بایگانی برچسب برای: یادداشت

چین، آماده کسب درآمد از اختلال در تولید پتروشیمی خاورمیانه

به گزارش آرمان آرا،به نقل از نفت ما؛ در شرایطی که زیرساخت‌های حوزه انرژی مورد حمله آمریکا و اسرائیل قرار می‌گیرد و ایران نیز در پاسخ به آنها زیرساخت‌های پتروشیمی را مورد اصابت موشک و پهبادهای خود قرار می‌دهد، بازار انرژی تاثیر خود را خواهد گرفت و پیامدهای خود را در نهایت نمایان خواهد کرد. کارشناسان حوزه پتروشیمی معتقدند اختلال یا آسیب به زیرساخت‌های پتروشیمی خاورمیانه می‌تواند به سرعت بر بازار جهانی محصولات پایه مانند متانول، آمونیاک، اوره و پلیمرها اثر بگذارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از عرضه این محصولات از این منطقه تأمین می‌شود. با این حال، به دلیل وجود ظرفیت خالی در برخی واحدهای تولیدی چین، به‌ویژه در بخش متانول، احتمال جبران بخشی از کمبود عرضه وجود دارد؛ هرچند این شرایط در کوتاه‌مدت بیشتر خود را در قالب افزایش قیمت‌ها در بازار جهانی نشان می‌دهد.

پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های صنعتی کشور از جمله فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خوزستان،فولاد سفیددشت بروجن، منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی در شهرستان ماهشهر و پل بی۱ کرج، ایران نیز در پاسخ به این حملات چندین زیرساخت مهم انرژی را در حاشیه خلیج فارس مورد هدف پهباد و موشک‌های خود قرار داد که ارزش زیرساخت‌های هدف گرفته شده بیش از ۴۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است.

یکی از مهم‌ترین اهداف، تأسیسات گازی شرکت‌های اکسان‌موبیل و شورون در منطقه حبشان امارات بوده است. این مجموعه با ظرفیت تولید حدود ۶.۱ میلیارد فوت مکعب گاز در روز و برخورداری از پنج کارخانه و ۱۴ واحد پردازش، از بزرگ‌ترین مجتمع‌های گازی جهان به شمار می‌رود و حدود ۶۰ درصد گاز مصرفی امارات متحده عربی را تأمین می‌کند.

همچنین مجتمع پتروشیمی الرویس در امارات از دیگر اهداف گزارش‌شده است که این مجتمع با ظرفیت تولید سالانه حدود ۵ میلیون تن پلی‌اولفین، بزرگ‌ترین مجتمع تک‌محلی تولید پلی‌اولفین در جهان محسوب می‌شود و حدود ۸۰ درصد از کل تولیدات پتروشیمی امارات را به خود اختصاص می‌دهد.

در بحرین نیز مجتمع پتروشیمی سیتره در فهرست اهداف قرار داشته است که این مجموعه با ظرفیت تولید سالانه حدود ۱.۶ میلیون تن، تنها تولیدکننده عمده محصولات پتروشیمی و کود شیمیایی در بحرین محسوب می‌شود و عملاً صد درصد تولیدات پتروشیمی این کشور را تأمین می‌کند.

علاوه بر این، مجتمع پتروشیمی شعیبه در کویت نیز در میان زیرساخت‌های هدف قرارگرفته گزارش شده است. این مجتمع با ظرفیت تولید حدود ۵ تا ۶ میلیون تن در سال، بزرگ‌ترین تولیدکننده پتروشیمی کویت به شمار می‌آید و بیش از ۶۰ درصد صادرات غیرنفتی این کشور را تشکیل می‌دهد.

این اتفاقات به طور کلی بر میزان تولید محصولات پتروشیمی و مشتقات آن اثرگذار است که پیامدهای خود را در زنجیره تامین کالاهای پایه و نیمه پایه در غرب آسیا نمایان خواهد کرد.

