بایگانی برچسب برای: اسرائیل

خواسته آمریکا تسلیم کامل ایران است؛ کوچک‌ترین شلیک بی‌پاسخ نخواهد ماند

خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست: در شرایطی که سناریوهای متعددی برای تضعیف، مهار و حتی فروپاشی ایران طراحی شده، واقعیت‌های میدانی از حفظ ابتکار عمل، انسجام ملی و اقتدار بازدارنده جمهوری اسلامی حکایت دارد؛ اقتداری که نه‌تنها تهدیدات را خنثی کرده، بلکه دشمن را به تغییر پی‌درپی راهبردها و عقب‌نشینی‌های آشکار و پنهان واداشته است.

بررسی دقیق رخدادهای ماه‌های اخیر، از تحولات امنیتی گرفته تا جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای آن، نشان می‌دهد که ملت ایران و نیروهای مسلح کشور در بزنگاه‌های حساس، با اتکا به توان داخلی و وحدت ملی، توانسته‌اند محاسبات دشمن را بر هم بزنند. در حالی که برخی بازیگران خارجی با تصور تضعیف ایران وارد میدان شدند و پایان چندروزه جمهوری اسلامی را در ذهن می‌پروراندند، نتیجه معکوس شد و همان بازیگران ناچار شدند برای توقف درگیری و مدیریت پیامدهای شکست خود، مسیر مذاکره و ارسال پیام‌های متعدد را در پیش بگیرند.

آنچه امروز در صحنه سیاست و امنیت منطقه قابل مشاهده است، بیش از هر چیز بیانگر تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان بازیگری اثرگذار و برخوردار از قدرت بازدارندگی فعال است؛ جایگاهی که از یک‌سو بر حضور آگاهانه مردم در صحنه و از سوی دیگر بر آمادگی همه‌جانبه نیروهای مسلح استوار است. همین مؤلفه‌ها باعث شده دشمن در همه سطوح، از جنگ نظامی تا عملیات روانی و تلاش برای ایجاد ناآرامی، دچار خطای محاسباتی شود و نتواند شناخت درستی از ظرفیت‌ها و واکنش ملت ایران به دست آورد.

در همین چارچوب، یکی از اعضای ارشد کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگویی تفصیلی، به تشریح ابعاد این تحولات، دلایل شکست سناریوهای دشمن و مؤلفه‌های اصلی اقتدار جمهوری اسلامی ایران پرداخته است؛ گفتگویی که تصویری روشن از واقعیت‌های میدانی و پشت‌پرده تحولات اخیر ارائه می‌دهد و متن کامل آن در ادامه می‌آید:

خواسته آمریکا تسلیم کامل ایران است؛ کوچک‌ترین شلیک بی‌پاسخ نخواهد ماند

حجت‌الاسلام سید محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در تحلیل اتفاقات اخیر کشور، اظهار کرد: ما باید مسائل اخیر کشور را کمی جدی‌تر و کلان‌تر مورد بررسی قرار دهیم، چرا که بعضا آدرس‌های غلطی داده می‌شود.

پروژه دشمن برای نابودی ملت ایران

وی ادامه داد: دشمنان جمهوری اسلامی ایران، به ویژه آمریکا، اسرائیل و سه کشور اروپایی آلمان، انگلیس و فرانسه، محاسبه‌ای داشته‌اند مبنی بر اینکه سال ۱۴۰۴، سالی است که در طول ۴۶ سال عمر ملت ایران بعد از انقلاب، هیچ زمانی نبوده که ملت ایران این‌قدر ضعیف باشد و باید نابود شود. جرج بوش اعلام کرده بود که ریشه این ملت باید کنده شود و این نظام باید نابود گردد. در ادامه نیز رئیس‌جمهورهای بعدی آمریکا که دشمنی‌شان با ملت ایران ادامه دارد، به دنبال این مسئله هستند.

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی بیان کرد: استدلال آنان برای مطرح کردن این ادعا که ایران در ضعیف‌ترین وضعیت خود پس از پیروزی انقلاب اسلامی قرار دارد، این است که می‌گویند تمام بازوان منطقه‌ای ایران، از جمله حزب‌الله، حماس، حشد الشعبی و یمن، نابود شده‌اند و ایران دیگر بازوان منطقه‌ای ندارد که بتواند از آن‌ها دفاع کند.

تناقض آشکار دشمن درباره حزب‌الله

نبویان ادامه داد: واقعاً اگر حزب‌الله نابود شده، پس چرا آمریکا، عربستان، ترکیه و اسرائیل نزدیک به یک سال است که به دنبال خلع سلاح حزب‌الله هستند؟ البته آنان هرگز موفق به این کار نمی‌شوند، اما سوال از آنان این است که آیا حزب‌الله را که به زعم‌شان نابود شده است، می‌خواهند خلع سلاح کنند؟

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: آن‌ها از ابتدای امسال محاسباتی درباره تضعیف ایران به لحاظ بین‌المللی داشتند. به عنوان مثال، می‌گفتند که ایران به لحاظ بین‌المللی ضعیف است زیرا بازوان منطقه‌ای‌اش از بین رفته‌ است، سوریه سقوط کرده و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قصد دارد قطعنامه‌ای علیه ایران صادر کند و احتمال اجرای مکانیسم «اسنپ بک» وجود دارد. همچنین نتانیاهو، ترامپ را به عنوان یک ظرفیت می‌دانست تا به ایران حمله کند.

وی افزود: به‌ لحاظ داخلی نیز محاسبه و ادله دشمنان مبنی بر اینکه ایران ضعیف شده، این بود که ایران در زمینه‌هایی مانند برق، آب و گاز کمبود دارد و با مشکلاتی مواجه است. بر این اساس، آنها معتقد بودند که سال ۱۴۰۴ بهترین زمان است تا ریشه ملت ایران به‌طور کلی کنده شود. برای همین، آنها ۲۳ خرداد را برای حمله نظامی به ایران انتخاب کردند.

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به حمله نظامی به ایران در میانه انجام مذاکرات، متذکر شد: این نکته قابل توجه برای کسانی است که همچنان بر مذاکره با آمریکا و غرب تأکید دارند؛ ما پنج دور مذاکره را به‌طور جدی دنبال کردیم. همچنین ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در خاورمیانه طرحی چند ماده‌ای برای دور ششم مذاکرات به ما ارائه داد و ایران آن را بررسی کرد. ایران آماده بود که ۲۵ خرداد دور ششم مذاکرات را آغاز کند، اما آمریکا دقیقاً دو روز قبل از آن، یعنی در ۲۳ خرداد، به ما حمله نظامی کرد. به این ترتیب، آمریکا در ظاهر شعار مذاکره می‌دهد، اما در واقع در پی حمله است.

طراحی حمله به فردو سال‌ها قبل از مذاکرات

نبویان ادامه داد: زمانی که آمریکا در روز دهم جنگ ۱۲ روزه به ایران حمله کرد، خود غربی‌ها اعلام کردند که بمب‌هایی که آمریکا در فردو در این روز استفاده کرد، حداقل از ۱۵ سال قبل روی آن‌ها کار شده بود، یعنی از سال ۸۹. این در حالی است که ما از سال ۹۲، مقدمات برجام را آماده کردیم و دو توافق ژنو و لوزان را قبل از برجام امضا کردیم. بنابراین، ما در حال مذاکره برای انعقاد تفاهم‌های ژنو و لوزان و برجام بودیم از سال ۹۲ تا ۹۴، در حالی که آمریکا از سه سال قبل از انعقاد این توافق‌ها به دنبال این بود که چگونه بمب‌هایی تهیه کند که بتواند نفوذ کرده و فردو را نابود کند. پس آمریکا به فکر مذاکره با ایران نیست، بلکه تنها به نابودی ملت ایران می‌اندیشد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی متذکر شد: ۲۳ خرداد امسال به کشور ما حمله شد که هدف دشمنان نابودی نظام و کل ملت ایران و به زعم خودشان نابودی توان هسته‌ای و موشکی ایران بود. در سه روز اول، حملات بسیار شدیدی به ما صورت گرفت و فرماندهان موشکی ما را هدف قرار دادند و به گفته خودشان، زیرزمین‌های موشکی ما را زدند، اما در هیچ یک از این اقدامات موفق نبودند. به طور کلی در این جنگ، فشار گسترده‌ای از سوی آمریکا، اسرائیل و متحدانشان از جمله آلمان، انگلستان و فرانسه علیه ما وارد شد، به طوری که وزیر دفاع فرانسه اعلام کرد که ما پهپادهای ایران را در این جنگ ۱۲ روزه ساقط کردیم. بنابراین، ما تنها در مقابل اسرائیل نبودیم و ملت ایران به تنهایی در برابر همه این کشورها ایستادگی کرد و آنها را شکست داد.

خواسته آمریکا تسلیم کامل ایران است؛ کوچک‌ترین شلیک بی‌پاسخ نخواهد ماند

مدل ربایش مادورو در ایران شکست خورد

وی ادامه داد: به طور سربسته و اجمالی باید بگویم که حتی دشمن تلاش کرد مدل ربایش «نیکلاس مادورو» نیز در جنگ ۱۲ روزه در ایران انجام شود که به هیچ وجه موفق نشدند. البته دشمنان ما نمی‌دانند که مردم ایران متفاوت هستند. ملت ایران، ملت امام حسین (ع) است. ترامپ در روز اول جنگ ۱۲ روزه بلافاصله توییت زد و خواستار تسلیم بدون قید و شرط ما شد. بنابراین، آمریکا و اسرائیل و دیگر دشمنان از ما می‌خواهند که تسلیم شویم. خواسته آمریکا، تسلیم بدون قید و شرط ملت ایران است.

نبویان تاکید کرد: آنها ملت ایران را نشناخته‌اند. ملت ایران به گفته حاج قاسم سلیمانی، ملت امام حسین (ع) است. یزید زمان، نتانیاهو و ترامپ هستند و ما در برابر یزید زمان ایستاده‌ایم و از حسین زمان نیز دفاع خواهیم کرد.

درخواست دشمن برای توقف جنگ پس از قدرت‌نمایی موشکی ایران

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به جنگ ۱۲ روزه، متذکر شد: موشک‌های ما در روزهای چهارم و پنجم جنگ بسیار قوی عمل کردند و به همین دلیل، تماس‌هایی از سوی افرادی که آمده بودند تا کار جمهوری اسلامی و ملت ایران را یکسره کنند، برای توقف جنگ آغاز شد، به گونه‌ای که معاون اجرایی ترامپ تماس گرفت و خواستار مذاکره شد. آن‌ها در حال کشتن ملت ایران بودند و سپس می‌گفتند بیایید مذاکره کنیم!

وی ادامه داد: آنان ده بار به التماس افتادند که جنگ متوقف شود. افرادی که آمده بودند تا در سه روز کار ما را تمام کنند، به التماس افتادند که جنگ پایان یابد. ویتکاف مستقیماً با عراقچی تماس گرفت و از قطر، عمان، امارات، ترکیه، نروژ و کشورهای مختلف پیام‌هایی از طرف آمریکا و اسرائیل ارسال شد که خواستار توقف جنگ بودند.

این نماینده مجلس یادآور شد: آمریکا در روز نهم جنگ، از طریق وزیر خارجه قطر به وزیر خارجه ما پیغام داد که می‌خواهد ایران را مورد حمله قرار دهد. پس یک روز قبل از اینکه آمریکا سه مرکز هسته‌ای ما را هدف قرار دهد، پیغام داد که قصد حمله دارد. آنها گفتند که ایران هم پایگاه ما را بزند و دیگر نزند. جالب است که آمریکا که می‌گفت اگر ایران دست از پا خطا کند، کل ایران را نابود می‌کنم، حالا به التماس افتاده بود. با التماس‌های آنها، جمهوری اسلامی ایران تصمیم به توقف جنگ و آتش بس گرفت. آنان ملت ایران را نشناخته بودند. امید داشتند که با دو یا سه روز جنگ و مورد هدف قرار دادن فرماندهان ما، ملت ایران سقوط کند، اما ملت ایران با انسجام خود این بار هم آنان را شکست دادند.

شکست‌های زنجیره‌ای دشمن در ۴۶ سال گذشته

نبویان ادامه داد: البته شکست دشمن محدود به این جنگ نبود. آنها جنگ هشت‌ساله را به ما تحمیل کردند و در آن نیز شکست خوردند. کودتای نوژه در همدان و انواع دیگر کودتاها نیز به شکست انجامید. در فتنه‌های ۷۸، ۸۸، ۱۴۰۱ و دیگر فتنه‌ها نیز ناکام ماندند. انواع تحریم‌های گسترده و فلج‌کننده را علیه ما اعمال کردند که ما را دچار سختی کرد، اما آن انتظاری که داشتند و می‌خواستند ملت ایران ریشه‌کن شود، محقق نشد.

وی متذکر شد: مدل جنگ قبلی، یعنی جنگ ۱۲ روزه، به این صورت بود که دشمن ابتدا جنگ را آغاز کرد و سپس به دنبال ایجاد اغتشاشات در کشورمان بود. اما این بار مدل را تغییر داد و گفتند که ابتدا باید اغتشاشات ایجاد شود و سپس جنگ آغاز گردد. اغتشاشات اخیر هیچ شباهتی به اغتشاشات سال‌های ۷۸، ۸۸ و ۱۴۰۱ نداشت. نمی‌خواهم آمار دقیقی ارائه دهم، اما به این نکته بسنده می‌کنم که در این اغتشاشات به‌طور قابل توجهی سلاح‌های غیرقانونی به ایران وارد شد و هدف این بود که اغتشاشگران، به ویژه اراذل و اوباش، مسلح شوند.

خواسته آمریکا تسلیم کامل ایران است؛ کوچک‌ترین شلیک بی‌پاسخ نخواهد ماند

طراحی کشتار گسترده در ایران

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: هدف دشمنان این بود که یک دریای خون راه بیاندازند و کشتار شدیدی را در ایران رقم بزنند؛ به طوری که افسر موساد اعلام کرد ۸۰۰ هزار کشته لازم است. خود همین دشمنان ما، اغتشاشگران را مسلح کرده و به آنان آموزش دادند. ترامپ نیز در دو توئیت اعلام کرد که از این اغتشاشات حمایت می‌کند و به تروریست‌ها کمک خواهد کرد و به آنان امید داد. از سوی دیگر، او گفت که اگر حکومت ایران با اغتشاشگران برخورد کند، ما وارد خواهیم شد و دخالت خواهیم کرد. این صحبت‌های ترامپ عملاً به عنوان فرمان و رمز عملیات برای تروریست‌ها در این اغتشاشات بود که به آن‌ها دستور می‌داد تا کشتار را افزایش دهند.

نبویان توضیح داد: افزایش کشته‌ها برای دشمن هم فواید داخلی و هم خارجی داشت و در اغتشاشات اخیر به دنبال تحقق این مسئله بودند، چرا که اولاً آمریکا برای مداخله علیه ایران و حمله به کشورمان نیازمند مشروعیت و توجیه بین‌المللی است و توجیه بین‌المللی آن‌ها برای این کار آن است که دولت ایران در حال کشتن مردم خود است و بنابراین ناچارند دخالت کنند. همچنین آنان با افزایش کشته‌ها به دنبال آن بودند که ما را در مجامع بین‌المللی محکوم کنند.

وی با اشاره به نقش دشمن در ناآرامی‌های اخیر ایران، اظهار کرد: آن‌ها خودشان به ترویست‌ها سلاح دادند، خودشان آموزش دادند و دستور قتل‌عام صادر کردند و اکثر کشته‌های حوادث اخیر نیز توسط همین افراد کشته شدند. برای مثال، دختری مجروح است که دستش تیر خورده و در بیمارستان است. وقتی از او پرسیدیم چه شده، گفت من و برادرم عادی در حال حرکت در خیابان بودیم که یک خانم از ماشینی پیاده می‌شود و شلیک می‌کند. برادر من را می‌کشد و من نیز در حال فرار بودم که به من هم شلیک کردند. یا اینکه فرد دیگری می‌گفت سه دختر بچه زیر ۱۵ سال بودند که در حال رفتن به حسینیه بودند. فردی از ماشین پیاده شده و هر سه نفر را به شدت مورد حمله قرار می‌دهد.

اعتراف به دریافت پول برای کشتن مردم ایران

عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس ادامه داد: به اکثر کشته‌های حوادث اخیر ، تیر از بالای سر و از نزدیک اصابت شده بود. مقدار وحشی‌گری که تروریست‌ها به خرج دادند، واقعاً داعش‌گونه بود. در واقع، تروریست‌های داخلی که تحت حمایت آمریکا بودند و پول و سلاح از آن‌ها دریافت کرده بودند، با ایجاد کشته‌سازی به دنبال تأمین منافع آمریکا بودند. برخی از آنان اعتراف کردند که ۳۰ هزار دلار دریافت کردند و به آن‌ها گفته شد که فلان جا اسلحه وجود دارد و بروید و بگیرید. جالب اینجاست که همین افرادی که به تروریست‌ها سلاح دادند تا کشت و کشتار در ایران انجام دهند، ما را در دادگاه‌های بین‌المللی محکوم می‌کنند!

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اغتشاشات اخیر در کشور، گفت: این اغتشاشات هیچ شباهتی به اغتشاشات قبلی نداشت. دشمنان ایران برنامه‌ریزی کرده بودند که در این اغتشاشات کشتار بسیار زیادی صورت گیرد. قرار بود تا ۸۰۰ هزار نفر کشته شوند و این برای دشمن اصلاً مهم نبود. اولین ویژگی این اغتشاشات کشتار عمومی بود. وقتی که کشتار عمومی صورت بگیرد، دشمن قصد داشت نشان دهد که نظام جمهوری اسلامی قادر به کنترل اوضاع نیست و این یعنی مرحله دوم عملیات باید آغاز شود.

وی در توضیح مرحله دوم، گفت: این مرحله در حقیقت ادامه همان جنگ ۱۲ روزه بود که هدف آن نابودی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی بود. قرار بود در ادامه اغتشاشات، گروه‌های تروریستی از جمله پ.ک.ک و پژاک از غرب کشور وارد شوند و از شرق کشور هم گروه‌های تروریستی همچون داعش و جیش الظلم آماده حمله شوند که البته بخش‌هایی از آن‌ها وارد کشور و دستگیر شدند. این مدل مشابه طرح دشمنان در سوریه بود که در آن حلب را گرفتند و سپس قصد داشتند به دمشق حمله کنند. طبق این سناریو، مرحله بعدی حمله مستقیم آمریکا به ایران بود.

خواسته آمریکا تسلیم کامل ایران است؛ کوچک‌ترین شلیک بی‌پاسخ نخواهد ماند

شکست دشمن با حماسه‌آفرینی مردم در ۲۲ دی

نبویان اظهار کرد: بر این اساس، این اغتشاشات ادامه همان جنگ ۱۲ روزه با هدف نابودی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی بود. دشمنان در ادامه هم قصد داشتند با وارد کردن گروه‌های مسلح و سپس حمله مستقیم از سوی آمریکا و اسرائیل، کشور را به آشوب بکشانند.

نایب‌ رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: دشمن در این مرحله هم شکست خورد، علت این شکست آن بود که بار دیگر ملت ایران را نشناخت و نیروهای بسیج، حافظان امنیت و نیروی انتظامی کشورمان را دست‌کم گرفت. در ۲۲ دی‌ماه دیدیم که ملت ایران با وجود اوج مشکلات اقتصادی به میدان آمدند و حضور خود را نشان دادند.

جنگ روانی جدید دشمن

نبویان با اشاره به سناریوی بعدی دشمن، اظهار کرد: مرحله و سناریوی بعدی دشمن این است که می‌گویند قصد حمله دارند، اما این‌ها صرفاً بازی روانی است. آمریکا باید بداند که ملت ایران و نیروهای مسلح ما کاملاً آماده هستند. آنان از یک طرف حرف از جنگ می‌زنند و از یک‌سو پیام مذاکره می‌فرستند؛ البته ما دیگر هیچ‌گاه به آنان اعتماد نخواهیم کرد.

