بایگانی برچسب برای: تعطیلی

تعدیل نیرو در پتروشیمی و لوله سازی بندرماهشهر؛ کارفرماها مصوبه فرمانداری را نادیده می گیرند!

به گزارش آرمان آرا،؛ با وجود ممنوعیت رسمی اخراج کارگران توسط فرمانداری شهرستان ماهشهر، گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی شرکت‌های مستقر در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی، با نادیده گرفتن قوانین و مصوبات، اقدام به اخراج دسته‌جمعی نیروهای خود کرده‌اند.

این وضعیت که در پی حملات نظامی به صنایع پتروشیمی و تعطیلی موقت آن‌ها آغاز شد، اکنون با خودداری کارفرمایان از بازگرداندن کارگران به محل کار، به بحرانی برای نیروی کار منطقه
تبدیل شده است.

بنا بر اظهارات دبیر اجرایی خانه کارگر بندر ماهشهر، شرکت‌هایی از جمله پتروشیمی پتروناد آسیا و شرکت لوله‌سازی ماهشهر، با تعدیل نیروهای سی تا صد نفره، حقوق قانونی کارگران را تضییع کرده‌اند.

این در حالی است که کارگران مناطق ویژه اقتصادی به دلیل فقدان نظارت وزارت کار و تکیه بر مقررات خاص این مناطق، در پیگیری مطالبات خود با دشواری‌های بسیاری روبه‌رو هستند.

تا به امروز بخش کوچکی از کارگران موفق به دریافت مستمری بیکاری شده‌اند و تجمعات اعتراضی آن‌ها مقابل نهادهای دولتی نیز تاکنون نتیجه مؤثر و ملموسی در بر نداشته است.

شرکت‌های مذکور با استناد به «محرمانه بودن» آمار نیروهای خود، از شفاف‌سازی در این زمینه نیز خودداری می‌کنند و حتی از ارائه اطلاعات خود به فرمانداری سر باز زده اند!

رستاخیز موزه هنرهای معاصر اهواز؛ از واگذاری پرحاشیه تاسرقت ۵۰میلیاردی!

خبرگزاری مهر- گروه هنر- آزاده فضلی؛ موزه هنرهای معاصر اهواز که با مساحتی حدود ۵۰۰۰ متر در کنار رود کارون واقع شده و از نظر وسعت از نمونه تهرانی خود بزرگتر است و زمانی از آن به عنوان دومین موزه بزرگ هنرهای معاصر ایران (پس از موزه هنرهای معاصر تهران) یاد می‌شد، داستانی پرفراز و نشیب و تلخ را پشت سر گذاشته است.

این موزه در سال ۱۳۸۸ در ۲ طبقه و با ۵ گالری در حاشیه رودخانه کارون افتتاح شد. ساختمان زیبا و موقعیت استراتژیک آن، نویدبخش تبدیل شدن اهواز به یکی از قطب‌های هنرهای تجسمی کشور را می‌داد. گنجینه این موزه شامل حدود ۷۰ اثر ارزشمند از هنرمندان بزرگی چون هانیبال الخاص، کوروش شیشه‌گران و علی‌اکبر صادقی است. در شهریور سال ۱۳۹۴، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در اقدامی بحث‌برانگیز، مدیریت موزه را طی قراردادی چندساله (۷ تا ۱۱ سال ذکر شده در منابع مختلف) به بخش خصوصی واگذار کرد. این واگذاری بدون نظارت کافی و به فردی انجام شد که گفته می‌شود تخصصی در مدیریت موزه‌داری نداشت.

پس از این واگذاری، موزه از مسیر اصلی خود خارج شد و به جای برگزاری نمایشگاه‌های هنری، بخش‌هایی از این مکان فرهنگی به تالار عروسی، رستوران، کافه و حتی نمایشگاه گل و گیاه تبدیل شد. در این دوران بود که هنرمندان بومی عملاً از حضور در موزه و برگزاری نمایشگاه محروم شدند و ساختمان موزه به دلیل نگهداری نامناسب دچار فرسودگی شدید شد.

از طرف دیگر، برق موزه هنرهای معاصر اهواز برای مدت طولانی (حدود ۵ سال) قطع بود که این موضوع سلامت آثار گران‌بهای گنجینه را به دلیل گرما و رطوبت بالای اهواز به خطر انداخت. حتی گزارش‌هایی از آتش‌سوزی جزئی و سرقت از ساختمان موزه نیز در این سال‌ها منتشر شد.

در تمام سال‌های تعطیلی و تغییر کاربری، هنرمندان خوزستانی بارها با برگزاری تجمعات و پرفورمنس‌های اعتراضی (مانند مراسم عزاداری نمادین برای موزه)، خواستار بازپس‌گیری این بنا شدند. سرانجام با پیگیری‌های قضایی و فشار رسانه‌ها، در سال‌های اخیر، حکم خلع ید بهره‌بردار خصوصی صادر شد و مدیریت موزه دوباره به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بازگشت. با این حال، به دلیل خسارات سنگینی که به ساختمان (برآورد حدود ۲۰ میلیارد تومان در سال‌های گذشته) وارد شده، موزه برای بازگشایی کامل به بازسازی اساسی نیاز دارد.

در حال حاضر، تلاش‌ها برای مرمت و بازگرداندن آن به چرخه فعالیت‌های هنری ادامه دارد، اما زخم‌های دوران واگذاری همچنان بر پیکر این بنای فرهنگی باقی مانده است. بر این اساس، در گزارش پیش‌رو جزئیاتی درباره موزه هنرهای معاصر اهواز از بازپس‌گیری ساختمان تا بازگشت به کاربری موزه‌ای خواهید خواند.

رستاخیز موزه هنرهای معاصر اهواز؛ از واگذاری پرحاشیه تاسرقت ۵۰میلیاردی!

قرار است رویداد نمایشگاهی با عنوان «سرزمین خورشید» با نمایش آثاری از گنجینه این موزه، عکس‌های پشت صحنه فیلم‌های سینمایی احمدرضا درویش و عکس‌های دیده نشده از جنگ رمضان و دفاع مقدس هشت‌ساله افتتاح شود که همین رویداد بهانه‌ای شد تا با مدیران هنری درباره وضعیت موزه هنرهای معاصر اهواز گفتگو کنیم.

قفلِ موزه هنرهای معاصر اهواز شکسته شد

حسین براتی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در گفتگو با آرمان آرا درباره موزه هنرهای معاصر اهواز توضیح داد: موزه هنرهای معاصر اهواز یکی از بناهای بی‌بدیل کشور است که متأسفانه سال‌های زیادی از چرخه ارائه خدمات در حوزه فرهنگ و هنر خارج شده بود. با رویکردی جدید، تصمیم بر آن شد تا از طریق رویداد «سرزمین خورشید»، بخشی از موزه هنرهای معاصر اهواز را احیا کرد.

وی در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت موزه هنرهای معاصر اهواز و فرآیند مدیریت آن، گفت: با توجه به اطلاعات موجود، این ساختمان، سال‌ها پیش طی یک فرآیند به بخش خصوصی واگذار شده بود که البته این موضوع جای بحث دارد و باید در زمان خود به آن پرداخته شود اما با همراهی استانداری خوزستان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دستگاه قضایی و حوزه‌های انتظامی و امنیتی، سال گذشته انرژی بسیار زیادی برای رفع تصرف و بازپس‌گیری فنی آن (فک پلمب) صرف شد و این امر با موفقیت انجام گرفت.

براتی با اشاره به چالش‌های موجود تصریح کرد: به لحاظ زیرساختی، فضای نگهداری و فعالیتی برای هنرمندان متأسفانه در حال حاضر میسر نیست اما با اراده جمعی در سطح استان و با حمایت شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون هنری و اداره کل هنرهای تجسمی، تلاش می‌شود تا این موزه مجدداً به چرخه ارائه خدمت بازگردد و امکان میزبانی از رویدادهای فاخر فراهم شود.

وی همچنین از امضای تفاهم‌نامه‌ای میان وزیر فرهنگ و استاندارد خوزستان خبر داد که یکی از مفاد اصلی آن، احیا، مرمت و بازسازی موزه هنرهای معاصر اهواز است.

چالش‌های پیش‌روی بازسازی موزه هنرهای معاصر اهواز

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در این مورد توضیح داد: دقیقاً در دی‌ماه ۱۴۰۴ و همزمان با وقایع آن روزها که جامعه ما درگیرش بود، این تفاهم‌نامه منعقد شد. امیدواریم در سال جاری با فراهم شدن شرایط عادی، فعالیت‌ها گسترش پیدا کند. این پروژه برای احیا و بازسازی، به منابع مالی و بخش عمرانی نیاز دارد و دستگاه‌های ذی‌تأثیر برای راه‌اندازی فضا، بازدیدهای میدانی انجام داده‌اند. ما در تلاش هستیم تا مقدمات راه‌اندازی مقطعی و اولیه بخشی از موزه فراهم شود تا در نهایت به مرحله راه‌اندازی کلی و دائمی برسیم.

رستاخیز موزه هنرهای معاصر اهواز؛ از واگذاری پرحاشیه تاسرقت ۵۰میلیاردی!

وی در پاسخ به این سوال که آیا نمایشگاه «سرزمین خورشید» اولین قدم پس از بازسازی کامل است یا خیر، اظهار کرد: موزه هنوز به طور کامل تجهیز نشده است و این رویداد در واقع به عنوان یک «نمایش» برگزار می‌شود تا هم فرآیند احیا را از هر ۲ سو آغاز کند و هم زمینه‌ای فراهم آورد تا موزه بتواند به دوران شکوفایی پیش از خود (قبل از سال ۱۳۹۴) بازگردد.

براتی در ادامه تشریح وضعیت موزه هنرهای معاصر اهواز، با تأکید بر ضرورت بازگشت این مرکز به دوران شکوفایی، گفت: این موزه باید بار دیگر به خاستگاه اصلی رویدادها، جشنواره‌ها و حضور هنرمندان شاخص استان و کشور تبدیل شود. هدف اصلی ما، بهره‌گیری از این ظرفیت برای پاسخ به نیاز جامعه هنری است تا بتوانند خدمات خود را به مخاطبان علاقه‌مند ارائه دهند.

وی تصریح کرد: با شناسایی موانع، رایزنی‌هایی با فرمانداری اهواز، استانداری خوزستان، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده تا در مرحله اول، بخش گالری‌ها و در نهایت کل مجموعه به‌صورت دائمی راه‌اندازی شود.

وضعیت نگران‌کننده گنجینه در سال‌های تعطیلی

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در پاسخ به پرسش آرمان آرا درباره وضعیت آثار گنجینه موزه در دوران تعطیلی، با ابراز تأسف گفت: در طول این چند سال که موزه غیرفعال بود، گنجینه در همان محل نگهداری می‌شد اما متأسفانه فاقد استانداردهای لازم و موارد فنی اولیه برای حفظ و نگهداری آثار گنجینه بود. به دلیل پلمب بودن ساختمان، دسترسی وجود نداشت و آثار به شکلی نامرتب و نامنظم در فضا باقی مانده بودند.

وی با تأکید بر صیانت از این آثار عنوان کرد: تلاش ما این است که با بازگرداندن موزه هنرهای معاصر اهواز به حالت اولیه، این گنجینه بار دیگر در معرض دید عموم و علاقه‌مندان قرار بگیرد. با وجود اینکه آثار به لحاظ کمی آسیب ندیده‌اند اما به لحاظ کیفی، به دلیل شرایط نامناسب نگهداری، احتمال آسیب‌دیدگی وجود دارد.

رستاخیز موزه هنرهای معاصر اهواز؛ از واگذاری پرحاشیه تاسرقت ۵۰میلیاردی!
آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر اهواز

تغییر در مدل مدیریتی موزه هنرهای معاصر اهواز و نفی واگذاری مجدد

براتی در مورد آینده مدیریتی موزه و احتمال واگذاری مجدد به بخش خصوصی تصریح کرد: با توجه به اتفاقات ناگواری که در گذشته رخ داد، به هیچ وجه علاقه‌مند به طی کردن دوباره آن مسیر نیستیم و نخواهیم گذاشت ساختمان و گنجینه موزه دچار خسران و آسیب شود.

وی از طرحی جدید برای مدیریت موزه خبر داد و گفت: در گفتگوهای اولیه با معاونت هنری وزارتخانه، اداره کل هنرهای تجسمی و استاندار اهواز، به دنبال راهی هستیم تا هیئت امنایی برای موزه هنرهای معاصر اهواز تشکیل شود. این ترکیب متشکل از شخصیت‌های حقیقی و حقوقی علاقه‌مند به حوزه فرهنگ و هنر خواهد بود.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان در پایان گفت: ساختار اجرایی موزه شامل «رئیس امور اداری» و «رئیس امور هنری» است که در چهارچوب جدید منصوب خواهند شد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یک دستگاه دولتی، بیشترین نقش را در احیا، راه‌اندازی و نگهداشت موزه هنرهای معاصر اهواز ایفا خواهد کرد.

رستاخیز موزه هنرهای معاصر اهواز؛ از واگذاری پرحاشیه تاسرقت ۵۰میلیاردی!

نقشه راه جدید برای احیای موزه هنرهای معاصر اهواز

به نظر می‌رسد که موزه هنرهای معاصر اهواز در مسیر احیا، در قدم اول باید بهسازی شود که مدیریت جدید و دلسوزی را می‌طلبد. در این راستا، با مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفتگویی داشتیم.

آیدین مهدی‌زاده مدیرکل هنرهای تجسمی نیز در گفتگو با آرمان آرا درباره این موزه توضیح داد: موضوع موزه هنرهای معاصر اهواز به دلیل جایگاه ویژه آن در حوزه هنرهای تجسمی، همواره یکی از اولویت‌های اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. طبق مصوبات دهه ۹۰، تصور بر این بود که واگذاری این بنا به بخش خصوصی باعث ارتقای کیفیت خدمات می‌شود اما در عمل، قراردادهای پیچیده و عدم بهره‌برداری صحیح، منجر به مناقشات حقوقی و اختلافات مالی شد. این چالش‌ها در نهایت به پلمب ساختمان موزه انجامید و این سرمایه ملی حدود هشت سال از چرخه فعالیت خارج ماند.

وی گفت: در سال‌های گذشته، مدیریت‌های مختلف به دلیل پیچیدگی‌های عجیب پرونده، موفق به حل اختلاف میان طرفین نشده بودند. با این حال، اخیراً با ورود جدی وزارتخانه و همراهی استاندار فرهنگی خوزستان، این فضا رفع تصرف شده و در اختیار قرار گرفته است. اگرچه در اولین گام، وضعیت ظاهری و نظافت کلی ساختمان سروسامان پیدا کرده اما بازگشایی اساسی موزه با ۲ بحران اصلی دست‌به‌گریبان است.

مهدی‌زاده در تشریح این ۲ بحران توضیح داد: بحران نخست، به وضعیت عمرانی و تعمیرات زیرساختی بازمی‌گردد؛ ساختمان موزه به دلیل هشت سال رهاشدگی، دچار افت کیفیت شده و در بخش‌هایی نظیر سیستم برق، تاسیسات و شیشه‌ها نیازمند تعمیرات اساسی و پرهزینه است. با توجه به مطالبه جدی شهروندان اهوازی و هنرمندان خوزستانی برای بازگشایی سریع موزه، سیاست بر این قرار گرفته که روند احیا به صورت فازبندی شده پیش برود تا همزمان با انجام اصلاحات، امکان استفاده از فضا برای گردهمایی‌های هنری فراهم شود. در این مسیر، یاری همه‌جانبه ارگان‌های مختلف استان برای تامین هزینه‌های هنگفت بازسازی ضرورت دارد.

گذار از مدیریت فردی به ساختار هیئت‌امنایی

وی ادامه داد: در کنار چالش‌های عمرانی، موضوع مدل مدیریتی موزه هنرهای معاصر اهواز به یکی از کلیدی‌ترین مباحث تبدیل شده است. با توجه به تعریف مدرن هنرهای معاصر در روزگار ما، اداره چنین مرکزی دیگر از عهده یک فرد یا صرفاً یک مدیریت کل خارج است؛ چرا که هدایت برنامه‌هایی با این سطح از پیچیدگی، نیازمند یک نگاه چندوجهی و فکری جمعی است.