ظرفیت خالی چین در تولید محصولات پایه

علی ستایش‌نیا کارشناس حوزه پتروشیمی درباره تأثیر آسیب‌دیدن زیرساخت‌های صنعت پتروشیمی و پیامدهای آن برای خاورمیانه گفت: به‌طور کلی مجتمع‌های پتروشیمی مستقر در خاورمیانه عمدتا تأمین‌کننده و تولیدکننده محصولات پایه مانند متانول، آمونیاک، اوره و پلیمرهای پایه هستند؛ بنابراین، هرگونه آسیب به این زیرساخت‌ها می‌تواند در سطح جهانی بر زنجیره تأمین کالاهای پایه و نیمه‌پایه اثرگذار باشد.

وی ادامه داد: نکته مهم این است که چین، در حوزه تولید محصولات پایه ظرفیت خالی قابل توجهی وجود دارد. برای مثال در بخش متانول، بسیاری از واحدهای تولیدی چین مبتنی بر زغال‌سنگ هستند، در حالی‌ که واحدهای خاورمیانه عمدتا بر پایه گاز متان فعالیت می‌کنند. این واحدها در چین معمولا با حدود ۶۰ درصد ظرفیت کار می‌کنند، زیرا هزینه تمام‌شده تولید در آنها بالاتر است.

ستایش‌نیا افزود: ما درخاورمیانه عمدتا تولیدکننده محصولات پایه هستیم، به‌ویژه محصولاتی که خوراک آنها گاز طبیعی و سنتز؛ مانند زنجیره تولید متانول و آمونیاک است اما با این حال، به دلیل ظرفیت خالی موجود در چین، احتمال جبران بخشی از این کمبود وجود دارد.

افزایش ۱۲۰ درصدی شاخص سی اف آر چین

این کارشناس حوزه پتروشیمی بیان کرد: پیش از آغاز تنش‌ها واحدهای متانول چین با حدود ۶۰ درصد ظرفیت فعالیت می‌کردند و دلیل این موضوع آن بود که خوراک واحدهای متانول در چین گاز طبیعی نیست و بیشتر از زغال‌سنگ استفاده می‌شود ولی در شرایط کنونی و با توجه به تحولات اخیر، احتمالا واحدهای تولیدی چین وارد مدار تولید کامل خواهند شد.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی قیمت متانول در ترم تجاری چین (سی‌اف‌آر چین) از حدود ۲۸۰ دلار به حدود ۴۰۰ دلار افزایش یافته است، این افزایش قیمت می‌تواند باعث شود واحدهای چینی که پیش‌تر با ظرفیت پایین‌تر فعالیت می‌کردند، با ظرفیت کامل وارد تولید شوند؛ البته باید دید روند بازار در ادامه چگونه خواهد بود.

توجیه اقتصادی تولید با افزایش قیمت محصولات پلیمری

ستایش‌نیا اظهار کرد: در سایر محصولات پایه نیز وضعیت مشابهی وجود دارد؛ در برخی محصولات، به‌ویژه محصولات پلیمری، واحدهایی در آسیا و شرق آسیا وجود دارند که پیش‌تر با ظرفیت پایین‌تر فعالیت می‌کردند، اما اکنون ممکن است با ظرفیت بیشتری کار کنند؛ زیرا با افزایش قیمت‌ها، تولید برای آنها توجیه اقتصادی دارد. در مجموع، اثر قیمتی این تحولات قطعی است، اما از نظر میزان عرضه ممکن است بخشی از کمبود از طریق واحدهای تولیدی داخل چین جبران شود.