وی در ادامه، گفت: آمریکا در جنگ ۱۲ روزه بیش از هزار نفر از مردم ما را به شهادت رساند و طبیعی است که ما نیز باید به همان میزان به نیروهای نظامی آن‌ها ضربه بزنیم. البته اصراری نیست که این پاسخ فقط محدود به نیروهای نظامی آمریکا باشد و حتی نیروهای اقتصادی آن‌ها را نیز شامل می‌شود؛ چراکه آمریکا ملت ما را هدف قرار داد و صرفاً نیروهای نظامی را مورد حمله قرار نداد. من به‌ عنوان نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی اعلام می‌کنم که این موضوع محقق خواهد شد.

به آمریکا پاسخ متقابل می‌دهیم

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: از سوی دیگر، آمریکا در اغتشاشات اخیر نیز بیش از سه هزار نفر از ما تلفات گرفت. همان عناصر تروریستی هم که به میدان آمدند، با تحریک ترامپ و نتانیاهو وارد عمل شدند. بنابراین ما نیز حدود پنج هزار نفر از آن‌ها را حتماً هدف قرار خواهیم داد. این تهدید جدی است و محدود به نیروهای نظامی آمریکا نخواهد بود.

نبویان افزود: از سوی دیگر، آمریکا چند سال پیش، حاج قاسم سلیمانی را به شهادت رساند و در قبال این اقدام، ترامپ باید قصاص شود و حتماً باید مورد هدف قرار بگیرد. ترامپ امروز مانند فرعون رفتار می‌کند و می‌گوید هر جای دنیا را که بخواهد می‌زند، اما باید بدانند که با هدایت خداوند متعال و پرچمداری موسی زمان، آمریکا و اذنابش، حتماً در دریا غرق خواهند شد.

خواسته آمریکا تسلیم کامل ایران است؛ کوچک‌ترین شلیک بی‌پاسخ نخواهد ماند

وی همچنین گفت: درباره نزدیک شدن ناو آمریکا به منطقه نیز این نکته باید مورد توجه باشد که به‌طور معمول در ادبیات نظامی گفته می‌شود زمانی که قرار نیست جنگی رخ دهد، ناوها جلو می‌آیند، اما وقتی ناوها عقب می‌روند باید نگران بود، چراکه می‌خواهند خود را از برد موشک‌های ما دور نگه دارند تا هدف قرار نگیرند.

نایب‌ رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه در صورت وقوع جنگ، پاسخ ایران محدود نخواهد بود، تصریح کرد: اگر جنگی رخ دهد، آمریکا باید بداند که فقط پایگاه‌های نظامی آن‌ها هدف نخواهد بود. به کشورهای منطقه نیز اعلام کرده‌ایم که اگر حتی یک شلیک به سمت ما انجام شود، هیچ پایگاه آمریکایی، چه نظامی و چه اقتصادی، در کشورهای منطقه در امنیت نخواهد بود.

عقب‌نشینی دشمن و جدیت ملت ایران

نبویان تأکید کرد: این پیام، پیامی جدی است و منتقل شده و آن‌ها فعلاً عقب‌نشینی کرده‌اند. این‌ بار ملت ایران کاملاً جدی است، چرا که دشمنان اعلام کرده‌اند قصد دارند ملت ایران را به‌طور کامل نابود کنند. به دشمنان می‌گوییم اگر به فکر نابودی ملت ایران و تسلیم کامل ما هستند، بدانند که ملت ایران با امداد الهی، آن‌ها و دنیای کفر را حتماً نابود خواهد کرد.

اغتشاشات اخیر پروژه تروریستی بود/ حامیان خارجی مسئولیت کیفری دارند

مرتضی عبدی، رئیس اداره امور بین‌الملل و رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی حقوق بین‌الملل مرکز وکلا کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه، در گفتگو با آرمان آرا، به تشریح ابعاد حقوقی و بین‌المللی عملیات تروریستی و اغتشاشات اخیر در جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

وی گفت: بر اساس مستندات و گزارش‌های میدانی، آنچه در ایران در جریان اغتشاشات و آشوب‌های اخیر اتفاق افتاد، صرفاً اعتراضات مدنی یا ناآرامی‌های اجتماعی نبوده، بلکه کاملاً واجد تمامی عناصر مادی، معنوی و سازمانی «تروریسم» به مفهوم حقوق بین‌الملل عمومی است.

مصادیق بارز تروریسم در اغتشاشات اخیر

عبدی افزود: حجم بی‌سابقه خسارات مادی و تنوع اهداف مورد حمله، از جمله تخریب اماکن دولتی، خصوصی، مذهبی، درمانی و امدادی، همراه با هماهنگی میدانی، آموزش و پشتیبانی خارجی، به‌وضوح نشان‌دهنده وجود یک عملیات تروریستی سازمان‌یافته است که به مراتب بزرگ‌تر از ناآرامی‌های اجتماعی است.

وی در ادامه به بررسی دقیق‌تر اقدامات انجام‌شده پرداخت و گفت: طبق مستندات موجود، تخریب و آتش‌زدن گسترده اماکن، حمله به زیرساخت‌ها، هدف قرار دادن نیروهای امدادی و آتش‌نشانی و کشتار عمدی نیروهای امنیتی و شهروندان بی‌گناه، همه این‌ها مصادیق بارز تروریسم و تهدید علیه امنیت عمومی و صلح و امنیت ملی هستند.

عبدی تأکید کرد: این اقدامات در چارچوب کنوانسیون‌های بین‌المللی مقابله با تروریسم و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل قرار می‌گیرند و باید به‌طور جدی در سطح بین‌المللی مورد توجه قرار گیرند. او افزود که این اقدامات نه تنها امنیت داخلی کشور را به مخاطره انداخته، بلکه تهدیدی جدی برای امنیت و صلح منطقه‌ای و جهانی به‌شمار می‌آید.

مسئولیت عوامل داخلی و بین‌المللی در این وقایع

در بخش دیگری از گفتگو، عبدی به مسئولیت عوامل داخلی و خارجی در این وقایع پرداخت و گفت: افراد و گروه‌های دخیل در این اقدامات، اعم از مباشران، معاونان، سازمان‌دهندگان، تحریک‌کنندگان و تأمین‌کنندگان مالی، مسئولیت کیفری مستقیم دارند و مطابق با قوانین داخلی ایران و حقوق بین‌الملل باید تحت پیگرد قرار گیرند.

وی همچنین اشاره کرد: طبق اصل «عدم مرور زمان در جرائم تروریستی»، این افراد و گروه‌ها باید محاکمه و مجازات شوند.

عبدی در ادامه به نقش برخی دولت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، در تحریک، آموزش، تجهیز و حمایت از گروه‌های خشونت‌طلب و تجزیه‌طلب اشاره کرد و گفت: حمایت‌های رسمی از اغتشاشگران، اعمال تحریم‌های هدفمند و حمایت رسانه‌ای از این اقدامات، نقض اصول بنیادین حقوق بین‌الملل است و این دولت‌ها باید مسئول شناخته شوند. طبق اصول حقوق بین‌الملل، حمایت از تروریسم و مداخله در امور داخلی دیگر کشورها از جمله نقض آشکار اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت‌ها و اصل منع تهدید و توسل به زور است.

عبدی این اقدامات را نه تنها نقض قوانین بین‌المللی، بلکه تهدیدی برای امنیت و صلح جهانی دانست.

عاملان داخلی و خارجی اغتشاشات ایران باید تحت پیگرد بین‌المللی باشند

نقض حقوق بشر و دفاع مشروع جمهوری اسلامی ایران

عبدی به نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه در جریان این اغتشاشات اشاره کرد و گفت: حقوق اساسی بشر از جمله حق حیات، امنیت، مالکیت و آزادی‌های مذهبی در این وقایع نقض شده است و هیچ‌گونه توجیه سیاسی، ایدئولوژیک یا رسانه‌ای نمی‌تواند برای این جنایات قابل پذیرش باشد.

وی همچنین تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد حق دفاع مشروع در برابر این تهدیدات را دارد و مطالبه جبران خسارات مادی و معنوی از جامعه بین‌الملل را حق خود می‌داند. “ایران حق دارد که مسئولیت دولت‌ها و اشخاص دخیل در این وقایع را پیگیری کرده و از حمایت‌های خارجی از گروه‌های تروریستی و خشونت‌طلب جلوگیری کند.

در پایان عبدی تأکید کرد: با توجه به گستردگی خسارات و سازمان‌یافتگی این اقدامات، ایران باید به‌طور رسمی از جامعه بین‌الملل خواستار محکومیت این اقدامات تروریستی شود و پیگیر تعقیب قضائی اشخاص حقیقی و حقوقی دخیل در این وقایع باشد. وی گفت که این وقایع باید در اسناد رسمی سازمان ملل ثبت شوند و دولت‌های حامی این اقدامات باید حمایت‌های خود را متوقف کرده و خسارات وارده را جبران کنند.

حسین راغفر، اقتصاددان: هنوز دیر نشده؛ وضعیت امروز کشور راه‌حل دارد

به گزارش خبرصنعتی؛ راغفر متعقد است در وضعیت کنونی کشور و با از سرگذراندن اعتراضات اخیر مردمی، نه دیر شده و نه به نقطه‌ای رسیده‌ایم که راه‌حلی کارساز نباشد. اتفاقا با تأسف باید گفت این وضعیت راه‌حل دارد و راه‌حل‌های اقتصادی آن نیز کاملا مشخص است.

در ارزیابی آنچه در اعتراضات دی‌ماه رخ داد، می‌توان از دو چارچوب تحلیلی متفاوت، اما به‌هم‌پیوسته سخن گفت؛ چارچوب‌هایی که هر دو، با درجات مختلف، بر نقش تعیین‌کننده اقتصاد و معیشت تأکید دارند، اما در تبیین عمق و ماهیت این رخداد اجتماعی به نتایج متفاوتی می‌رسند.

به گزارش شرق، نگاه نخست، اعتراضات دی‌ماه را ذیل مفهوم «اعتراضات معیشتی» یا آنچه در هشدارهای چند سال اخیر از آن با عنوان «شورش نان» یا «شورش گرسنگان» یاد می‌شود، تحلیل می‌کند. بر اساس این رویکرد، فشار فزاینده تورم، کاهش مستمر قدرت خرید، بی‌ثباتی قیمت‌ها به‌ویژه در حوزه ارز و کالاهای اساسی و ناتوانی بخش بزرگی از جامعه در تأمین حداقل‌های معیشتی، نقش محرک اصلی را در بروز نارضایتی‌ها ایفا کرده است.

در این چارچوب، اعتراضات، نه حاصل یک کنش سیاسی سازمان‌یافته، بلکه واکنشی طبیعی و قابل پیش‌بینی به فرسایش زیست اقتصادی و سفره خانوارها تلقی می‌شود. تجربه‌های تاریخی در دیگر کشورها نیز نشان می‌دهد که هنگامی که «امنیت معیشتی» دچار اختلال جدی می‌شود، جامعه وارد فازهای پرتنش و پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود؛ وضعیتی که در آن، حتی جرقه‌های کوچک می‌توانند به موج‌های اعتراضی گسترده منجر شوند.

اما نگاه دوم، هرچند ریشه‌های اقتصادی و معیشتی اعتراضات دی‌ماه را انکار نمی‌کند، معتقد است آنچه رخ داد، فراتر از یک واکنش صرف به گرانی یا تورم بود. براساس این دیدگاه، اقتصاد در اینجا نه‌تنها عامل مستقیم، بلکه «بستر انباشته‌کننده» مجموعه‌ای از نارضایتی‌های عمیق‌تر اجتماعی، روانی و نهادی است.

تورم مزمن و بی‌ثباتی اقتصادی، صرفا سفره‌ها را کوچک نکرده، بلکه افق‌های آینده را نیز تیره کرده است. وقتی جامعه باعدم قطعیت پایدار نسبت به فردا مواجه می‌شود، مسئله دیگر فقط نان امروز نیست، بلکه «اطمینان به آینده» است که از میان می‌رود.

در چنین شرایطی، اقتصاد به مسئله‌ای وجودی تبدیل می‌شود که با احساس بی‌پناهی، فرسایش اعتماد و کاهش سرمایه اجتماعی گره می‌خورد. از این منظر، اعتراضات دی‌ماه را باید محصول هم‌افزایی فشارهای معیشتی با بحران‌های اعتماد، ناکارآمدی ادراک‌شده در سیاست‌گذاری و احساس نادیده‌گرفته‌شدن مطالبات دانست.

به بیان دیگر، تورم و مشکلات اقتصادی نقش «جرقه» را ایفا کردند، اما «سوخت» اصلی اعتراضات، انباشت طولانی‌مدت نارضایتی‌ها در لایه‌های مختلف جامعه بود. همین امر توضیح می‌دهد که چرا حتی با فروکش‌کردن اعتراضات، نشانه‌های نارضایتی همچنان در سطوح مختلف اجتماعی قابل مشاهده است. تحلیل آسیب‌شناسانه دی‌ماه نشان می‌دهد که تمرکز صرف بر یکی از این دو نگاه، تصویر ناقصی از واقعیت ارائه می‌دهد.

تقلیل اعتراضات به صرفا «معیشت»، خطر نادیده‌گرفتن لایه‌های عمیق‌تر اجتماعی را در پی دارد و از سوی دیگر، چشم‌پوشی از نقش محوری اقتصاد، تحلیل را از واقعیت‌های زیست روزمره مردم جدا می‌کند.

واقعیت آن است که اقتصادِ بی‌ثبات، به‌ویژه در شرایط تورم مزمن، نه‌تنها یک مسئله فنی یا مدیریتی، بلکه عاملی تعیین‌کننده در شکل‌گیری کنش‌های اجتماعی است. ازاین‌رو، عبور از چرخه‌های مشابه در آینده، مستلزم نگاه جامع به پیوند میان اقتصاد، اعتماد اجتماعی و افق‌های پیش‌روی جامعه است. بدون ترمیم بنیان‌های معیشتی و کاهش‌عدم قطعیت اقتصادی، هرگونه تصور از پایداری اجتماعی، بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، بر خوش‌بینی کوتاه‌مدت تکیه خواهد داشت.

با توجه به جمیع نکات یادشده و برای واکاوی پارامترهای اقتصادی و سیاسی در اعتراضات دی‌ماه به گفت‌وگویی با حسین راغفر، استاد دانشگاه و اقتصاددان نشسته‌ایم تا از منظر او، آنچه گذشت و آنچه پیش‌روست را به بوته نقد و تحلیل ببریم که مشروح آن را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

*جناب راغفر پیش‌تر نیز در گفت‌وگوهای متعددی که با شما در همین روزنامه داشتم، حول کلیدواژه‌هایی چون «شورش نان» یا «شورش گرسنگان» هشدارهایی مطرح شده بود. با توجه به آنچه در دی‌ماه رخ داد، آیا می‌توان گفت این اعتراضات همان مصادیقی بود که پیش‌بینی می‌شد یا مسئله عمق بیشتری داشت؟ به بیان دیگر اعتراضات دی‌ماه اعتراضات معیشتی بود یا دسته‌بندی برای آنچه در دی‌ماه گذشت وجود ندارد و سینرژی تمام بحران‌های سابق ما را به این نقطه رساند؟

اساس بحث که روی موضوع گرانی و تورم بود و نقطه آغاز برای اعتراضات را شکل داد، ولی آنچه دی‌ماه را متفاوت از دیگر اعتراضات قبل می‌کند پارامتر خارجی بود…

*منظور مشخصتان از پارامتر خارجی چیست؟

بی‌تردید اعتراضات دی‌ماه با مداخلات خارجی یعنی نقش‌آفرینی مخرب آمریکا و اسرائیل پیچیده‌تر و در نهایت از مدار اصلی خود منحرف شد، وگرنه در ماهیت، ریشه اصلی همان اعتراض به افزایش قیمت‌ها و بدترشدن مستمر وضعیت معیشت مردم بود. از این منظر، این اعتراضات در آغاز کاملا مشروع تلقی می‌شود.

*واردکردن پارامتر خارجی به تحلیل معادلات، چقدر جدی است؟

شما نمی‌توانید مداخله و نفوذ مخرب خارج‌نشین را نادیده بگیرید. اعتراضات در شروع کاملا منطقی و بحق بود، به‌خصوص در دو سه روز نخست، رفتار معترضان منطقی و مدنی بود و حتی دولت پزشکیان نیز در ابتدا با این اعتراضات همراهی کرد و اجازه برگزاری تجمعات قانونی و بیان مطالبات را داد. اما از روز سوم رفته‌رفته اعتراضات هم شدیدتر شد و هم با خشونت بیشتری در دیگر شهرها و استان‌ها ادامه یافت. یعنی با مداخلاتی که امروز نیز اسناد و شواهد آن به‌روشنی در دسترس است، این اعتراضات به انحراف کشیده شد. اینجاست که نقش قدرت‌های خارجی در هدایت این جریانات اکنون کاملا آشکار شده است…

*اما هدف چه بود؟

هدف و تلاش بر آن بود که خشونت جایگزین اعتراض مدنی شود. همان‌گونه که دونالد ترامپ نیز بعدها به‌صراحت مطرح کرد، هدف نهایی این جریان‌ها فراهم‌سازی بستر برای مداخله نظامی بود.

که تا لحظه مصاحبه من با شما این مداخله صورت نگرفته است. صورت نگرفت چون به دلایل مختلف از جمله قطع ارتباط میان عاملان خارجی آمریکا و اسرائیل با شبکه‌های میدانی‌شان، این سناریو محقق نشد، هرچند به‌واسطه حجم خشونت بالا و تخریب گسترده، هزینه‌های بسیار سنگینی بر کشور تحمیل کرد و تجربه‌ای تلخ و کم‌سابقه در تاریخ پس از انقلاب اسلامی بر جای گذاشت؛ تجربه‌ای که می‌توان آن را یکی از بدترین رخدادهای اجتماعی این دوره دانست.

*اتفاقا نکته به همین جمله آخرتان باز می‌گردد. اگر حتی پارامتر نقش مخرب خارجی را هم در نظر بگیریم، به قول شما تجربه دی‌ماه، تجربه‌ای تلخ و کم‌سابقه در تاریخ پس از انقلاب اسلامی بود که می‌توان آن را یکی از بدترین رخدادهای اجتماعی این دوره دانست. پس نباید ریشه‌های اصلی را بررسی کرد؟

همان‌طورکه گفتم، اعتراضات در دو روز اول کاملا مدنی و مسالمت‌آمیز پیش رفت حتی دولت هم با آن همراهی کرد. بعد از مداخله خارجی بود که ما وارد این تجربه تلخ دی‌ماه شدیم. با این حال، اگر به ریشه اصلی نارضایتی عمومی بازگردیم، باید تأکید کرد که این نارضایتی پیش از هر چیز ناشی از تضعیف مستمر ارزش پول ملی است؛ پدیده‌ای که عملا داخلی رقم خورده است.

بی‌اعتبارشدن ریال، چه از مسیر تورم افسارگسیخته و چه از رهگذر سیاست‌های پولی نادرست دولت‌ها، صرفا یک فاجعه اقتصادی نیست، بلکه تهدیدی جدی برای ساختارهای اجتماعی و سیاسی کشور به شمار می‌رود. این روند، یکی از اصلی‌ترین عوامل بی‌ثباتی، بی‌عدالتی و فروپاشی نظم اجتماعی است؛ امری که امروز نشانه‌های آن را در لایه‌های مختلف جامعه مشاهده می‌کنیم. برای مثال، بی‌نظمی آشکار در حوزه‌هایی مانند ترافیک شهری، یکی از عینی‌ترین جلوه‌های فروپاشی نظم اجتماعی است که ارتباط مستقیمی با فقر ناشی از تضعیف ارزش پول ملی دارد.