مدیرکل هنرهای تجسمی تصریح کرد: بر این اساس، پیشنهاد نهایی بر ایجاد یک ساختار «هیئت‌امنایی» متمرکز شده است. در این الگو، موزه می‌تواند دارای یک «مدیرعامل» یا «مدیر اجرایی» باشد اما ریل‌گذاری و سیاست‌گذاری‌های کلان آن باید از طریق یک شبکه مشترک صورت پذیرد.

وی عنوان کرد: در این شبکه، هم وزارتخانه به عنوان متولی ملی و هم بدنه استانی به صورت مستقیم درگیر خواهند بود تا تضمین شود که برنامه‌ها هم‌راستا با استانداردهای ملی و در عین حال پاسخگوی نیازهای بومی منطقه است.

مهدی‌زاده تاکید کرد: این مدل مدیریتی نه تنها از فردگرایی در تصمیم‌گیری‌ها جلوگیری می‌کند، بلکه با پیوند زدن موزه اهواز به شبکه موزه‌های کشور، امکان تبادل تخصصی آثار و اجرای پروژه‌های مشترک بین‌المللی را تسهیل خواهد کرد.

رستاخیز موزه هنرهای معاصر اهواز؛ از واگذاری پرحاشیه تاسرقت ۵۰میلیاردی!

وی در پایان گفت: هدف این است که موزه هنرهای معاصر اهواز با عبور از پیچییدگی‌های حقوقی گذشته، به ساختاری پایدار و تخصصی دست یابد که در آن مدیریت هنری و اجرایی در کنار هم، ضامن پویایی این بنای بی‌بدیل باشند.

واگذاری موزه هنرهای معاصر اهواز به «پیمانکار غذا»/ خرابی یا سرقت تجهیزات ۵۰ میلیاردی!

فرزاد موسوی هنرمند طراح گرافیک و از هنرمندان فعال خوزستانی که در جریان کامل اتفاقات موزه هنرهای معاصر اهواز است، در گفتگو با آرمان آرا درباره وضعیت این موزه توضیح داد: وضعیت موزه هنرهای معاصر اهواز و آبادان در دهه اخیر با چالش‌های جدی روبه‌رو بوده است. طبق بررسی‌های انجام شده، موزه اهواز برای مدت هفت تا هشت سال طی قراردادی یک‌طرفه و بدون دریافت اجاره‌بها، به فردی با فعالیت غیرمرتبط که در حوزه‌هایی نظیر رستوران‌داری و پیمانکاری غذای صنایع پتروشیمی اشتغال داشته، واگذار شده بود. این واگذاری نادرست منجر به عدم توانایی در اداره موزه، تحریم فضای آن توسط هنرمندان و در نهایت بسته ماندن ۱۰ ساله درهای این بنای عظیم شد.

وی گفت: در طول دوران تعطیلی، بخش‌های حیاتی موزه دچار تخریب و سرقت شده است. از جمله این خسارات می‌توان به سرقت سیستم سرمایشی آمریکایی موزه اشاره کرد که در زمان خود ارزشی بالغ بر ۵۰ میلیارد تومان داشته است. همچنین ایستگاه برق بیرونی ساختمان دچار حریق شده و بخش‌های داخلی نیازمند بازسازی اساسی و رنگ‌آمیزی هستند.

موسوی تصریح کرد: با وجود اعتراضات و تجمعات مکرر هنرمندان و پیگیری مطبوعات، بازپس‌گیری این ملک با دشواری مواجه بود تا اینکه سرانجام در شهریور گذشته، با پایان یافتن مهلت قرارداد، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی موفق به فک پلمب و بازپس‌گیری ساختمان شد.

تلاش‌های مدیریتی برای احیا و رفع گسست نسلی

وی عنوان کرد: اگرچه هنوز ردیف بودجه جداگانه‌ای برای بازسازی کامل موزه اختصاص نیافته است اما با انتصاب مهدی شفیعی به عنوان معاون هنری وزیر و حسین براتی به عنوان مدیرکل جدید فرهنگ و ارشاد خوزستان، اراده‌ای جدی برای احیای این مرکز شکل گرفته است. هدف از این اقدامات، رفع گسست عمیقی است که در یک دهه گذشته میان نسل جدید هنرمندان و این نهاد تخصصی ایجاد شده بود؛ به طوری که بسیاری از هنرمندان جوان شناخت کافی از ظرفیت‌های موزه و انجمن تجسمی ندارند.

این هنرمند همچنین بیان کرد: قرار است با همکاری بهروز نشان و احمد نشان، رویداد هنری «سرزمین خورشید» در خرداد و همزمان با روز مقاومت و آزادسازی خرمشهر برگزار شود. این نمایشگاه که با مشارکت هنرمندان پایتخت و هنرمندان بومی برگزار می‌شود، تلاشی برای اعلام رسمی بازگشایی موزه و بازیابی هویت آن است.

لزوم صیانت از آثار قدیمی گنجینه موزه هنرهای معاصر اهواز

وی درباره آثاری که در گنجینه موزه نگهداری می‌شوند، نیز گفت: نگرانی‌هایی در این زمینه وجود دارد اما بر اساس اعلام مدیران، بخش «گنجینه» موزه که در منطقه‌ای حفاظت‌شده قرار دارد، خوشبختانه آسیب ندیده و آثار ارزشمند اساطیر قدیمی همچنان در این بخش موجود است. اقدامات فعلی بر رفع مشکلات فوری نظیر برق و سرمایش متمرکز شده تا امکان برگزاری نمایشگاه‌های مقطعی فراهم شود و در مراحل بعدی، موزه به قابلیت‌های استاندارد خود برای نگهداری دائمی آثار دست پیدا کند.

موسوی افزود: البته وضعیت آثار موجود در موزه‌های هنرهای معاصر اهواز و آبادان که شامل آثار ارزشمندی از اساتید برجسته همچون کوروش شیشه‌گران، هادی فدوی، محمد احصایی و برادران نامی است، در شرایط حساسی قرار دارد. این آثار که در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی و در جریان جشنواره‌های بزرگ تجسمی به این موزه‌ها اهدا شده‌اند، اگرچه از نظر تعداد موجود هستند، اما به دلیل قطعی برق و نبود سیستم‌های کنترل دقیق دما و رطوبت، در معرض تهدیدات محیطی قرار دارند.

ضرورت مدیریت هیئت‌امنایی برای نجات موزه از بودجه‌های قطره‌چکانی

وی با اشاره به تجربه‌های ناموفق گذشته، با واگذاری مجدد موزه به ساختارهای صرفاً اداری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مخالفت کرد و پیشنهاد داد: به اعتقاد من، اداره کل ارشاد به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای، در گذشته حتی توان تأمین هزینه‌های برق و استخدام نگهبان برای این تأسیسات عظیم را نداشته است. تشکیل یک مدیریت واحد و هیئت‌امنایی با حضور شخصیت‌های تراز اول ملی و استانی (مشابه مدل موزه هنرهای معاصر تهران) پیشنهاد من است تا ضمن حفظ استقلال، امکان مراودات هنری با کشورهای همسایه نظیر کویت و امارات نیز فراهم شود. تأکید جامعه هنری بر دوری از سلیقه‌گرایی‌های شخصی یا انجمنی و حرکت به سمت یک مدیریت کلان و تخصصی است که بتواند شأن این بنای ملی را بازیابی کند.

رستاخیز موزه هنرهای معاصر اهواز؛ از واگذاری پرحاشیه تاسرقت ۵۰میلیاردی!

موسوی بیان کرد: یکی از راهکارهای پیشنهادی برای تأمین منابع مالی پایدار جهت احیا و مرمت فیزیکی موزه، بهره‌گیری از بودجه «مسئولیت‌های اجتماعی» صنایع بزرگ استان است. شرکت‌هایی نظیر فولاد خوزستان، شرکت نفت و توسعه نیشکر که بودجه‌های کلانی را صرف زیرساخت‌های روستایی و فضای سبز می‌کنند، طبق قانون مجاز و توانمند هستند که در حوزه فرهنگ و هنر نیز ایفای نقش کنند. انتظار می‌رود با ورود مستقیم استاندار خوزستان به این پرونده، سهم این صنایع در بازسازی موزه تعیین و عملیاتی شود.

زمان‌بندی احیا و موانع پیش‌رو

وی در پایان درباره زمان‌بندی احیای کامل موزه هنرهای معاصر اهواز گفت: با توجه به گرمای شدید تابستان در خوزستان و محدودیت فعالیت‌های عمرانی، آغاز فعالیت موزه، در مهر و آبان که زمان آغاز رویدادهای جدی هنرهای تجسمی است، پیش‌بینی می‌شود. پیشینه موفق برگزاری جشنواره‌های بین‌المللی نظیر «تئاتر ایران‌زمین» و «فیلم آبادان» در منطقه نشان‌دهنده پتانسیل بالای خوزستان برای میزبانی از رویدادهای جهانی است.

نیم قرن اشتباه راهبردی؛ آنچه پایگاه‌های آمریکا بر سر خلیج فارس آورد

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: آمریکایی‌ها طی سالیان گذشته با بهانه تامین امنیت کشورهای منطقه به توسعه پایگاه‌های خود در این کشورها پرداخته‌اند اما جنگ تحمیلی سوم علیه ایران نشان داد که این پایگاه‌ها نه تنها باعث امنیت این کشورها نشده که موجب هدف قرار گرفتن پایگاه‌های کشورهای میزان شده است. همسایگان ایران لازم است از طریق خروج نیروهای آمریکایی از کشور خود و ایجاد ابتکارهای منطقه‌‍ای با ایران مبادرت به تامین امنیت خود و منطقه نمایند.

حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس یک شبه اتفاق نیفتاد. این داستان از سال ۱۹۷۱ آغاز شد، زمانی که با خروج بریتانیا از شرق سوئز، نیروی دریایی آمریکا پا به بحرین گذاشت. اما نقطه عطف اصلی، حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ بود. پس از آن، آمریکا با امضای یک پیمان دفاعی ۱۰ ساله با کویت، پایگاه‌های بزرگی چون کمپ عریفجان را بنا نهاد و به تدریج شبکه پایگاه‌های خود را در قطر (پایگاه هوایی العدید به عنوان بزرگ‌ترین پایگاه منطقه)، امارات (پایگاه هوایی الظفره)، بحرین (ناوگان پنجم) و عربستان سعودی (پایگاه هوایی پرنس سلطان) گسترش داد. این شبکه که در مجموع حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نیروی نظامی را در خود جای داده، با وعده “تأمین امنیت” برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ایجاد شد.

بیمه امنیتی که جواب نداد

ادعای خرید امنیت، هزینه سنگینی برای کشورهای میزبان داشته است. بر اساس تحلیل‌ها، آمریکا به بهانه تأمین امنیت این کشورها، هزینه‌های هنگفتی را به آن‌ها تحمیل کرده است. این در حالی است که بر اساس گزارش‌های مستند، آمریکا حتی در طول دهه‌ها حضور خود نتوانسته از حملات به زیرساخت‌های حیاتی این کشورها جلوگیری کند. برای مثال، در سال ۲۰۱۹، تأسیسات نفتی آرامکو عربستان هدف یکی از پیچیده‌ترین حملات پهپادی تاریخ قرار گرفت و نیمی از تولید نفت این کشور را برای مدتی فلج کرد. اوج این ناکارآمدی در جریان جنگ ۲۰۲۶ آشکار شد؛ گزارشی از واشنگتن پست با استناد به تصاویر ماهواره‌ای فاش کرد که حملات ایران بسیار بیشتر از آنچه گزارش شده بود به پایگاه‌های آمریکا در منطقه خسارت زده است. این ناتوانی، اعتبار راهبردی واشنگتن را به شدت زیر سوال برده است.

از سپر دفاعی تا آهن‌ربای حمله

شاید مهم‌ترین و تلخ‌ترین واقعیت برای کشورهای میزبان این باشد که پایگاه‌های آمریکایی نه تنها نقش بازدارنده نداشته‌اند، بلکه به “آهن‌ربایی برای جذب حملات” تبدیل شده‌اند. موسسه خاورمیانه در تحلیلی از این پدیده، این پرسش کلیدی را مطرح کرد که “آیا این پایگاه‌ها برای میزبانان خود امنیت می‌آورند یا آن‌ها را تبدیل به اهداف حمله می‌کنند؟”. پاسخ روشن است؛ در جریان جنگ ۲۰۲۶، ایران به طور مستقیم پایگاه‌های آمریکا در کشورهای میزبان را هدف قرار داد. این حوادث نشان داد که این کشورها در ازای میزبانی از نیروهای آمریکایی، بهای سنگینی پرداخته‌اند.

پیام قاطع تهران: امنیت وارداتی نیست

در مقابل این تحولات، پیام ایران به کشورهای منطقه واضح و قاطع بود. رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، در نخستین پیام رسمی خود به صراحت به همسایگان توصیه کردند: «به آن‌ها توصیه می‌کنم هر چه زودتر آن پایگاه‌ها را تعطیل کنند؛ چون لابد تا به حال فهمیده‌اند که ادعای برقراری امنیت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است». این بیانیه، هم یک تحلیل دقیق از شکست راهبردی سیاست “امنیت وارداتی” و هم دعوتی به سوی یک معماری امنیتی جدید در منطقه بود.

چرخش نگاه‌ها: فرصت‌های جدید همکاری

این شکست راهبردی، حتی در میان تحلیلگران غربی نیز بحث خروج از منطقه را جدی کرده است. مارک کیمیت، معاون سابق دستیار وزیر دفاع آمریکا، اخیراً در برنامه‌ای تلویزیونی با اشاره به هزینه‌ها و تبعات این حضور، بحث خروج نیروهای آمریکایی از خلیج فارس را مطرح کرد. تحلیلگران برجسته دیگری مانند سلطان برکات، استاد دانشگاه حمد بن خلیفه قطر، نیز تأکید کرده‌اند که “هدف اصلی حضور نظامی آمریکا در منطقه، نه امنیت کشورهای عربی، بلکه حفظ امنیت اسرائیل و تداوم سلطه واشنگتن بوده است”. همزمان، کشورهای منطقه نیز به این نتیجه رسیده‌اند که باید مسیر جدیدی در پیش گیرند. به گزارش منابع آگاه، عربستان سعودی و ایران در حال بررسی طرح‌هایی برای یک “پیمان عدم تعرض منطقه‌ای” هستند.

طرح جدید: میزبانی از صلح، نه از جنگ

با توجه به این تجربه گران‌بها، زمان آن فرارسیده که کشورهای منطقه فصل جدیدی را رقم بزنند. گام اول و ضروری، پیشنهاد یک برنامه برای خروج نظامیان آمریکایی از منطقه است که می‌تواند توسط رهبران خلیج فارس به عنوان “سنگ بنای یک معاهده جامع با ایران” پیشنهاد شود. تعطیلی این پایگاه‌ها باید به یکی از شروط اصلی ایران برای بهره‌مندی همسایگان از مرحله جدید مدیریت تنگه هرمز تبدیل گردد. گام دوم، حرکت به سمت شکل‌دهی به یک معماری امنیتی بومی و درون‌زا با مشارکت همه کشورهای منطقه است، معماری‌ای که به جای دلارهای نفتی به پنتاگون، بر اعتماد متقابل و منافع مشترک استوار باشد. جهان و منطقه به وضوح دیده‌اند که جمهوری اسلامی ایران، با وجود تحمل جنگی هشت‌ساله با عراق، دهه‌ها تحریم فلج‌کننده و حتی ترور رهبران ارشد خود، نه تنها از پای نیفتاده، بلکه مقاوم‌تر از همیشه به حیات خود ادامه می‌دهد. در مقابل، این کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بودند که در جریان جنگ‌های نیابتی و حملات تلافی‌جویانه، بیشترین خسارت را متحمل شدند. “درسی که باید طی دهه‌ها آموخت این است که راه امنیت از خرید آن از فرسنگ‌ها دورتر نمی‌گذرد، بلکه در پذیرش همسایه و ساختن خانه‌ای مشترک با آن نهفته است. پیشنهاد “خروج نظامیان آمریکایی” از منطقه در ازای یک معاهده جامع امنیتی با ایران، می‌تواند سنگ بنای این فصل جدید باشد. رهبران خلیج فارس باید از انتظار برای اقدام واشنگتن دست بکشند و با ابتکار عمل، امنیت پایدار را برای ملت‌های خود به ارمغان آورند.

