» را برای آنها ملموس کنیم. اگر باغدار بداند استفاده از آبیاری نوین باعث کاهش هزینه و افزایش بهرهوری میشود، اگر بداند محصول استانداردش با قیمت بالاتر خریداری میشود و اگر کارخانهدار بداند عضویت در این زنجیره به بازار پایدار و صادراتی منجر خواهد شد، همکاری شکل میگیرد. بنابراین مشوق اقتصادی بسیار مهم است.
ما نباید از بازیگران صنعت بخواهیم منافع خود را فدا کنند؛ باید ساختاری ایجاد کنیم که منافع فردی آنها در مسیر منافع جمعی قرار بگیرد.
*برای رفع چالشهای پیمان چه سازوکاری پیشنهاد میکنید؟
سه موضوع ضروری است. اول، باید یک رهبری قوی، تخصصی و بیطرف وجود داشته باشد که بتواند منافع ذینفعان مختلف را به شکل عادلانه تنظیم کند.
دوم، سازوکار نظارتی مستقل لازم است. اگر پیمان فقط توسط همان دستگاههایی نظارت شود که خودشان مجری آن هستند، ممکن است تعارض منافع ایجاد شود.
سوم، شفافیت باید در تمام زنجیره وجود داشته باشد؛ از باغ و تولید گرفته تا روغنکشی، بستهبندی، توزیع و صادرات. در کنار این موارد، آموزش و مشوقهای مالی نیز باید وجود داشته باشد تا بخش خصوصی به سمت اهداف بلندمدت حرکت کند.
*صادرات چه نقشی در آینده صنعت روغن زیتون دارد؟
برای صنعت روغن زیتون کشور، صادرات یک ضرورت اقتصادی است. البته نباید صادرات را صرفاً به معنای فروش محصول خام یا روغن بدون برند بدانیم. هدف باید حضور در بازارهای با ارزش افزوده بالا باشد.
ایران در رقابت با کشورهایی مانند اسپانیا، یونان و ترکیه فقط با مسئله کیفیت مواجه نیست؛ بلکه با مسئله برندینگ نیز مواجه است.
در بازار جهانی، سابقه، اعتبار برند، ثبات کیفیت و حتی تصویر کشور تولیدکننده اهمیت دارد. بنابراین ما به یک «برند ملی» یا دستکم مجموعهای از برندهای ایرانی معتبر نیاز داریم که بتوانند کیفیت و اصالت محصول ایرانی را به بازار جهانی معرفی کنند. همچنین باید دیپلماسی تجاری فعالتری برای بازارهای هدف داشته باشیم.
*در نهایت اگر بخواهید یک جمعبندی از وضعیت صنعت روغن زیتون کشور ارائه کنید، چه میگویید؟
صنعت روغن زیتون کشور از یک فرصت کشاورزی به یک مسئله چندبعدی اقتصادی تبدیل شده است. این صنعت همزمان با بحرانهای بیولوژیک، اقلیمی، اقتصادی، آبی، ارزی و تجاری مواجه است. تولیدکننده میخواهد توسعه دهد، اما آب محدود است.
سرمایهگذار میخواهد فناوری وارد کند، اما با محدودیتهای ارزی مواجه است. صادرکننده میخواهد وارد بازار جهانی شود، اما با رقابت شدید و محدودیتهای تجاری روبهرو است. بنابراین راهحل نمیتواند یک تصمیم منفرد یا یک بخشنامه باشد. ما به یک سیاست یکپارچه نیاز داریم که باغ، آب، فناوری، صنعت، استاندارد، بازار، مصرفکننده و صادرات را در کنار هم ببیند.
به همین دلیل «پیمان ملی صنعت زیتون» میتواند به عنوان یک چارچوب سیاستگذاری مطرح شود؛ اما مشروط بر اینکه از مرحله شعار عبور کند و برای آن ساختار اجرایی، بودجه، شاخصهای ارزیابی، زمانبندی و مسئولیت مشخص تعریف شود.