*چطور؟

ببینید وقتی پول ملی کشور، ارزش خود را از دست می‌دهد، «قرارداد اجتماعی» میان مردم و حاکمیت نیز تضعیف می‌شود. در نتیجه، بی‌اعتمادی به نظام حکمرانی گسترش می‌یابد، اعتبار دولت کاهش پیدا می‌کند و مشروعیت سیاسی آسیب می‌بیند. این روند، به‌طور هم‌زمان شکاف طبقاتی را تعمیق کرده و نابرابری اجتماعی را تشدید می‌کند.

*ولی در نهایت برنده سقوط ارزش پول ملی، مردم هستند؟!

بله. برندگان اصلی این وضعیت، بدهکاران بزرگ و رانت‌جویانی هستند که با پول بی‌ارزش، بدهی‌های بلندمدت خود را تسویه می‌کنند. همچنین صاحبان دارایی‌های فیزیکی مانند زمین، سهام و املاک که ارزش دارایی‌هایشان از طریق تجدید ارزیابی تعدیل می‌شود. در مقابل، بازندگان اصلی طبقات متوسط و فرودست هستند؛ حقوق‌بگیران، کارگران، مستمری‌بگیران و پس‌اندازکنندگانی که درآمد ثابت دارند و قدرت خرید آن‌ها به‌شدت در برابر تورم فرسایش می‌یابد. این روند، عدالت اجتماعی را تخریب کرده و تنش‌های طبقاتی را به‌طور فزاینده‌ای دامن می‌زند.

*پس باید پرسید با آنچه در حوزه معیشت و سفره مردم در پاییز و زمستان امسال روی داد به‌واقع طبقه متوسط ایران به‌عنوان پیشران سیاسی و اجتماعی کشور محو شده است؟

من موافق کلمه محوشدن نیستم. بله باید اذعان کرد که شرایط اکنون به تضعیف طبقه متوسط منجر شده است؛ طبقه‌ای که نقش اساسی در حفظ نظم اجتماعی و تعدیل تنش‌ها دارد. طبقه متوسط همواره حامی طبقات محروم و مانعی در برابر افراط‌گرایی بوده است. اما فروپاشی ارزش پول ملی، با نابودکردن پس‌اندازها و کاهش درآمد واقعی این طبقه، آن را به حاشیه رانده است.

*چه «محو» شده باشد و چه «به حاشیه» رفته باشد، نتیجه آن بر معادلات سیاسی و اجتماعی پیش‌روی ایران چیست؟

نتیجه این خواهد بود که در آینده، جامعه مستعد افراط و تفریط می‌شود و گرایش به ناجیان رادیکال، چه از چپ افراطی و چه از راست افراطی افزایش می‌یابد. یعنی بیم تقویت دوقطبی‌های شدید در جامعه می‌رود. یعنی فضا آن‌قدر دچار افراط و تفریط می‌شود که عملا این خطر و تهدید را به وجود می‌آورد که در روند تحولات و اتفاقات آینده کشور، قدرت تحلیل درست و واقع‌بینانه از جامعه گرفته شود و جامعه یا به دام چپ افراطی بیفتد یا به دام راست افراطی. در چنین فضایی، اعتماد به مردم‌سالاری نیز به‌شدت آسیب می‌بیند.

البته از سوی دیگر تضعیف پول ملی به تخریب «اخلاق اقتصادی» نیز منجر شده است. یکی از پیامدهای مهم این روند، دلاری‌شدن اقتصاد است که خود آثار مخرب فراوانی دارد. وقتی پول ملی بی‌ثبات و بی‌ارزش می‌شود، اعتماد عمومی به دولت و حاکمیت فرومی‌ریزد و محیط اقتصادی به‌شدت بی‌ثبات می‌شود. در چنین شرایطی، انگیزه‌های مولد از بین می‌رود و افراد به جای تولید و سرمایه‌گذاری بلندمدت، به فعالیت‌های کوتاه‌مدت و مخرب، سوداگری، احتکار کالا و بازی‌های اقتصادی روی می‌آورند. هم‌زمان، فرار سرمایه از کشور تشدید می‌شود و بنیان‌های اخلاقی اقتصاد دچار فساد می‌شود.

*اگر بخواهیم از زاویه تأثیر تحولات دی ماه بر روند معادلات خارجی ایران به موضوع نگاه کنیم، وزن دیپلماتیک منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تهران بعد از اعتراضات در چه نقطه‌ای قرار دارد؟

من می‌خواهم از زاویه عمیق‌تر و کلان‌تر پاسخ بدهم. تضعیف مستمر ارزش پول ملی در مدت ۳۷ سال پس از جنگ تحمیلی، به تضعیف جایگاه حاکمیت در عرصه بین‌المللی نیز انجامیده است. حفظ ارزش پول ملی، بخشی از استقلال اقتصادی کشورهاست و سقوط ارزش آن، قدرت چانه‌زنی بین‌المللی را کاهش داده و کشور را در برابر بحران‌های جهانی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

از این منظر، می‌توان کاهش ارزش پول ملی را یکی از کارآمدترین ابزارها برای بی‌ثبات‌سازی دانست؛ چراکه این پدیده به طور نامحسوس تمام اقشار جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و خشم عمومی را انباشته می‌کند. متأسفانه، استفاده مداوم از این ابزار برای جبران کسری بودجه‌های دولت در دهه‌های گذشته، امروز نتایج خود را به‌وضوح نشان داده و زمینه بی‌ثباتی‌های اجتماعی و به تبع آن سیاسی را فراهم کرده است.

*نکته‌ای که به‌تازگی از سوی برخی دولتی‌ها برای توجیه همین روند سقوط ارزش پول ملی مطرح شده، استفاده از واژه جدیدی به نام «تراستی‌ها» است. به نظر شما این کلیدواژه جدید در ادبیات دولتی‌ها تا چه اندازه در شکل‌گیری اعتراضات اخیر مؤثر بوده است؟ آیا واقعا تراستی‌ها، کشور را به این نقطه رساندند؟ یا باید ریشه را در تحریم‌های پس از فعال‌سازی مکانیسم ماشه جست‌وجو کرد، یا آن‌طور که خودتان پیش‌تر گفته‌اید، مسئله اصلی به سیاست‌های غلط خود دولت‌ها برای جبران کسری بودجه و جست‌وجوی منابع بودجه‌ای بازمی‌گردد؟

واقعیت این است که همه این عوامل به طور هم‌زمان نقش داشته‌اند. پدیده «تراستی‌ها» موضوعی است که در سال‌های اخیر مطرح شده و به‌عنوان یکی از سازوکارهای دورزدن تحریم‌ها شکل گرفته است. این تراستی‌ها عمدتا از میان افراد به‌اصطلاح معتمد حاکمیت انتخاب شده‌اند که منابعی در اختیارشان قرار گرفته تا از طریق آن تحریم‌ها را دور بزنند. اما بخش درخورتوجهی از این منابع به کشور بازنگشته است. به نظر من، این بازنگشتن منابع تصادفی نیست و نشانه‌ای از یک روند برنامه‌ریزی‌شده است.

*روند برنامه‌ریزی‌شده با چه هدفی؟

باید توجه داشت که از سال ۱۳۹۷ تا پایان سال ۱۴۰۳، بنا بر آمارهای رسمی، بیش از ۱۱۷ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات به کشور بازنگشته است. گفته می‌شود بیش از ۸۰ درصد این رقم مربوط به صادرات بنگاه‌های دولتی است. معنای روشن این وضعیت آن است که اساسا عزمی برای بازگشت این منابع وجود ندارد. پیامد طبیعی این وضعیت آن است که عرضه ارزی در اختیار دولت به‌شدت محدود و نحیف می‌شود.

در نتیجه، دولت ناچار به تزریق قطره‌چکانی ارز می‌شود و همین امر، در کنار بی‌انضباطی‌های مالی گسترده در بخش عمومی، باعث می‌شود دولت برای تأمین حداقل ریال مورد نیاز خود، عملا هر روز ارزش پول ملی را کاهش دهد و قیمت ارز را بالاتر ببرد تا بتواند بخشی از هزینه‌های جاری خود را تأمین کند. اما پیامد این سیاست‌ها همان چیزی است که شما به آن اشاره می‌کنید؛ یعنی بروز ناآرامی‌ها و آشوب‌های دی‌ماه ۱۴۰۴.

*از آسیب‌شناسی که فاصله بگیریم و سراغ راهکار برویم، به‌عنوان یک اقتصاددان سیاسی چه راه‌حلی برای برون‌رفت از این وضعیت پیشنهاد می‌دهید؟ اساسا راه‌حلی وجود دارد؟ اصلا زمانی برای دادن راه‌حل مانده یا دیر شده است؟

نه دیر شده و نه به نقطه‌ای رسیده‌ایم که راه‌حلی کارساز نباشد. اتفاقا با کمال تأسف باید گفت این وضعیت راه‌حل دارد و راه‌حل‌های اقتصادی آن نیز کاملا مشخص است.

*چرا با تأسف؟

چون وقتی مدیریت کشور در اختیار مجموعه‌ای گوش‌به‌فرمان قرار دارد که از حضور کارشناسان واقعی، مستقل و ملی تهی شده، نمی‌توان انتظار داشت راه‌حل‌های درست و کارآمد اقتصادی ارائه شود. این مدیران درواقع خود بخشی از همان شبکه‌هایی هستند که منابع ملی را از کشور خارج می‌کنند، ارز آن را بازنمی‌گردانند و در برابر این غارت، یا سکوت می‌کنند یا حتی همراهی نشان می‌دهند. در عوض، با برجسته‌سازی عوامل غیرواقعی، تلاش می‌کنند ریشه‌های اصلی بی‌ثباتی را پنهان کنند.

*پس باید پرسید که آیا شما هم با برخی هشدارها موافقید که اعتراضات دی ماه امکان بروز و ظهور شدیدتری را در کوتاه‌مدت دارد؛ چون تمام عوامل ساختاری و بحران‌های جاری در حوزه سیاست‌ورزی و اداره کشور و نیز تمام بحران اقتصادی و معیشتی به قوت خود پابرجاست؟

همان‌طور که گفتم، برخی مدیران و مسئولان درواقع خود بخشی از همان شبکه‌هایی هستند که منابع ملی را از کشور خارج می‌کنند، ارز آن را بازنمی‌گردانند و در برابر این غارت، یا سکوت می‌کنند یا حتی همراهی نشان می‌دهند. در عوض، با برجسته‌سازی عوامل غیرواقعی، تلاش می‌کنند ریشه‌های اصلی بی‌ثباتی را پنهان کنند. در چنین شرایطی، طبیعی است که اوضاع نه‌تنها بهبود پیدا نکند، بلکه هر روز بدتر شود.

از این منظر، رویدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ را می‌توان در مراحل اولیه یک پدیده کلاسیک دانست، هرچند که در ادامه، این اعتراضات بار دیگر به یک الگوی کلاسیک مداخله خارجی تبدیل شد؛ الگویی که در بسیاری از نقاط جهان نیز تجربه شده است. ایالات متحده آمریکا بارها از چنین روش‌هایی برای ایجاد ناآرامی، گسترش خشونت و در نهایت تلاش برای براندازی نظام‌های سیاسی استفاده کرده و این اقدامات همواره با هزینه‌های سنگین برای مردم، اقتصاد و ثبات اجتماعی کشورها همراه بوده است.

در اینجا نیز نارضایتی‌های واقعی ناشی از سیاست‌های حاکمیتی، به‌عنوان فرصتی برای کشاندن جامعه به سمت خشونت مورد سوءاستفاده قرار گرفت. متأسفانه در این زمینه تا حدی موفق شدند، هرچند خوشبختانه دوره آشوب کوتاه بود و این پدیده مهار شد. با این حال، باید تأکید کرد که ریشه‌های اصلی نارضایتی همچنان پابرجاست و هیچ نشانه‌ای از درس‌گرفتن حاکمیت یا اراده‌ای جدی برای حل مسئله و تقویت پول ملی مشاهده نمی‌شود.

*و برای پرسش پایانی، به موضوع مهم‌تری بپردازیم. اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم، به‌تازگی گفته که سیاست چندنرخی شدن ارز و ارز چهارهزارو ۲۰۰ تومانی در دولت روحانی اقدامی موقت بوده است؛ هرچند که باید پرسید اگر چنین بوده، چرا همان زمان این سیاست متوقف نشد! از سوی دیگر، در دولت آقای رئیسی شاهد آزادسازی قیمت کالاهای اساسی بودیم و اکنون نیز در بدترین زمان ممکن، این سیاست در دولت آقای پزشکیان و با تصمیم آقای همتی به شکل کامل دنبال شده است.

حالا پرسش اینجاست که برخی معتقدند با روند طی‌شده عملا کشور به نقطه آسیب‌پذیری اقتصادی رسیده است و حالا سیاسی و اجتماعی که بماند؛ البته که پیش‌تر در چند نوبت مصاحبه‌ای که با شما در همین روزنامه «شرق» داشتم، با نگاهی آکادمیک تأکید کرده بودید که فروپاشی اقتصادی در علم اقتصاد، اقتضائات خاص خود را دارد. اما باید پرسید که به نظرتان امروز به آن نقطه رسیده‌ایم یا کماکان معتقدید تا رسیدن به آن نقطه فاصله داریم؟

به نظر من، وضعیت کنونی به‌روشنی نشان‌دهنده حرکت به سمت فروپاشی اقتصادی ناشی از فروپاشی پول ملی است. قیمت‌های فعلی ارز دقیقا همین واقعیت را بازتاب می‌دهند و نشان می‌دهند که ما در آستانه یک فروپاشی اقتصادی قرار گرفته‌ایم. راه‌حل جلوگیری از این وضعیت نیز کاملا روشن است. همان‌گونه که به طور تعمدی با افزایش قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی این بحران‌ها ایجاد شده، راه‌حل نیز معکوس‌کردن همین مسیر است؛ یعنی کاهش قیمت ارز و تقویت پول ملی.

این امر کاملا امکان‌پذیر است و ادعای اینکه چنین فرصتی وجود ندارد، به نظر من نادرست و غیرواقعی است. یکی از مشکلات اساسی در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی، تکرار خطاهای تصمیم‌گیری در سطوح کلان نظام تصمیم‌سازی کشور است. این پدیده، امری جهانی است؛ به این معنا که در شرایط بحران، خطاهای تصمیم‌گیری نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه خود به عاملی برای پیچیده‌تر شدن بحران تبدیل می‌شود.

درحالی‌که کاملا امکان تأمین مالی بخش عمومی از مسیرهایی غیر از افزایش قیمت ارز وجود دارد، این راه‌حل‌ها نادیده گرفته می‌شود. اجرای چنین سیاست‌هایی نیازمند دولتی با اراده ملی واقعی است، اما نه این اراده در دولت وجود دارد و نه آگاهی لازم برای تحقق آن دیده می‌شود. درحالی‌که در بسیاری از کشورهای جهان، دولت‌ها با فروش نفت هزینه‌های بخش عمومی خود را تأمین می‌کنند، ما مسیرهای مخرب‌تری را انتخاب کرده‌ایم.

در نهایت، برای حرکت به سمت ثبات اقتصادی در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، تقویت پول ملی تنها ابزار مؤثر است. اما تحقق این هدف، بیش از هر چیز نیازمند عزم سیاسی است؛ عزمی که متأسفانه نشانه‌ای از آن مشاهده نمی‌شود. به نظر می‌رسد اقتصاد سیاسی تورم، منافع الیگارشی‌ها و مافیاهای مختلف را تأمین می‌کند و ثبات اجتماعی و سیاسی کشور را به گروگان گرفته است. تا زمانی که اراده سیاسی جدی برای درهم‌شکستن این شبکه‌های فساد وجود نداشته باشد، حل بحران کنونی امکان‌پذیر نخواهد بود و هر روز بیش از گذشته به آستانه فروپاشی اقتصادی نزدیک خواهیم شد.

اعلام آماده باش در «اسرائیل» درپی تلاش برای نفوذ از سمت اردن

به گزارش آرمان آرا به نقل از پایگاه خبری «فلسطین آن لاین، ارتش رژیم اشغالگر شامگاه سه‌شنبه مدعی شد که تحرکاتی مشکوک را که با هدف نفوذ از مرز اردن در منطقه وادی عربه انجام شده بود، رصد و شناسایی کرده است.

در این راستا شبکه ۱۴ تلویزیون اسرائیل گزارش داد: این حادثه در منطقه وادی عربه رخ داده و حدود ۸ نفر از نیروهای امنیتی اردن دو فرد مشکوک را که قصد نفوذ به داخل سرزمین‌های اشغالی را داشتند، تعقیب کرده‌اند و پیش از آنکه برخی از آنها بتوانند از مرز عبور کنند، عملیات تعقیب آغاز شده است.

این رسانه عبری‌ زبان افزود: ارتش اسرائیل بلافاصله عملیات جست‌وجو و پاکسازی منطقه را آغاز کرد.

در همین حال شبکه ۱۲ اسرائیل نیز گزارش داد نیروهای زیادی به محل حادثه اعزام شدند و چند خیابان و محور اصلی در منطقه‌ای که احتمال نفوذ در آن وجود داشت، بسته شد.

این شبکه در ادامه اعلام کرد که حادثه وادی عربه پایان یافته و امکان بازگشت به روال عادی زندگی فراهم شده است.

🚨 آبراهام لینکلن؛ هیبت رسانه‌ای یا ابزار واقعی جنگ؟

به گزارش آرمان آرا، آمریکا سال‌هاست تلاش می‌کند ایران را با «تصویر جنگ» بترساند؛ با ناو، تهدید نظامی، بحث تجزیه، ترور مقامات و انواع سناریوهای امنیتی. به‌صورت مستمر فضای رسانه‌ای را با اخبار تحرکات نظامی‌اش اشباع می‌کند تا ذهن جامعه ایران را آشفته و ناآرام نگه دارد. در این میان، شبکه‌هایی مثل اینترنشنال بدون وقفه و نفس‌گیر، مدام از «حمله قریب‌الوقوع» می‌گویند: ناو آمد، ناو ایستاد، ناو سوخت‌گیری کرد، ناو آماده عملیات شد؛ هواپیما نشست، تجهیزات منتقل شد، تصاویر پرواز منتشر شد و حتی پا را فراتر گذاشته و از «لیست اهداف نهایی» صحبت می‌کنند.

به روایت فارس، اما بیایید یک لحظه فرض کنیم که واقعاً جنگی رخ دهد. همین چند ماه قبل، ایران در یک درگیری واقعی، اسرائیل را ـ با همه ادعاهایش ـ به عقب‌نشینی وادار کرد. حالا ناو آمریکایی در بهترین حالت چیست؟ نهایتاً معادل یک پادگان شناورِ مجهز. آیا واقعاً می‌خواهند کشوری مثل ایران را با یکی دو پادگان نظامی تهدید کنند؟

اسرائیل، با آن همه تجهیزات پیشرفته و با وجود داشتن سرزمین اشغالی در منطقه که امکان مانور زمینی محدود هم به آن می‌داد، نتوانست حتی دو هفته در برابر ضربات ایران دوام بیاورد. حالا یک ناو آمریکایی قرار است چه کار متفاوتی انجام دهد؟

چه تجهیزی روی این ناوها نصب شده که اسرائیل از آن برخوردار نبود؟

واقعیت این است که کافی‌ست اولین موشک ایرانی، نشانی از خود روی بدنه یکی از این ناوها بگذارد؛ همان یک تصویر، آمریکایی‌ها را دهه‌ها به عقب برمی‌گرداند. آمریکایی که سلطه‌اش بر جهان بیش از آنکه با جنگ واقعی باشد، با «تصویرسازی از قدرت» شکل گرفته، در صورت خدشه‌دار شدن این تصویر، ضربه‌ای حیثیتی و جبران‌ناپذیر خواهد خورد.