در بازار ارز چه می‌گذرد؟ / پشت‌پرده صعود ناگهانی قیمت دلار پس از سقوط آزاد

به گزارش آرمان آرا،؛ دلار در بازار آزاد تهران روز گذشته در سایه اخبار مذاکرات، سقوطی ۱۲ هزار تومانی را تجربه کرد و تا محدوده ۱۶۷ هزار تومان پایین رفت. اما با گذشت تنها یک روز، بدون وقوع هیچ رویداد عینی و ملموسی، مسیر معکوس شد و قیمت دوباره به سطح ۱۷۴ هزار تومان بازگشت.

سکه نیز همگام با دلار، نوسانی مشابه را پشت سر گذاشت. فعالان بازار می‌گویند این نوسانات بی‌قاعده، ریشه در «فروش هیجانی خردها»، «کم‌عمقی بازار در روزهای تعطیلی منطقه» و «تسلط انتظارات روانی بر معادلات عرضه و تقاضا» دارد.

نوسان بدون علت؛ هیچ چیز تغییر نکرد
اگر به رویدادهای واقعی اقتصاد ایران در ۴۸ ساعت گذشته نگاه کنیم، هیچ اتفاق بنیادی رخ نداده است.

نه نرخ تورم اعلام شده، نه نرخ بهره تغییر کرده، نه درآمدهای ارزی جهش داشته، نه تحریم‌ها لغو شده است.

تنها «شایعه پیشرفت مذاکرات» بود که موج فروش را ایجاد کرد و سپس «تعدیل همان شایعه» یا «ورود خریداران حرفه‌ای» که بازار را برگرداند.

این یعنی بازار ارز تهران نه بر اساس عرضه و تقاضای واقعی، که بر اساس «روایت‌های لحظه‌ای» و «انتظارات روانی» حرکت می‌کند.

معامله‌گری که دیروز در هیجان فروش، دلار خود را ۱۶۷ هزار تومان فروخت، امروز با پشیمانی می‌بیند همان دلار ۱۷۴ هزار تومان معامله می‌شود.

این نوع نوسان‌پذیری، هیچ توجیه اقتصادی ندارد و صرفاً بازتابنده «نااطمینانی ساختاری» و «عدم اعتماد به ثبات» است.

تعطیلی هرات و سلیمانیه؛ بهانه‌ای برای کم‌عمقی و شکنندگی بیشتر

عامل دیگری که به این نوسانات دامن زد، تعطیلی بازارهای ارز هرات و سلیمانیه به مناسبت عید قربان بود. در شرایط عادی، بازار ارز تهران به این دو مرکز ثقل منطقه‌ای وصل است و نوسانات آن تا حدی تعدیل می‌شود.

اما در روزهای تعطیلی، بازار تهران «بی‌راهنما» و «کم‌عمق» می‌شود؛ یعنی حتی حجم متوسط معاملات (چند میلیون دلار) می‌تواند قیمت‌ها را به شدت بالا یا پایین ببرد.

این نشان می‌دهد که بازار ارز ایران هنوز «عمق واقعی» ندارد و به شدت به جریان‌های روانی و ورود و خروج چند بازیگر بزرگ حساس است.

فعالان حرفه‌ای از این فرصت استفاده می‌کنند و با ورود یا خروج‌های حساب‌شده، موج‌های هیجانی ایجاد می‌کنند. نتیجه دلاری که باید بازتابنده بنیادهای اقتصادی باشد، به ابزاری برای سفته‌بازی روزانه تبدیل شده است.

خبر سفر همتی به قطر؛ سیگنالی برای «انتظارات» نه «واقعیت»

همزمان با این نوسانات، خبر سفر عبدالناصر همتی (رئیس کل بانک مرکزی) به قطر برای پیگیری مذاکرات، منتشر شد.

بازار بلافاصله این خبر را به عنوان «سیگنال مثبت» تعبیر کرد و برخی تحلیلگران آن را نشانه ورود گفت‌وگوها به «مرحله اقتصادی و مالی» دانستند.

اما واقعیت این است که سفرهای دیپلماتیک امری عادی است و هیچ تضمینی برای خروجی مشخص ندارد. با این حال، بازار ارز چنین اخباری را «پیش‌خور» می‌کند و بر اساس حدس و گمان، قیمت‌ها را جابه‌جا می‌کند.

این همان آسیب اصلی است، قیمت دلار در ایران تابع خبر است، نه واقعیت. تا زمانی که فعالان اقتصادی اطمینان نداشته باشند نرخ ارز بر اساس متغیرهای بنیادی (تراز تجاری، ذخایر، نرخ تورم) تعیین می‌شود، هر خبر سیاسی کوچکی می‌تواند طوفانی در بازار به پا کند.

لزوم تغییر الگو؛ از «واکنش به شایعه» به «معامله بر اساس واقعیت»

این نوسانات بی‌ریشه، هزینه سنگینی برای اقتصاد ایران دارد. اولاً، تولیدکننده و بازرگان نمی‌توانند برای خرید مواد اولیه یا صادرات برنامه‌ریزی کنند؛ زیرا فردا ممکن است دلار ۲۰ هزار تومان پایین‌تر یا بالاتر باشد.

ثانیاً، سرمایه‌گذار خرد نیز با مشاهده این آشفتگی، به جای ورود به فعالیت مولد، وارد بازی سفته‌بازی می‌شود.

ثالثاً، اعتماد به پول ملی و نظام بانکی تخریب می‌شود.

راهکار چیست؟ تغییر الگوی معاملاتی. لازم است:

۱ـ بانک مرکزی با شفاف‌سازی مداخلات خود، کف و سقف نانوشته ای برای نوسانات تعیین کند.

۲ـ بازارهای متشکل ارزی (مرکز مبادله) تقویت شوند تا معاملات غیررسمی و حواله‌های شفاف جایگزین بازار آزاد پرنوسان گردد.

۳ـ انتظارات تورمی با اعلام برنامه‌های عملی و قابل راستی‌آزمایی مهار شود، نه با وعده‌های تکرارشونده.

۴ـ رسانه‌ها و تحلیلگران نیز مسئولیت بیشتری در قبال نشر شایعات و تحلیل‌های بی‌پایه داشته باشند.

تا زمانی که این تغییرات رخ ندهد، دلار همچنان «دست‌آموز شایعات» باقی خواهد ماند.

بازار ارز دچار بیماری انتظارات شده است
کامران رحیمی، کارشناس اقتصادی گفت: سقوط و صعود چند ده هزار تومانی دلار در عرض چند ساعت بدون تغییر بنیادی، یعنی بازار ارز ما دچار «بیماری انتظارات» شده است.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: قیمت دلار دیگر نه بر اساس عرضه و تقاضای واقعی که بر اساس «داستان‌هایی» که ساخته می‌شود، حرکت می‌کند. یک شایعه توافق، دلار را ۱۵ درصد پایین می‌آورد. تکذیب آن، دوباره بالا می‌برد. این یعنی معامله‌گران به جای تحلیل داده‌های اقتصادی، به خیال خودشان واکنش نشان می‌دهند. چنین بازاری «کازینو» است، نه یک بازار ارز واقعی.

وی افزود: وقتی بازارهای منطقه‌ای تعطیل هستند، بازار تهران یک «جزیره شناور» می‌شود. بدون لنگرگاه قیمتی، هر موج کوچکی آن را تکان می‌دهد. این ضعف ساختاری نشان می‌دهد که ما هنوز یک بازار ارز واقعاً عمیق و متصل به جهان نداریم. راه حل میان‌مدت، اتصال سامانه‌های ارزی به چندین مرکز بین‌المللی و استفاده از ابزارهای پوشش ریسک است.

رحیمی تاکید کرد: این رفت و برگشت‌های هیجانی، حاصل «ترس عمومی»، «کم‌عمقی بازار» و «اثرپذیری افراطی از انتظارات» است؛ الگویی که باید یک‌بار برای همیشه تغییر کند.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: مهم‌ترین اقدامی که بانک مرکزی برای تغییر این الگو باید انجام دهد، شفافیت و پیش‌بینی‌پذیری. بانک مرکزی سکوت کرده و تنها با مداخلات پنهان سعی در کنترل دارد. معامله‌گران هم مجبورند به هر شایعه‌ای واکنش نشان بدهند. این چرخه معیوب باید شکسته شود.

بازار ارز بیمار است؛ درمانش شفافیت و ثبات، نه شایعه و هیجان
نوسانات روزهای اخیر دلار، یک نمایش عریان از بیماری ساختاری بازار ارز ایران بود.

دلار بدون هیچ دلیل بنیادی، ظرف چند ساعت از ۱۶۷ هزار تومان به ۱۷۵ هزار تومان برگشت.

سکه نیز همگام با آن، مسیری مشابه را طی کرد. تعطیلی بازارهای منطقه‌ای و کم‌عمقی بازار تهران، این نوسانات را تشدید کرد و خبر سفر یک مقام بانکی به قطر نیز به عنوان «سیگنال» مورد سوءاستفاده قرار گرفت.

آنچه باید رخ دهد لزوم تغییر الگوی معاملاتی است و بازار ارز باید بر اساس واقعیت‌های اقتصادی حرکت کند، نه بر اساس شایعات سیاسی.

معامله‌گران باید از واکنش‌های هیجانی دست بردارند و بانک مرکزی نیز با شفاف‌سازی و مدیریت کف و سقف نوسان، به بازار جهت دهد. تا آن زمان، دلار همچون قایقی در طوفان، سرگردان خواهد بود و هزینه این سرگردانی را همه ما می‌پردازیم، با تورم و کاهش اعتماد به پول ملی.

مواد اولیه اولویت‌دار صنایع پایین‌دستی در حال تأمین است

به گزارش خبرصنعتی؛ مدیر توسعه صنایع پایین‌دستی شرکت ملی صنایع پتروشیمی با تشریح چگونگی مدیریت تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی در شرایط اضطرار، از روند روبه‌رشد عرضه‌ها خبر داد و گفت: هم‌اکنون ظرفیت تأمین مواد و کالاهای اولویت‌دار وجود دارد و این کالاها در حال تأمین هستند

زنجیره تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی در پی تشدید تنش‌های نظامی و حملات هدفمند دشمن به تأسیسات حیاتی صنعت پتروشیمی کشور در جنگ تحمیلی سوم، با یکی از حساس‌ترین آزمون‌های خود روبه‌رو شد. آسیب واردشده به چند مجتمع کلیدی در منطقه ماهشهر و عسلویه، نگرانی‌هایی را در زمینه تأمین مواد اولیه مورد نیاز صنایع پایین‌دستی ایجاد کرد تا بازار داخلی با شوک کمبود و التهاب شدید قیمتی مواجه شود. بااین‌حال، محمد متقی، مدیر توسعه صنایع پایین‌دستی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، در تشریح عملکرد این شرکت به‌عنوان نهاد تنظیم‌گر صنعت پتروشیمی، از اجرای برنامه‌ای جامع و ازپیش‌طراحی‌شده بر مبنای اصول پدافند غیرعامل خبر می‌دهد که عبور از این بحران را ممکن ساخته است.

وی با استناد به داده‌های بورس کالا، از کاهش تدریجی التهابات بازار مواد اولیه و روند روبه‌رشد عرضه‌ها خبر داد و تأکید کرد: دلیل اصلی نوسانات کنونی قیمت‌ها در بازار را باید در مرحله تولید و توزیع در انتهای زنجیره جست‌وجو کرد، نه کمبود مواد اولیه در بالادست.

متقی با اعلام اینکه بازیابی و بازسازی مجتمع‌های پتروشیمی از برنامه‌های در حال انجامی است که در میان‌مدت تکمیل می‌شود، افزود: با برنامه‌ریزی و اقدام‌های انجام‌شده، ظرفیت تأمین کالاهای اولویت‌دار وجود دارد و این کالاها در حال تأمین هستند.

گفت‌وگو با محمد متقی، مدیر توسعه صنایع پایین‌دستی شرکت ملی صنایع پتروشیمی را در ادامه بخوانید.

شرکت ملی صنایع پتروشیمی برای عرضه پایدار مواد اولیه صنایع پایین‌دستی و حفظ آرامش بازار در اوضاع حساس جنگ چه برنامه‌هایی را اجرا کرده است؟

صنعت پتروشیمی کشور پیش از اینکه هدف حمله دشمن قرار گیرد، براساس دستورعمل‌های پدافند غیرعامل اقدام‌ها و برنامه‌هایی را برای کاهش حداقلی آسیب‌های احتمالی اجرا کرد که شامل برنامه‌هایی برای چگونگی تأمین اقلام ضروری در زمان توقف تولید مجتمع‌ها بود.

بر همین اساس، کالاهای مورد نیاز صنایع پایین‌دستی در شرایط جنگی در کمیته شرایط اضطرار صنایع پایین‌دستی به‌طور کامل احصا و اولویت‌بندی شده و اقدام‌های لازم انجام شد. این کمیته ترکیبی از نماینده شرکت ملی صنایع پتروشیمی، دفتر صنایع شیمیایی و پلیمری وزارت صمت، بورس کالا و سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان است.

برای نمونه، یکی از این اقدام‌ها پیش از جنگ ۴۰روزه برای پت بطری بود؛ حواله‌های فروخته‌شده اما تحویل‌داده‌نشده که مقدار آن نیز بسیار زیاد و بیش از ۵۰ هزار تن بود، مدیریت شده و کالای بیشتری به کارخانه‌ها عرضه شد و حواله‌های تحویل‌داده‌نشده کاهش یافت. همچنین، مقداری از محصول نیز در انبارهای مختلف ذخیره و در زمان جنگ عرضه و تحویل شد.

افزون‌براین، برخی کالاها نیز مانند پلی‌استایرن با تخلیه مخازن مواد اولیه به‌وفور تولید شد. برای تولید کالاهای مورد نیاز تجهیزات پزشکی نیز از ابتدای سال ۱۴۰۴، حتی پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه، به‌صورت ۶ماهه برنامه‌ریزی و مواد مورد نیاز ۶ ماه نخست در ابتدای سال و ۶ ماه دوم در مهر و آبان ۱۴۰۴ تحویل شد. بنابراین، مدیریت تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی برای وضعیت بحرانی پیش از آغاز جنگ انجام شده بود.

مدیریت تأمین مواد صنایع پایین‌دستی پس از حمله به تأسیسات صنعت پتروشیمی چگونه انجام شد؟

با وجود حملات دشمن به تأسیسات صنعت پتروشیمی و اوضاع حساس منطقه و عبور و مرور سخت، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد تحویل کالاها پس از حمله نیز مدیریت شد. از سوی دیگر، صنایع پایین‌دستی براساس تجربه‌های سال‌های گذشته و به گواه فعالان این حوزه، حداقل مواد اولیه حدود دو ماه خود را از پیش تأمین کرده‌اند.

آیا عرضه محصولات در بورس با افزایش قیمت همراه بود؟

از مهم‌ترین مصوبه‌هایی که از طریق نهادهای بالادستی در دوران جنگ به وزارت نفت ابلاغ شد، موضوع عدم افزایش قیمت‌ها بود. براساس این ابلاغیه، قیمت جهانی خوراک و محصولات باید براساس قیمت‌های قبل از جنگ عرضه شود.

درمجموع، با توجه به داده‌های بورس، عرضه‌های مازاد پیش از جنگ، موجودی انبار مواد کارخانه‌ها و تعطیلی بسیاری از این صنایع پایین‌دستی در دوران جنگ، نباید کسری حادی در مواد اولیه صنایع پایین‌دستی وجود داشته باشد که سبب افزایش کنونی قیمت‌ها در بازار باشد. افزون بر اینکه در عرضه مواد اولیه نیز افزایش قیمتی انجام نگرفته است. ازاین‌رو، دلیل افزایش قیمت‌ها را باید در تولید و توزیع در انتهای زنجیره جست‌وجو کرد.