در نهایت باید بپذیریم که بدون حل ریشهای «عدم همسویی منافع»، هر پیمان ملی صرفاً روی کاغذ باقی خواهد ماند. آینده صنعت زیتون کشور به این بستگی دارد که آیا میتوانیم میان منافع باغدار، صنعتگر، مصرفکننده، دولت و صادرکننده یک نقطه مشترک ایجاد کنیم یا خیر. اگر این همسویی شکل بگیرد، بحران آب، فناوری و بازار میتواند از یک تهدید به فرصتی برای بازسازی صنعت زیتون تبدیل شود؛ صنعتی که علاوه بر تأمین بخشی از نیاز داخلی، ظرفیت ارزآوری، اشتغال روستایی و حضور در بازارهای منطقهای و جهانی را نیز دارد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در تاریخ موسیقی ایران، کمتر اثری را میتوان یافت که همچون «ایران جوان»، چنین پیوند عمیق و پرکششی میان دو دوره تاریخی متفاوت ایجاد کرده باشد. این قطعه، بیش از آنکه تنها یک سرود باشد، روایتی موسیقایی از گذار ایران از سنت به مدرنیته و بازگشت به ریشههای اصیل است.
از «سلام شاه» تا «ایران جوان»، پیوندی میان دو قرن
ریشه این ملودی به سال ۱۲۵۲ هجری شمسی (۱۸۷۳ میلادی) بازمیگردد؛ دورانی که ناصرالدینشاه قاجار پیش از نخستین سفر خود به اروپا، در جستجوی نمادی برای هویت ملی در دیدارهای دیپلماتیک بود. در این میان، او به «آلفرد لومر» (Alfred Lemaire)، استاد فرانسوی موسیقی دارالفنون، دستور ساخت مارشی را داد که بتواند در جایگاه سرود ملی، در کنار سرودهای دیگر کشورها نواخته شود.

این قطعه که «سلام شاه» نام گرفت، برای دههها به صورت یک مارش بیکلام در مراسم رسمی نواخته میشد و در آرشیوهای تاریخی به عنوان سندی از دیپلماسی فرهنگی عصر قاجار باقی ماند. اما سرنوشت این ملودی با نبوغ شاعرانهای در قرن بعد گره خورد تا به آنچه امروز «سرود ایران جوان» مینامیم، بدل شود.

بیژن ترقی؛ معماری کلمات بر پایه اصالت
بیژن ترقی (۱۳۰۸–۱۳۸۸)، کسی بود که جانِ تازهای به کالبد این ملودی قاجاری بخشید. او نه تنها یک ترانهسرا، بلکه پیونددهنده سبکهای کلاسیک و مدرن در موسیقی ایرانی بود. ترقی که در مکتب بزرگانی چون ملکالشعرای بهار، امیری فیروزکوهی، نیما یوشیج و شهریار پرورش یافته بود، از سال ۱۳۳۶ به مجموعه رادیویی «گلها» پیوست؛ جریانی که اوج هنر موسیقی و شعر ایران در سده اخیر محسوب میشود.
همکاریهای بینظیر او با اساتیدی چون ابوالحسن صبا، علی تجویدی و بهویژه پرویز یاحقی، کارنامه هنریاش را به گنجینهای بدل کرد که بیش از ۳۰۰ اثرِ جاودان را در خود جای داده است. ترانههایی نظیر «بهار دلنشین»، «آتش کاروان» و «برگ خزان» تنها مشتی از خروار آثار اوست که در ضمیر ناخودآگاهِ موسیقیدوستان ایرانی جای دارد. سرود «ایران جوان» نیز در ادامه همین دغدغهمندی ملی و تاریخی شکل گرفت. ترقی با هوشمندی، وزن و آهنگِ کلمات را بهگونهای انتخاب کرد که با ملودی حماسی لومر همنشین شود و روحی تازه در پیکره سردِ یک مارش قدیمی بدمد.

پیمان سلطانی و احیای یک ملودی تاریخی
آنچه امروزه با صدای خوانندگانی چون شهرام ناظری و سالار عقیلی در حافظه شنیداری ما ثبت شده است، محصولِ بازآفرینی ارکسترال و تنظیمهای دقیق پیمان سلطانی است. در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴، وقتی ایده بازسازیِ این اثر مطرح شد، چالش اصلی، تبدیل یک مارش کوتاه به یک اثر حماسی و کُرال بود که بتواند شکوهِ ایرانِ باستان و جوانیِ ایرانِ مدرن را توأمان بازتاب دهد.