یمن را به خاطر بیاورید. کاری که یمنی‌ها با آمریکا کردند فراموش شده؟ ناو هواپیمابر «هری ترومن» چنان از منطقه عقب‌نشینی کرد که حتی یک تصویر شفاف برای اثبات سالم بودنش هم منتشر نشد.
بله، در هر جنگی ضربات متقابل اجتناب‌ناپذیر است، اما باید واقع‌بین بود: جنگ با ایران برای آمریکا پرریسک، پرهزینه و با احتمال پایینِ دستیابی به نتیجه مطلوب است.

با این حال، تحرکات نظامی آمریکا و برخی ادعاهای ترامپ باعث شده تصور «شروع جنگ» در ذهن بخشی از جامعه شکل بگیرد. اینکه جنگ می‌شود یا نه، محل بحث است؛ اما آنچه روشن است این است که دلایل جدی و محکمی وجود دارد که آمریکا را از آغاز جنگ علیه ایران بازمی‌دارد.

نکته مهم‌تر اینجاست که نباید از پروژه اصلی آمریکا غافل شویم: پروژه «فرسوده‌سازی با ترس و خشم».
هدف اصلی، فروپاشی ذهنی است. آمریکا می‌خواهد ذهن ایرانی خسته شود؛ نگران، مضطرب، فرسوده و ناامید. هم نسبت به امنیت کشور دچار ترس شود و هم نسبت به آینده اقتصادی خود احساس بن‌بست کند. این وضعیت، گاهی حتی از خود جنگ خطرناک‌تر است.

جنگ سخت برای آمریکا هزینه بالایی دارد، اما «استهلاک ذهنی» سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و به‌مراتب پرسودتر است. حتی اگر احتمال جنگ را هم بدهیم، باید بدانیم پروژه فرسایش روانی، قطعی و در حال اجراست و دقیقاً همین پروژه است که باید خنثی شود.

راهکار اصلی، روایت واقعی میدان است؛ روایتی که نشان دهد آمریکا و اسرائیل پس از بیش از ۲۰ سال آماده‌سازی برای تقابل با ایران، در یک نبرد ۱۲روزه شکست خوردند و خودشان درخواست آتش‌بس دادند.
بعد از جنگ هم با فشار مضاعف بر معیشت مردم تلاش کردند شکاف میان مردم و نظام ایجاد کنند، اما باز هم مردم ـ با وجود مشکلات اقتصادی و ضعف‌های داخلی ـ با درک شرایط و برای جلوگیری از تداوم ضربات دشمن، وارد میدان شدند و نتیجه چه شد؟ باز هم عقب‌نشینی آمریکا.

این واقعیت‌ها باید گفته شود؛ شفاف، مستند و مداوم. چون نبرد امروز، پیش از آنکه نظامی باشد، نبرد روایت‌ها و ذهن‌هاست.

31216

شورش علیه نظم خودساخته/رویکرد ترامپ نه انزواگرایی که بازآرایی قدرت است

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: باگذشت یک سال از شروع به کار دولت دوم «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، سیاست‌های واشنگتن در عرصه داخلی و خارجی دستخوش دگرگونی‌های بنیادینی شده است. آنچه در نگاه نخست به مثابه انزواگرایی و «اول آمریکا» تلقی می‌شد، در عمل به مثابه تهاجمی هدفمند و بازآرایی هژمونی ظاهر شده است؛ رویکردی که نه‌تنها ساختارهای نظم جهانی پس از ۱۹۴۵ را هدف قرار داده، بلکه شکاف‌های عمیق اجتماعی در داخل آمریکا را نیز تشدید کرده است.

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس ارشد مسائل آمریکا در گفتگو با گروه بین‌الملل مهر به بررسی عملکرد یک‌ساله دولت ترامپ در حوزه‌های داخلی (مهاجرت، اقتصاد و انسجام ملی) و خارجی (سیاست منطقه‌ای، روابط با ایران و تحولات نظم بین‌الملل) پرداخت و استدلال می‌کند که واشنگتن دیگر خود را متعهد به نقش‌آفرینی جهانی نمی‌داند، بلکه در پی برون‌سپاری هزینه‌های امنیتی به متحدان و تمرکز منابع بر نیمکره غربی و شرق آسیا است. متن کامل این گفتگو در ادامه می‌آید:

اگر بخواهیم عملکرد یک‌ساله دولت ترامپ را در حوزه داخلی و خارجی به‌صورت خلاصه توصیف کنیم، چگونه می‌توان آن را تعریف کرد؟

دولت دوم ترامپ رویکردی بشدت تهاجمی در پیش گرفته است؛ تهاجمی در رسیدن به اهداف از پیش تعیین‌شده در کوتاه‌ترین زمان ممکن و بدون توجه به پیامدهای جانبی، معیارها و سنت‌هایی که پیش‌تر در داخل و خارج از آمریکا جاری بود.

در حوزه داخلی، به‌ویژه در موضوع اخراج مهاجران غیرقانونی، شاهد شیوه‌ای هستیم که پیش‌تر مرسوم نبوده است. ترامپ در این زمینه موفق به ساماندهی ورودی‌ها شده، هرچند این امر با نادیده گرفتن بسیاری از ضوابط صورت گرفته است. در عرصه اقتصادی نیز، دولت توانسته وضعیت را در ظاهر مطلوب نگه دارد، اما این ثبات با کاهش شدید هزینه‌های دولتی، اخراج گسترده کارکنان و حذف بودجه‌های مرسوم همراه بوده است.

در سیاست خارجی، عملکرد دولت را می‌توان در دو بخش سیاسی‌ـ‌امنیتی و اقتصادی تحلیل کرد. در بخش نخست، بر اساس سند امنیت ملی، واشنگتن دیگر خود را متعهد به نقش‌آفرینی گسترده در همه مناطق نمی‌داند و تمرکز اصلی را بر نیمکره غربی گذاشته است. در این چارچوب، وعده پایان جنگ اوکراین محقق نشد، اما تلاش برای آتش‌بس در غزه و مقابله با آنچه «تهدید هسته‌ای ایران» نامیده می‌شود، پیگیری شده است. در حوزه اقتصادی نیز، جنگ تجاری جهانی به راه افتاده که هرچند دستاوردهای مقطعی داشته، اما پایدار نبوده و اقتصاد آمریکا را آسیب‌پذیر کرده است. ضمن اینکه اختلافات جدی با متحدان سنتی مثل کانادا ایجاد شده است.

آیا این عملکرد داخلی باعث گسترش شکاف‌های اجتماعی شده یا انسجام بیشتری ایجاد کرده است؟

ما با یک روند بلندمدت سی‌ تا سی‌وپنج‌ساله مواجهیم که صرفاً به ترامپ محدود نمی‌شود؛ روندی که در آن شکاف‌های اجتماعی به‌طور مداوم تشدید می‌شوند. هر دولتی که بر سر کار می‌آید، خواسته یا ناخواسته، این شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند.

اما در دولت دوم ترامپ، این انشعاب به «دو آمریکا» (آمریکای راست و آمریکای چپ) نزدیک‌تر شده است. جریان راست راست‌تر و جریان چپ چپ‌تر شده‌اند، و فضای میانه به تدریج در حال از دست دادن موقعیت خود است. تظاهرات میلیونی اخیر و پیروزی نیروهای چپ افراطی در برخی کلان‌شهرها، نشان‌دهنده افتراق فزاینده‌ای است که در شش سال گذشته با شتاب بیشتری پیش رفته است.

این رویکرد تهاجمی در سیاست خارجی را چگونه می‌توان با مفاهیمی مانند افول آمریکا یا انزواگرایی توضیح داد؟ آیا این تهاجم در چارچوب افول رخ می‌دهد؟

سیاست خارجی ترامپ اساساً انزواگرایانه نیست، بلکه بر مبنای «اول آمریکا» تعریف می‌شود. آنچه برخی «افول آمریکا» می‌نامند، در واقع افول امپراتوری جهانی است، نه خود ایالات متحده.

آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که اداره یک امپراتوری گسترده هزینه‌های سنگینی دارد و از توان ملی می‌کاهد. بنابراین، به اولویت‌بندی روی آورده‌اند: کاهش نقش در شرق اروپا و غرب آسیا و افزایش دخالت در نیمکره غربی. به همین دلیل، در قبال اوکراین می‌گویند تعهدی ندارند و این جنگ باید توسط اروپایی‌ها مدیریت شود، اما در ونزوئلا مستقیماً مداخله و حتی درباره گرینلند و کانادا ادعاهای آشکار مطرح می‌کند. این تجدیدنظر در اولویت‌ها، نه انزوا و نه افول، که بازآرایی استراتژیک قدرت است.

این تجدیدنظر در سیاست خارجی چه پیامدهایی برای نظم بین‌الملل دارد؟ آیا وارد نظم جدیدی شده‌ایم؟

نظم پساجنگ دوم جهانی تا دو دهه پیش، بر محور نقش‌آفرینی آمریکا شکل گرفته بود؛ از سازمان ملل و ناتو گرفته تا نظام برتون‌وودز. اما از حدود بیست سال پیش، واشنگتن به این نتیجه رسید که این نظم دیگر منافعش را تأمین نمی‌کند و علیه نظمی که خود ساخته بود، شورش کرد.

تضعیف سازمان ملل، نادیده گرفتن شورای امنیت، خروج از پیمان‌های بین‌المللی و فاصله گرفتن از نقش سنتی تأمین‌کننده امنیت، همگی در همین چارچوب قابل فهم است. امروز آمریکا سیاستی منفعت‌طلبانه و ملی‌گرایانه در پیش گرفته؛ هر جا منفعت داشته باشد حمایت می‌کند و هر جا نداشته باشد، حقوق بشر و دموکراسی اولویت ندارند.

پیامد این وضعیت، نوعی آنارشی بین‌المللی است. با تخریب ستون اصلی نظم جهانی توسط خود آمریکا، بی‌ثباتی گسترش می‌یابد، رقابت قدرت‌های بزرگ تشدید می‌شود و حتی قدرت‌های میانی مانند کانادا به فکر اتحاد علیه زیاده‌خواهی هژمون می‌افتند.

آیا واشنگتن توان راهبردی مدیریت هم‌زمان چند جبهه (اوکراین، غزه، ونزوئلا، چین، ایران و گرینلند) را دارد یا با فرسایش قدرت مواجه است؟

آمریکا به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند همه پرونده‌ها را خودش مدیریت کند. امروز فقط در مناطقی که منافع حیاتی دارد حاضر است هزینه بپردازد و بجنگد؛ مانند امنیت نیمکره غربی (گرینلند، کانال پاناما، ونزوئلا) یا باز بودن مسیرهای حیاتی کشتیرانی (تنگه هرمز).

در سایر مناطق، حضور دارد اما مدیریت و هزینه را برون‌سپاری کرده است؛ در اوکراین هزینه را به اروپا واگذار کرده، در غرب آسیا مسئولیت را به اسرائیل و کشورهای عربی سپرده، اما در شرق آسیا (تایوان) همچنان نقش مستقیم و پرهزینه خود را حفظ کرده است. بنابراین آمریکا دچار فرسایش نشده، بلکه هزینه‌هایش را مدیریت می‌کند.

رفتار دولت آمریکا در قبال ایران طی یک سال گذشته میان فشار، تهدید و عقب‌نشینی مقطعی در نوسان بوده است. این رفتار را چگونه ارزیابی می‌کنید و تحولات به چه سمتی در حرکت است؟

منطق و ادعای دولت ترامپ این است که ایران تضعیف شده و دیگر تهدید جدی نیست، بنابراین نیازی به حضور گسترده آمریکا در منطقه نیست. آن‌ها مسئولیت امنیت را به کشورهای منطقه واگذار کرده‌اند. من در این سیاست عقب‌نشینی نمی‌بینم؛ بلکه تغییر تاکتیک می‌بینم. هدف نهایی ثابت است؛ وادار کردن ایران به پذیرش خواسته‌های آمریکا از طریق فشار حداکثری و تهدید نظامی.

درباره آینده تحولات تقابل آمریکا و ایران، سیاست اعلامی آمریکا «اقدام پیشگیرانه» است نه «پیش‌دستانه»؛ اینکه این حرف واقعی است یا فریب روانی، بستگی به رخدادهای آینده دارد، اما هدف استراتژیک واشنگتن تغییری نکرده است.

🚨 واکنش مهم قرارگاه خاتم الانبیا به حضور ناوگروه آمریکایی/ تحرکات دشمنان صرفا در مرحله اقدام رصد نمی‌شود/ عملیات محدود، سریع و تمیز امکان پذیر نیست

به گزارش آرمان آرا، یک مقام ارشد نظامی در قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا در واکنش به فضاسازی‌های رسانه‌ای و اظهارات تهدیدآمیز اخیر مقامات نظامی آمریکا و اسرائیل اعلام کرد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تحرکات دشمنان را صرفا در مرحله اقدام رصد نمی‌کنند بلکه شکل گیری و نشانه‌های اولیه هرگونه تهدید علیه امنیت ملی کشور به دقت تحت نظر است و بر اساس ارزیابی‌های میدانی تصمیم مقتضی در زمان مناسب اتخاذ خواهد شد.

بنا بر روایت فارس، وی افزود: تصور اجرای عملیاتی موسوم به محدود، سریع و تمیز علیه ایران ناشی از برآوردهای نادرست و شناخت ناقص از توانمندی‌های دفاعی و تهاجمی جمهوری اسلامی است هر سناریویی که بر پایه غافلگیری یا کنترل دامنه درگیری طراحی شود در همان مراحل ابتدایی از کنترل طراحان آن خارج خواهد شد.

این مقام ارشد نظامی با اشاره به بزرگنمایی حضور ناوهای هواپیمابر و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه تصریح کرد: محیط دریایی پیرامون ایران محیطی بومی شناخته شده و کاملا تحت اشراف نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است؛ تمرکز و انباشت نیرو و تجهیزات فرامنطقه‌ای در چنین فضایی، نه عامل بازدارنده بلکه افزایش دهنده آسیب پذیری و تبدیل آنها به اهداف در دسترس خواهد بود.

وی خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته با تکیه بر توانمندی‌های بومی دریایی دکترین دفاع نامتقارن و ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی منحصربه‌فرد خود معادلات نظامی در خلیج فارس و دریای عمان را به گونه‌ای رقم زده که هیچ نیروی متجاوزی نمی‌تواند امنیت نیروها و پایگاه‌های خود را تضمین شده تلقی کند.

این مقام نظامی با اشاره به برخی اظهارات مداخله جویانه درباره تحولات داخلی و همچنین نظام سیاسی ایران تاکید کرد: تجربه‌های پیشین نشان داده است که تلاش برای اثرگذاری بر امور داخلی و یا ضربه به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران چه از مسیر فشار سیاسی و اقتصادی و چه از طریق تهدید نظامی و عملیات روانی همواره ناکام مانده و این مسیر غلط در آینده نیز نتیجه‌ای برای طراحان آن به همراه نخواهد داشت.

وی در پایان هشدار داد: جمهوری اسلامی ایران آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود، اما نخواهد گذاشت هر تهدیدی علیه امنیت ملی کشور حتی در مراحل اولیه شکل گیری به مرحله اقدام برسد. مسئولیت کامل هرگونه پیامد ناخواسته مستقیما بر عهده طرف‌هایی است که چه با حضور تحریک آمیز و مداخله جویانه و چه با حمایت و پشتیبانی مستقیم و غیرمستقیم خود ثبات کل منطقه را به خطر می‌اندازند.

۲۹۲۹

«وسواسِ تکرار»/ خیانت آمریکا به کُردها؛ از اقلیم کردستان تا شمال سوریه

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل– حلیمە ملایی: اگر تاریخ خیانت‌های آمریکا و کشورهای استعمارگر غربی بە کردها را بررسی کنیم مکرر میبینیم کە آمریکایی‌ها در نقش دروغین حامی با وعده های پوچ و شعارهای ناسیونالیستی از کردها استفادە ابزاری کردە و در راستای اهداف راهبردی و تاکتیکی خود از جملە کنترل خاورمیانە، تسلط بر منابع انرژی کشورهای منطقە، نفوذ و دخالت تاکتیکی در امور کشورها و… نقش همپیمان بە آنها می‌دهند و بعد از رسیدن بە نتایج دلخواه خود بە آسانی کردها را رها می‌کند.

البتە بە گواه تاریخ، آمریکا همیشە بە همپیمانهای خود خیانت خواهد کرد از صدام گرفتە تا کشورهای اروپایی و عربی . کاخ سفید هرگز هیچ التزامی بە اجرای تعهدات خود نداشتە است و اصل سیاست های آمریکا و لابی های صهیونیستی حاکم بر این کشور، بر پاشنە منافع میچرخد نە تعهد . سیاستمداران معتقدند کە هر لحظە باید منتظربود کە آمریکا دوستان خود را قربانی یک منفعت بزرگتر بکند.

اگر از خیانت آمریکایی ها و شوروی سابق بە کردها در مقابل دیکتاتور مخلوع ایران در رویدادهای سال ۱۳۲۵ و فروختن کردهای عراق بە صدام حسین دیکتاتور ساقط شدە عراق طی قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و همچنین رضایت و حمایت آمریکا و کشورهای غربی برای بمباران شیمیایی کردهای ایران و عراق و انفال و نسل‌کشی مردم کردستان عراق توسط رژیم بعث فاکتور بگیریم؛ نزدیکترین مورد سال ۲۰۱۷ و فریب کردهای حاکم بر اقلیم در قضیە همه‌پرسی استقلال کردستان بود.

همه‌پرسی کە با نقشە سرویس‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و تحریک و ایجاد توهم قدرت در احزاب کردی سبب شد کە ۲۰ درصد از مناطق تحت حاکمیت کردهای عراق از آنها گرفتە شود و بیشتر مناطق مهم نفتی و استراتژیک شمال عراق را بە کنترل کامل دولت مرکزی بغداد درآورد.

این رکب آمریکایی_ اسرائیلی بە کردهای عراق در نهایت موجب انزوای سیاسی و اقتصادی اقلیم کردستان برای مدتهای طولانی در منطقە و تحریم از سوی کشورهای همسایە و افول هژمون نسبی این منطقە نیمە خودمختار شد.

کاخ سفید با نپذیرفتن نتایج همه‌پرسی کە سرویس های اطلاعاتی آمریکایی خود از محرکان برگزاری آن بودند از سویی موجبات رضایت همپیمان ناتویی خود یعنی ترکیە را فراهم کرد و از سوی دیگر کردهای منزوی‌ و آسیب پذیر شدە عراق را در سیطرە تسلط خود نگه داشت و همزمان روابط خود با دولت مرکزی عراق را نیز تقویت و از منافع اقتصادی و سیاسی آن بهرەمند شد.

با ظهور رسمی داعش در سال ۲۰۱۴ و گسیل این جریان تروریستی بە عراق و سوریە، آمریکایی ها برای داشتن پایگاه رسمی در این کشورها و استفادە از نیروهای پیادەنظام توانمند در راستای رسیدن بە هدف نهایی کە همان سرنگونی نظام سوریه (بشار اسد) بود، با اعلام حمایت از خودمختاری کردهای سوریە، وارد شمال و شرق این کشور شدە و بر چاه های نفت و گذرگاههای حیاتی مسلط شد.

آمریکا و کشورهای اروپایی تحت عنوان ائتلاف جهانی ضد داعش با نیروهای کرد سوریە کە بە دفاع از مناطق شمال و شرق سوریە در مقابلە با تروریستهای افراطی پرداختە بودند هم‌پیمان شدند؛ ائتلافی کە برای کردهای سوریە از سرناچاری و نیاز بە تجهیزات و لجستیک قوی بود و برای طرف غربی تاکتیکی در راستای رسیدن بە اهداف بزرگتر.