روند تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی پس از اعلام آتش‌بس چگونه مدیریت شد؟

بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس، کمیته بازسازی متشکل از چند کارگروه در شرکت ملی صنایع پتروشیمی تشکیل شد. کارگروه تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی یکی از آن‌هاست. هدف از تشکیل این کارگروه، تمرکز هر بخش بر حوزه تخصصی موضوع موردنظر است تا بتواند با برنامه‌ریزی، افزایش ارتباطات و مدیریت تخصصی، آن بخش را سامان‌دهی کند.

نشست‌های بسیاری در این کارگروه مشابه کارگروه شرایط اضطرار با حضور مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، معاون وزارت صمت، بانک مرکزی، و انجمن کارفرمایی صنعت پتروشیمی برگزار شده و همه مباحث مربوط به تأمین مواد صنایع پایین‌دستی مطرح، و برنامه بازتوانی، بازسازی و راه‌اندازی دوباره شرکت‌ها مشخص شد. خوشبختانه، اکنون بیشتر پتروشیمی‌های منطقه ماهشهر و عسلویه که تأمین‌کننده مواد اولیه صنایع پایین‌دستی هستند، در مرحله راه‌اندازی یا پیش‌راه‌اندازی تدریجی قرار دارند. البته شاید در ابتدا ظرفیت آن‌ها به ۱۰۰ درصد نرسد، اما اولویت، تأمین بازار داخل است.

در معاملات بورس نیز طی دو هفته پیش، به‌طور کامل روند روبه‌رشد عرضه‌های انجام‌شده مشاهده می‌شود. برای نمونه، عرضه پت بطری از هفته گذشته آغاز شده است؛ هرچند مقدار عرضه محصولات به دلیل شروع دوباره راه‌اندازی به حجم عرضه‌های پیشین نرسیده، اما التهاب در بازار قیمت‌ها به دنبال همین عرضه‌ها رو به کاهش است. پلی‌اتیلن تزریقی نیز نزدیک قیمت‌های پایه و حتی پایین‌تر از قیمت جهانی در بورس معامله شد. پلی‌اتیلن سنگین فیلم (مواد نایلون و نایلکس‌هایی که افزایش قیمت در بازار داشته‌اند) نیز برای مثال در ۱۳ اردیبهشت روی قیمت پایه و حتی بسیار پایین‌تر از قیمت جهانی به فروش رفته‌ است.

همچنین، پلی‌اتیلن سنگین ‌بادی یا پلی‌اتیلن اکستروژن زیر قیمت‌های جهانی فروخته شده‌اند. این موارد نشان می‌دهد که روند عرضه‌ها رو به بهبود است و التهاب‌ بازار روزبه‌روز در حال کاهش. البته وزارت صمت نیز بخشی از سهمیه‌ها را براساس عملکرد پارسال کاهش داده که این موضوع نیز به مدیریت بازار کمک کرده است. ما معتقدیم افزایش متقاضیان مواد اولیه در بورس کالا در زمان‌های بحرانی تا حدودی غیرواقعی است؛ در این شرایط بعضی از کارخانه‌های تولیدی واقعی ممکن است مواد اولیه کمتر و بعضی واحدها، بدون هیچ‌گونه تولیدی، سهمیه دریافت کنند که این موضوع باید مدیریت شود.

همکاری شرکت ملی صنایع پتروشیمی و وزارت صمت دراین‌باره چگونه است؟

وزارت صمت مسئول نظارت بر بخش تقاضای صنایع پایین‌دستی است، اما شرکت ملی صنایع پتروشیمی نیز به‌طور مستمر نشست‌های هماهنگی‌ای را با همکاری این وزارتخانه برگزار می‌کند و تعامل بسیار مناسبی شکل گرفته است. یکی از درخواست‌های همیشگی ما مدیریت سهمیه‌هایی است که در بورس کالا مجوز خرید دارند.

اگر سامانه افق ازسوی وزارت صمت تکمیل و راه‌اندازی شود، مقدار تولید صنایع پایین‌دستی به بیمه، مالیات و سایر سامانه‌هایی که امکان صحت‌سنجی تولید از طریق آن‌ها وجود دارد، متصل می‌شود، تولیدکننده واقعی مشخص و بسیاری از این چالش‌ها تا حد زیادی حل خواهد شد.

بازیابی مجتمع‌های پتروشیمی آسیب‌دیده و واردات مواد مورد نیاز صنایع داخلی، اصلی‌ترین راهکار گذر از وضع کنونی است. اکنون روند اجرا چگونه است؟

بازیابی و بازسازی مجتمع‌های پتروشیمی از برنامه‌های در حال انجامی است که در میان‌مدت تکمیل می‌شود. این برنامه به‌صورت سه‌ماهه تدوین شده و هر هفته با مدیریت تولید شرکت رصد و به‌روزرسانی می‌شود تا تولیدات نیز به‌طور مستمر برای عرضه‌های مرتب و منظم مدیریت ‌شوند.

در بحث واردات نیز برای تأمین کمبود بخشی از کالاهای بازار با کمک وزارت صنعت، معدن و تجارت برنامه‌ریزی شده است؛ به این ترتیب یا شرکت پتروشیمی صاحب کالا یا آن ماده اولیه، اقدام به واردات می‌کند یا اگر این واحدها متقاضی نیستند، به سایر پتروشیمی‌هایی که ارز در اختیار دارند، درخواست واردات داده می‌شود. دسته دیگر از متقاضیان واردات، خود صنایع پایین‌دستی و بازرگانان هستند که این دو گروه به وزارت صنعت، معدن و تجارت ارجاع داده می‌شوند. اما اگر یک شرکت پتروشیمی بخواهد برای واردات اقدام کند، شرکت ملی صنایع پتروشیمی اقدام‌های لازم برای همکاری و تسهیل واردات را انجام خواهد داد.

با توجه به تصمیم کمیته تنظیم بازار، ثبت سفارش برای همه گروه‌ها (شرکت‌های پتروشیمی، بازرگانان و صنایع پایین‌دستی) به‌آسانی در حال انجام است و می‌توانند واردات داشته باشند. البته حجم ثبت سفارش درمجموع مدیریت می‌شود.

براساس این برنامه‌ها نیاز بازار داخل بدون التهاب تأمین می‌شود؟

براساس برنامه‌های تدوین‌شده‌ای که تولید بر طبق آن‌ها انجام می‌شود، حداقل‌های بازار تأمین می‌شود. اما تأمین ۱۰۰ درصد در این بازار معنا ندارد؛ زیرا نه‌فقط در این شرایط، که در شرایط عادی هم، تمام محصول تولیدی ازسوی صنایع پایین‌دستی (دارای سهمیه)، چه ظرفیت‌های واقعی و چه ظرفیت‌های کاغذی خریداری می‌شود. ازآنجاکه شرکت ملی صنایع پتروشیمی اطلاع دقیقی از تولیدکنندگان واقعی ندارد، بنابراین مقدار دقیقی از نیاز واقعی بازار داخلی در دست نیست، اما همیشه آمار معاملات و میزان صادرات شبه قاچاق، در بازار آرام مشخص می‌شود.

ازاین‌رو، براساس آمار و اطلاعاتی که در اختیار شرکت ملی صنایع پتروشیمی است، با اقدام‌هایی که انجام می‌دهیم، نیازهای در اولویت بازار را پاسخ‌گو هستیم؛ یعنی ظرفیت تأمین کالاهای اولویت‌دار که اکنون تولید آن‌ها آغاز شده است وجود دارد و در حال تأمین هستند.

آیا برای تأمین مواد اولویت‌دار داخل، گرید تولیدی واحدها تغییر کرده است؟

یکی از مسئولیت‌های اساسی مدیریت صنایع پایین‌دستی شرکت ملی صنایع پتروشیمی این است که مبتنی بر نیاز داخلی، در برنامه‌ریزی تولید پتروشیمی‌ها ورود می‌کند. ازاین‌رو، در مواقع لزوم، تولید گرید مشخص برای بازه‌های زمانی معین به شرکت‌های پتروشیمی به‌منظور تأمین نیاز داخل ابلاغ می‌شود.

ابلاغیه ممنوعیت صادرات محصولات پتروشیمی چه کمکی به تعادل بازار کرد؟

این ابلاغیه شامل دو بخش بود: یک بخش مربوط به وزارت صنعت، معدن و تجارت است و پس از زنجیره بالادستی صنعت پتروشیمی قرار دارد؛ مانند کامپاندها، روغن‌ها، حلال‌ها و…، که در این ابلاغیه صادرات آن‌ها ممنوع اعلام شد. اما در آن مصوبه یک بند برای محصولات پتروشیمی وجود داشت که دستگاه متولی شرکت ملی صنایع پتروشیمی است و مطابق روال قبل اعلام‌نظر می‌کند. ازاین‌رو، براساس برنامه‌ریزی‌هایی که انجام شد، کالاهای مورد نیاز داخل را از فهرست کالاهای مجاز برای صادرات خارج کردیم و سایر کالاهایی که همواره مازاد بر نیاز داخل تولید می‌شد، مانند انواع گازها، متانول، اوره، آمونیاک، برخی پلی‌اتیلن‌ها و… همانند روال قبل در فهرست صادراتی قرار گرفتند.

اکنون نیز پس از رصد بازار و تحلیل آن، مازاد تولید به‌تدریج به‌سمت برنامه‌ریزی برای صادرات و ارزآوری کشور حرکت خواهد کرد.

پیش‌بینی زمانی برای آرامش کامل در بازار داخل مشخص است؟

کالا با کالا متفاوت است. برای مثال، هفته گذشته در پلی‌اتیلن این اتفاق رخ داد. احتمالاً تا پایان اردیبهشت به پایداری خواهیم رسید و رقابت‌ها کاهش می‌یابد. البته باید فاصله قیمتی با بازارهای همجوار مدیریت شود تا از قاچاق جلوگیری شود.

اما با توجه به مجوزهای وارداتی که برای پلی‌پروپیلن، پی‌وی‌سی و پت صادر شده، ۳۰ تا ۴۰ روز زمان لازم است تا واردات انجام شود. با تولیدات داخلی، به‌طور قطع پاسخ‌گوی نیازهای اولویت‌دار خواهیم بود. برای کالاهای غیراولویت‌دار نیز که به‌تدریج کاهش می‌یابند، بازار تقریباً تا پایان خرداد به حالت باثبات‌تری خواهد رسید.

بازگشایی مسیر تاریخی خانه مرعشی به آسیاب‌های آبی شوشتر


فرماندار شوشتر گفت: مسیر دسترسی خانه مرعشی به محوطه آسیاب‌های آبی شوشتر ، پس از سال‌ها تعطیلی و انجام عملیات مرمت بازگشایی شد.

بازگشایی مسیر تاریخی خانه مرعشی به آسیاب‌های آبی شوشتر


فرماندار شوشتر گفت: مسیر دسترسی خانه مرعشی به محوطه آسیاب‌های آبی شوشتر ، پس از سال‌ها تعطیلی و انجام عملیات مرمت بازگشایی شد.

پارادوکسِ «امتحانِ عادی» در «سالِ بحرانی»

به گزارش آرمان آرا، در هر نظام آموزشی سالم، امتحان نشانه‌ای است برای فهمیدن اینکه در مسیر یادگیری چه گذشته است. امسال مسئله آموزش‌وپرورش ایران فقط «تاریخ امتحانات» یا «حضوری و غیرحضوری بودن آزمون‌ها» نیست. مسئله این است که آیا می‌توان در سالی که آموزش با اختلال جدی روبه‌رو بوده، با همان منطق عادی، از دانش‌آموزان ارزشیابی کرد؟

آیا می‌توان فرض گرفت که همه دانش‌آموزان در سراسر کشور، در همه استان‌ها، در همه مدارس دولتی و غیردولتی، در شهر و روستا، در خانه‌های برخوردار و کم‌برخوردار، فرصت برابر برای یادگیری داشته‌اند؟ آیا وقتی بخشی از آموزش به فضای مجازی منتقل شده، بخشی از کلاس‌ها ناتمام مانده، بخشی از خانواده‌ها درگیر اضطراب اجتماعی و امنیتی بوده‌اند و دانش‌آموزان نیز مانند بزرگسالان در فضای روانی ناشی از جنگ، نگرانی، اخبار ناآرام و مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی زیسته‌اند، می‌توان امتحان پایانی را چنان برگزار کرد که گویی سال تحصیلی کاملاً عادی بوده است؟

در روزهای اخیر نیز اخبار رسمی نشان می‌دهد که آموزش مدارس کماکان مجازی اعلام شده و برگزاری آزمون حضوری پایه‌های هفتم تا دهم با مجوز شورای تأمین استان‌ها ممکن دانسته شده است. همچنین درباره امتحانات نهایی، اعلام شده که زمان برگزاری آن‌ها پس از عادی‌شدن شرایط کشور تعیین خواهد شد و دست‌کم به دوره‌ای برای بازگشت به شرایط عادی اشاره شده است.

همین واقعیت نشان می‌دهد که نظام آموزشی خود می‌داند وضعیت عادی نیست. وقتی آموزش عادی نیست، ارزشیابی هم نمی‌تواند صرفاً با منطق عادی طراحی شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که امتحان برگزار شود یا نشود؛ پرسش اصلی این است که امتحان با چه فلسفه‌ای، با چه هدفی، با چه وزنی، با چه ملاحظه‌ای نسبت به عدالت آموزشی و پس از چه میزان جبران یادگیری برگزار شود؟

در ادبیات علمی آموزش، میان سه نوع ارزشیابی تمایز مهمی گذاشته می‌شود: ارزشیابی از یادگیری، ارزشیابی برای یادگیری و ارزشیابی به‌مثابه یادگیری

خطای سیاستی از جایی آغاز می‌شود که نظام آموزشی، در شرایط بحران، به‌جای آنکه از ارزشیابی برای فهم آسیب‌های یادگیری و طراحی جبران آموزشی استفاده کند، ارزشیابی پایانی را به محور اصلی تصمیم تبدیل می‌کند. در این حالت، ارزشیابی دیگر در خدمت آموزش نیست؛ آموزش در سایه ارزشیابی قرار می‌گیرد.

امتحان نهایی، به‌ویژه در سال‌های اخیر با افزایش نقش سوابق تحصیلی در سنجش و پذیرش دانشگاه، امتحانات نهایی به آزمون‌هایی سرنوشت‌ساز تبدیل شده‌اند.

وقتی امتحان نهایی چنین وزنی پیدا می‌کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک سازوکار اداری دانست. این امتحان بر آینده تحصیلی، روانی، اجتماعی و حتی طبقاتی دانش‌آموز اثر می‌گذارد. در چنین وضعی، اگر آموزش پیش از امتحان دچار اختلال شده باشد، امتحان نهایی ممکن است به‌جای سنجش یادگیری، به سنجش میزان برخورداری تبدیل شود: برخورداری از مدرسه قوی‌تر، خانواده آرام‌تر، اینترنت بهتر، معلم خصوصی، فضای مطالعه، ثبات روانی، امنیت ذهنی و امکان تمرکز. اینجاست که عدالت آموزشی از سطح شعار خارج می‌شود و به قلب سیاست ارزشیابی وارد می‌شود.

در شرایط بحران، دانش‌آموز فقط «دانش‌آموز» نیست؛ فرزند خانواده‌ای است که شاید نگران امنیت، معیشت، اخبار جنگ، آینده کشور، جابه‌جایی‌های احتمالی، اضطراب والدین یا فشارهای روانی خانه بوده است. بخشی از دانش‌آموزان، به‌ویژه در سنین نوجوانی، خود را درگیر مسئولیت‌های اجتماعی و عاطفی می‌دانند؛ از پیگیری اخبار و همراهی با خانواده گرفته تا مشارکت در فضای عمومی، همدلی با میدان، پشتیبانی روانی از اطرافیان، کمک به امور خانه و زیستن در موقعیتی که تمرکز آموزشی را به‌طور طبیعی کاهش می‌دهد. این نکته نباید بهانه‌ای برای تعطیلی آموزش شود، اما باید مانع آن شود که نظام ارزشیابی، نسبت به واقعیت روانی و اجتماعی دانش‌آموزان بی‌اعتنا بماند.