پیمان سلطانی با رهبری ارکستر ملل در تالار وحدت، این قطعه را از پستوهای تاریخِ سیاسیِ قاجار بیرون کشید و به تالارهای کنسرت آورد. این بازخوانی، تنها یک اجرای موسیقایی نبود؛ بلکه بهانهای شد تا نسل جدید با ریشههای سرودهای ملی خود آشنا شود. شهرام ناظری نیز در اسفند ۱۳۹۴ با اجرای دوباره این اثر، بر تثبیت آن به عنوان «خاطرهای ماندگار» در ذهن ایرانیان تأکید کرد. این همکاریها نشان داد که موسیقی اصیل، اگر با تنظیم درست و شعر فاخر همراه شود، میتواند فراتر از زمان و مکان عمل کند.

وحدت در سایه و جامه کلام
شعر بیژن ترقی در این سرود، بازنمایی دقیقِ همبستگی ملی است. «وطنم، وطنم»های مکرر در متن، بیش از آنکه شعار باشد، یک کنش عاطفی است که پیوند فرد با کلِ یک سرزمین را برقرار میکند. ترقی در بندهای اصلی، با اشاره به «تفاوتِ هر رنگ و زبان»، عملاً به تکثر فرهنگی ایران ارج مینهد و آن را در قالبِ «یک نام و نشان» (ایران) به وحدت میرساند.
این سرود، یک منشورِ ادبی برای همگرایی است؛ جایی که «صلابت ایران جوان» در کنار «اصالت ایران کهن» قرار میگیرد و پلی میان تاریخ پرفراز و نشیب ایران و آینده روشن آن میزند. زبان ترقی در اینجا، نه پیچیده و دور از ذهن، بلکه شفاف، حماسی و موسیقیایی است؛ گویی کلمات پیش از آنکه خوانده شوند، آهنگِ خود را در ذهن شنونده طنینانداز میکنند.
نامِ جاوید وطن، صبحِ امید وطن
جلوه کن در آسمان، همچو مهرِ جاودان
وطن ای هستیِ من، شور و سرمستیِ من
جلوه کن در آسمان، همچو مهرِ جاودان
بشنو سوزِ سخنم، که همآوازِ تو منم
همه جان و تنم، وطنم وطنم وطنم وطنم!
بشنو سوزِ سخنم، که نواگر این چمنم
همه جان و تنم، وطنم وطنم وطنم وطنم!
همه با یک نام و نشان، به تفاوتِ هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان، به تفاوتِ هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمهزنان، ز صلابتِ ایرانِ جوان
به اصالتِ ایرانِ کهن، ز صلابتِ ایرانِ جوان
سرود «ایران جوان» یا «نام جاوید وطن»، مصداق بارزِ میراث فرهنگی پویاست؛ میراثی که در سکون نمیماند و با دستهای خلاقِ هنرمندان در هر دوره بازتعریف میشود. از نتهایِ نوشتهشده توسط لومیر در دارالفنون، تا کلماتِ بیژن ترقی و اجرایِ حماسیِ سالار عقیلی و شهرام ناظری، این قطعه راهی دراز پیموده است. این سرود امروز تنها یک قطعه موسیقی نیست؛ بارها و بارها تصویرگذاری شده و به صورت کلیپهای متنوعی در شبکه های اجتماعی منتشر شده، و سندی است از تداومِ روحِ ملی که در گذرِ ایام، نه تنها کمرنگ نشده، بلکه با هر بازخوانی، غبارِ زمان از چهرهاش زدوده شده و درخشانتر از پیش در آسمان فرهنگ ایران میدرخشد. این اثر یادآور آن است که هویت ما، نه در یک نقطه از تاریخ، بلکه در زنجیرهای از تلاشها و خلاقیتهای هنرمندانِ این سرزمین شکل گرفته است؛ زنجیرهای که «ایران جوان» یکی از درخشانترین حلقههای آن است.