بە طوری کە در جریان حملات سال ۲۰۱۹ ترکیە بە کردهای سوریە در کوبانی و قتل عام مردم آن منطقە کە بعدها مشخص شد با چراغ سبز سنتکام و عقب نشینی نیروهای آمریکایی روی دادە است، همە جهان شاهد رهاکردن کردهای سوریە از سوی آمریکا برای منافع سیاسی خود بودند.

همزمان با این حملات، روسیه با انتقاد از رهاکردن کردها از جانب آمریکا، واشنگتن را متهم کرد که کُردها را به ماندن در نزدیکی مرزهای سوریه-ترکیه و درگیری با ارتش ترکیه ترغیب می‌کند تا همە آنها کشتە شوند.

آن روزها همە جهان بە این خیانت آمریکایی ها واکنش نشان دادند و این اقدامات را خطر جدی و درس عبرتی برای همە همپیمان های آمریکا در جهان یادآوری کردند. البتە فریب و خیانت بە کردها برای آمریکایی ها امری عادی است، و جدی ترین حالت آن در سالهای اخیر، فروختن آنها بە جولانی و تروریستان حاکم بر سوریە در روزهای گذشتە بود.

زمانی کە «تام باراک» فرستادە ویژە آمریکا برای امور سوریە، هفتە گذشتە اعلام کرد کە دولت دمشق اکنون قادر به پذیرش مسئولیت‌های کامل امنیتی، از جمله کنترل بازداشتگاه‌ها و اردوگاه‌های داعش است و ائتلاف جهانی و در راس آنها آمریکا، دیگر نیازی بە کردهای سوریە و نیروهای نظامی قسد ندارند؛ یکبار دیگر جهان شاهد خیانت آمریکا بە همپیمانانش بود.

بعد از دیدار اخیر جولانی، حاکم خودخواندە سوریە با رئیس جمهور آمریکا، ترامپ در سخنانی گفت که «جولانی رهبری قوی است و من او را دوست دارم و هر کاری را که لازم باشد برای موفقیت سوریه انجام خواهیم داد.» ترامپ همچنین گفت که او اطمینان دارد جولانی قادر به انجام وظایفش خواهد بود؛ کە البتە منظور ترامپ وظایف محولە از سوی آمریکا بود.

ادعای برداشتن تحریم های سوریه،درست زمانی که جولانی، رئیس‌جمهور خودخوانده سوریه اعلام کرد با اسرائیل توافق خواهد کرد و بە ائتلاف آمریکا برای پایان دادن بە داعش می پیوندد، نشانگر تصمیمات پنهانی و توافقات محرمانە برای دورزدن کردهای سوریە بود، چون شکی در آن نیست آمریکای منفعت طلب و خائن بە تعهدات، رابطە با ترکیە و دولت مرکزی سوریە را بە نیروهای کرد محدود و بدون حامی جهانی ترجیج می دهد.

جهان امروز می‌بیند کە آمریکا بە هیچ پیمانی پایبند نیست و حالا کردهای سوریە را هم رها کردە و بە جولانی دستور دادە است بە زندانهایی کە نیروهای ی پ گ و قسد تروریستهای داعشی را در آنها سالها نگهداری میکردند، حملە کند و دوستان تروریست خود را آزاد کردە و برای قتل و عام و غارت مردم بە مناطق کردنشین سوریە و مناطق مرزی عراق، گسیل دهد.

در روزهای اخیر تعداد قابل توجهی از سیستمداران آمریکایی، با اذعان به این که دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست جمهوری خود، کردهای سوریه را در مقابل حمله ترکیه تنها گذاشت، او را به خیانت مجدد به کردهای سوریه متهم کرده اند.

کارشناسان می گویند این خیانت شاید آخرین تیر آمریکا بر پیکر بی رمق مدیریت خودگردان کردهای سوریە باشد و اگر غیرنظامیان مناطق کردنشین سوریە نتوانند از مهلکە حملات تروریست‌های وابستە بە جولانی بگریزند فاجعە دردناکتری رخ خواهد داد.

در این‌باره «الهام احمد» از چهره‌های برجسته سیاسی کردهای سوریه در گفت‌وگو با «فاکس نیوز دیجیتال» نسبت به وضعیت کنونی کردها هشدار داد و اعلام کرد که مردم کرد سوریه در معرض تهدیدی جدی قرار دارند. او با انتقاد از رویکرد دولت آمریکا گفتە است «ما واقعاً انتظار داشتیم موضعی قاطع از سوی آمریکا ببینیم. مردم کرد در خطر نابودی قرار دارند، اما آمریکا هیچ‌گونه تضمین مشخص و ملموسی ارائه نمی‌دهد.»

همچنین مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی «اجتماع ملی» فرانسه، با انتقاد شدید از سیاست دولت امانوئل ماکرون در قبال سوریه، اعلام کرد که کردها که «با شجاعت علیه تروریست‌های داعش جنگیدند»، امروز به‌طور «بزدلانه‌ای» رها شده‌اند و جامعه بین‌المللی در برابر سرنوشت آنان چشم خود را بسته است.

لوپن با اشاره به دیدارها و تماس‌های رئیس‌جمهور فرانسه با رئیس دولت جدید سوریه، گفت امانوئل ماکرون با «پهن کردن شتاب‌زده فرش قرمز» برای رئیس‌جمهور «خودخوانده» سوریه که به گفته او «سابقه حضور در داعش و القاعده» داشته، بار دیگر مرتکب خطایی «تراژیک» شده است.

همزمان مایک پمپئو، وزیرخارجە سابق آمریکا با اشارە بە خیانت دولت ترامپ بە کردها تاکید کرده است اقدام آمریکا به رها کردن کردهای سوریه در برابر هجوم سراسری نیروهای جولانی فاجعه ای اخلاقی و استراتژیک برای دولت آمریکاست.

اما همە اینها بار دیگر بە جهان یادآوری می‌کند کە آمریکا دوست هیچ کس نیست و بە هیچ پیمانی متعهد نخواهد بود مگر اینکە منافع آمریکا واسرائیل را تامین کند و سیاست همشگی آمریکا این است که «هر وقت لازم بود میفروشمت.»

🚨 هشدار سخنگوی وزارت دفاع درباره حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران؛ پاسخ ما دردناک‌تر از گذشته است/ آمادگی‌های نظامی نسبت به جنگ ۱۲ روزه بیشتر است

به گزارش آرمان آرا، سردار «رضا طلایی‌نیک» سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، با بیان اینکه قوی‌ترشدن ایران مورد غضب رژیم صهیونیستی و مقامات آمریکاست، اظهار داشت: دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو از ثبات، اقتدار و پیشرفت‌های ایران به‌شدت عصبانی و بیمناک هستند و آسیب‌زدن به روند پیشرفت و قدرت ملی و تضعیف روحیه ملی از اهداف دشمنان در راهبری اغتشاشات و پشتیبانی از تروریست‌های صهیونی-آمریکایی در آشوب‌های اخیر در ایران بود.

بنا بر روایت دفاع پرس، سردار طلایی‌نیک ادامه داد: جنگ روانی و رسانه‌ای و کشاندن فضای جنگ شناختی به جنگ خیابانی طراحی پیچیده دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و عوامل داخلی و خارجی آن‌ها بود که با حضور قاطع ملت ایران در ۲۲ دی خنثی شد؛ البته با فداکاری و شهادت مظلومانه نیروهای امنیتی، فراجا، بسیج، سپاه و جمعی از مردم این آشوب‌های هدفمند و پیچیده که با پشتیبانی پیچیده و چندوجهی از سوی دشمنان تدارک دیده شده بود، ناکام شد.

سخنگوی وزارت دفاع افزود: تهدیدات دونالد ترامپ و جنگ‌افروزی‌های بنیامین نتانیاهو در منطقه، عاملی است که باید با توجه به آن، آمادگی‌های همه‌جانبه خود را حفظ کنیم.

وی تأکید کرد: نیروهای مسلح و ملت ایران بارها نشان دادند که همواره برای خنثی‌سازی تهاجم خارجی و فتنه‌انگیزی‌های داخلی سنگ تمام می‌گذارند؛ همانند شکست رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه.

سردار طلایی‌نیک گفت: آمادگی‌های نظامی ایران نسبت به مقطع دفاع مقدس ۱۲ روزه افزایش یافته و اکنون قدرت دفاعی ما به گونه‌ای است که اگر تعرضی به کشورمان از سوی آمریکا و رژیم صهیونی انجام شود، دردناک‌تر و قاطع‌تر از گذشته پاسخ داده خواهد شد و قطعاً دشمن در صورت اقدام شرارت‌آمیز، ناکام‌تر از گذشته خواهد بود و با شکست سخت‌تری مواجه خواهد شد؛ همان‌گونه در مدت بسیار کوتاهی، ملت ایران با کمک نیروهای انتظامی و امنیتی، آشوب‌های بسیار پیچیده و گسترده‌ی طراحی‌شده از سوی دشمنان را در روزهای اخیر ناکام گذاشتند و فتنه آنان را به شکست کشاندند.

۲۹۲۱۸

🚨 حمله امریکا و اسرائیل به ایران چقدر جدی است؟/ احتمال تهاجم پیشدستانه ایران وجود دارد؟

به گزارش آرمان آرا عبدالرضا فرجی راد، دیپلمات پیشین ایران در نروژ و استاد ژئوپلیتیک در گفتگو با فرارو به این پرسش پاسخ داده و وضعتی موجود را مورد بررسی قرار داده است. 

عبدالرضا فرجی راد  گفت: «اسرائیل و آمریکا یک بازی بزرگ راه انداخته‌اند و در این بازی با قطعیت نمی‌توان گفت کدام یک زودتر حمله می‌کند. آن چه که مشخص است، این است که ایران حمله پیشدستانه انجام نخواهد داد، چرا که اگر ایران چنین اقدامی انجام دهد، فارغ از تبعات منطقه متعددی که چنین حمله‌ای خواهد داشت، حمله گسترده متقابلی از سوی اسرائیل و آمریکا رقم خواهد خورد. مسائلی که داخل کشور رخ می‌دهد نیز جای خود. بنابراین با توجه به شیوه رفتار سیاسی ایران در طول سال‌های اخیر، بعید می‌دانم که ایران بخواهد حمله‌ای علیه اسرائیل ترتیب دهد. ایران هیچوقت حمله کننده به هیچ کشوری نبوده است.» 

وی افزود: «اما این پرسش به جای خود باقی است که آمریکا به ایران حمله می‌کند یا اسرائیل؟ اگر این سوال را مطرح کنیم که اصلا حمله‌ای در کار است یا خیر؟ من اعتقاد دارم احتمال حمله وجود دارد. من جزو افرادی بودم که بعد از جنگ ۱۲ روزه تاکید می‌کردم بعید است اسرائیل و آمریکا حمله‌ای صورت دهند. درواقع احتمال حمله اسرائیل را نیز بسیار کم می‌دیدم. اما اکنون این احتمال را می‌دهم. نگاهی به حضور گسترده نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه، ناوهای هواپیمابر و به طور کلی هزینه‌های سنگینی که از سوی آمریکا در منطقه گسیل شده این احتمال تقویت شده است. همچنین انتشار این خبر که پروازهای زیادی به مقصد اسرائیل کنسل شده اند، می‌تواند یک نشانه مهم باشد. طبیعتا نمی‌توانیم احتمال هیچ حمله‌ای را رد کنیم.» 

ممکن است آمریکا بخواهد ضربه بزند و سپس ایران را به میز مذاکره بکشاند

دیپلمات پیشین ایران در نروژ در ادامه گفت: «حقیقت این است که ترامپ تا حدودی مست و مغرور از اقدامات اخیر خود است. او اخیرا توفیقاتی در ونزوئلا به دست آورده و به عبارتی به نفت ونزوئلا دسترسی پیدا کرده که زمینه را برای افزایش درآمدهای آمریکا فراهم می‌کند. همچنین درباره گرینلند به یک موفقیت نسبی دست پیدا کرده است. درواقع صحبت‌های ترامپ با دبیرکل ناتو، گرچه به شکل قطعی به سرانجامی نرسیده است اما نسبتا موفقیت‌آمیز بوده و در نتیجه ترامپ درخصوص دغدغه‌ای که در مورد گرینلند داشت نیز به نتیجه مثبتی رسیده است.» 

وی افزود: «به هر حال این دستاورد برای ترامپ دستاورد کمی نیست که هر پایگاهی در گرینلند بزند، بخشی از خاک آمریکا محسوب می‌شود. بنابراین با توجه به این دستاوردها و توفیقاتی که برای دستیابی به معادن کمیاب گرینلند کسب کرده است، به نظر می‌رسد حس می‌کند در هر حوزه‌ای موفق خواهد بود. مسئله صلح غزه نیز مزید بر علت شده است. ترامپ در تلاش است با آوردن این نیروهای گسترده در منطقه ایران را تحت فشار همه جانبه‌ای قرار دهد تا شروط را بپذیرد. اما یک احتمال دیگر این است که آمریکا می‌خواهد به ایران ضربه بزند و پس از ضربه، ایران را سر میز مذاکره بنشاند.» 

اگر حمله‌ای رخ دهد، اسرائیل و آمریکا ترکیبی وارد عمل می‌شوند

این استاد ژئوپلیتیک در خصوص احتمال حمله اسرائیل به ایران نیز گفت: «این که اسرائیل بخواهد ابتدا حمله کند و سپس آمریکا بخواهد از اسرائیل حمایت کند، نیز چندان منطقی نمی‌بینم. اگر بنا بر حمله باشد، اسرائیل و آمریکا، ترکیبی حمله می‌کنند. در حملات پیشین نیز شاهد بودیم اقدامات مشترکی بین اسرائیل و آمریکا انجام می‌شد. در تحولات داخلی کشور ما نیز، ترامپ ادعاهایی را مطرح کرده بود. اکنون نیز در حرف‌های مقامات اسرائیل و آمریکا اشتراکات زیادی دیده می‌شود. بنابراین، چنین موضوعی دور از ذهن نیست که دوباره بخواهند در ایران آشوب به پا کنند. من نمی‌توانم بگویم این حمله مشترک قطعا انجام می‌شود اما تایید می‌کنم که احتمال حمله کاملا مشهود است. با توجه به شرایط موجود، مقامات کشور ما باید در آمادگی کامل قرار داشته باشند.»

17302

🚨 جانشین فرمانده کل سپاه: سلاح های آمریکا تمام محیط زیست را با نابودی مواجه می‌کند/ بمب‌های آمریکا و اسرائیل زیست مردم فلسطین را به نابودی کشانده

به گزارش آرمان آرا، سردار احمد وحیدی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امروز (یکشنبه، ۵ بهمن) در همایش سراسری مخاطرات محیطی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ضمن یاد و خاطره شهدای مدافع امنیت اظهار کرد: ما دو مسئله مهم یعنی جمعیت و طبیعت را داریم که در بلند مدت برای ما حائز اهمیت است.

بنابر روایت فارس، وی افزود: توسعه باید برگرفته از اصول حاکم بر محیط زیست باشد که این امر در کنترل مخاطرات طبیعی و منطقه ای پراهمیت است.

جانشین فرمانده کل سپاه بیان کرد: وقتی از مخاطرات طبیعی صحبت می‌کنیم باید تمامی لایه‌ها را مورد بررسی قرار دهیم.

سردار وحیدی اظهار کرد: مخاطرات گاهی طبیعی، گاهی انسان ساز غیرعامدانه و گاهی انسان ساز عامدانه است.

وی ادامه داد: گنبد طلایی یعنی دخالت و نظامی کردن فضا که این یک امر ممنوع است زیرا که حقوق بین‌الملل را نادیده می‌گیرد و فضا را ناایمن می‌کند.

جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه در مخاطرات اولین قدم شناخت موارد انسان ساز عامدانه است، افزود: یکی از موارد مخاطرات زیست محیطی در غزه است که می‌بینیم بمب‌های صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها تمام زیست مردم فلسطین را با نابودی مواجه کرده است. 

سردار وحیدی با تأکید بر اینکه جنگ‌هایی که غرب به راه می‌اندازد یکی از موارد از بین بردن محیط زیست بشر است، گفت: بزرگترین ناقض محیط‌زیست در جهان آمریکا است زیرا با وجود سلاح‌هایی که تولید می‌کند تمام محیط زیست را با نابودی مواجه می‌کند.

وی تصریح کرد: باید با چشم باز عوامل مختلفی را که می‌تواند به شکل انسان ساز و عامدانه حیاط و محیط زیست بشر را با خطر مواجه می‌کند، بشناسیم.

جانشین فرمانده کل سپاه اضافه کرد: آب به‌عنوان یک‌ متغیر کلیدی است که می‌تواند تاثیرات زیادی در محیط زیست داشته باشد.

سردار وحیدی با بیان اینکه بیکاری یکی از مخاطرات حوزه امنیت ملی است، بیان کرد: امروز امنیت غذایی بخشی از امنیت ملی تلقی می‌شود زیرا اگر این حوزه به خطر بیفتد یکی از عناصر امنیت ملی به خطر می‌افتد.

وی ادامه داد: باید بخشی از مخاطرات طبیعی خود را در فضای منطقه‌ای و جهانی ببینیم و آن را ارزیابی کنیم.

جانشین فرمانده کل سپاه تأکید کرد: همانطور که ما باید از تمامیت ارضی خود باید دفاع کنیم، باید از کیفیت آب و خاکمان هم دفاع کنیم.

۲۹۲۱۸

توصیه‌ای دوستانه به دولت ارمنستان: ایران را نرنجانید

یادداشت مهمان، احسان موحدیان: به تازگی پدیده جدیدی در ارمنستان رخ داده که می‌تواند اعتماد دولت جمهوری اسلامی به این کشور را کاهش دهد. در هفته‌های قبل شمار معدودی از ایرانیان مقیم ارمنستان و شماری از اتباع ایرانی اخراج شده از ترکیه که به ایروان رفته‌اند، پس از بروز ناآرامی ها در ایران، بارها و بارها مقابل سفارت ایران در ایروان تجمع غیرقانونی انجام داده و هتک حرمت نسبت به جمهوری اسلامی و مقامات آن روا داشته‌اند.

شواهد قطعی وجود دارد که این افراد، به‌ویژه کسانی که از ترکیه آمده‌اند، با دخالت دشمنان ایران سازماندهی شده و پول هایی از برخی سرویس های اطلاعاتی غربی-عربی-عبری دریافت کرده اند و این مسایل از چشمان مقامات ایرانی قابل پنهان کردن نیست.

درشرایطی که اعتراضات مسالمت آمیز مردم در ایران، با ورود تروریست های سازمان یافته از سوی موساد و سیا، به قتل و غارت و خشونت تبدیل شد و معلوم شد اسرائیل مرحله دوم حمله خود به ایران را شروع کرده است، آیا جمع شدن بی دردسر عده ای در برابر سفارت ایران، که شعار اصلی شان در کنار هتک حرمت ها، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است، یک علامت دوستانه از جانب دولت ارمنستان تلقی می‌شود؟ آیا تجمع کنندگان ارمنی در داخل ارمنستان که گاهی علیه دولت پاشینیان تجمع می‌کنند، خواهان سرنگونی اصل نظام در این کشور و تبدیل حکومت آن به پادشاهی می‌شوند؟ اگر این افراد توهین های زننده ای نسبت به مقامات ارمنستان داشته باشند، پاشینیان و نیروهای امنیتی وی به تماشای این افراد اکتفا می کنند؟

فراموش نکنیم که دو ماه قبل دو فعال اینترنتی در ارمنستان به خاطر فحاشی در فضای مجازی نسبت به مقامات ارمنستان به سرعت دستگیر شده و با خشونت به زندان منتقل شدند. بنابراین اگر آنطور که مقامات ارمنستان و شخص رئیس مجلس ارمنستان گفته این کشور قصد ندارد آسیبی به روابط خود با دولت و مردم مهربان ایران وارد کند، توقع آن است که در مورد این گستاخی ها و هتک حرمت و توهین به جمهوری اسلامی ایران و مقامات ارشد آن در ارمنستان نهایت سختگیری و جدیت اعمال شود.