در چنین سالی، سیاست درست این نیست که امتحان را تقدیس کنیم بلکه ابتدا باید واقعیت یادگیری را تشخیص دهیم. باید معلوم شود چه مقدار از برنامه درسی واقعاً آموزش داده شده، چه مقدار در سطح ظاهری تدریس شده، چه مقدار نیازمند بازآموزی است و کدام گروه‌های دانش‌آموزی بیشتر آسیب دیده‌اند. سپس باید دوره جبرانی واقعی، نه صوری، طراحی شود. اگر قرار است امتحان نهایی برگزار شود، باید پس از دوره‌ای از بازآموزی، تثبیت، تمرین، بازخورد و آمادگی روانی برگزار شود؛ نه صرفاً پس از اعلام یک تاریخ جدید.

«تعویق» امتحان یا« جبران» آموزش؟!

اینجا تفاوت میان «تعویق امتحان» و «جبران آموزش» بسیار مهم است. تعویق امتحان فقط زمان را عقب می‌برد؛ اما جبران آموزش، کیفیت یادگیری را ترمیم می‌کند. ممکن است امتحانی دو هفته عقب بیفتد، اما اگر در آن دو هفته دانش‌آموز فقط در اضطراب تاریخ جدید بماند و آموزش مؤثر دریافت نکند، اتفاق تربیتی مهمی رخ نداده است. نظام آموزشی نباید تأخیر زمانی را با جبران آموزشی اشتباه بگیرد.

از منظر سیاست‌گذاری، باید چند اصل روشن مورد توجه قرار گیرد:

نخست آنکه امتحانات داخلی، به‌خصوص در پایه‌هایی که سرنوشت کنکوری مستقیم ندارند، باید با انعطاف بیشتر، اختیار مدرسه، ارزیابی معلم، فعالیت‌های کلاسی، پوشه کار، آزمون‌های سبک‌تر و ملاحظات روانی همراه شوند. در این پایه‌ها، هدف اصلی باید تشخیص وضعیت یادگیری و طراحی مسیر جبرانی برای سال بعد باشد، نه تولید فشار اداری و نمره‌ای.

دوم آنکه درباره امتحانات نهایی، باید میان ضرورت اعتبار ملی آزمون و ضرورت عدالت آموزشی توازن برقرار شود. اعتبار ملی مهم است، اما اعتبار بدون عدالت، به بی‌اعتمادی اجتماعی منجر می‌شود. آزمونی که در شرایط نابرابر برگزار شود، حتی اگر از نظر فنی استاندارد باشد، از نظر تربیتی و اجتماعی محل مناقشه خواهد بود.

سوم آنکه وزارت آموزش‌وپرورش باید به‌جای تمرکز صرف بر تقویم امتحانات، یک «بسته ملی جبران یادگیری» ارائه کند: مشخص‌کردن حداقل‌های ضروری هر درس، طراحی کلاس‌های جبرانی هدفمند، تولید محتوای آموزشی فشرده و باکیفیت، حمایت از دانش‌آموزان مناطق محروم، فعال‌سازی مشاوران مدرسه، مداخله روان‌شناختی برای کاهش اضطراب امتحان و ایجاد امکان بازخورد مستمر پیش از آزمون.

چهارم آنکه باید از استان‌ها و مدارس داده واقعی گرفته شود. نمی‌توان با یک تصویر واحد از کشور تصمیم گرفت. اگر اختیارهایی به استان‌ها داده می‌شود، این اختیار باید در چارچوب عدالت آموزشی و با معیارهای روشن باشد؛ نه اینکه دانش‌آموزان استان‌های مختلف احساس کنند سرنوشتشان تابع تصمیم‌های پراکنده، ناهماهنگ یا غیرشفاف است. تصمیم استانی زمانی قابل دفاع است که معیار ملی، گزارش شفاف، سازوکار نظارت و امکان جبران نابرابری داشته باشد.

پنجم آنکه در تصمیم‌گیری درباره ارزشیابی، صدای معلمان، مدیران مدارس، مشاوران تحصیلی، متخصصان برنامه‌ریزی درسی، روان‌شناسان تربیتی و خانواده‌ها باید شنیده شود.

در نهایت، باید به یک اصل ساده اما بنیادین بازگردیم: دانش‌آموزان را نمی‌توان بابت آموزشی که به‌طور کامل و برابر دریافت نکرده‌اند، با منطق آموزش عادی سنجید که این سخن به معنای نفی امتحان نیست؛ به معنای دفاع از امتحان عادلانه، تربیتی و متناسب با واقعیت است. اتفاقاً اگر امتحان برای ما مهم است، باید پیش‌شرط‌های آن را جدی بگیریم.

سال تحصیلی بحرانی، نیازمند سیاست ارزشیابی بحرانی است؛ نه به معنای بی‌نظمی، بلکه به معنای تصمیم آگاهانه، منعطف، علمی و انسانی. در چنین سالی، آموزش‌وپرورش باید به جامعه نشان دهد که دانش‌آموز را فقط به‌عنوان داوطلب امتحان نمی‌بیند؛ او را به‌عنوان انسانی در حال رشد، شهروندی نوجوان، عضوی از خانواده، و یادگیرنده‌ای آسیب‌پذیر اما توانمند می‌بیند.

امتحان اگر در جای درست خود بنشیند، می‌تواند به عدالت، شفافیت و بهبود یادگیری کمک کند. اما اگر جای آموزش را بگیرد، نه عدالت می‌آورد، نه یادگیری را نجات می‌دهد، نه اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد. امروز مسئله اصلی این نیست که صرفاً امتحان چگونه برگزار شود؛ مسئله این است که آموزش‌وپرورش چگونه ثابت کند در میانه بحران، هنوز «آموزش» را اصل می‌داند و «ارزشیابی» را در خدمت آن قرار می‌دهد، نه برعکس.

ابهام در تعطیلی دفتر شرکت پتروشیمی غدیر در تهران

به گزارش آرمان آرا، به نقل از پتروشیمی ها؛ جمعی از فعالان حوزه کارگری و بازنشستگی تأمین اجتماعی، تصمیم به تعطیلی قریب‌الوقوع دفتر مرکزی شرکت پتروشیمی غدیر در تهران را مبهم، شتاب‌زده و نگران‌کننده توصیف کردند.

انتقاد از نحوه مدیریت

حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و قائم‌مقام دبیرکل خانه کارگر، با تاکید بر اینکه شرکت‌های تابعه شستا و تاپیکو متعلق به میلیون‌ها بیمه‌پرداز و بازنشسته است، گفت هر تصمیمی درباره این دارایی‌ها باید با شفافیت کامل و در راستای منافع ذی‌نفعان اتخاذ شود. او همچنین نسبت به تبدیل شدن برخی شرکت‌ها به «حیات خلوت افراد صاحب نفوذ» هشدار داد.

نگرانی درباره سرنوشت ساختمان

در همین حال، نصرالله دریابیگی دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران، با اشاره به انتقال کارکنان دفتر تهران پتروشیمی غدیر و خبر تعطیلی این دفتر طی دو ماه آینده، پرسش‌هایی را درباره سرنوشت ساختمان و اموال شرکت مطرح کرد. به گفته او، نبود توضیح روشن درباره آینده این ملک، شائبه فروش یا واگذاری آن را تقویت کرده است.

هشدار درباره تصمیم‌های عجولانه

قربان درویشی دبیر اجرایی خانه کارگر خوزستان نیز با انتقاد از انتقال اجباری کارکنان دفتر تهران به محل کارخانه، این اقدام را فاقد توجیه روشن دانست و تاکید کرد دارایی‌های شستا و تاپیکو اموال شخصی مدیران نیست. او خواستار شفاف‌سازی درباره هرگونه تصمیم مرتبط با فروش یا تغییر کاربری این املاک شد.

مطالبه نظارت

در پایان، این فعالان کارگری خواستار ورود نهادهای نظارتی، نمایندگان کارگران و بازنشستگان و کمیسیون اجتماعی مجلس به موضوع شدند و صیانت از سرمایه‌های بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی را مطالبه‌ای عمومی و غیرقابل چشم‌پوشی دانستند.

عبدی: اردوی تیم ملی امید برای شناخت بازیکنان و آمادگی برای ناگویا ضروری بود

حسین عبدی، سرمربی تیم ملی امید، با اشاره به حضور برخی بازیکنان لژیونر و مصدومیت چند نفر از لیست ۳۷ نفره، برگزاری این اردو را بهترین فرصت برای شناخت بازیکنان در شرایط تعطیلی لیگ دانست.

ادارات ۱۵ شهرستان خوزستان فردا دورکار شدند

به گزارش آرمان آرا، بر اساس اعلام استانداری خوزستان و در پی ورود توده گرد و غبار با منشأ خارجی از سمت غرب استان و افزایش غلظت آلاینده‌های جوی، کارگروه اضطرار آلودگی هوای استان تصمیم به اجرای دورکاری ادارات در برخی شهرستان‌ها گرفت.

در این اطلاعیه آمده است: بر اساس مصوبه این کارگروه، فعالیت ادارات در شهرستان‌های اندیمشک، دزفول، شوش، کرخه، اهواز، حمیدیه، کارون، باوی، شوشتر، گتوند، هویزه، دشت آزادگان، شادگان، آبادان و خرمشهر در روز سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت‌ماه به صورت دورکاری انجام خواهد شد.

طبق این اعلام، مراکز خدماتی، امدادی و درمانی از جمله آتش‌نشانی، اورژانس، مراکز بهداشتی و درمانی و سایر دستگاه‌های خدمات‌رسان از این مصوبه مستثنی بوده و فعالیت آنها طبق روال عادی ادامه دارد.

همچنین تصمیم‌گیری درباره تعطیلی بانک‌ها بر عهده شورای هماهنگی بانک‌ها اعلام شده است.

استانداری خوزستان در ادامه با ارائه توصیه‌های بهداشتی از شهروندان خواست از تردد غیرضروری در فضاهای باز خودداری کنند، در صورت حضور در محیط بیرون از ماسک استاندارد استفاده کنند، سالمندان، کودکان و بیماران قلبی و تنفسی به توصیه‌های بهداشتی توجه ویژه داشته باشند و درب و پنجره‌ها را بسته نگه دارند.

در این اطلاعیه تأکید شده است: در صورت تداوم شرایط نامساعد جوی، تصمیمات تکمیلی برای سایر شهرستان‌های استان متعاقباً اطلاع‌رسانی خواهد شد.

کشف ۴۰ تن مواد اولیه پتروشیمی احتکاری

به گزارش آرمان آرا،؛ فرمانده انتظامی استان سمنان از شناسایی و کشف ۴۰ تن مواد اولیه پتروشیمی و نایلون در یکی از واحدهای مستقر در شهرک صنعتی سمنان خبر داد و اعلام کرد: در ارتباط با این پرونده یک متهم دستگیر و برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.

سردارسید موسی حسینی در جمع خبرنگاران با اشاره به اجرای این عملیات توسط پلیس امنیت اقتصادی استان، اظهار کرد: اقدامات اطلاعاتی و بررسی‌های تخصصی مأموران نشان می‌داد مقادیری نایلون و مواد اولیه پتروشیمی در کارخانه‌ای واقع در شهرک صنعتی سمنان دپو شده است.

فرمانده انتظامی استان سمنان از شناسایی و کشف ۴۰ تن مواد اولیه پتروشیمی و نایلون در یکی از واحدهای مستقر در شهرک صنعتی سمنان خبر داد و اعلام کرد: در ارتباط با این پرونده یک متهم دستگیر و برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.

وی افزود: پس از انجام هماهنگی‌های لازم قضایی، مأموران پلیس با حضور در محل مورد نظر، بازرسی‌های تخصصی را آغاز کردند و موفق به کشف حجم قابل توجهی از این اقلام شدند.
حسینی بیان کرد: در جریان رسیدگی به این پرونده مشخص شد واحد مذکور علاوه بر نگهداری این کالاها، تخلفاتی در حوزه ثبت اطلاعات در سامانه جامع تجارت نیز داشته است.

وی با تأکید بر اینکه بررسی‌های انجام‌شده از وجود تخلفات اقتصادی در این کارخانه حکایت دارد، عنوان کرد: موضوع گران‌فروشی نیز در دستور رسیدگی قرار گرفته و پرونده متهم برای بررسی دقیق‌تر به دستگاه قضایی ارسال شده است.

فرمانده انتظامی استان سمنان ارزش تقریبی کالاهای کشف‌شده را بر اساس نظر کارشناسان حدود ۶۰ میلیارد ریال اعلام کرد و گفت: اقلام توقیفی شامل مواد اولیه پتروشیمی و نایلون بوده که در این واحد نگهداری می‌شد.

وی خاطرنشان کرد: مأموران پلیس امنیت اقتصادی با اشراف اطلاعاتی و رصد مستمر فعالیت‌های اقتصادی، برخورد با اخلالگران حوزه تولید و توزیع کالا را با جدیت دنبال می‌کنند.
حسینی ادامه داد: قاچاق و احتکار کالا از جمله عواملی است که می‌تواند روند تولید داخلی را با مشکل مواجه کند و در نهایت زمینه تعطیلی برخی واحدهای تولیدی و افزایش بیکاری را فراهم سازد.

فرمانده انتظامی استان سمنان گفت: مقابله با فعالیت‌های غیرقانونی در حوزه اقتصادی نیازمند همراهی و همکاری مردم با دستگاه‌های نظارتی و انتظامی است.
وی تصریح کرد: پلیس با هرگونه تخلف اقتصادی، قاچاق کالا و سوءاستفاده از بازار برخورد قانونی و قاطع خواهد داشت.

حسینی یادآور شد: شهروندان می‌توانند هرگونه موارد مشکوک مرتبط با قاچاق، احتکار و تخلفات اقتصادی را از طریق راه‌های ارتباطی در اختیار پلیس قرار دهند تا اقدامات لازم انجام شود.

فرمانده انتظامی استان سمنان تأکید کرد: همکاری مردم در شناسایی تخلفات اقتصادی نقش مهمی در سالم‌سازی بازار و حمایت از تولید داخلی دارد و پلیس نیز این گزارش‌ها را با حساسیت ویژه پیگیری می‌کند.

به گفته وی، رسیدگی به این پرونده همچنان ادامه دارد و ابعاد مختلف آن توسط مراجع ذی‌صلاح در دست بررسی است.

اجرای برنامه‌های مدیریت مصرف برق صنایع در استان خوزستان

به گزارش آرمان آرا،؛ ستار نظری در خصوص جزییات این خبر اظهار داشت: برنامه مدیریت مصرف برای صنایع مستقر در شهرک‌های صنعتی و همچنین صنایع خارج از شهرک‌ها با مصرف کمتر از ۲ مگاوات نیز از ۲۶ اردیبهشت ماه به اجرا در خواهد آمد.

به نوشته مهر؛ براساس این برنامه، این صنایع موظف‌اند یک روز در هفته با جابه‌جایی تعطیلی روز جمعه به یکی از روز‌های کاری هفته در طرح مدیریت مصرف مشارکت کنند. همچنین در ماه‌های تیر و مرداد که اوج مصرف برق در شبکه است، میزان مشارکت این صنایع به یک و نیم روز در هفته افزایش می‌یابد؛ اقدامی که ضمن کمک به حفظ روند تولید، نقش مؤثری در کاهش فشار بر شبکه برق در ساعات اوج مصرف خواهد داشت.

نظری ادامه داد: برای مشترکان صنعتی، تفاهم‌نامه همکاری در نظر گرفته شده است و در صورتی که این مشترکان در روز‌هایی که مشمول برنامه مدیریت بار نیستند نیز نسبت به کاهش مصرف برق اقدام کنند، متناسب با میزان همکاری خود مشمول دریافت پاداش خواهند شد؛ همان‌گونه که در سال گذشته نیز این مشوق‌ها به صنایع اختصاص یافت.