خبرگزاری مهر، گروه دین، حوزه و اندیشه، سینا سفالگر: در چند دهه گذشته، چهره شهرها و زندگی روزمره ما بهطور محسوسی تغییر کرده است. اتوبانها گستردهتر شدهاند، سدها و نیروگاهها ساخته شدهاند، دسترسی به اینترنت و فناوریهای ارتباطی افزایش یافته و بسیاری از کالاها و خدماتی که زمانی لوکس یا دور از دسترس به نظر میرسیدند، امروز بخشی از زندگی عادی شهروندان هستند. از منظر «رفاه مادی»، جامعه در بسیاری از حوزهها مسیری رو به جلو را تجربه کرده است. اما در کنار این تغییرات، پرسشی مهم همچنان پابرجاست: چرا افزایش امکانات لزوما به افزایش رضایت از زندگی منجر نمیشود؟
پاسخ را شاید باید در تفاوت میان «نوسازی(مدرنیته)» و «توسعه» جستوجو کرد. نوسازی ابزاری میتواند با ساخت کارخانه، جاده، سد، شبکه ارتباطی و خرید یا تولید فناوری محقق شود. اما توسعه، مفهومی گستردهتر است و علاوه بر زیرساخت، کیفیت روابط اجتماعی، احساس امنیت، اعتماد، مشارکت، فرصت انتخاب و توانایی افراد برای اثرگذاری بر سرنوشت خود را نیز دربرمیگیرد. ممکن است جامعهای از نظر امکانات فیزیکی پیشرفت کند، اما اگر شهروندان احساس کنند ارتباطشان با یکدیگر ضعیف شده یا آینده قابل پیشبینی نیست، افزایش رفاه مادی الزاما احساس رضایت را بالا نمیبرد.
از سوی دیگر، رضایت پدیدهای نسبی است. انسان تنها امکانات امروز خود را با گذشته مقایسه نمیکند بلکه آن را با انتظارات، امکانات دیگران و تصویری که از آینده دارد نیز میسنجد. به همین دلیل، توسعه اقتصادی بدون تحول در کیفیت روابط اجتماعی و بدون افزایش حس اعتماد و تعلق، ممکن است حتی به افزایش فاصله میان «آنچه داریم» و «آنچه فکر میکنیم باید داشته باشیم» منجر شود.
بنابراین مساله، مخالفت با اتوبان، فناوری یا زیرساخت نیست بلکه مساله این است که زیرساخت را با توسعه اشتباه نگیریم. جاده میتواند فاصله دو شهر را کم کند، اما لزوما فاصله میان انسانها را کاهش نمیدهد. فناوری میتواند ارتباط را آسان کند، اما بهتنهایی اعتماد نمیسازد. توسعه زمانی معنا پیدا میکند که پیشرفت ابزارهای زندگی با ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی و انسانی همراه شود.
از این رو، خبرگزاری مهر در گفتگو با «محمود امینی»، دکترای روابط بینالملل، کارشناس رسانه و محقق حوزه حکمرانی، به واکاوی چند علامت سوال مهم در این رابطه پرداخته است.
مشروح گفتگو را در ادامه مطالعه فرمایید.
اجازه بدهید گفتوگو را با یک پرسش ساده شروع کنیم. چرا با وجود گسترش امکانات و زیرساختها، الزاما احساس نمیکنیم زندگی رضایتبخشتر شده است؟
چون رفاه و رضایت دو مفهوم یکسان نیستند. رفاه تا حد زیادی به امکانات قابل اندازهگیری مربوط است مثلا دسترسی به مسکن، حملونقل، انرژی، آموزش، خدمات درمانی یا فناوری. اما رضایت از زندگی به مجموعهای از عوامل مادی و غیرمادی وابسته است. فرد ممکن است خودروی بهتری داشته باشد، سریعتر به مقصد برسد و به اینترنت پرسرعت دسترسی داشته باشد، اما همزمان احساس کند آیندهاش مبهم است، به دیگران اعتماد کافی ندارد یا فرصت اثرگذاری بر محیط زندگی خود را ندارد. این دو موضوع را نباید با هم اشتباه بگیریم.
پس شما میان «نوسازی» و «توسعه» تفاوت قائل هستید؟
دقیقا. نوسازی را میتوان تا حد زیادی با تغییر ابزارها مشاهده کرد. ساخت یک اتوبان، راهاندازی کارخانه یا توسعه شبکه ارتباطی، نمونههای روشن نوسازی هستند. اما توسعه یک فرآیند عمیقتر است. اگر ابزارهای مدرن وارد جامعه شوند اما نگرشها، نهادها و روابط اجتماعی متناسب با آنها تحول پیدا نکنند، ممکن است با نوعی “مدرنیزاسیون ناقص” روبهرو شویم.