وی درباره پلیمرهای خاص و مواد شیمیایی تخصصی نیز گفت: تولیدکنندگان اصلی این محصولات عمدتا کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن، کره جنوبی و چین هستند و بخشی از تولید نیز در اختیار آمریکا قرار دارد. در خاورمیانه تعداد واحدهای بزرگ تولیدکننده پلیمرهای خاص چندان زیاد نیست و تمرکز اصلی این منطقه بر تولید محصولات پایه و نیمه‌پایه است. بنابراین، بیشترین اثر اختلال در واحدهای پتروشیمی خاورمیانه بر بازار جهانی محصولات پایه خواهد بود که عمدتا به صورت افزایش قیمت‌ها خود را نشان می‌دهد و این احتمال دارد که چین بتواند در کوتاه‌مدت بخشی از کمبود بازار را با قیمت‌های بالاتر تأمین کند.

سهم ناچیز کویت و بحرین در صنعت پتروشیمی

وی درباره پتروشیمی‌های کویت و بحرین و میزان تأثیرگذاری آنها نیز افزود: کویت و بحرین سهم چندان بزرگی در صنعت پتروشیمی خاورمیانه ندارند و به همین دلیل تأثیر آنها در بازار جهانی نیز محدود است. بزرگ‌ترین تولیدکنندگان محصولات پتروشیمی در منطقه شامل عربستان سعودی، ایران، امارات متحده عربی، عمان و قطر است. کویت و بحرین بیشتر تولیدکننده محصولات پایه هستند و هرچند آسیب به این واحدها می‌تواند برای سهام‌داران آنها زیان‌بار باشد، اما از نظر تأثیرگذاری بر بازار جهانی احتمال بروز تحول چشمگیری چندان زیاد نیست.

وی تأکید کرد: افزایش قیمت‌های مشاهده‌شده در بازار نیز بیش از هر چیز تحت تأثیر نگرانی‌ها درباره تنگه هرمز و احتمال اختلال در تأمین بازار است.

تامین ۹۶ درصدی پلیمر در داخل کشور

این کارشناس پتروشیمی درباره پتروشیمی الرویس امارات نیز بیان کرد: فعالیت‌ این پتروشیمی قطعا اثرگذار است، به‌ویژه در بازار پلی‌الفین‌ها به نفع ما خواهد بود اگر در چنین شرایطی اگر بتوانیم پلیمرهای تولیدی مانند پلی‌اتیلن را با قیمت‌های جدید در بازار به فروش برسانیم زیرا از نظر تأمین داخلی نیز مشکلی وجود ندارد ؛ تقریبا ۹۶ درصد تقاضای این محصولات در داخل تأمین می‌شود و وابستگی به واردات نداریم. به طور کلی کشورهای حاشیه خلیج فارس در تولید پلی‌الفین‌ها، به‌ویژه پلی‌اتیلن، از واحدهای اتان‌کرکر استفاده می‌کنند که نسبت به بسیاری از پلنت‌های آسیایی مزیت اقتصادی دارند. با این حال، هرگونه افزایش هزینه یا تغییر در بازار می‌تواند بر قیمت‌ها اثر گذار باشد و از آنجا که بخش عمده بازار این کشورها نیز بر زنجیره الفین‌ها، اتان‌کرکرها و پلی‌الفین‌ها متکی است، این افزایش هزینه در نهایت برای خود آنها نیز گران تمام می‌شود.