وی در ادامه با اشاره به ظرفیت مولد‌های خودتأمین در صنایع گفت: صنایعی که دارای مولد یا ژنراتور هستند، در صورت وارد کردن این تجهیزات به مدار تولید برق، به ازای میزان برق تولیدی پاداش با نرخ مناسب دریافت خواهند کرد. همچنین در صورت نصب کنتور هوشمند، امکان دریافت سوخت یارانه‌ای از طریق سامانه شرکت پخش و پالایش فرآورده‌های نفتی (سامانه صدف) برای آنها فراهم می‌شود.

مدیر دفتر مدیریت مصرف توزیع نیروی برق خوزستان در پایان از مشترکان خواست تا با رعایت اصول مدیریت مصرف، این شرکت را در تأمین برق پایدار در فصل تابستان یاری کنند. همچنین این برنامه‌ها به اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت استان، شرکت شهرک‌های صنعتی، جهاد کشاورزی، سازمان آب و برق و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط ابلاغ شده و اطلاع‌رسانی لازم نیز به مشترکان انجام خواهد شد.

جلوگیری از بیکاری کارگران اولویت حمایت از تولید است

مهر نوشت:

به گزارش آرمان آرا، امیر خلفیان ظهر امروز چهارشنبه در جلسه فرعی ستاد اقتصاد مقاومتی دادگستری استان، ضمن بررسی پنج پرونده مهم شرکت‌های صنعتی و تولیدی از جمله گروه ملی، اظهار داشت: با توجه به شعار سال ۱۴۰۵ اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی، همه دستگاه‌ها موظف‌اند موانع شرکت‌های تولیدی و صنعتی را برطرف کرده و از تعدیل نیروی انسانی در شرایط حساس کشور جلوگیری کنند.

وی افزود: ستاد تسهیل و امور تولید باید اهتمام مضاعفی در رفع موانع و مشکلات شرکت‌ها داشته باشد.

خلفیان با اشاره به برخی اختلافات میان دستگاه‌ها گفت: متأسفانه برخی ناهماهنگی‌های بین‌دستگاهی موجب ایجاد موانع برای واحدهای تولیدی و صنعتی شده که لازم است با همکاری و هم‌افزایی رفع شوند تا به تولید و صنعت داخلی آسیبی وارد نشود.

دادستان مرکز خوزستان بر نقش بانک‌ها در حمایت از واحدهای تولیدی تأکید کرد و اظهار داشت: بانک‌ها در خصوص تسهیلات ارائه‌شده به واحدهای تولیدی، تدابیری اتخاذ کنند که ضمن حمایت از تولید، آسیبی به نظام بانکی و صنایع وارد نگردد.

وی افزود: ستاد اقتصاد مقاومتی دادگستری استان تاکنون به‌صورت مستمر و جدی در مسیر رفع موانع تولید و صنعت اقدامات مؤثری انجام داده و در بسیاری از موارد از تعطیلی کارخانه‌ها، واحدهای تولیدی و صنعتی و همچنین بیکاری کارگران جلوگیری کرده است.

در ادامه این جلسه، عیسی پورسلیمی مسئول پیگیری ستاد اقتصاد مقاومتی دادگستری خوزستان، گزارشی از روند پیگیری پرونده‌ها و اقدامات انجام‌شده در حوزه حمایت از واحدهای تولیدی ارائه کرد.

وی افزود: دستگاه‌های متولی باید برنامه‌ها و راهکارهای تخصصی و عملیاتی برای رفع مشکلات شرکت‌های تولیدی و صنعتی ارائه دهند.

واحدهای پتروشیمی طی ماه‌های آینده به چرخه تولید باز می‌گردند

به گزارش خبرصنعتی؛ سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی ایران در گفت‌وگو با شبکه الجزیره، برای نخستین بار جزئیاتی از خسارت‌های وارد شده به صنعت انرژی کشور در پی تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی ارائه کرد.

حمید حسینی سخنگوی اتحاد صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی ایران ضمن اشاره به برخی دستاوردهای اقتصادی، از کاهش ۱۰ درصدی تولید گاز طبیعی و نیاز دو ساله برای بازسازی تأسیسات آسیب دیده خبر داد.

خسارت به پارس جنوبی و کاهش تولید

حسینی با بیان اینکه ۶ فاز از میدان عظیم پارس جنوبی هدف حملات قرار گرفته، تصریح کرد: «ما نزدیک به ۲۰۰ میلیون مترمکعب از تولید گاز را از دست دادیم که پس از اقدامات اضطراری، این رقم هم‌اکنون به ۱۰۰ میلیون مترمکعب کاهش یافته است.»

وی افزود: «اگر محاصره دریایی دشمن ادامه یابد، تهران ممکن است ناگزیر به کاهش تولید نفت و تعطیلی برخی پالایشگاه‌ها شود، هرچند که افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار تا حدی کاهش درآمدها را جبران کرده است.»

وضعیت صادرات و ذخایر سوخت
این مقام بخش خصوصی انرژی خاطرنشان کرد: «هم‌اکنون ایران روزانه به طور میانگین صادرات یک نفتکش را از آب‌های جنوبی انجام می‌دهد. صادرات گاز به ترکیه و عراق نیز بدون تغییر ادامه دارد.»

وی درباره ذخایر استراتژیک گفت: «حداکثر گنجایش مخازن صادراتی ایران ۱۲۰ میلیون بشکه است که با ذخیره فعلی، در صورت توقف کامل صادرات، فقط برای ۸۰ روز کفایت می‌کند.»

تاکید بر تداوم صادرات و رد ادعای نابودی ناوگان سایه

حسینی با رد ادعاهای دشمن مبنی بر از بین رفتن «ناوگان سایه» نفتکش‌های ایران، اظهار داشت: «آمریکایی‌ها به دلیل افزایش هزینه‌های بیمه و حمل، جرات هدف قرار دادن نفتکش‌ها از جمله ناوگان سایه را ندارند.»

وی در پاسخ به سوالی درباره روش‌های پرداخت، گفت: «مشتریان نفت ایران گاهی با یوان چین، گاهی با ارزهای دیجیتال و گاهی از طریق تهاتر کالا، هزینه محموله‌ها را تسویه می‌کنند.»

بازسازی نیازمند دو سال زمان

سخنگوی اتحاد صادرکنندگان انرژی با اذعان به اینکه بازسازی نهایی مراحل آسیب‌دیده گاز نزدیک به دو سال زمان نیاز دارد، خاطرنشان کرد: «واحدهای پتروشیمی طی ماه‌های آینده به چرخه تولید باز می‌گردند. خوشبختانه صادرات نفت به صفر نرسیده و با مقاومت و مدیریت جهادی، خدمت‌رسانی به مردم و مشتریان خارجی ادامه دارد.»

از شایعه رفتن تا چندخبر خوب برای تئاتری‌ها/ کدام گزینه‌ها روی میز است؟

خبرگزاری مهر-گروه هنر-علیرضا سعیدی؛ مجموعه ها و نهادهای فرهنگی در سالی که از آن عبور کردیم و اکنون هم با کوله باری از بحران ها و شرایط دشوار جنگی روبه رو هستیم بی تردید یکی از استثنائی ترین و پرچالش ترین مقاطع تاریخی از فعالیت هایشان را پشت سرگذاشتند. شرایطی عجیب و غریب که قرار گرفتن در جنگ ۱۲ روزه، وقایع سیاسی اجتماعی زمستان، جنگ رمضان و بسیاری از اتفاقات ریز و درشت سیاسی، اجتماعی و کمی هم فرهنگی به شدت فعالیت های هنری را تحت تاثیر قرار داد و فضایی را پیش روی مدیران قرار داد که عبور از آن دربرگیرنده تجربیات تلخ و شیرینی بود و در مقطعی که به معنای واقعی کلمه «شرایط حساس کنونی» لقب گرفت موجب خلق اتفاقاتی شد که حداقل در این یک دهه کمتر شاهد آن بودیم.

مسیری پرچالش، پرحاشیه و بحث برانگیز که تاریخ این سرزمین درباره آن بسیار خواهد نوشت. اتفاقاتی کمتر تجربه شده که هم هنرمندان را تحت تاثیر قرار داد و هم مدیران فرهنگی را با فضای استثنائی روبه‌رو کرد که حتما در روایت آن چه بر آنها گذشته حرف های جدیدی برای گفتن دارند. مسیری پر از «واژه» و «مفهوم» که ادبیات تازه ای را در گفتمان فرهنگی هنری کشور نیز خلق کرد که باید از آن به عنوان یک تجربه متفاوت نام برد. تجربه ای که شاید در ظاهر به دلیلی تعطیلی طولانی مدت فعالیت های هنری به ویژه در سینما، تئاتر و موسیقی می توانست حکم یک دوره نقاهت طولانی مدتی را برای یک مدیر فرهنگی فراهم سازد اما این ظاهر ماجرا بود زیرا ماجراها و حواشی مربوط به این تعطیلی ها، چالش ها و فقدان حضور هنرمندان در عرصه های اجرایی که بی ارتباط با سیاست و اقتصاد نبود می بایست فضایی را برای مدیران ایجاد می کرد که بتوانند از پس یک برنامه ریزی در مدیریت بحران کارها را به سمتی هدایت کنند که چراغ هنر در عین رعایت کیفیت خاموش نشود.

فضایی که همه می دانیم با نقدها و نظرهایی چه به سمت مدیران و چه به سمت هنرمندان همراه بود اما هرچه هست در زمره مقطع پرچالشی از فعالیت های فرهنگی هنری کشور قرار گرفت که امیدواریم هرچه سریع تر به سمت فضایی آرام و سپس تجزیه و تحلیل درستی هدایت شود که بتواند در آینده، تجربه ای گران سنگ برای رفع مشکلات و معایب به حساب آید.

از شایعه رفتن تا چندخبر خوب برای تئاتری‌ها/ کدام گزینه‌ها روی میز است؟

مجموعه بنیاد فرهنگی هنری رودکی یکی از همین مجموعه ها و نهادهایی است که به واسطه نوع و جنس کاری که برای اهالی فرهنگ و هنر و مخاطبانش انجام می دهد، اگر نگوییم مهم ترین اما به سیدعباس صالحی به عنوان رئیس هیئت امنا، سید حمید پورمحمدی به عنوان عضو هیئت امنا، مهدی شفیعی به عنوان دبیر هیئت امنا، لادن حیدری به عنوان عضو هیئت امنا، علی غیاثی ندوشن به عنوان عضو هیئت امنا و قاسم خورشیدی به عنوان رئیس هیئت مدیره، سیدحسین سیدزاده به عنوان عضو هیئت مدیره و احمدحسین فتایی به عنوان عضو هیئت مدیره ترکیب جدید اعضای هیئت امنا و هیئت مدیره بنیاد فرهنگی هنری رودکی را تشکیل می دهندطور حتم یکی از مهم ترین مجموعه های تحت پوشش و در ارتباط مستقیم با فعالیت های هنری کشور به ویژه پایتخت است.

نهادی ویژه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که طی روزهای گذشته در ترکیب فعلی هیئت مدیره و هیئت امنای آن تغییرات اساسی به وجود آمده و در همین اواخر هم شایعاتی مطرح می شد که قرار است از پس همین تغییرات شاهد تغییر مدیرعامل آن و نقل مکان او به صندوق اعتباری هنر باشیم که فعلا تکذیب شده و باید دید که در روزهای آینده چه اتفاقاتی پیش روی مدیریت آن است.

براساس تازه ترین تغییراتی که انجام گرفته سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رئیس هیئت امنا، سید حمید پورمحمدی رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور به عنوان عضو هیئت امنا، مهدی شفیعی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان دبیر هیئت امنا، لادن حیدری به عنوان عضو هیئت امنا، علی غیاثی ندوشن به عنوان عضو هیئت امنا و قاسم خورشیدی به عنوان رئیس هیئت مدیره، سیدحسین سیدزاده به عنوان عضو هیئت مدیره و احمدحسین فتایی به عنوان عضو هیئت مدیره ترکیب جدید اعضای هیئت امنا و هیئت مدیره بنیاد فرهنگی هنری رودکی را تشکیل می دهند.

در قالب یک گفتگوی تفصیلی با مدیرعامل بنیاد رودکی مروری بر فعالیت های مدیریتی و اجرایی این مجموعه پرخبر در حوزه «تئاتر»، «موسیقی»، «آموزشی» و بعضا «هنرهای تجسمی» داشتیم که می تواند برای ثبت در تاریخ و قضاوت درباره آنچه از زبان مدیرعامل فعلی آن روایت می شود، دربرگیرنده نکات حائز اهمیتی باشد.

محمد اله یاری فومنی از مردان باسابقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که پس از حضوری طولانی در سمت های مدیریتی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این چند ساله ابتدا به عنوان مدیر برنامه ریزی و آموزش های هنری و بعد به عنوان مدیرکل دفتر موسیقی و سپس مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی مشغول به خدمت بوده است.

وی در اولین گفتگوی مشروح سال ۱۴۰۵ خود که با گروه هنر خبرگزاری مهر انجام داد ابتدا ضمن ارائه توضیحاتی از حواشی ماندن و نماندن خود در این سمت به ارائه گزارشی از روند فعالیت های تئاتری بنیاد پرداخت و سپس در حوزه‌های دیگر از جمله موسیقی و حواشی ریز و درشت مربوط به آن به سوالات آرمان آرا پاسخ داد که بخش اول آن را در ادامه می خوانید.

* دراین روزها حرف و حدیث هایی مبنی بر خداحافظی شما از مدیریت بنیاد رودکی و حضورتان در سمت مدیرعاملی «صندوق اعتباری هنر» شنیده می شود. با توجه به همین ترکیب جدید هیئت امنا و هیئت مدیره بنیاد و نظر به شایعاتی که در برخی مواقع اشتباه و در برخی مواقع درست از آب در می آید درباره استمرار حضورتان به عنوان مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی توضیحاتی را ارائه دهید.

مدیریت اجرایی همیشه همراه با آمدن و رفتن هست و این یک امر طبیعی است. شاید پارسال مقطعی موضوع جابه جایی مطرح شد، اما در حال حاضر، در بنیاد رودکی هستم و طبیعتاً و تا هر زمانی که این مسئولیت بر دوش من باشد، تلاش می‌کنم که همه همتم را برای بهبود عملکرد این مجموعه مصروف دارم.

* آنچه برای شما و مجموعه بنیاد رودکی در سال گذشته طی شد، فعالیت در یکی از بحرانی ترین سال های تاریخ انقلاب اسلامی بود. مسیری که در ماجراهای مربوط به جنگ ۱۲ روزه، اتفاقات و حوادث هجدهم و نوزدهم دی ماه و جنگ تحمیلی رمضان شرایط کار را سخت تر و فضایی را فراهم کرد که بد نیست در این برهه از زمان نیم نگاهی اجمالی به آنچه در این دوران انجام دادید داشته باشیم. فرآیندی که حداقل برای ثبت در تاریخ بد نیست.

همان طور که شما اشاره کردید، اواخر خرداد و تیر سال ۱۴۰۴ با جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و به تبع آن رکود فعالیت های هنری مواجه شدیم. به هر ترتیب در کشور ما متاسفانه با هر واقعه اجتماعی سیاسی، اولین حوزه‌ای که فعالیت‌هاش کمرنگ می شود حوزه فرهنگ و هنر است. بعد از ماجرای جنگ ۱۲ روزه هم با ایام سوگواری محرم و صفر مواجه بودیم که طبیعتا اجراها و فعالیت های مرتبط با موسیقی نیز تحت تاثیر این ایام گرامی قرار گرفته و کنسرت ها برگزار نمی شوند. پس می بینید که ما زمانی حدود سه ماه در نیمه اول سال نمی توانستیم فعالیتی داشته باشیم. پس از آن فعالیت ها ادامه پیدا کرد تا وقفه ای که در دی ماه داشتیم و پس از آن عملا در کورس جشنواره های موسیقی و تئاتر فجر قرار گرفتیم. بنیاد رودکی و مجموعه های تحت پوشش میزبان بخش اصلی این رویدادها بود و در اسفند نیز جنگ تحمیلی سوم آغاز شد.