یعنی ممکن است جامعه از نظر تکنولوژیک مدرن شود، اما از نظر اجتماعی نه؟
بله. داشتن گوشی هوشمند یا استفاده از خودروهای پیشرفته، بهخودیخود جامعه مدرن نمیسازد. مدرنیته فقط مجموعهای از کالاها نیست بلکه نوعی تغییر در نگرش به فرد، زمان، قانون، مسوولیت، انتخاب و رابطه با دیگری است. وقتی شهروند بتواند برای زندگی خود برنامهریزی کند، به قواعد عمومی اعتماد داشته باشد، تفاوتها را تحمل کند و احساس کند صدایش در جامعه شنیده میشود، آنجا با بخشی از معنای توسعه مواجهیم.
در این میان، سرمایه اجتماعی چه نقشی دارد؟
نقش بسیار مهمی دارد. سرمایه اجتماعی را میتوان تا حدی با اعتماد، همکاری، شبکههای ارتباطی و احساس تعلق اجتماعی توضیح داد. جامعهای که افراد در آن به یکدیگر و به قواعد عمومی اعتماد بیشتری دارند، ظرفیت بالاتری برای حل مسائل جمعی دارد. برعکس، اگر هر فرد تصور کند باید فقط به فکر خودش باشد، هزینه زندگی اجتماعی بالا میرود. حتی یک مساله ساده مثل رانندگی، پرداخت مالیات یا رعایت قوانین عمومی میتواند به نمونهای از همین مساله تبدیل شود.
اما آیا کاهش اعتماد و رضایت را میتوان صرفا به توسعه نامتوازن نسبت داد؟
نه. باید احتیاط کنیم. رضایت عمومی تحت تاثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانشناختی است. تورم، نااطمینانی نسبت به آینده، تغییرات سبک زندگی، فشارهای شغلی، تحولات خانواده و گسترش مقایسه اجتماعی از طریق شبکههای ارتباطی، همگی میتوانند بر احساس رضایت تاثیر بگذارند. بنابراین نباید دنبال یک علت واحد بگردیم.
نقش شبکههای اجتماعی در این میان چیست؟ آیا آنها رضایت را کاهش دادهاند؟
فناوری دو چهره دارد. از یک طرف ارتباط را آسانتر کرده و دسترسی به اطلاعات را افزایش داده است و از طرف دیگر، مقایسه اجتماعی را هم تشدید کرده است. فرد امروز فقط زندگی خودش را نمیبیند. دائما با تصویر گزینششدهای از زندگی دیگران مواجه است. خانه، سفر، درآمد، موفقیت و سبک زندگی دیگران در صفحه تلفن همراه ظاهر میشود. این مقایسه مداوم میتواند احساس کمبود ایجاد کند، حتی اگر سطح واقعی رفاه فرد نسبت به گذشته افزایش یافته باشد.
بنابراین افزایش امکانات میتواند انتظارات را هم افزایش دهد؟
دقیقاً چنین است. یکی از پارادوکسهای توسعه همین است. وقتی امکانات بیشتر میشود، افق انتظارات هم گسترش پیدا میکند. فردی که دیروز یک موضوع و امکانات را نمیشناخت، امروز آن را حق طبیعی خود میداند. این اتفاق لزوما منفی نیست. افزایش انتظار میتواند موتور پیشرفت باشد. اما اگر میان انتظارات و امکان تحقق آنها فاصله زیادی ایجاد شود، نارضایتی شکل میگیرد.
پس آیا میتوان گفت مشکل ما «زیادی زیرساخت» و «کمبودهای انسان» است؟
این تعبیر شاید کمی اغراقآمیز باشد. زیرساخت اتفاقا ضروری است و بدون آن توسعه امکانپذیر نیست. مساله این است که زیرساخت را نقطه پایان توسعه تصور نکنیم. ساخت جاده، مدرسه و بیمارستان لازم است، اما کافی نیست. باید ببینیم این امکانات چگونه در زندگی مردم اثر میگذارند و آیا به افزایش فرصت، امنیت، اعتماد و کیفیت روابط اجتماعی منجر میشوند یا خیر.