یک کشور در مورد انتقاد از خود و مقامات خود می تواند چنین استدلال کند که اعتراض و تجمع آزاد است، اما آیا در مورد دیگر کشورها، هتک حرمت مجاز است؟ تجمع در ارمنستان علیه یک دولت دوست به قصد ترویج براندازی علیه این کشور از سوی عده ای فحاش چه توجیهی دارد؟ به خصوص که سفارت هر کشور دارای مصونیت دیپلماتیک است!

آیا مقامات ارمنستان وقتی هر روز عده ای برانداز، در مقابل سفارت ایران نسبت به رهبر جمهوری اسلامی ایران هتک حرمت روا می‌دارند، انتظار دارند دولت ایران واکنشی نشان ندهد یا لبخند بزند؟ اگر عده‌ای بخواهند در برابر سفارت آمریکا در ایروان ده دقیقه تجمع کنند دولت ارمنستان اجازه خواهد داد؟

بر فرض اصرار بر آزادی اعتراض و تجمع و انتقاد، آیا دولت ارمنستان حد و مرزی برای آن متصور نیست؟ اگر آزادی از نظر دولت پاشینیان حد و مرزی ندارد، عده ای از سیاسیون و اسقف های کلیسای ارمنی و نزدیک به اپوزیسیون، در زندان های ارمنستان چه می کنند؟ چرا نیروهای مخالف دولت به طور گسترده و مرتب و به بهانه های مختلف دستگیر می شوند؟

بهتر است دولت ارمنستان برای تقویت روابط با ایران با عوامل مخل این همکاری‌ها به طور جدی برخورد کرده و توجهی به توصیه های شیطنت آمیز کشورهای ثالث که قصد دارند ارمنستان را به اوکراین دیگری مبدل کنند، نداشته باشد. در غیر این صورت ایروان یکی از دوستان واقعی خود را رنجانده و از خود دور خواهد کرد.

🚨 روزنامه اصولگرا: ترامپ می خواهد سایه تهدید را ایجاد کند اما وارد جنگ نمی شود/ چرا واشنگتن از درگیری نظامی با ایران پرهیز دارد؟

به گزارش آرمان آرا روزنامه خراسان نوشت: دونالد ترامپ از حرکت یک «آرمادا» به سمت منطقه صحبت کرده و گفته امیدوار است نیازی به استفاده از آن نباشد.  از سوی دیگر، یک مقام ارشد ایرانی در گفت‌وگو با رویترز تصریح کرده هر نوع حمله با هر عنوان و مقیاسی از نگاه تهران «جنگ تمام‌عیار» تلقی خواهد شد و ایران برای «بدترین سناریو» در حالت آماده‌باش است.

این دو گزاره کنار هم، تصویر یک «تقابلِ تصمیم» را می‌سازند: واشنگتن می‌خواهد تهدید را واقعی نگه دارد، اما نمی‌خواهد وارد جنگی شود که پایانش قابل کنترل نیست؛ تهران می‌خواهد هزینهِ «ضربه محدود» را از همان ابتدا تا سطح «جنگ بزرگ» بالا ببرد تا گزینه نظامی از روی میز عملاً برداشته شود.

 

شروطی برای جنگ یا مذاکره؟

بر اساس اطلاعاتی که به روزنامه خراسان رسیده است، ایالات متحده چهار پیش‌شرط را به‌عنوان مبنای هرگونه توافق احتمالی با ایران مطرح کرده که عملاً مسیر مصالحه را مسدود می‌کند. این شروط شامل تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای ایران و تحویل همه مواد غنی‌شده در سطوح ۳.۶۷، ۲۰ و ۶۰ درصد، اعمال محدودیت بر برد و تعداد موشک‌های بالستیک، تعهد رسمی تهران به قطع حمایت از گروه‌های مقاومت منطقه‌ای ، خلع سلاح کرد ن حزب ا… لبنان و در نهایت به رسمیت شناختن اسرائیل است؛ مجموعه‌ای از مطالبات که به گفته منابع آگاه، نه در چارچوب مذاکره، بلکه در قالب تحمیل شروط یک‌جانبه تعریف می‌شود.

همزمان، این منابع تأکید می‌کنند که ایران در عین حفظ آمادگی کامل برای بدترین سناریوها، مخالفتی با اصل مذاکره ندارد و بارها اعلام کرده مسیر دیپلماسی در صورت احترام متقابل و کنار گذاشتن فشار و تهدید، همچنان باز است. با این حال، طرح چنین پیش‌شرط‌هایی از سوی واشنگتن، این پیام را مخابره می‌کند که طرف آمریکایی بیش از آن که به دنبال توافق باشد، در حال زمینه‌سازی برای تشدید تقابل است.


چرا ترامپ مردد است؟

ریسک جنگِ طولانی و غیرخطی: تجربه دو دهه جنگ‌های پرهزینه خاورمیانه، حساسیت جامعه آمریکا را نسبت به «درگیریِ بدون خروجی روشن» بالا برده است.

سال سیاست داخلی و محاسبه انتخابات: هر عملیات اگر به کشته و اسارت و بحران انرژی و جهش قیمت‌ها ختم شود، هزینه‌اش مستقیم روی سیاست داخلی آمریکا می‌نشیند.

ابهامِ پاسخ ایران : مهم‌ترین عامل بازدارنده، نامعلوم بودن شکل پاسخ است، یعنی همان ابهام سازنده‌ای که در دکترین‌های بازدارندگی نقش حیاتی دارد.


رؤیای ضربه بدون هزینه

در ادبیات تصمیم‌سازان آمریکایی رگه‌هایی از دو اصل جنگی دیده می شود؛ اول تلفات صفر برای آمریکا، دوم خسارت حداقلی به تجهیزات. این تصویر، اگرچه برای سیاستمدار جذاب است، اما در جغرافیای ایران و محیط پیرامونی‌اش، به‌سختی قابل تحقق است؛ چون طرف مقابل دقیقاً روی همان نقطه دست می‌گذارد و ضربه محدود را به هزینه بزرگ تبدیل می کند.

به زبان ساده، اگر منظور آمریکا از «جنگ پاک» این است که درگیری را محدود و قابل کنترل نگه دارد، پیام ایران دقیقاً برعکس آن است. تهران هشدار داده هر حمله‌ای را طوری پاسخ می‌دهد که جنگ از کنترل خارج شود و هزینه درگیری برای طرف مقابل به‌مراتب سنگین‌تر از یک ضربه محدود باشد.


چرا «ضربه نظامی» ممکن است نتیجه معکوس بدهد

یکی از مهم ترین مولفه های مورد محاسبه شرایط داخلی ایران در محاسبه ترامپ است.  این گزاره برای آمریکایی ها ثابت شده است که  هر نوع ضربه خارجی می‌تواند به احیای انسجام ملی ایران منجر شود به‌ویژه اگر جامعه، تهدید را «خطر علیه تمامیت کشور» تلقی کند. این دقیقاً همان پارادوکس عملیات نظامی علیه کشورهاست: ابزارِ شکاف‌آفرین، گاهی تبدیل به ابزارِ وحدت می‌شود. اگر آمریکا تصور کند می‌تواند با فشار همزمان از داخل و خارج به نتیجه برسد، شکست یا فروکش‌کردن فشارهای داخلی این محاسبه را به‌هم می‌زند. در چنین وضعیتی، حمله نظامی دیگر نقش «ضربه نهایی» را ندارد و به احتمال زیاد به یک جنگ سخت، طولانی و پرهزینه برای آن ها تبدیل می‌شود.


 نگرانی متحدان از آتشی که کنترل نشود

گزارش روزنامه گاردین به این اشاره دارد که نگرانی از گسترش بحران و پیامدهای منطقه‌ای جدی است. اگر درگیری از کنترل خارج شود، مسیرهای انرژی، اقتصاد کشورهای پیرامونی، امنیت پایگاه‌ها و حتی ثبات دولت‌ها در معرض موج پس‌لرزه قرار می‌گیرد. به همین دلیل، حتی دولت‌هایی که با ایران اختلاف دارند، در بزنگاه جنگ، معمولاً دنبال «کاهش ریسک» هستند.

از نگاه اسرائیل، مسئله فقط شروع درگیری نیست، بلکه ادامه دادن آن تا رسیدن به اهداف مشخص و توان تحمل هزینه‌هایش است؛ جایی که تل‌آویو همزمان به تداوم فشار فکر می‌کند اما از گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشیِ طولانی می‌ترسد، چون هر روز ادامه درگیری، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی را بالا می‌برد و فشار افکار عمومی را برایشان تشدید می‌کند.

17302

هشدار؛ رسانه‌های جمهوری آذربایجان درباره اغتشاشات ایران چه نوشتند؟

یادداشت مهمان، احسان موحدیان: همزمان با تبدیل اعتراضات صنفی و اقتصادی مردم ایران به اغتشاشات تروریستی، رسانه‌های دولتی جمهوری آذربایجان به سبکی تندتر از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه صهیونیست‌ها علیه ایران از تحولات مذکور استقبال کردند. مرور نظرات تحلیلگران مختلف در باکو در دو هفته گذشته که عمدتا برگرفته از نشریه خاندان علی‌اف یعنی مساوات است، نشان می‌دهد که آنها تحرکات تروریستی در ایران را عامل تضعیف قطعی جمهوری اسلامی ایران تلقی کرده و امیدوار بودند این تحولات زمینه ساز تثبیت فدرالیسم در ایران و در نهایت تجزیه کشور شود.

در واقع یک اجماع راهبردی میان تحلیلگران باکو بر سر ضرورت بهره برداری از این تحولات علیه ایران و پیشبرد ایده تجزیه‌طلبانه ایجاد «آذربایجان بزرگ» با اتحاد مناطق شمالی و جنوبی رود ارس وجود دارد و اغتشاشات اخیر عاملی بسترساز برای تحقق این ایده دانسته شده، هر چند درباره نحوه اجرای این ایده و میزان ظرفیت‌سازی ناشی از اغتشاشات برای دخالت در امور داخلی ایران بین تحلیل‌گران باکو اختلاف نظر تاکتیکی وجود داشته است. اما اصل موضوع مورد اجماع آنان است.

امید باکو به جنگ داخلی و تجزیه ایران

یکی از تحلیلگران در باکو به نام «فرهاد ممدوف» گفته که باکو نباید در عملیات نظامی علیه ایران مشارکت کند یا به دنبال تأثیرگذاری بر اعتراضات باشد. اگر اعتراضات فروکش کند، باکو به تعامل با رهبران ایران ادامه خواهد داد، اما سناریوی جنگ داخلی یا تبدیل شدن ایران به کشوری با دولتی فروپاشیده، رویکرد ما را به طور اساسی تغییر خواهد داد. باکو در این شرایط براساس ملاحظات امنیتی خود می تواند از «هم‌وطنان خود در جنوب ارس» حمایت کند!

«الدار نمازوف» تحلیلگر دیگری در باکو گفته که دیگر هیچ سناریوی مطلوبی برای ایران وجود ندارد. حداقل نتیجه این رویدادها تغییر رژیم سیاسی ایران، شدیدترین نتیجه آن فدرالی شدن ایران و افراطی ترین تحول فروپاشی نهاد دولت در ایران خواهد بود. او افزوده آذربایجانی‌های جنوبی! (نامی تحریف آمیز که توسط حاکمان باکوی جداشده از ایران برای ساکنان استان های آذری ایران به کار می رود) عمدا رهبری اعتراضات را برعهده نمی‌گیرند و ترجیح می‌دهند با انتظار راهبردی دستور کار خود (اشاره به برنامه های باکو برای هویت‌سازی و تمدن‌سازی جعلی برای مناطق آذری ایران با هدف پیوند زدن آنها با دستورکار ضدایرانی اسرائیل و ایجاد تعلق خاطر در آذری‌ها نسبت به باکو و ترکیه و کمرنگ کردن تعلق خاطر و محبت این بخش از ایرانیان با سایر مردم ایران) را حفظ کنند!

در ادامه این رویکرد خصمانه در رسانه‌های باکو که بازتابی از طرح های کلان اسرائیل و آمریکا علیه ایران است که باکو به مجری آنها مبدل شده، مفسر دیگری به نام «محمد اسدالله زاده» بدون هیچ پرده پوشی اظهار داشته اگر اعتراضات تشدید شود و خلا قدرت ایجاد شود، مقامات باکو باید توجه ویژه ای به آذربایجان جنوبی! داشته باشند. اگر تقریبا ۴۰ میلیون نفر از هموطنان ما به صورت دسته جمعی برای اعتراض به خیابان‌ها بیایند، باید حقوقشان تضمین شده و از آنها حمایت شود! رژیم مذهبی در ایران محکوم به فناست و آمریکا و اسرائیل در این راستا دارای برنامه راهبردی هستند. غرب می‌تواند بر عامل کردها هم تکیه کند و تبریز، اردبیل، ارومیه و سایر شهرها بخشی از آذربایجان تاریخی(یعنی متعلق به حاکمان باکو) هستند!

توصیف اقوام ایرانی به عنوان ملل مستقل

«الچین علی اوغلو» کارشناس دیگری است که اگرچه ایده استقلال مناطق آذری ایران را غیرواقع بینانه تفسیر می‌کند، اما معتقد است حاکمان باکو باید از مبارزه آذری‌های ایران برای کسب خودمختاری در چارچوب یک ایران فدرال حمایت کنند و بدین منظور باید از رئیس جمهور ایران و تیم وی و نه نهادهای مذهبی در کشور حمایت شود. این امر نشانه ترویج ایده خائنانه حاکمیت دوگانه در ایران و تلاش برای ایجاد نفاق و تفرقه در جامعه است که از دیرباز در دستور کار دشمنان خارجی ایران قرار دارد.

وی تصریح می‌کند که هدف اصلی حفاظت از حقوق فرهنگی و زبانی ساکنان آذربایجان جنوبی و به خصوص ترویج زبان آنهاست تا از تخریب هویت ملی آذربایجانی ها جلوگیری شود، چون آنها یک اقلیت ملی نیستند، بلکه یکی از ملت های کشور ایران هستند!

کاربرد لفظ ملت برای بخشی از ساکنان ایران، از جمله ایده‌های تجزیه طلبانه ای است که اسرائیل و برخی کشورهای غربی به خصوص انگلیس مبدع آن هستند و تلاش می‌کنند از این طریق بین اقوام ایرانی درگیری ایجاد کرده و با توصیف هر یک از آنها به عنوان ملتی مستقل در کشور درگیری و جنگ داخلی ایجاد کنند. پس از توصیف هر یک از اقوام ایرانی به عنوان ملتی جدا از دیگر ساکنان ایران، برای آنها زبان و فرهنگ و حافظه تاریخی مجزا جعل می‌شود تا ایده تجزیه‌طلبی به عنوان ایده‌ای مشروع و قانونی در ذهن ساکنان ایران حک شده و مبارزه برای این کار حتی در قالب اقدامات وحشیانه تروریستی مشروع جلوه داده شود.

تلاش باکو برای القای حاکمیت دوگانه در ایران

«رئوف عارف اوغلو» رئیس گروه ینی مساوات که می‌توان او را بلندگوی رسانه‌ای شخص الهام علی‌اف توصیف کرد نیز در اظهاراتی توهین‌آمیز نخبگان حاکم بر ایران را یک فرقه مذهبی توصیف کرده که به دور از واقعیت هستند و از ظرفیت فکری برای سازگاری با چالش‌های مدرن، فناورانه و ژئوپلتیک برخوردار نیستند.

وی جمهوری اسلامی را رژیمی غیرقابل اصلاح توصیف کرده که باید برود! این فرد صحبت‌های مقامات ایران را جنگ طلبانه توصیف کرده و با هدف ایجاد تنش قومیتی در ایران اظهار داشته که عامل ترک به یک نیروی تعیین کننده در ایران مبدل شده و نظام ایران از پزشکیان برای خنثی کردن این عامل و آرام کردن آذربایجان استفاده کرده است!

این دست نشانده رسانه ای الهام علی‌اف با بیان یک دروغ بی‌اساس و خنده‌دار مدعی شده برای اولین بار در ایران هم رهبر ایران و هم قوه مجریه در اختیار آذربایجانی هاست. این در حالی است که نخست‌وزیر ایام جنگ هشت ساله در دهه ۶۰ نیز آذری بود.

نگارش چنین مطالب پوچ و به دور از واقعیتی در رسانه‌های دولتی باکو در پایان هفته قبل و پس از برگزاری راهپیمایی‌های باشکوه میلیونی در کشور برای بیعت با رهبری و نظام نشان می‌دهد رسانه‌های دولتی باکو که سیاست‌گذاری آنها در اسرائیل و انگلیس انجام می‌شود، اصولا هیچ درکی از واقعیات داخل ایران ندارند و تنها با فرافکنی و دروغ پردازی برای مخاطبان ناآگاه خود مشتی دروغ را به عنوان تحلیل به مخاطبان می‌فروشند تا براساس آنها برای اجرای توطئه‌های ضدایرانی خود بودجه جذب کنند.

تحرکات ضدایرانی باکو حاصل انفعال ایران است

سطح دروغ پردازی رسانه‌های باکو در دوهفته اخیر تا بدان حد بالا گرفته بود که روزنامه دولتی مساوات و اکثریت مطلق رسانه های این کشور، ضمن دروغ پردازی های گسترده در مورد پایان کار جمهوری اسلامی، کشتارهای چند ده هزار نفری، عدم تحویل اجساد زنان معترض، فروپاشی ایران پس از رها شدن هزاران جسد در خیابان های شهرهای مختلف و غیره، بر روی خویشتن داری نیروهای امنیتی کشور چشم فرو بسته و علیرغم فعالیت تروریستی گسترده عناصر مورد حمایت خارجی و کشتار کور مردم بیگناه، مدعی شدند ایران در بحران عمیق انسانی و اخلاقی فرو رفته و فلج شده است!

مساوات و سایر رسانه‌های وابسته به دولت باکو که چشم بر سرکوب وحشیانه شیعیان و هر نیروی مخالف، فعالیت گسترده صهیونیست‌ها و وهابی‌ها و تکفیری ها در خاک این کشور، تامین گسترده انرژی و سایر نیازهای اسرائیل توسط دولت علی‌اف بسته و تصور می‌کنند ایران همکاری باکو با صهیونیست‌ها در جنگ ۱۲ روزه را فراموش خواهد کرد، خلاقیت خود را افزایش داده و حتی با ژست دینی نیز به جنگ ایران آمده‌اند.

سکوت کامل در برابر این فضاسازی‌های تبلیغاتی، دولت علی‌اف را در این زمینه در پیش چشم برخی افراد ناآگاه و مغرض در داخل و خارج از کشور محق نشان داده و طمع وی را افزایش می‌دهد. باید توجه داشت که علی‌اف چندی قبل در مصاحبه‌ای گفته بود قانون جنگل بر دنیا حاکم شده و نظام بین الملل به شکل قبلی فروپاشیده است. او با همین بهانه از افزایش نظامی گری کشور خود دفاع کرده بود تا خرید تسلیحات نامتعارف که بیشتر برای مقابله با کشورهایی با وسعت سرزمینی بالا و دارای مرزهای آبی با باکو(مانند ایران و روسیه) قابل توجیه است را منطقی جلوه دهد.

اردوغان و علی‌اف در عمل چه می‌خواهند؟

علی‌اف اخیرا نیز از بی ثباتی در ایران و در نزدیکی مرزهای خود اظهارنگرانی کرده است. البته هدف از این اظهارات، دلسوزی و همدلی با ایران نیست و برای کشف رمز آن باید باز هم به گفتار یکی از نمایندگان مجلس باکو در جریان ناآرامی های ایران رجوع کرد که معتقد است بی‌ثباتی ایران به باکو و ترکیه حق می‌دهد تا برای حفظ ثبات و امنیت در مرزهای خود دست به اقدامات نظامی و امنیتی بزنند.