اگر مجموعا این پنج و نیم تا شش ماه را اگر کنار بگذاریم، مابقی ایام سال ۱۴۰۴ پررونق بود. یعنی سالن های بنیاد رودکی مشتمل بر تالار وحدت، تالار رودکی، تالار حافظ، گالری ها و سالن های مختلف برج آزادی و حتی مرکز آموزش تا حداکثر توان فعالیت کردند. در حقیقت بنیاد تمام تلاش خود را انجام داد تا گام های بلندی را برای ارتقا سطح کمی و کیفی فعالیت هایش بردارد کما اینکه در همان ایامی که قادر به فعالیت بودیم گروه های هنری زیادی به ما مراجعه داشتند و در حوزه های تئاتر و موسیقی برای اجرا اقدام می کردند. حتی ما برای برنامه ریزی سالن های بنیاد در سال ۱۴۰۵ از جمله تالار حافظ و تالار وحدت هم با مشکل کمبود فضا مواجه شدیم چرا که تقاضا برای اجرای تئاتر، چند برابر ظرفیتی بود که می توانستیم میزبان باشیم. امیدوارم از پس عبور از جنگ تحمیلی بتوانیم پاسخگوی درستی برای تقاضاها باشیم که دوستان هنرمند بتوانند در حوزه تئاتر آثار نمایشی خودشان را روی صحنه ببرند.

از شایعه رفتن تا چندخبر خوب برای تئاتری‌ها/ کدام گزینه‌ها روی میز است؟

*چون به حوزه تئاتر اشاره داشتید تلاش می کنم قبل از ماجراهای مربوط به فعالیت های موسیقایی بنیاد، از بخش تئاتر گفتگو را ادامه دهم. مهم ترین نکته ای در این زمینه به نظر می آید، وجود دارد، فقدان یک برنامه ریزی منسجم و منظم در مدیریت بخش تئاتر بنیاد است که شاید به واسطه تمرکز و تجربه مدیریتی شما در حوزه موسیقی قبل از حضور در بنیاد، مزید برعلت شده که در حوزه تئاتر سیاستگذاری منسجم و منظمی به نسبت موسیقی وجود ندارد؟ اساسا بنیاد رودکی چه برنامه ای برای ارتقا کیفی تئاتر در بخش های «نیمه حرفه ای»، «حرفه ای» و «دانشگاهی» انجام داده است؟ آیا می توان دوباره این ادعا یا شاید انتقاد را مطرح کرد که پدیده ای موسوم به «تئاتر لاکچری» به واسطه بازدهی مالی و اقتصادی و ساختار مدیریتی و اساسنامه ای بنیاد فقط مورد توجه و اولویت است؟ اگر چه مجموعه ای به نام تالار حافظ تا حدی می تواند پاسخگوی آنچه تئاتر جدی و حرفه ای می نامیم باشد، اما برخی معتقدند تئاتر بنیاد رودکی خاستگاه مطلوبی برای فعالیت های نمایشی حرفه ای و جدی نیست. البته اصلا منکر بازدهی اقتصادی و وجود آثار نمایشی با پروداکشن بالا به دلیل ویژگی هایی که دارند، نیستم، اما تصورمی کنم بنیاد می توانست در حوزه های تخصصی تر و آکادمیک تئاتر نیز ورود کند.

ببینید یک باور سنتی میان برخی هنرمندان نسبت به تالار وحدت وجود دارد که اساسا اینجا برای موسیقی ساخته شده است. حتی من یادم می آید ۲ سال پیش یکی از استادان عرصه نمایش به همراه چند نفر دیگر در دفتر ما حضور داشتند و در همان جا بحث اجرای یک اثر نمایشی توسط ایشان به میان آمد که من فکر کردم، آمده اند برای اجرا در تالار وحدت اقدام کنند اما ایشان گفت: «من نمایشم رو باید ببرم تئاتر شهر، چون اینجا سالن موسیقی است». البته باید بگویم این دید بین خود اهالی نمایش خیلی در اقلیت بود. زیرا در این ۲ سالی که من اینجا هستم، مراجعه برای نمایش زیاد بوده است.

در این چارچوب طی سال های اخیر این تالار هر روز در نوبت اول خود یک اثر نمایشی و در نوبت دوم پذیرای یک اجرای موسیقی بوده است. حالا با توجه به اینکه تالار وحدت یک بنای تاریخی و میراث فرهنگی است اما امکانات فنی متحرکی دارد و قابلیت‌هایی را در اختیار گروه اجراکننده می‌گذارد معمولاً گروه‌هایی برای اجرای نمایش در این تالار تقاضا می‌دهند که به قابلیت‌های خاص صحنه نیاز دارند و یا گروه‌هایی که متقاضی اجرا هستند که سابقه و تجربه بیشتری دارند.

درباره کلید واژه «لاکچری» هم که اشاره شد، باید بگویم اگر نخواهیم از واژه «لاکچری» استفاده کنیم، باید بگویم ۲ گروه بیشتر در تالار وحدت تقاضا دارند: اول، آنهایی که کارشان حرفه‌ای‌تر است و سابقه بیشتری دارند، دوم آنهایی که به امکانات ویژه صحنه احتیاج دارند. حتی ممکن است یک نمایش اصلاً به آن همه امکانات متنوع نیاز نداشته باشد و برود جای دیگر اجرایش را انجام دهد. یک موضوع دیگر هم هزینه است. فرض کنید یک گروه تئاتری هزینه‌های زیادی برای تولید کرده و و به یک سالن ششصد تا هفتصد نفره، برای مثلاً چهل شب احتیاج دارد تا بتواند با حضور مردم آن هزینه‌ها را برگردانند. طبیعتاً کارهایی که هزینه کمتری دارند و پیش‌بینی مخاطبشان هم کمتر است، به تالار حافظ یا بقیه سالن‌ها می‌روند. مسیری که به دلیل قیمت بلیت و براساس آنچه برای صحنه آماده شده تبدیل به کلیدواژه «تئاتر لاکچری» می شود. این توضیح را هم بدهم که در طول سال می‌بینیم تالار وحدت معمولاً به گروه‌هایی تعلق می‌گیرد که کارهای سنگین و پرهزینه تری دارند؛ چه از نظر دکور، چه از نظر وضعیت مالی. بنابراین آن گروه‌هایی که توقع دارند سرمایه‌شان با حضور مردم برگردد، بیشتر ۲ سالن مد نظرشان است؛ یا تئاتر شهر یا تالار وحدت که این ۲ سالن تقویم خیلی شلوغی دارند.

درباره برنامه ریزی منسجم و منظمی هم که اشاره داشتید باید بگویم براساس آنچه درباره تالار وحدت توضیح دادم، بدون در نظر گرفتن جنگ و دیگر اتفاقات تقریبا برای هر شب برنامه اجرای تئاتر در تالار وحدت در نظر گرفته شده است. فرآیندی که در حوزه تخصصی تر پیرامون برنامه ریزی تالار حافظ هم وجود دارد و اگر اتفاق خاصی نیفتد تقریبا در هر دوره اجرایی سالانه به صورت منظم میزبان گروه های نمایشی متقاضی اجرا در این تالار هستیم که به زودی جزئیات دقیق تر آن پیش روی مخاطبان قرار می گیرد. ما برای اجرای آثار نمایشی در تالار حافظ تلاش کردیم چه در ایام جنگ، چه در ایام پساجنگ تسهیلات حمایتی را در حد مقدورات و امکانات فراهم سازیم که به اعتقاد من می تواند در حد و اندازه های خود کمک کننده گروه اجرایی حرفه‌ای و نیمه حرفه‌ای و حتی حوزه تئاتر دانشگاهی باشد.

از شایعه رفتن تا چندخبر خوب برای تئاتری‌ها/ کدام گزینه‌ها روی میز است؟

*آیا فکر نمی کنید براساس افزایش حجم تقاضاها برای اجرای عمومی آثار نمایشی و همچنین ظرفیت های بالقوه ای که در حوزه عمرانی بنیاد وجود دارد، فضاهای جدیدی را ایجاد کنید؟ به هرحال کارگاه دکور تقریبا تعطیل شده بنیاد واقع در پارکینگ این مجموعه، برج آزادی و ساختمان های دیگر بنیاد ظرفیت های خوبی برای احیای فعالیت ها و توسعه در حوزه تئاتر دارند که به نظر می آید باید برای آنها کاری کرد؟

در برج آزادی در این چند سال اخیر کارهای عمرانی از جمله تجهیز و بازسازی کامل پلاتوها و ارتقای سیستم نور و صوت سالن اصلی انجام شد که می تواند مناسب تمرین و «کارگاه دکور» هم از جمله مجموعه های مرتبط با بنیاد فرهنگی هنری رودکی است که سابق از آن به درستی استفاده می شد اما متاسفانه در این سال‌ها فعالیت چندانی ندارد. در این زمینه ایده هایی وجود دارد که مشغول بررسی آنها هستیماجرای گروه های نمایشی باشد. حتی خودِ سالن اصلی برج با توجه به عمق و ویژگی های منحصر به فردی که دارد فضای بسیار خوبی برای اجرای نمایش و ارکسترهای بزرگ است که این نیز می تواند ظرفیت بالقوه ای برای توسعه فعالیت های تئاتری باشد. البته ماجرای مسافت مرکز شهر با برج آزادی و دسترسی به برج، قدری برای مخاطبان ایجاد مسئله کرده که این موضوع باید بالاخره با مساعدت شهرداری حل شود.

درباره تالار حافظ هم باید به این نکته اشاره کنم که سال گذشته تعمیراتی را انجام دادیم که از آن جمله می توان به راه اندازی و تجهیز اتاق گریم، بهسازی سیستم تهویه ها و موارد این چنین اشاره کرد. مسیری که فکر می کنم می تواند مهیای به صحنه رفتن اجراهای با کیفیت تر در این مجموعه باشد.

کارگاه دکور هم از جمله مجموعه های مرتبط با بنیاد فرهنگی هنری رودکی است که سابق از آن به درستی استفاده می شد اما متاسفانه در این سال‌ها فعالیت چندانی ندارد. در این زمینه ایده هایی وجود دارد که یکی از آنها تبدیل کارگاه به یک تالار نمایشی است تا گروه های دانشجویی بتوانند در این فضا که به صورت «پلاتو اجرا» طراحی می شود به ارائه آثارشان بپردازند. ایده دیگر احیای دوباره کارگاه در قالب کارگاه های نجاری و آهنگری است که گروه ها بتوانند برای ساخت دکورهایشان به اینجا مراجعه کنند.

در این زمینه جلساتی هم اخیرا با هیئت مدیره بنیاد رودکی برگزار و این ایده ها مورد بحث قرار گرفت. فرآیندی که قرار شد ما هر ۲ ایده را بسنجیم و ببینیم اقبال ذی نفعان به سمت کدام ایده است تا بر اساس سنجش ها کارگاه دکور بنیاد رودکی دوباره به زیست هنری خود بازگردد.

از شایعه رفتن تا چندخبر خوب برای تئاتری‌ها/ کدام گزینه‌ها روی میز است؟

* البته در چارچوب همین خبر خوبی که می‌تواند دربرگیرنده برکاتی برای حوزه تئاتر باشد، بد نیست فکری هم به حال آن رستوران در ضلع جنوب شرقی تالار وحدت هم بکنید که به نظر می آید سال‌هاست بلااستفاده مانده و می توان از این ظرفیت هم برای تغییر کاربری فضای مورد نظر در حوزه های تئاتر و هنرهای تجسمی بهره برداری کرد.

درباره تغییر کاربری ساختمان ضلع جنوب شرقی تالار وحدت دیدگاه های مختلفی وجود دارد. یک نگاه اعتقاد دارد که این ساختمان همچنان به عنوان رستوران برای استفاده از پرسنل و هنرمندان باقی بماند. نگاه دیگر هم معتقد است که این مجموعه می تواند تبدیل به سالنی برای برگزاری نشست های خبری، نشست های تخصصی، میزگردها و مواردی این چنین باشد.

برنامه ریزی شده که بعد از پایان تمرین ها و براساس جدول جدید اجراهای بنیاد، بتوانیم دوباره شاهد به صحنه رفتن آثار نمایشی باشیم … لذا من خیلی امیدوارم که طی روزهای آتی، ما هم در تالار حافظ، هم در تالار وحدت بتوانیم اجراهای نمایشی‌مان را شروع کنیم نگاهی هم مبتنی بر این موضوع دلالت دارد که به دلیل اینکه مجموعه تالار وحدت فضایی از جنس نمایشگاهی و گالری برای برپایی نمایشگاه ها و رویدادهای مرتبط با هنرهای تجسمی ندارد بنابراین می توان آن جا برای این کار و البته ایجاد یک فضای نمایشی وموسیقایی طراحی کرد. مسیری که امیدوارم بتوانیم در سال جاری اجرای یکی از این ایده ها را نهایی کنیم.

*با تمام مواردی که اشاره داشتید و نظر به پایان نیافتن قطعی جنگ رمضان (تا لحظه انتشار این مصاحبه) و فضایی که الان قرار داریم، آیا بنیاد رودکی در حوزه تئاتر طی روزهای پیش رو برنامه اجرایی در مجموعه‌های تحت پوشش خودش دارد یا خیر؟

قبل از ماجرای جنگ رمضان جدول اجراهای تئاتر تا پایان سال جاری در تالارهای حافظ و وحدت پر بود. اما خب جنگ تحمیلی قدری نظم را به هم زد. به هر ترتیب پس از پایان تعطیلات نوروز گفتگوهای دوباره با گروه های نمایشی برای اجرا در تالارهای وحدت و حافظ آغاز شد و من برای اولین بار است که به این موضوع اشاره می کنم که حتی هیئت مدیره بنیاد رودکی با توجه به شرایط نامطلوب جنگ تحمیلی به لحاظ معیشتی و اقتصادی مصوب کرد تا برای ایجاد رغبت بیشتر گروه های نمایشی و موسیقایی برای اجراهای عمومی، نیمه اول سال افزایشی برای تعرفه سالن ها علیرغم افزایش هزینه ها نداشته باشیم. موضوعی که کمترین وظیفه ما در قبال حمایت از گروه های نمایشی بود و شرایطی را فراهم می‌کند تا گروه های نمایشی برای کار اعلام امادگی نمایند.

البته با توجه به اینکه گروه ها فرصتی برای تمرین نداشتند برنامه ریزی شده که بعد از پایان تمرین ها و براساس جدول جدید اجراهای بنیاد، بتوانیم دوباره شاهد به صحنه رفتن آثار نمایشی باشیم … لذا من خیلی امیدوارم که طی روزهای آتی، ما هم در تالار حافظ، هم در تالار وحدت بتوانیم اجراهای نمایشی‌مان رو شروع بکنیم. البته تعدادی از گروه های فعال موسیقی نیز اعلام آمادگی کردند که امیدوارم به زودی شاهد اجرای مستمر کنسرت ها نیز باشیم.

از شایعه رفتن تا چندخبر خوب برای تئاتری‌ها/ کدام گزینه‌ها روی میز است؟

* آیا در حوزه قیمت بلیت ها هم برنامه ریزی برای افزایش یا تثبیت قیمت ها به نسبت سال گذشته انجام شده است؟

طبیعتاً وقتی تعرفه سالن افزایش پیدا نکرده، پس تلاش می‌کنیم قیمت بلیت ها با وجود افزایش نرخ تورم، همان قیمت بلیت سال گذشته باشد. در این زمینه حداقل تا ۶ ماه اول تعرفه سالن‌ها را بنا داریم اثر جدیدی را در حوزه تئاتر عروسکی به کارگردانی استاد بهروز غریب پور تولید کنیم که امیدوارم با جذب سرمایه و حامی مالی هرچه زودتر به نتیجه برسدافزایش نمی‌دهیم و قیمت بلیت‌ها را در سطح پارسال نگه می داریم.