اگر بخواهیم از این وضعیت عبور کنیم، اولویت چیست؟
باید تعریف توسعه را گستردهتر کنیم. در کنار شاخصهای اقتصادی و فیزیکی، شاخصهایی مانند اعتماد اجتماعی، کیفیت حکمرانی، رضایت از زندگی، احساس امنیت، مشارکت مدنی و کیفیت محیط زیست هم اهمیت دارند. همچنین باید به شهروندان امکان داد در مسائل محلی و عمومی نقش فعالتری داشته باشند. انسان زمانی از جامعه خود احساس رضایت بیشتری میکند که فقط مصرفکننده خدمات نباشد، بلکه خود را بخشی از فرایند ساختن جامعه بداند.
یعنی اتوبان و مسائل شبیه به آن همچنان مهم هستند، اما کافی نیستند؟
دقیقاً. اتوبان زمان سفر را کاهش میدهد. توسعه خوب باید کیفیت زندگی را افزایش دهد. سد میتواند آب و برق فراهم کند. توسعه باید به انسان امکان دهد آینده خود را با اطمینان بیشتری بسازد. فناوری میتواند ارتباط را سریع کند. جامعه توسعهیافته باید کاری کند که این ارتباط به اعتماد و همکاری هم تبدیل شود.
پس شاید پرسش اصلی این نباشد که «چقدر ساختهایم»، بلکه این باشد که «چقدر زندگی بهتر شده است»؟
همینطور است. توسعه را نباید فقط از ارتفاع پلها، طول بزرگراهها یا تعداد کارخانهها اندازه گرفت. پرسش نهایی این است که این دستاوردها چه تغییری در تجربه روزمره انسان ایجاد کردهاند. اگر شهروند امکانات بیشتری دارد اما احساس تنهایی، بیاعتمادی یا بیثباتی میکند، باید در تعریف موفقیت تجدیدنظر کنیم. توسعه واقعی زمانی اتفاق میافتد که پیشرفت بیرونی با احساس بهبود درونی و اجتماعی همراه شود.

به گزارش آرمان آرا، وزارت امور خارجه کشورمان در بیانیه ای با اشاره به تحولات یمن تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران بر موضع اصولی و ثابت خود مبنی بر لزوم احترام به استقلال، حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی یمن و خاتمۀ محاصرۀ غیرقانونی و غیرانسانی این کشور تاکید میکند.
این بیانیه می افزاید: بدون تردید امنیت و ثبات در غرب آسیا و منطقۀ دریای سرخ، بدون رعایت حقوق حقه و کرامت مردم بزرگ یمن حاصل نخواهد شد.
وزارت امور خارجه ایران در ادامه اعلام می کند: «آنچه در حال حاضر در یمن در حال وقوع است را نمیتوان از تحولات بیش از یک دهه اخیر جدا دانست. ملت بزرگ و شریف یمن بهعنوان میراثداران تمدنی درخشان و تاریخی که همواره نقشی تعیینکننده و پرافتخار در تاریخ منطقه و جهان داشتهاند، حق دارند به دور از فشار و ارعاب و محاصره ظالمانه، زندگی عزتمندانهای داشته باشند و حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی آنها کاملاً محترم شمرده شود.»
همچنین در این بیانیه آمده است: جمهوری اسلامی ایران ضمن تأکید بر ضرورت توجه به مصالح امت اسلامی، بهویژه در وضعیتی که منطقۀ غرب آسیا با شرارت ظلم و توسعهطلبی بیسابقۀ رژیم صهیونیستی با همدستی آمریکا مواجه است، یادآور میشود که حل مسائل مرتبط با یمن از طریق ادامۀ محاصره و یارکشی نظامی ممکن نیست.
در پایان جمهوری اسلامی ایران بر لزوم از سرگیری فوری گفتوگو بر مبنای نقشه راه توافقشده و اجرای مفاد آن تأکید میکند و آماده هرگونه مساعی جمیله در این مسیر است.
به گزارش آرمان آرا، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه شماره ۱۶ خود از انهدام یک فروند شمپاد ارتش تروریستی آمریکا در تنگه هرمز خبر داده است.