صاحب علی‌اف، یکی از نمایندگان مجلس باکو در ادعایی جالب در ۲۴ دی ماه مدعی شد که حکومت ایران در حال کشتار ترک‌های ایران است و باید کشورهای ترک به این مساله واکنش نشان دهند و به همین دلیل وزرای امور خارجه باکو و ترکیه در این مورد به گفتگو پرداختند.

این نماینده مجلس باکو در ادامه ادعاهای خود در مصاحبه با نشریه مساوات گفت: وضعیت داخلی ایران بسیار وخیم است و دو راهکار پیش روی همسایگان ایران است. اولا، وضعیت نابسامان در ایران آنقدر جدی است که همسایگانش نمی‌توانند نظاره‌گر اتفاقات آنجا باشند. ثانیا، باکو و ترکیه قصد دارند به طور همزمان و هماهنگ برای تضمین امنیت مرزهای خود و هموطنانمان(آذری‌های ایران) در آنجا اقدام کنند!

او در ادامه با دخالت در امور داخلی ایران، گفت: مسئله امنیت هموطنان ما (آذری‌های ایران) در ایران و مرزهای ما اکنون بسیار فوری است. شاید اولین مسئله‌ای که در مکالمه تلفنی دیروز (۱۳ ژانویه) بین وزرای امور خارجه آذربایجان و ترکیه مورد بحث قرار گرفت بیانیه رسمی مذاکرات درباره «اقدام هماهنگ دو کشور برادر» در مورد امنیت منطقه‌ای است، که به نظر من اکنون حتی از جنگ دوم قره‌باغ نیز مهم‌تر است!

آنچه که از سوی آنها در میدان عمل رخ می‌دهد، متفاوت از گفتار آنهاست. در شرایطی که به علت قطع اینترنت در کشور، تروریست های ضدایرانی قادر به ارسال عکس و فیلم جنایت‌های خود به خارج از کشور نبودند، ترامپ به نقل از یک شبکه تلویزیونی باکو مدعی سقوط شهر مشهد شد! در روزهای بعد سیم کارت های اپراتورهای تلفن همراه باکو در نقاط مختلف ایران برای انتقال عکس و فیلم های مدنظر تروریست های مزدور به شبکه های تلویزیونی تجزیه طلب پانترک مانند گوناز تی وی و حساب‌های کاربری تجزیه طلب پانترک در شبکه های اجتماعی به طور گسترده به کار گرفته شدند.

در نتیجه این اقدام، رسانه های پانترک با سرعت بیشتری نسبت به دیگر رقبای ضدایرانی خود مانند ایران اینترنشنال، صدای آمریکا، رادیو فردا، بی‌بی‌سی فارسی، دویچه وله و غیره فضاسازی مخرب مدنظر خود بر علیه کشورمان را انجام داده و به مرجع خبری مهمی مبدل شدند که عامل تبلیغات مخرب دیپلماتیک علیه ایران و برنامه ریزی برای توطئه‌های دیگر اقتصادی و سیاسی و امنیتی علیه ایران شد.

مثلث ضدایرانی باکو، دوبی و اربیل را جدی‌تر بگیریم

البته باکو در این زمینه تنها نبود و اربیل و دوبی دو شهر دیگری در کردستان عراق و امارات بودند که در زمینه ارسال تروریست، تجهیزات جنگی، پول پاشی و حمایت همه جانبه از فعالیت‌های تروریستی در ایران از تمام ظرفیت‌های خود استفاده کردند.

برخی وابستگی های اقتصادی و سیاسی عده ای در داخل کشور به امارات و باکو باعث تعلل در برخورد مناسب با این دو کانون فتنه شده و ایران بارها و بارها هزینه این تعلل را پرداخته و هنوز در این زمینه اقدام قاطعی صورت نگرفته است. پان کردیسم مورد حمایت پژاک و برخی گروه های دیگر تجزیه طلب کردی نیز ماهیت تروریستی خود را در هفته های اخیر یک بار دیگر با قساوتی بی‌نظیر به نمایش گذاشتند که جای هیچ بخشش و چشم پوشی باقی نگذاشته است.

به هر حال، فتنه تروریستی بی‌سابقه در تاریخ معاصر ایران، با تدابیر مقام معظم رهبری، هشیاری نیروهای امنیتی و نظامی، تدابیر اخیر دولت و حضور مردم وفادار در صحنه عمل یک بار دیگر شکست خورد، اما دشمنان ایران بیکار ننشسته‌اند و اگر تداوم ایران و حفظ تمامیت ارضی، امنیت و استقلال کشور برایمان اهمیت دارد و اگر می‌خواهیم مانند گذشته روند پیشرفت کشور را احیا کرده و تا این حد درگیر بقا نباشیم، باید کانون‌های فتنه در کشورهای همسایه را به هر شکل ممکن نابود کنیم و هر لحظه تاخیر در این زمینه هزینه‌های گزافی را به کشور تحمیل خواهد کرد.

🚨 این چند «پاسدار» را قطعا نمی‌شناسید/ روایت شهیدی که انگشتر رهبری را هم برای خودش برنداشت!

به گزارش آرمان آرا، هوافضای سپاه، جای آدم‌های خوبی است که گمنامند اما شهادت رازشان را برملا کرده است…این چند نفر را قطعا نمی‌شناسید.

حبرگزاری فارس در گزارشی نوشته است: انگشتر رهبری را هم خودش برنداشت!

اولین جلسه خواستگاری بود. بدون این که نگاهش کنم گفتم: «ببخشید شما شغل‌تون چیه؟» 

لبخند زد و گفت: «سرباز امام‌زمان هستم». هرچه خوشی و شیرینی بود ریخت روی دلم. 

همین یک جمله کافی بود تا جواب مثبت را بدهم.

هجده سال بعد از آن جلسه خواستگاری، رفته بود دیدار آقا. صدای زنگ که آمد دیدم تمام‌صورتش می‌خندید. جعبه کوچکی را داد توی دستم و گفت: « اینو برای شما آوردم.» انگشتر زیبایی با نگین یاسی و رکاب نقره‌ای داخلش بود.

گفتم: « اینو از آقا گرفتی؟» گفت: «بله، بهشون گفتم من از شما انگشتر می‌خوام، اما نه برای خودم برای همسرم.» خیلی خوشحال شدم. انگار کل خستگی این مدت و نبودن‌هایش را فراموش کردم.

وقتی خبر شهادتش را دادند یاد زمانی افتادم که یکی از دوستانش در حمله اسرائیل به سوریه شهید شده بود. با گریه می‌گفت: « در شهادت همیشه بازه اما این که به دست شقی‌ترین آدم‌ها شهید بشی توفیق بزرگیه، خوش‌به‌حالش!»

همان‌طور که خودش می‌خواست رفت، به دست شقی‌ترین آدم‌ها. 

خوشحالم که خستگی‌اش در رفت!

 راوی: همسر شهید

شهید محمدباقرطاهرپور

این چند «پاسدار» را قطعا نمی‌شناسید/ روایت شهیدی که انگشتر رهبری را هم برای خودش برنداشت!

اربعین بچه‌ها با بابایشان است

سال ۶۸ شب تولد امام حسین( ع) در بیمارستان امام حسین (ع) به دنیا آمد. اسم پدرش محمدحسین بود و مادرش هم گریه کن حسین. پژواک نام حسین همه جای زندگی‌اش بود. شاید برای همین عجیب عشق به ارباب توی جانش ریشه داشت. آنقدر که وقت ازدواج به تأسی از ایشان به همسر آینده‌اش گفته بود: «دلم می‌خواد اگه خدا بهم چندتا پسر داد اسم همه‌شون رو علی بذارم» همین کار را هم‌ کرد از چهار فرزندی که خدا به او داد؛ اولی و آخری علی شدند. علی‌اکبر و علیرضا.

وقتی شهید شد علی اکبر یک حاجت بزرگ داشت. دلش کربلا می‌خواست و این را از بابا مرتضایش خواست. بابا هم جور قشنگی حاجتش را داد. آنقدر که چهلم بابا مرتضی؛ علی اکبرش توی مسیر اربعین بود. 

شهید مرتضی میثمی

این چند «پاسدار» را قطعا نمی‌شناسید/ روایت شهیدی که انگشتر رهبری را هم برای خودش برنداشت!

پایان‌نامه و دسته پول زمین ماند…

کل هفته راجع به این که چه هدیه‌ای بگیریم و چه وسایلی برای پذیرایی تهیه کنیم، حرف زدیم. شب جمعه در حال آماده‌کردن پاورپوینت‌های پایان‌نامه ارشدش بودیم. سید محسن دل به کار نمی‌داد. چند بار بلند شد با سید عمار بازی کرد. صدایم که درآمد عمار را رها کرد و رفت سر کمد. گردوهایی که توی کمد بود را آورد و شروع کرد به شکستن. شاکی شدم و گفتم: « آقا محسن. الان وقت این کارها نیست. فایل پایان‌نامه‌ات را آماده کن.» بدون این که نگاهم کند گفت: «لازمت میشه!» گردوها که تمام شد به خیال این بودم که‌ دیگر می‌رود سر پایان نامه.

رفت سررسیدش را درآورد و روی مبل نشست. دل‌شوره‌ام بیشتر شد و گفتم: «باز چه‌کار می‌کنی که نمی‌نشینی سر سیستم؟» باحالت مخصوص خودش جواب داد: «عید غدیر سال خمسی منه مهدیه. دارم خمسم را حساب می‌کنم.» 

دسته پول نویی که برای عیدی غدیر گرفته بود روی میز بود. همان‌طور هم دست‌نخورده ماند تا شهادتش. مثل پایان‌نامه. الان با استاد راهنمایش کنار هم هستند، سه مزار بینشان فاصله است. 

شهید سید محسن صابری

راوی: همسر شهید

این چند «پاسدار» را قطعا نمی‌شناسید/ روایت شهیدی که انگشتر رهبری را هم برای خودش برنداشت!

۵ سال خودش یک عمر است

پدرش جانباز قطع نخاع بود. پنج سال توی خانه روی تخت خوابیده بود. نه حرفی می‌زد و نه حرکتی داشت. توی آن سال‌ها محسن در خدمت پدرش بود. غذا دهانش می‌گذاشت. دستش را می‌بوسید و به کارهایش رسیدگی می‌کرد. تا لحظه‌ای که پدرش چشم‌هایش را بست و شهید شد. 

بعد از پدرش دلم به محسن گرم بود که خدا او را هم به دست اسرائیل جنایت‌کار به شهادت رساند.

رفتن پسرم جگرم را سوزاند اما همان روزها هم رنج بزرگ‌تری دلم را می‌سوزاند. دل‌شوره‌ی مدام داشتم برای سلامتی حضرت آقا. تا وقتی که شب عاشورا وارد حسینیهٔ امام خمینی شدند؛ با دیدنشان دل سوخته‌ام آرام و دلتنگی‌ام تمام شد.

شهید محسن یاسایی

راوی: مادر شهید

این چند «پاسدار» را قطعا نمی‌شناسید/ روایت شهیدی که انگشتر رهبری را هم برای خودش برنداشت!

جای همه‌شان امروز پیش ارباب است…

پشت سر سردار حاجی زاده خیلی‌ها بودند. خیلی‌ها که اسمشان کمتر می‌آید وسط اما اگر نبودند سردار چطور میتوانست جلوی دشمن بایستد؟!

شاید دلگرمی سردار هم بعد از خدا همین نیروهای مخلصش بودند که نه فقط در چارچوب سپاه و لباس پاسداری بلکه همیشه منش حسینی را پیاده می‌کردند.

۳۱۲۲۱

🚨 با تجربه ای که از دخالت اسرائیل در جنگ 12روزه داشتیم چرا نیروهای امنیتی در اغتشاشات دی 1404 غافلگیر شدند؟

به گزارش آرمان آرا سایت عصرایران نوشت: با پذیرش این گزاره، این را  باید پذیرفت که چنین حجمی از کشتار، آن هم نه در یک یا چند شهر و نقطه محدود که در صدها شهر و منطقه، مستلزم آن بوده است که تروریست ها از مدت ها پیش، برنامه ریزی های وسیعی داشته باشند که شامل جذب نیرو، آموزش، انتقال تسلیحات، توزیع سلاح، تیم سازی، هماهنگی و در نهایت ورود و عملیات بوده است. 

نظیر این موضوع را در جنگ 12 روزه شاهد بودیم؛ به طوری که اعلام شد تروریست ها در داخل ، حتی پهپاد هم تولید می کردند و بسیاری از حملات، منشاء داخلی داشته است.

با توجه به آن تجربه و این که خود مسوولان کشورمان بارها و بارها گفته اند که نیروهای موساد در صدد فتنه سازی در کشورند و گروه های تروریستی نیز با آنها همراهی می کنند، سوال این است که چه غفلتی عارض شده که تروریست ها به راحتی هزاران ایرانی از نیروهای امنیتی گرفته تا شهروندان عادی و حتی کودکان معصوم را کشتند؟!

چرا در شرایطی که تجربه جنگ 12 روزه وجود داشت، باز هم چنین غافلگیر شدند؟ سال های سال گفته می شد که اگر اقتصادمان ناگوار است و معیشت مان ناهنجار، به جایش امنیت داریم. از این رو باید این نقد جدی و مدنی را بیان داشت که حتماً نقصانی تامل برانگیز در میان است که به راحتی و در عرض چند روز هزاران ایرانی را به خاک و خون کشیدند.

17302

🚨 خبرگزاری فارس: هر اقدام نظامی یعنی هدف‌قراردادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه/ هر کشوری که خاک، آسمان یا امکاناتش مبنای حمله باشد، شریک جنگ تلقی می‌شود

به گزارش آرمان آرا، خبرگزاری فارس در یادداشتی تحلیلی با عنوان «بازی تهران با کارت مرد دیوانه؛ امنیت در ایران یا بحران برای همه»، نوشته است: براساس گزارش نشریۀ اکونومیست، برآورد اطلاعاتی اسرائیل این است که در صورت حملۀ آمریکا به ایران، تهران نه‌تنها پاسخ مستقیم می‌دهد، بلکه متحدان منطقه‌ای واشنگتن را نیز وارد جنگ خواهد کرد.به بیان ساده‌تر: هر جنگ علیه ایران، جنگی منطقه‌ای و تمام‌عیار خواهد بود.

در ادامه این مطلب نگارنده با طرح آنچه «تئوری مرد دیوانه » خوانده نیز نوشته است: ۱۹۶۰، ریچارد نیکسون برای خروج از بن‌بست ویتنام به نظریه‌ای متوسل شد که بعدها به «تئوری مرد دیوانه» معروف شد؛ نمایش چهره‌ای غیرقابل‌پیش‌بینی برای مرعوب‌کردن دشمن. ژانویۀ ۲۰۲۵، ترامپ با همان الگو وارد کاخ سفید شد؛ از تهدید کانادا و گرینلند تا لرزاندن ناتو، حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران و حتی ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا. هدف چیست؟ القای این پیام که «هیچ خط قرمزی وجود ندارد».

فارس در ادامه این مطلب با اشاره به رخدادهای اخیر در ایران نوشته است: با آغاز اغتشاشات اخیر، تهدیدهای نظامی ترامپ تشدید شد؛ حتی تهدیدهای مستقیم علیه رهبر انقلاب. پاسخ تهران صریح بود؛ هرگونه اقدام نظامی یعنی هدف‌قراردادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه. هر کشوری که خاک، آسمان یا امکاناتش مبنای حمله باشد، شریک جنگ تلقی می‌شود. از نگاه ایران، «پایگاه آمریکا» فقط محل استقرار نیرو نیست؛ هر مرکز لجستیکی، اطلاعاتی، هوایی یا پدافندی که به آمریکا یا اسرائیل کمک کند، هدف مشروع است.

در اداکه این تحلیل تاکید شده است: ایران هشدار داده در صورت جنگ خلیج فارس ناامن می‌شود، تأسیسات نفتی کشورهای همکار با دشمنان، هدف قرار می‌گیرد، هیچ خط قرمزی برای مراکز حیاتی انرژی منطقه وجود نخواهد داشت.

این تحلیل در انتها نقل قولی از ریچارد نفیو، مقام سابق آمریکایی را مورد بازخوانی قرار داده است: «ایران توان تلافی قابل‌توجهی علیه زیرساخت‌های انرژی منطقه و منافع اصلی آمریکا دارد».

خطوط هوایی اروپایی پروازهای خود را به اسرائیل لغو کردند

به گزارش آرمان آرا به نقل از شبکه الجزیره، کانال 12 اسرائیل اعلام کرد که شرکت هواپیمایی فرانسه (ایرفرانس) پروازهای خود به تل آویو و منطقه را به خاطر تنش های امنیتی لغو کرده است.

از سوی دیگر شرکت KLM هلند نیز اعلام کرد که همه پروازهای شنبه خود به اسرائیل را لغو کرده است.

پیش از این نیز شرکت هواپیمایی بلژیک از لغو پروازهای خود به سرزمین های اشغالی خبر داده بود.

🚨 جانشین فرمانده کل سپاه: فتنه اخیر آمریکایی مشابه رخدادهای ابتدای انقلاب بود/ برنامه‌ریزی دشمن در عرض دو شب بر باد رفت/ حتی داعش قرآن را آتش نزد اما…

به گزارش آرمان آرا، سردار احمد وحیدی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در پیش خطبه نماز جمعه این هفته ( ۳ بهمن ماه) تهران با گرامیداشت اعیاد شعبانیه بیان کرد: تبریک عرض می کنم روز پاسدار را به همه کسانی که پاسدار حق و حقیقت هستند. در جلوه‌گاه حقانیت به دنبال تحقق حق بر عالم هستند. پاسداری مخلوق و مولود انقلاب اسلامی است. سپاه پاسداران مولود حضرت امام و آن نفس زکیه است که با دیدن آینده و با بصیرت کامل موجودی را ایجاد کردند که بی مهابا در دفاع از اسلام عزیز و در انقلاب اسلامی که مظهر تحقق اسلام در روزگار ما می باشد، بتواند آن را از گزند حوادث حفظ کند.

به روایت ایسنا، وی با بیان اینکه امام (ره) سپاه را تاسیس کرد تا از انقلاب اسلامی در مقابل همه کینه ها و توطئه‌های شیطانی حفاظت کند، اظهار کرد: سپاه را ایجاد کردند تا عزت مردم، استقلال ایران عزیز و حاکمیت اراده ملی و مردم سالاری دینی و هویت اصیل ایرانی_اسلامی ما و ایستادن مقابل ظلم و حمایت از مظلوم و تجلی اراده های بارور شده و شکوه ایمان های به ظهور رسیده و نترسیدن از ابهت پوشالی دشمنان و شیاطین مادی و انسی و شکستن انگاره های شیطانی حاکم بر عالم و پایان دادن به حاکمیت شیطانی بر سرنوشت جامعه و ملت ما؛ بلکه ملت های جهان.

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه سپاه و پاسداری با مفهوم جهاد و شهادت متولد شد، گفت: یعنی هیچ پاسداری نیز مگر اینکه خود را برای جهاد در همه جبهه هایی که دفاع از انقلاب به آن نیاز دارد خود را آماده کرده باشد. برای همه عرصه ها ذهن، روح و توان جسمی خود را آماده کرده است برای اینکه به صحنه آورده و در میدان بسیار پرماجرا حضور یابد. آنگاه به دنبال آن خود را آماده هرچه کرده باشد برای دادن همه چیز خود؛ خود را آماده شهادت کرده است. این فرهنگ حاکم بر سپاه و پاسداری است.

وی با بیان اینکه پاسداران ما منتظر هستند تا خوانده شوند به این میدان‌ها، گفت: پاسداران ما منتظر هستند برای حضور در بزنگاه ها و گرد غبار را از چهره ملت کنار بزنند. پاسداران در دفاع از ملت کوتاهی نمی‌کنند. پاسداری از انقلاب نعمت بزرگی است که بر این نعمت هرچه شکر کنیم کافی نیست. پاسداران به خود می بالند که خداوند به آنان این نعمت را داده تا در جایگاهی قرار گرفته که همه وجود خود را در این راه بدهند.