*بنا دارید همانند سال های گذشته در حوزه تولید تئاتر هم فعالیت حمایتی و تولیدی داشته باشید؟

در سال‌های اخیر اگر هم تولید مستقیم از سوی بنیاد صورت گرفته، بیشتر در حوزه تئاتر عروسکی بوده است. امسال هم به لطف خدا، بنا داریم اثر جدیدی را در حوزه تئاتر عروسکی به کارگردانی استاد بهروز غریب پور تولید کنیم که امیدوارم با جذب سرمایه و حامی مالی هرچه زودتر به نتیجه برسد.

در حوزه شیوه حمایت هم باید بگویم از گروه هایی که به بنیاد مراجعه و تقاضای حمایت می کنند، بخشی از هزینه های جاری را دریافت نمی کنیم. بالاخره در این چارچوب گروه هایی برای اجرا می آیند که مبلغ فروش آنها با مبلغ اجاره سالن نمی خواند یا به اندازه ای که سرمایه گذاری می کنند، برداشت ندارند. موضوعی که سال گذشته در جریان جنگ ۱۲ روزه، اتفاقات دی ماه و جنگ رمضان اتفاق افتاد و ما نهایت تلاشمان را انجام دادیم تا گروه های هنری با خاطره بد اینجا را ترک نکنند. به هر حال تلاش می کنیم چنین حمایت هایی را به صورت مستمر انجام دهیم که به اعتقاد من به جهت عدد قابل توجه بودجه، به نوعی حمایت محسوب می شود.

از شایعه رفتن تا چندخبر خوب برای تئاتری‌ها/ کدام گزینه‌ها روی میز است؟

* آقای اله‌یاری در فواصل مختلف مدیریتی بنیاد فرهنگی هنری رودکی، چه در دوره شما و چه سال‌ها قبل، به نظر می آمد در حوزه سیاست‌های اجرایی بنیاد به لحاظ کیفی و کمی، فقدان هماهنگی یا اختلاف بین شما و مجموعه های مرتبط با معاونت امور هنری وزارت فرهنگ وجود دارد. موضوعی که بد نیست در صورت تایید یا عدم تایید این ادعا درباره آن توضیحاتی را ارائه دهید.

طبیعتاً وقتی که امکانات محدود می شود، بهتر این است تا همگرایی افزایش داشته و ما از حداقل امکاناتمان در یک فضای هم گرایانه بیشترین استفاده را بکنیم. ما در طول سال طبیعتاً گفتگوهای فراوانی با مدیران کل زیرمجموعه معاونت امور هنری داریم. حتی برخی از دست‌اندرکاران این مجموعه ها در شوراهای تخصصی بنیاد عضو هستند. بنابراین بنیاد رودکی وظیفه خود می داند تا این هم راستایی و هماهنگی را با معاونت امور هنری داشته باشد. کما اینکه در این دوره شاهد شرایط مطلوب و مناسبی میان بنیاد و معاونت هنری هستیم که امیدوارم هر روز بیشتر و موثرتر شود. من بر این باورم هر چقدر هم فاصله و واگرایی وجود داشته باشد، طبیعتاً فرصت هم از دست خواهد رفت.

در حوزه آموزش هم برنامه‌ای دارید؟

مرکز آموزش بنیاد هم یک هفته است که به صورت تمام وقت کار خودش را شروع کرده است. ما فکر کردیم در حوزه آموزشگاه های آزاد هنری هم اگر مرکز آموزش بنیاد رودکی شروع کننده فعالیت ها باشد، ممکن است این امید و نویدبخشی را به سایر آموزشگاه‌ها در سطح شهر تهران بدهد و فضا به گونه‌ای فراهم شود تا هم مردم و هم استادان دوباره چرخه آموزش را شروع کنند.

ادامه دارد …

قلبی که برای فرزندان ایران پَر می‌کشد


در شرایط جنگی و با وجود تعطیلی مدارس حضوری و برگزاری آموزش‌ها به‌صورت برخط، معلمان همچنان با دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت، پیگیر وضعیت آموزشی تک‌تک دانش‌آموزان هستند و تلاش می‌کنند روند یادگیری در این دیار سرافراز دچار وقفه نشود.

قلبی که برای فرزندان ایران پَر می‌کشد/ پیمودن مسافتی سه ساعته برای آموزش ۲ دانش آموز


در شرایط جنگی و با وجود تعطیلی مدارس حضوری معلمان همچنان با دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت، پیگیر وضعیت آموزشی تک‌تک دانش‌آموزان هستند.

پلیمر به طور میانگین ۳۰۰ درصد رشد نرخ داشته است| تعطیلی بورس کالا چالش جدی صنایع خودروسازی

به گزارش آرمان آرا،؛ تولید خودرو در سال جاری با چالش جدی مواجه شده است، در جنگ تحمیلی علیه کشور به صنایع بالادستی مانند فولاد و پتروشیمی خسارت های وارد شد، این مساله سبب اختلال در تامین مواداولیه صنایع خودروسازی شده است.

یکی از مواداولیه پر کاربرد صنعت خودرو «پلیمر» است که بیشتر از ۳۰ درصد قطعات یک خودرو از این ماده تولید می شوند. کمبود این ماده اولیه قطعه سازان را با بحران مواجه کرده که اثرات این موضوع در برنامه تولید خودرو در واحدهای بزرگ خودروسازی نمایان شده است. بسیاری از قطعه سازان و خودروسازان خواستار همکاری وزارت صمت به عنوان بخش سیاستگذار صنعتی در خصوص تامین مواداولیه از طریق واردات شدند، اگر سیاستگذار صنعتی در تسهیل این مهم تعلل کند، بحران صنعت خودرو از توقف مقطعی تولید یا تعدیل نیرو انسانی که اکنون رخ داده است، بیشتر خواهد شد.

از همین رو برای وضعیت تامین پلیمر در صنعت خودرو با «مهدی پورقاضی»، عضو انجمن پلیمر ایران و عضو انجمن قطعه‌سازان خودرو به گفت و گو پرداختیم؛

بورس کالا در حال حاضر تعطیل است و این موضوع سبب شده که صنایع خودروسازی امکان خرید مواداولیه را نداشته باشند. بنابراین چالش تامین مواداولیه فراتر از پلیمر است. از سوی دیگر تعطیلی بورس کالا سبب شئه قیمت مواداولیه مانند پلیمر در بازار ناشناخته باشد

به عنوان پرسش نخست، بسیاری از فعالان صنعت خودرو به ویژه قطعه سازان اعلام کردند که در تامین «پلیمر» با چالش مواجه هستند، تهیه این ماده اولیه چه دردسرهای ایجاد کرده است؟

بورس کالا در حال حاضر تعطیل است و این موضوع سبب شده که صنایع خودروسازی امکان خرید مواداولیه را نداشته باشند. بنابراین چالش تامین مواداولیه فراتر از پلیمر است. از سوی دیگر تعطیلی بورس کالا سبب شئه قیمت مواداولیه مانند پلیمر در بازار ناشناخته باشد. به عنوان تامین کننده مواداولیه برای صنایع خودروسازی باید اعلام کنم که چشم انداز روشنی برای معامله هر نوع ماده اولیه وجود ندارد.

به طور میانگین پلیمر مورد نیاز صنعت خودرو ۳۰۰ درصد رشد نرخ را تجربه کرده است، البته در برخی از پلیمرهای خاص شاهد رشد ۲۰۰ تا ۳۵۰ درصدی نیز بودیم

به قیمت ناشناخته پلیمر اشاره کردید، در سال جاری این ماده پر کاربرد در صنعت خودرو چند درصد رشد نرخ را تجربه کرده است؟

به طور میانگین پلیمر مورد نیاز صنعت خودرو ۳۰۰ درصد رشد نرخ را تجربه کرده است، البته در برخی از پلیمرهای خاص شاهد رشد ۲۰۰ تا ۳۵۰ درصدی نیز بودیم.

معمولا در ۶ ماهه نخست هر سال صنایع خودروسازی بیشترین برنامه ریزی برای تولید و تامین مواداولیه یا قطعات انجام می دهند، باتوجه به اختلال در تامین پلیمر که پیشتر به آن اشاره داشتید، وضعیت تولید صنعت خودرو در ۶ ماهه نخست سال جاری به کدام سو می رود؟

خودروسازان در ۶ ماهه ابتدای سال جاری آسیب جدی به دلیل عدم تامین به موقع مواداولیه مانند پلیمر را تجربه خواهند کرد. نباید فراموش کرد که در هر خودرو چند کیلوگرم پلیمر استفاده می شود و درصد آن روزافزون شده است؛ بنابراین خودروسازان و قطعه سازان از این منظر در فرآیند تولید دچار صدمه خواهند شد.

چند درصد از پلیمرهای مورد استفاده در صنعت خودرو در داخل کشور تامین می شود؟

حدود ۹۵ درصد پلیمرهای مورد نیاز صنایع خودروسازی در داخل کشور تامین و الباقی به صورت وارداتی تهیه می شود.

وزارت صمت برای حل بحران مواداولیه در صنعت خودرو باید چه اقدامی انجام دهد؟

بخش سیاستگذار صنعتی ابتدا باید بداند که در شرایط فعلی امکان برنامه ریزی یا توسعه به شدت سخت شده است. باتوجه به اینکه در جنگ تحمیلی علیه کشور صنایع فولادی و پتروشیمی آسیب های جدی دیدند باید برای پیشگیری آسیب به سایر صنایع راه اندازی یا جایگزینی تامین مواداولیه این واحدها به شکل واردات انجام شود. وزارت صمت باید نهایت همکاری را جهت واردات در مقابل صادرات برای شرکت های تولیدی داشته باشد تا مواداولیه تامین شود.

به عنوان یک عضو انجمن قطعه‌سازان خودرو چه معضلاتی در تامین ارز برای واردات دارید؟

متاسفانه در فرآیند تخصیص ارز وعده های فراوان داده می شود، اما در مرحله اجرا آنچه وعده داده شده اجرا نمی شود. وزارت صمت به عنوان متولی صنعت خودرو باید واردات با هر نوع ارز جهت تامین مواداولیه مورد نیاز را فراهم کند.

به عنوان پرسش پایانی، شنیده های در جاده مخصوص حاکی از این است که انبار برخی از قطعه سازان و خودروسازان از پلیمر موجودی دارد، این موضوع صحت دارد؟

بله، پلیمر در انبار قطعه سازان یا خودروسازان و حتی تامین کنندگان موجود است، اما این ماده اولیه را باید با چه قیمتی محاسبه و چگونه پس از تخلیه انبار تامین کنند؟ در شرایط فعلی کشور جایگزینی مواداولیه در انبارها با چالش مواجه شده است.

تهدید انفجار خطوط نفتی ایران چقدر عملی است؟

به گزارش آرمان آرا،؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا اخیرا در ادامه جریان تنش‌ها با ایران در پیامی تهدیدآمیز خطاب به ایران نوشته است: «وقتی شما خطوطی دارید که حجم عظیمی نفت از طریق سیستم شما جریان دارد، اگر به هر دلیلی آن خط بسته شود چون نمی‌توانید به تخلیه نفت در کانتینرها یا کشتی‌ها ادامه دهید – که برای آنها اتفاق افتاده است، آنها به دلیل محاصره کشتی ندارند – اتفاقی که می‌افتد این است که آن خط از درون منفجر می‌شود. هم از نظر مکانیکی و هم در زمین، اتفاقی می‌افتد که منجر به انفجار می‌شود، و آنها می‌گویند فقط حدود سه روز تا وقوع این انفجار فرصت دارند و وقتی منفجر شود، هرگز نمی‌توانید آن را به همان شکل بازسازی کنید. این اتفاق بسیار قدرتمندی است که تا حدودی به طبیعت مرتبط است.»

امیرمیثم نیکفر، کارشناس انرژی و کارشناس نفت در توضیح انواع چاه‌های نفت و نحوه استخراج از آن‌ها توضیح می‌دهد که چاه‌های نفت در دنیا مدل‌های مختلفی دارند و چاه‌های خشکی یک سازوکار و روش برداشت مشخصی دارند، درحالی که چاه‌هایی که در دریا یا آب‌های کم‌عمق حفاری می‌شوند شرایط متفاوتی را تجربه می‌کنند. به گفته او برخلاف تصور عمومی، چاه‌های نفت مثل چاه آب نیستند که صرفاً با نصب یک پمپ بتوان نفت را استخراج کرد و ویژگی‌های فیزیکی نفت، از جمله مایع‌بودن همراه با چگالی و ویسکوزیته بالا، اجازه نمی‌دهد به سادگی آب از مخزن پمپ شود.

او در ادامه با اشاره به تفاوت مخازن نفتی افزود: ما انواع مختلف مخزن نفتی داریم. برخی مخازن حاوی نفت خام نسبتاً خالص هستند که به دلیل ماهیت سیال خود، راحت‌تر به سطح زمین می‌آیند و در مقابل، در بعضی مخازن، نفت با شن و ذرات جامد مخلوط است و حالتی شبیه آسفالت نرم دارد؛ در این موارد، خروج نفت بسیار دشوارتر است. به همین دلیل در برخی چاه‌ها رفتار مخزن به‌گونه‌ای است که انگار یک نوشابه گازدار در زیرزمین داریم و برای خروج، نیاز به ایجاد تلاطم در مخزن است.

انفجار لوله‌ها نظری کاملا عوامانه است

نیکفر توضیح داد: این تلاطم کنترل‌شده در مخزن موجب آزادسازی گاز محلول در نفت یا گاز محبوس در لایه‌های مخزن می‌شود. ترکیب و تعامل این گاز با نفت، مشابه پدیده چاه‌های آرتزین، فشار لازم را برای بالا آمدن خودبه‌خودی نفت فراهم می‌کند. بسیاری از چاه‌ها به این شکل کار می‌کنند و به همین دلیل معمولاً همراه نفت، گاز نیز از چاه خارج می‌شود. نمونه این نوع چاه‌ها در آمریکا، به‌ویژه در تگزاس، بسیار دیده می‌شود .

این کارشناس انرژی با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ درباره احتمال انفجار خطوط لوله نفت در صورت عدم فروش نفت، گفت: واقعاً مشخص نیست مشاوران یا کارشناسانی که چنین تحلیل‌هایی را به ترامپ داده‌اند، بر چه مبنای فنی صحبت کرده‌اند. این تصور که اگر نفت فروخته نشود، مخازن پر می‌شود، فشار پشت خطوط لوله بالا می‌رود و در نهایت لوله‌ها منفجر می‌شوند، از نظر فنی اشتباه و کاملاً عوامانه است.

توفیقی اجباری برای اورهال تاسیسات سرچاهی

او افزود: در عمل، زمانی که احساس شود امکان تخلیه نفت تولیدی از طریق صادرات یا ذخیره‌سازی وجود ندارد، یکی از راهکارهای متداول کاهش تولید است و در چنین شرایطی درب چا‌ه‌ها را می‌توان به صورت موقت بست. یعنی سازوکار ایجاد تلاطم و تحریک مخزن متوقف می‌شود، در نتیجه نفت نیز دیگر از چاه خارج نمی‌شود. البته این فرآیند، سازوکار فنی و هزینه‌های خاص خود را دارد و برای راه‌اندازی مجدد باید تلاطم را درچاه ایجاد کرد.

این مدرس دانشگاه اظهار کرد: احتمال نیاز به بستن چاه‌های نفت بسیار پایین است. پالایشگاه‌هایی مانند خلیج فارس، اصفهان و سایر پالایشگاه‌های فعال در کشور توان جذب بخش عمده نفت تولیدی را دارند. بنابراین، شرایطی که در آن عدم فروش نفت باعث تعطیلی چاه‌ها شود، از نظر فنی و عملی بعید است.

نیکفر توضیح داد: حتی اگر فرضاً چنین شرایطی به وجود بیاید، می‌تواند فرصتی اجباری اما مفید در راستای «اورهال» تجهیزات و تاسیسات سرچاهی باشد که سال‌ها به دلیل ملاحظات عملیاتی به تعویق افتاده است.

سارا کیادربندسری/ نفت ما

پایبندی به قرارداد تا پایان فصل در مورد بازیکنان خارجی‌ صدق نمی‌کند