نقد یوتیلیتی متمرکز و راهکارهای احیای واحدهای پتروشیمی /یادداشت

✍️سید حسین میرافضلی/ کارشناس حوزه انرژی

یوتیلیتی متمرکز همواره مورد نقد اینجانب بوده است. بعد از برق بیشترین وابستگی پتروشیمی جم به بخار پرفشار بود که طی سالهای ۹۴ تا ۹۷نه تنها این وابستگی را از بین بردیم بلکه با خرید و نصب دو بویلر بزرگ پتروشیمی جم می تواند بخشی از نیاز سایر شرکتها به بخار پرفشار را تامین نماید. نقدهای متعددی به یوتیلیتی متمرکز وارد است که از جمله آنها عبارتند از:- آسیب پذیری زیاد واحدهای پتروشیمی در شرایط جنگ، سیل و حوادث حین کار و غیره با حمله به یوتیلیتی های متمرکز فجر و مبین در مناطق ویژه پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه کل واحدهای پتروشیمی متوقف و خسارتهای سنگبنی بر اقتصاد ملی وارد شد و صنایع پایین دست تحت فشار شدید قرار گرفتند که اگر سریعتر چاره اندیشی نشود تاثیرات تورمی دومینو وار به دنبال خواهد داشت.- هزینه بالایوتیلیتی متمرکز به مفهوم تولید برق و بخار و اکسیژن و نیتروژن و آب ROو DM در مقیاس بالا می باشد لذا نیاز به ماشین آلات، کمپرسورها و پمپ ها و سایر تاسیسات و تجهیزات بزرگ و گران قیمت می باشد و بزرگ و گران بود تجهیزات و قطعات منجر به محدودیت در خرید قطعات و پمپ ها و کمپرسور ها و سایر نیازهای یدکی می شود در حالی که کوچک بودن تامین کنندگان یوتیلیتی، امکان تامین قطعات یدکی را افزایش ومنجر به هم افزایی در استفاده از انبار قطعات و ماشین الات یدکی مشترک خواهد شد. – ایجاد ریسک و عدم پایداری در تولید – کاهش قدرت مانور و انعطاف پذیری خصوصا در برنامه های توسعه ای و اصلاحیمیزان تولید یوتیلیتی های متمرکز تا حدودی ثابت است لذا شرکتهای تولیدی وابسته به یوتیلیتی های متمرکز در اجرای برنامه های توسعه ای و اصلاحی با محدویت مواجه هستند.- افزایش هزینه تامین قطعات و تعمیر و نگهداریبه سبب بزرگ بودن تجهیزات و قطعات، محدودیت تعداد سازندگان داخلی و خارجی و هزینه بالای تولید قطعات یدکی و ماشین الات و تجهیزات و زمان بر بودن فرآینده های اداری و طولانی بودن مدت ساخت، هزینه تامین قطعات و ماشین آلات و تعمیر و نگهداری یوتیلیتی متمرکز حد زیادی بیشتر است.

به نظر می رسد که طی سالهای گذشته مدیران عمدتا سفارشی، کم تجربه و غیر خلاق که ریسک پذیری کمی داشته اند توجه لازم را به موارد ذکر شده معطوف ننموده اند. مدیرعامل هلدینگ یا شرکت تخصصی باید به موضوعات فنی و اجرایی مجموعه خود اشراف داشته باشد وگرنه نمی تواند در بین نظرات مختلف بهترین ها را تشخیص دهد و تصمیم به موقع اتخاذ نموده و نوآوری و خلاقیت بخرج دهد و برای مسائل مختلف خصوصا در شرایط بحرانی تجویز صحیحی ارائه نماید راز موفقیت در هر موضوع ورود به جزئیات و تسلط بر ابعاد مختلف آنهاست که نیاز به تجربه و دانش و شناخت عمیق دارد.حال پرسش این است چگونه می توان شرایط پیش آمده را به درستی و در سریع ترین زمان ممکن مدیریت نمود. راهکارهای پیشنهادی عبارتند از:

– با لحاظ قطعی نشدن پایان جنگ لازم است در این مرحله شناسایی دقیق مشکلات و تنگناها انجام و راهکارهای عملیاتی برای هر موضوع با جزییات مشخص شود و کمیته های تخصصی برای این هدف تشکیل شوند – انجام اقدامات و تمهیدات لازم جهت تامین برق از شبکه سراسری – شناسایی دقیق و سریع تجهیزات و قطعات مورد نیاز و محل های تامین آنها از سایر شرکتها یاسازندگان داخلی و خارجی قابل اعتماد، تعیین دقیق اقدامات اجرایی لازم جهت راه اندازی بخش هایی که در کمترین زمان ممکن قابل راه اندازی می باشند سفارش خرید سریع کلیه قطعات و تجهیزات لازم و به موازات آن تعمیر و نوسازی تجهیزات و قطعات آسیب دیده- تشکیل کمیته ویژه راه اندازی و اعطای کلیه اختیارات هیات مدیره و کمیسیون معاملات به این کمیته در شرکت های آسیب دیده، جهت تصمیمات سریع و حذف بوروکراسی های اداری وقت گیر- خرید و نصب نیروگاه های مقیاس کوچک CHPکه ضمن تولید برق مورد نیاز می تواند جایگزین بویلرها شوند و بخار مورد نیاز واحدهای تولیدی را تامین نمایند.حتی با بخار مازاد واحدهای CHP می توان نسبت به شیرین سازی آب دریا اقدام وبا این روش مجموع راندمان انرژی واحد را به حدود ۹۰ درصد رسانید. با سرعت بخشیدن به فرآیندهای تصمیم گیری، امکان خرید و نصب و راه اندازی این مولدها در مدت یک ماه قابل انجام است.

مغالطه رئیس جمهور آمریکا در تعاریف و کارکردهای استراتژیک روابط عمومی

مسعود زیدونی، رئیس روابط عمومی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز آغاجاری

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا چند روز گذشته مطلب زیر را را در محیط توییتر منتشر نمود:
ایرانی ها در مدیریت رسانه های خبری جعلی و روابط عمومی بهتر از جنگیدن هستند .

ترامپ در این توییت، عبارت «روابط عمومی public relation را در کنار «رسانه‌های خبری جعلیfake news media» آورد تا این تصویر را بسازد که کشور ایران به جای استفاده از قدرت نظامی واقعی، سعی دارد تصویر و روایت خود را در افکار عمومی جهان جذاب جلوه دهد.

از دیدگاه روابط عمومی حرفه‌ای مبتنی بر شفافیت، اعتماد، اخلاق مداری و ارتباط دوسویه، مغالطه سخنان ترامپ در چند سطح آشکار می گردد:

۱-مغالطه در تعریف روابط عمومی
ترامپ «روابط عمومیpublic relation» را معادل «دروغ‌پردازی و فریب» گرفته است. در حالی که روابط عمومی حرفه‌ای، مدیریت اعتبار و اعتماد از طریق ارتباط صادقانه و شفاف با مخاطب است.
همه کشورها برای روایت سازی از رسانه‌های خود در چارچوب «دیپلماسی عمومی» استفاده می کنند.فرق گذاشتن بین «روابط عمومی خودمان» (که درست است) و «روابط عمومی دیگران» (که جعلی است) یک استاندارد دوگانه است.

۲-تحقیر کارکرد استراتژیک روابط عمومی

روابط عمومی حرفه‌ای در سطح ملی، یکی از مولفه های «قدرت نرم » است.
او می‌گوید «بهتر از جنگیدن هستند»،مغالطه ترامپ این است که روابط عمومی را جایگزین ضعف معرفی کرده است، در حالی که در عصر اطلاعات، ترکیب قدرت سخت و نرم تعیین‌کننده نتایج وقایع رخدادها است.امروز آمریکا بیشتر از هر کشور دیگری از قدرت نرم در تعیین معادلات جهانی به نفع خود بهره می برد.

۳-نقض اصول اخلاقی روابط عمومی (شفافیت و صداقت)
روابط عمومی حرفه ای ملزم به پرهیز از برچسب‌زنی و اتهام زنی می باشد. ترامپ بدون ارائه سند، کل رسانه‌های ایران را «جعلی» و کل روابط عمومی ایران را «فریبکار» خطاب می‌کند.
این سبک بیان خودش یک «جنگ روانی» آشکار است و نه نقد حرفه‌ای. او با این کار اعتبار خودش را به عنوان یک منبع بی‌طرف از دست می‌دهد.