متن اطلاعیه به شرح زیر است:
بسمالله الرحمن الرحیم
والحمدلله، قاصم الجبارین و مبیر الظالمین
ملت رشید و بهپاخاسته ایران اسلامی؛ ارتش تروریست و متجاوز آمریکایی طی روزهای گذشته، از ترس نزدیک شدن و رویارویی با رزمندگان مجاهد اسلام، اقدام به اعزام شناورهای بدونسرنشین خود به تنگه هرمز نموده است.
نیروی دریایی سپاه، به مدد خداوند متعال، یک فروند از شناورهای بدونسرنشین (شمپاد) دشمن، با شماره بدنه ۵۸۳۸ و از نوع «سیلدرون»، را در ورودی تنگه راهبردی هرمز مورد اصابت قرار داد و در اجرای مأموریت تجاوزکارانه خود ناکام گذاشت.
نیروی دریایی سپاه با قاطعیت اعلام میکند: تنگه هرمز مسدود و تحت کنترل هوشمند و اشراف اطلاعاتی ما بوده و هرگونه حضور خصمانه در این تنگه راهبردی مورد هدف قرار میگیرد.
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: نیروهای مقاومت یمن در جریان مبارزه با سعودی ها و مزدوران آنها پیشروی های خیره کننده ای را رقم زده اند.
به گزارش منابع مختلف، نیروهای مسلح یمن و انصارالله پس از آزادسازی بند مخا، مواضع مزدوران تحت امر سعودی در جزایر زقر، حنیش کوچک و بزرگ واقع در دهانه بابالمندب را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داده و در نهایت با پیشروی این جزایر را نیز آزاد کردند.

توطئه آمریکا و اسرائیل در منطقه با آزادسازی بندر «المخا» شکست خورد
معاون وزیر اطلاعرسانی یمن تأکید کرد: اراده یمنیها امروز با کنترل بندر المخا پیروز شد و توهمات عربستان سعودی را در هم شکست.
«محمد منصور» در ادامه مصاحبه با پایگاه خبری العهد افزود: اسرائیل و طرح آمریکایی در منطقه با بازپسگیری المخا شکست خوردند.
وی ادامه داد: یمن سرزمین ماست و باب المندب حتی قبل از بازپسگیری المخا تحت کنترل نیروهای مسلح بود. نیروهای مسلح یمن مصمم به آزادسازی کل یمن و بازگرداندن حقوق مردم آن هستند.
المنصور خاطرنشان کرد: رژیمهای عربی در وحشتی غیرقابل وصف به سر میبرند و خود را به عنوان ابزار رژیم صهیونیستی معرفی میکنند.
این مقام ارشد یمنی تأکید کرد: محاصره یمن زمانی پایان خواهد یافت که اشغالگران اماراتی و سعودی عقبنشینی کنند.
معاون وزیر اطلاعرسانی یمن همچنین گفت: درگیری پنهان بین ابوظبی و ریاض آشکار شده و پیروزی در حدیده، پیروزی برای کل محور مقاومت است.
وزیر دفاع صنعا در مناطق تازه آزادشده؛ نبرد برای آزادی یمن ادامه دارد
محمد ناصر العاطفی، وزیر دفاع دولت صنعا با حضور در مناطق تازه آزادشده در ساحل غربی یمن، بر ادامه مبارزه برای آزادسازی بخشهای باقیمانده کشور تأکید کرد و وعده داد این مسیر تا آزادی کامل سرزمین یمن ادامه خواهد یافت.
انتشار تصاویر حضور العاطفی در مناطق عملیاتی، ادعاهای مطرحشده درباره ترور او در روز گذشته را زیر سؤال برده است.
الجزیره: چرا کنترل بندر المخا در یمن اهمیت راهبردی دارد؟
الجزیره در گزارشی نوشت که هدف اصلی انصارالله و نیروهای مسلح یمن در عملیات اخیر علیه دولت خودخوانده تحت حمایت عربستان و مزدوران سعودی، تصرف شهر راهبردی المخا بوده است؛ شهری که در صورت کنترل آن، یمن میتواند نفوذ خود را در امتداد بابالمندب، یکی از مسیرهای حیاتی کشتیرانی و تجارت بینالمللی، به شکل چشمگیری افزایش دهد.