۴- بافت شکنی(Ignoring Context)
در روابط عمومی حرفه‌ای در جنگ روایت ها، هر دو طرف «روایت» خود را می‌سازند. سوال این نیست که «کدام طرف راست می‌گوید؟» بلکه این است که «کدام طرف به اصول اخلاقی نزدیک‌تر است؟»
ترامپ رفتار ایران را جدا از بافت تاریخی قضاوت می‌کند. از نظر حرفه‌ای، روابط عمومی ایران اغلب در واکنش به اقدامات آمریکا فعال می‌شود، نه در خلأ.

ترامپ «روابط عمومی» را با «تبلیغات سیاه اشتباه گرفته است اگر نتوان فرق بین «مدیریت اعتبار» و «دروغ‌پردازی» را تشخیص داد، خود آن مصداق «روابط عمومی جعلی» محسوب می گردد. نقد ترامپ نه حرفه‌ای، بلکه یک حمله سیاسی است که خارج از قواعد و مبانی نظری مطرح میگردد .

روابط عمومی واقعی به دنبال حل تعارض از طریق گفت‌وگو است، نه تخریب طرف مقابل با برچسب‌های کلیشه‌ای…

روابط عمومی حرفه‌ای یک فرآیند دوسویه، اخلاق‌محور و مبتنی بر اعتماد است، نه یکطرفه و فریبکارانه. ترامپ دارد از «جنگ روایت‌ها» حرف می‌زند، نه از روابط عمومی. در عمل، ایران و آمریکا هر دو در حال «مدیریت افکار عمومی» هستند. این که بگوییم «روابط عمومی آنها جعلی است» یعنی اصول اولیه این حرفه را نادیده بگیریم.

۵- نادیده گرفتن «مسئولیت اجتماعی» (Social Responsibility)
روابط عمومی حرفه‌ای باید به ثبات و آرامش جامعه کمک کند، نه به تنش و تخریب.
توییت ترامپ نه تنها کمکی به حل اختلافات نمی‌کند، بلکه آتش بی‌اعتمادی را شعله‌ورتر می‌سازد. از نظر اخلاق حرفه‌ای روابط عمومی عبارت «بیایید برای روشن شدن حقیقت، گفت‌وگو کنیم» کاربرد دارد و اراجیف ترامپ با مضمون «شما بلدید دروغ بپردازید» جایگاهی ندارد.
جمع‌بندی نهائی:
از نظر روابط عمومی عملیاتی، سخنان ترامپ سه ایراد اساسی دارد:
۱. تعریف اشتباه از مفهوم «روابط عمومی» (خلط آن با جنگ روانی).
۲. نقض اصول اخلاقی (اتهام بدون سند و تخریب جایگاه حرفه‌ای).
۳. نادیده گرفتن قدرت نرم (در حالی که خود آمریکا میلیاردها دلار برای آن هزینه می‌کند).
۴.ساختار شکنی مبانی
۵.نادیده گرفتن مسئولیت اجتماعی

“کلان‌تخصص روابط‌عمومی” چه چیز نیست؟

یادداشت:

رابطه و ارتباطات، مفهومی مبنایی برای موجودی با سرشت جمعی است که به آن موجود، انسان هوشمند(homo sapiens) می گویند.
موجودی که ویژگی حیاتیِ اجتماعی بودنش اشاره به اصل کلیدیِ “رابطه و ارتباطات” دارد. اصلی که در فقدانش هر گونه جمع و اجتماعی در هر سطح و شکلی حادث نخواهد شد. اهمیت کلان تخصص روابط عمومی به‌ عنوان مجموعه‌ای از دانسته ها، فنون و مهارتهای سخت و نرمِ منتج از آموزش علوم و تجربه در عصر ازدحام ارتباطات و سوتفاهماتِ رابطه است. عصری که بستر تکنولوژی نه فقط به عنوان یک ظرفیت در خدمت رابطه، بلکه به دلیل وسعت و سهولت دسترسی، قوانین ناقص و عدم امکان نظارتهای کافی، فقدان مهارتهای فردیِ رابطه و ارتباطات در بستر یاد شده، مهارت ناکافی جهت دریافت اطلاعات صحیح و یا راستی آزمایی مفهومات و اطلاعات منتشره از مسیرهای ارتباطی مدرن، ارزش و اثر کلان‌تخصص روابط عمومی را چند وجهی و پیچیده کرده است.
این کلان تخصص با ایفای نقش موثر بر اهداف مجموعه یا سازمان متبوع خود، می تواند بصورت غیر مستقیم سرنوشت شغلی نیروی کار را تحت شعاع قرار دهد و در ارتقا کیفیت زندگی آنها دخیل باشد. ماهیتاً روابط عمومی حرفه ای از این ظرفیت برخوردار است که از تبدیل شدن مسائل به نارضایتی، اعتراض، اعتصاب و چالش های کارگری، اجتماعی و انتظامی پیشگیری کند و سدی در مسیر حرکت چالش به نقطه‌ی غیر قابل بازگشت باشد. روابط عمومی می تواند موجب تلطیف و تعالی روابط کار و رفتارهای سازمانی باشد؛ یا در صعود شاخص های بهره‌وری و رفع موانع اداری و تولید ایفای نقش کند. می تواند شَمای مدیریتی یک مدیر خُرد یا میانی را آذین بخشیده و آنرا بر زیرمجموعه، جوامع بالادستی و پیرامونی اثرگذار کند؛ و یا در کمال تعجب موجب اضمحلال حرفه ای مجموعه مدیریتی گردد. گزافه نیست که بگوییم روابط عمومی می‌تواند تصمیم بگیرد که افکار عمومی(public opinion) درباره یک سازمان و سکانداران مجموعه چگونه بیاندیشد.
اهمیت و کارکرد واحد “روابط عمومی و ارتباطات” به عنوان وکیل و نماینده مجموعه ها در برهه حاضر آنچنان نمود پیدا کرده است که به دلیل وسعت و رنگارنگی نوع کار و تنوع فنون و عرصه‌های کاری “روابط عمومی”، گویا هنوز هم دست پیدا کردن به یک تعریف مشترک، جامع و مورد قبول همه ی متخصصین و نظریه پردازان این حوزه از این “کلان تخصص” دور از ذهن به نظر می رسد! چرا که هر مجموعه به فراخور کارکرد، چالش‌ها، ظرفیت و افق راهبردی خود از روابط عمومی و مجموعه ارتباطی‌اش بهره خواهد جُست.
به ضرس قاطع می‌توان گفت که “مجموعه روابط عمومی و ارتباطات” هر چه هست، اما دفتر تبلیغات بازاری(به شیوه مرسوم!) و یا صرفاً یک ارگان خبری نیست. چرا که رسانه و تبلیغات رایج فقط ابزاری اندک از جعبه ی ابزار متنوع و وسیع این “کلان تخصص” است. اما به دلیل ناآگاهی و فقدان دانستگی حداقلی، غالبا روابط عمومی ها _ به ویژه در ادارات و سازمان‌های غیرخصوصی _ به سطح یک دفتر تبلیغاتی درجه چندم و یا رسانه‌ا ی غیرمتعامل و یکسویه، غیرموثر، متکلم الوحده‌ ای و بَد صدا تقلیل داده شده‌اند‌؛ که خود موجبات آسیب به اعتبار سازمان و مدیریت مربوطه را در افکار عمومی فراهم می سازند!

✍ نیما قاسمی
پژوهشگر و مشاور حوزه ارتباطات، دانشجوی دکترای مدیریت رسانه

انتشار با ذکر منبع آزاد است