مبارزان انصارالله و نیروهای مسلح یمن همچنین به دنبال قطع مسیرهای تدارکاتی مزدوران تحت حمایت عربستان هستند؛ از جمله جاده میان المخا و تعز، مسیرهای جنوب المخا که این نیروها را تأمین میکنند و خطوط تدارکاتی از طریق بندر المخا که یکی از مراکز مهم لجستیکی این نیروها در ساحل غربی یمن بوده است.
تصرف المخا در صورت تثبیت، بخش مهمی از ظرفیت نظامی و لجستیکی این نیروها را از آنها میگیرد و در مقابل، موقعیت نیروهای مسلح یمن را در نزدیکی بابالمندب تقویت میکند.
به همین دلیل، مبارزان انصارالله و نیروهای مسلح یمن اکنون از المخا به سمت جنوب پیشروی میکنند. بر اساس گزارشها، این پیشروی با مقاومت اندکی روبهرو شده زیرا مزدوران تحت حمایت عربستان از مواضع خود عقبنشینی کردهاند.
در صورت ادامه این روند، نیروهای یمنی میتوانند مناطق بیشتری از ساحل یمن را تصرف کرده و به بابالمندب نزدیکتر شوند.
یمن: پاسخ به تجاوز سعودی تا توقف آن ادامه دارد
وزارت امور خارجه یمن با صدور بیانهای اعلام کرد که ادامه تجاوز عربستان به یمن، واکنش به آن را تا زمان توقف تجاوز ضروری میسازد.
در بیانیه این وزارتخانه آمده است: نیروهای مسلح یمن متعهد به دفاع از حاکمیت کشور، حفاظت از شهروندان و هدف قرار دادن منابع حمله مطابق با قوانین بینالمللی هستند.
وزارت امور خارجه یمن تأکید کرد: افزایش تحرکات نظامی رژیم سعودی در خاک یمن طی چند وقت اخیر، واکنش نیروهای مسلح به آن را ضروری ساخته است. ناله و فریادهای مداوم رژیم سعودی برای سرپوش گذاشتن بر جنایات مداومش علیه مردم یمن است که آخرین آنها صدها حمله هوایی بوده است.
در بخش دیگری از این بیانیه تصریح شده است: یمن هیچگاه منبع تهدید نبوده و نخواهد بود. این کشور به دنبال ایجاد روابط مبتنی بر احترام متقابل بوده و آماده است تا بخشی از سیستم امنیتی منطقه باشد.
وزارت امور خارجه یمن خاطرنشان کرد: ما از جامعه بینالمللی میخواهیم که روند وقایع را به طور عینی بررسی کرده و رژیم سعودی را به توقف هدف قرار دادن یمن، نقض حاکمیت آن و غارت اموال و منابعش مجبور کند.
انتقاد عبدالسلام از رویکرد عربستان در قبال صلح و تداوم اقدامات تنشزا
محمد عبدالسلام، رئیس هیئت مذاکرهکننده صنعا درباره تنش های اخیر گفت: حکومت عربستان به جای تشدید تنش و ارتکاب جنایت، باید درخواست صبح را پاسخ میداد.
۷۰ حمله عربستان به ۶ استان یمن
خبرگزاری رسمی یمن (سبا) که رسانه رسمی دولت سازندگی در صنعا به شمار می رود، اعلام کرد که جنگندههای سعودی در ساعات گذشته دست به ۷۰ حمله هوایی به چندین استان این کشور زدند.
براساس گزارش این رسانه یمنی، در این حملات مناطقی در استانهای تعز، الجوف، مأرب، الحدیده، صعده و البیضاء، هدف حمله جنگنده های عربستان قرار گرفتند.
وی افزود: حکومت سعودی همچنان بر گمراه کردن افکار عمومی جهان از طریق روایتهای دروغین برای ارعاب و باجگیری از آن اصرار دارد.
پایگاه خبری آرمان آرا تلاش دارد آخرین خبرها و گزارشها از مهمترین اتفاقات جامعه را به صورت آنلاین در اختیار مخاطبان خود قرار دهد.
آرمان آرا دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 75035 و به مدیر مسوولی آرمان خلج است

nnnn