وی افزود: از اول انقلاب اگر دفاع مقدس بود، جانانه پاسداران حضور یافته و در کنار ارتش چنگ در چنگ در برابر دشمنان ایستاده و دشمن را به زانو درآوردند. اگر در ناامنی های اول انقلاب که بسیار امید بسته بودند، تجزیه طلب هایی که امید داشتند که این کشور را قطعه قطعه کنند، با قدرت در برابر آنان ایستاده و آنها را ناامید کردند. اگر کودتای شیطان صفتان آمریکایی را بناست از بین ببرند، این پاسداران در میدان بوده و آن را از بین بردند.

وی در ادامه بیان کرد: اگر گروهک های ضدانقلاب در کف میدان مردم کوچه و بازار را می کشتند که چرا با نظام هستید، پاسداران ما در میدان بوده و با جان خود با آنها مقابله کردند. آنچه که در فتنه آمریکایی دیدید در اول انقلاب هم آنان بسیار تلاش کردند. پاسداران انقلاب اسلامی همواره در میدان بودند. اگر دشمن تلاش می کند و داعش درست کرده و تلاش می کند کشورهای اسلامی را با یک اسلام تکفیری به زانو درآورده و تجزیه کند، این پاسداران عزیز هستند که در میدان بوده تا این غده بسیار خطرناک را از میدان به در کنند.

وی با تاکید بر اینکه پاسداران انقلاب اسلامی لحظه ای در دفاع از انقلاب خود تردید نمی کنند تصریح کرد: اگر در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی به میدان آمد، پاسداران انقلاب ما در دفاع از انقلاب خود لحظه‌ای تردید نکردند، پاسداران ما چنان به میدان آمدند که دشمن با تمام ابهت پوشالی مادی خود تسلیم شد.

وی با اشاره به اینکه شکست دشمن در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بسیار مهم و عبرت انگیز است، تصریح کرد : این برای حرکت بزرگی است که امام آفریدند و ثمره آن را می بینیم. دشمن با تمام توان مادی خود و بهترین فناوری های روز و بهترین جنگ افزار و ده ها ماهواره که بر سر کشور ما مستقر کرده بودند و انواع بمب های آخرین مدل؛ مدرن ترین جنگ معاصر را علیه ما شکل دادند و تصور می کردند با این جنگ می توانند مردم ما را بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی به میدان بیاورند اما بار دیگر شکستی مفتضحانه خوردند.

وی با بیان اینکه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی غاصب برای اولین بار در طول تاریخ ننگین خود، تسلیم شد، اظهار کرد: رژیم صهیونیستی احساس کرد که موجودیت آن با تمام وجود به خطر افتاده است. احساس کرد مجبورند درخواست قطع درگیری را بدهد. این در تاریخ رژیم صهیونیستی سابقه ندارد این را هم آمریکایی ها درخواست کردند، این برآمده از قدرت ملت است که این چنین خود را نشان می دهد.

وی با بیان اینکه این قدرت بار دیگر در حوادث اخیر و فتنه آمریکایی خود را نشان داد، تاکید کرد: در فتنه آمریکایی، دشمنان ملت ایران، رهبر فرزانه و مقتدر و شجاع و فرمانده بی بدیل صحنه های مختلف از جمله صحنه های درگیری با دشمن، نیروهای نظامی و انتظامی و پاسداران  به یک آزمایش جدید دعوت کردند. در یک طرح حساب شده از پیش تعیین شده مبتنی بر شش و هفت مرحله برنامه ریزی و سازماندهی کردند.   به میدان آمدند و آن فجایع را به بار آوردند. فجایعی که شبیه همان چیزی بود که داعشی ها انجام می دادند و شبیه همان چیزی بود که اسرائیل با حمایت آمریکا در غزه انجام داد.

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه این جنایت ها کاملا مثل هم است، بیان کرد:  آن فجایعی که داعش ایجاد کرد. آن سر بریدن ها و آن آتش زدن ها. همین را در غزه دیدیم به کودک و پزشک و بیمارستان و مردم عادی رحم نکردند. بیش از ۷۰ هزار نفر در غزه به شهادت رساندند. چه جنایتی بود که رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا در غزه نکرد؟ در فتنه آمریکایی اخیر همین ها را می بینیم. بی گناهان را آتش زدند. به بیمارستان و درمانگاه حمله کردند. کودکان و نوجوانان را کشتند. به مردم رحم نکردند. مقابل قرآن عظیم‌الشأن ایستادند و سوزاندند. به مساجد حمله کردند. این همان چیزی است که ما در غزه دیدیم. همان چیزی است که داعشی ها انجام می دادند.

وی با بیان اینکه البته این ها از داعش بدتر هستند گفت: داعشی‌ها قرآن را آتش نزدند. البته آن هم اعتقاد دروغین داعش است، اما به هر حال قرآن آتش نزدند. در همه این ها نقش رژیم صهیونیستی و آمریکا را می بینیم. رئیس جمهور فعلی آمریکا خودش اعلام کرد که داعش را ایجاد کردند.

وی با تاکید بر اینکه این فتنه آمریکایی با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی پیش رفت افزود: البته دیگران هم تلاش کردند اما محور اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند. اما در همه میدان ها ملت ما و رهبر فرزانه ما با مدیرت قوی و کارآمد و با صلابت و اقتدار و آرامش و تعیین مرز حق از باطل و تبیین دقیق، دشمن را شکست دادند.

وی با بیان اینکه  تمام تلاش دشمن با همه طراحی ها و برنامه ریزی ها در عرض دو شب بر باد رفت، بیان کرد: آنها تصوری بس خام کردند که می توانند انقلاب ما را با عملیات شناختی و روانی و ترور و تخریب به عقب برانند. ما از این ها زیاد دیدیم. ۴۷ سال جنگ شهری، کودتا، ترور، جنگ تحمیلی و انواع فشار و توطئه را دیدیم، اما ملت، پاسداران و رزمندگان ما تحت رهبری مقام معظم رهبری روز به روز قوی تر شدند.

وی در پایان بیان کرد: دل قوی دارید؛ دشمن آمریکایی و صهیونیستی و هیچ دشمن دیگری نمی تواند به انقلاب اسلامی لطمه‌ای وارد کند. ملت ما و رزمندگان ما و در راس رهبر عزیز ما در میدان هستند. این گزافه گویی‌هایی که بعضا شنیده می شود، هیچ گاه ملت ما را به هراس نمی اندازد.

۳۱۲۱۱
 

اعلام بازگشایی گذرگاه رفح از داووس

به گزارش آرمان آرا به نقل از راشاتودی، نیکولای ملادینوف نماینده شورای صلح غزه گفت: از اینکه درباره بازگشایی گذرگاه رفح توافق شده است، خوشحالم.

در شرایطی که رژیم صهیونیستی بازگشایی گذرگاه رفح را به بازگشت اجساد اسرای صهیونیست منوط کرده، وی گفت: همزمان با اسرائیل و کمیته ملی مدیریت غزه همکاری می‌کنیم تا جست‌وجوی اسرای اسرائیلی باقی‌مانده در غزه تسریع شود.

نماینده شورای صلح غزه گفت: هماهنگی‌های لجستیکی برای اجرای توافق بازگشایی رفح در حال انجام است.

پیشتر، رئیس کمیته اداره نوار غزه اعلام کرده بود: گذرگاه رفح از هفته آینده بازگشایی خواهد شد.

این در حالی است که شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرده که گذرگاه رفح تا زمان بازگرداندن جسد آخرین اسیر اسرائیلی باز نخواهد شد.

یائیر لاپید رهبر مخالفان در کنست(پارلمان) رژیم صهیونیستی در واکنش به انتشار خبر بازگشایی رفح، آن را نشانه ضعف کابینه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم در مقابل آمریکا دانست.

وی گفت: اعلام بازگشایی گذرگاه رفح از داووس نشان‌دهنده میزان تبعیت این کابینه در برابر دولت آمریکا است؛ ما در غزه به حاشیه رانده شده‌ایم.

پیشتر، هشت کشور عربی و اسلامی در بیانیه‌ای مشترک، نسبت به تشدید وضعیت انسانی در نوار غزه ابراز نگرانی کرده بودند.

کشورهای مصر، اردن، امارات، اندونزی، پاکستان، ترکیه، عربستان و قطر در این بیانیه مشترک مراتب نگرانی شدید خود را از اوضاع ناگوار غزه به ویژه در سایه شرایط نامساعد جوی و بارندگی شدید و طوفان ابراز داشتند.

وزیران این هشت کشور خواستار ورود کمک های انسانی به غزه به شکل فوری و بدون هیچ مانعی از طریق سازمان ملل و آژانس‌های امدادرسانی وابسته به آن شدند و نیز بازسازی زیر ساختها و بیمارستانها و گشودن دو طرفه گذرگاه رفح شدند.

در این بیانیه از جامعه جهانی خواسته شده بود که به مسئولیت خود عمل کرده و به اسرائیل فشار بیاورد تا محدودیت ها را بردارد.

🚨 رحیم صفوی: قدرت موشکی و پهپادی سپاه در زمان شهید سلامی به اوج رسید/ در جنگ ۱۲ روزه چه تعداد موشک به اسرائیل شلیک شد؟

به گزارش آرمان آرا، سردار رحیم صفوی، دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا، در مراسم رونمایی از سنگ مزار سپهبد شهید حاج حسین سلامی با تقدیر از ویژگی‌های این شهید، بر نقش بی‌بدیل او در تحول و ارتقای قدرت موشکی و پهپادی کشور تأکید کرد.

بنابر گزارش مهر، سردار صفوی با اشاره به جایگاه فرماندهی شهید سلامی در نیروی هوافضای سپاه، اظهار داشت: شهید سلامی یک فرمانده مقتدر با دانش نظامی راهبردی و عملیاتی بود. ارتقا و تحول عظیم قدرت موشکی ایران در زمان ایشان رخ داد. ایشان قدرت موشکی را برای مقابله با دشمنان ساماندهی کرد.

مشاور عالی فرماندهی کل قوا با بیان اینکه بنیان و ریشه‌های این قدرت در دوران فرماندهی شهید سلامی نهاده شد، خاطرنشان کرد: در زمان او بود که قدرت هم موشکی و هم پهپادی سپاه به اوج رسید.

وی به عملیات اخیر در منطقه اشاره و تصریح کرد: «در این جنگ ۱۲ روزه در مقابل دشمن صهیونیستی، در مدت زمان کوتاه بیش از ۵۰۰ موشک دوربرد بر سر این صهیونیست‌های وحشی جنایتکار وارد کردند و آن‌ها تسلیم شدند.

سردار صفوی، شهید سلامی را سرباز ولایت خواند و افزود: دلش به نور قرآن و به نور نهج‌البلاغه روشن بود. حافظ قرآن و حافظ نهج‌البلاغه بود.

وی همچنین بر تأثیر سخنرانی‌های این شهید تأکید و اظهار داشت: سردار سلامی یک خطیب بود و سخنانش به جامعه و به مردم کشور عزیزمان ایران، عزت، اعتماد به نفس و قدرت می‌داد و به دشمنان هشدار می‌داد. هشدارهای او آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها را مجبور می‌کرد. سردار سلامی عزیز توانست کشور ما را به اتفاق سایر نیروهای مسلح بیمه کند.

دستیار فرماندهی کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود، «پاسداری» را مکتب و عشق توصیف و بیان کرد: پاسداری شغل نیست؛ پاسداری رسالت است. پاسداری هنر خوب زندگی کردن و خوب مردن است.» وی بهترین مردن را شهادت خواند و گفت: «خوشا آنان که جانان می‌شناسند، طریق عشق و ایمان می‌شناسند.

سردار صفوی با تجلیل از دیگر سرداران شهید و یادآوری شهدای اخیر، تصریح کرد: حسین سلامی، حسین عبداللهیان را می‌شناخت. سلامی، قاسم سلیمانی را می‌شناسد. حسین سلامی، محمدباقری، رشید و حاجی‌زاده را [می‌شناسد]. درود خدا بر همه شهدا و به شهدای اخیر که مظلومانه به دست اشرار امریکای صهیونیستی، تعداد زیادی بی‌گناه شهید شدند.

29215

هم‌صدایی منطقه‌ای علیه جنگ؛ چرا همسایگان ایران این‌بار فعال‌تر شدند؟

خبرگزاری مهر، گروه سیاست: سفر فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق به تهران و اظهارات معنادار او در نشست خبری مشترک با سیدعباس عراقچی را باید فراتر از یک دیدار دوجانبه ارزیابی کرد. سخن کوتاه اما پرمفهوم وزیر خارجه عراق مبنی بر اینکه «امنیت کل منطقه به یکدیگر وابسته است» بازتاب‌دهنده تغییری محسوس در درک امنیتی کشورهای منطقه، به‌ویژه همسایگان ایران، در شرایط تشدید تهدیدهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است.

هم‌صدایی منطقه‌ای علیه جنگ؛ چرا همسایگان ایران این‌بار فعال‌تر شدند؟

در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از تحرکات دیپلماتیک در غرب آسیا شکل گرفته که از تلاش بازیگران منطقه‌ای برای مهار یک تنش نظامی حکایت دارد. نقش‌آفرینی کشورهایی چون قطر، عمان، عربستان سعودی و مصر در میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن، آن‌گونه که رسانه‌هایی مانند سی‌ان‌ان گزارش داده‌اند، نشانه‌ای از نگرانی مشترک نسبت به پیامدهای یک درگیری جدید در منطقه است.

گزارش آکسیوس درباره تماس محمد بن‌سلمان با دونالد ترامپ نیز مؤید این واقعیت است که حتی متحدان سنتی آمریکا در منطقه نیز از تبعات غیرقابل کنترل یک جنگ احتمالی نگران‌اند.

این تحرکات را نمی‌توان به معنای هم‌پیمانی راهبردی کشورهای عربی با ایران تعبیر کرد، اما تردیدی نیست که نوعی «هم‌صدایی» علیه جنگ در حال شکل‌گیری است؛ هم‌صدایی‌ای که ریشه در تجربه‌های تلخ سال‌های اخیر دارد. جنگ غزه، تحولات سوریه، بی‌ثباتی در عراق و هزینه‌های سنگین امنیتی و اقتصادی این بحران‌ها، کشورهای منطقه را به این جمع‌بندی رسانده که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، محدود و قابل مهار نخواهد بود و دامنه آن کل غرب آسیا را در بر خواهد گرفت.

در این چارچوب، عراق جایگاهی ویژه دارد. تأکید مقامات دو کشور بر امنیت مرزهای مشترک و اجرای توافق امنیتی تهران–بغداد، نشان‌دهنده حساسیت بالای این مؤلفه در معادلات امنیتی ایران است.

اظهارات «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه مبنی بر اینکه «موثر بودن هر تفاهمنامه‌ای باید در عرصه عمل روشن شود» حاکی از آن است که تهران، اگرچه از گام‌های برداشته‌شده در عراق استقبال می‌کند، اما همچنان نسبت به اجرای کامل تعهدات بغداد، به‌ویژه در قبال فعالیت گروه‌های مسلح تروریستی، نگاه انتقادی و مطالبه‌گرانه دارد.

هم‌صدایی منطقه‌ای علیه جنگ؛ چرا همسایگان ایران این‌بار فعال‌تر شدند؟

تغییر نگاه کشورهای منطقه به نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی

کارشناسان اذعان دارند که به باور بسیاری از بازیگران منطقه‌ای، رویکرد توسعه‌طلبانه اسرائیل با همراهی آمریکا، صرفاً متوجه ایران نیست و در صورت موفقیت، می‌تواند به تضعیف و حتی تجزیه دیگر کشورهای منطقه منجر شود. از این منظر، مخالفت با جنگ علیه ایران، بیش از آنکه ناشی از همدلی سیاسی باشد، ریشه در ملاحظات امنیت ملی دولت‌های عربی دارد.

در مجموع، آنچه امروز در غرب آسیا مشاهده می‌شود، نه شکل‌گیری یک نظم جدید منطقه‌ای و نه اتحاد پایدار علیه آمریکا، بلکه نوعی بلوغ اضطراری در برابر سناریوی جنگی است که کنترل پیامدهای آن از دست خارج خواهد شد. برای جمهوری اسلامی ایران، این فضا همزمان فرصت و آزمون است؛ فرصتی برای تقویت گفتمان امنیت جمعی منطقه‌ای و آزمونی برای تبدیل این هم‌صدایی مقطعی به سازوکارهای پایدار سیاسی و امنیتی. نتیجه این آزمون، تا حد زیادی به نحوه کنش

دیپلماتیک تهران در ماه‌های پیش‌رو بستگی خواهد داشت.

اخلال در امنیت ایران می تواند امنیت سایر کشورهای منطقه را به خطر بیندازد

میرقاسم مومنی در اینباره در گفتگو با آرمان آرا، اظهار داشت: عراق و کشورهای دیگر منطقه به این باور رسیده اند که با هر حمله ای علیه ایران که از خاک و یا آسمان این کشورها صورت گیرد، آنها نیز دچار مشکلاتی خواهند شد.

هم‌صدایی منطقه‌ای علیه جنگ؛ چرا همسایگان ایران این‌بار فعال‌تر شدند؟

وی ادامه داد: با توجه به اینکه کشورهای همسایه به لحاظ قومی، زبانی، سیاسی، اقتصادی و… با یکدیگر ارتباط دارند، فهمیده‌اند که هرگونه دخالت کشورهای بیگانه می‌تواند امنیت آنها را نیز به خطر بیندازد. صحبت‌های وزیر امور خارجه عراق هم به این نکته اشاره دارد که کشورهای منطقه‌ای نیز به این باور رسیده‌اند.

کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به پدید آمدن داعش در گذشته، یادآور شد: با پدید آمدن داعش تمام کشورهای منطقه از جمله سوریه، ترکیه، عراق، لبنان، شمال آفیقا، اردن و… آلوده شدند. بنابراین در چنین شرایطی همه کشورها نیاز به ثبات دارند.

وی با اشاره به توافق امنیتی میان ایران و عراق، گفت: ما چندین پیمان امنیتی با عراق داریم که بر اساس حسن همجواری و احترام متقابل بنا شده است. عراق هم تاحدودی به این توافقنامه‌ها پایبند بوده است.

مومنی تصریح کرد: کشورهای منطقه به خوبی می‌دانند که ایران در مقابل یک تجاوز گسترده دست بسته نخواهد بود و همین امر نیز موجب می‌شود که از شکل گیری یک جنگ بزرگ که کل منطقه را به آتش بکشد بیم دارند. هرگونه شیطنت و همکاری کشورهای منطقه با کشورهای متخاصم، می‌تواند امنیت داخلی خودشان را به خطر بیندازد.

وی در پایان خاطر نشان کرد: اخلال در امنیت ایران می‌تواند امنیت سایر کشورهای منطقه را به خطر بیندازد.

🚨 چهار گزینه روی میز ایران برای پاسخ به حمله احتمالی آمریکا/ سرزمین‌های اشغالی در تیررس موشک‌ها و پهپادهای ایرانی/ تنگه هرمز بسته می‌شود؟

به گزارش آرمان آرا، منطقه غرب آسیا در دو سال اخیر آبستن حوادث گوناگونی بوده و اتفاقات میدانی مختلف این منطقه را از حالت تعادل خارج کرده است.

بنابر روایت دفاع پرس، یکی از رخدادهایی که به صورت جدی در منطقه غرب آسیا با دخالت خارجی رخ داده، حمله نظامی رژیم صهیونی با مشارکت آمریکا به ایران بوده است که این حمله هیچ دستاوردی را برای طرف آمریکایی و صهیونی نداشته است.

در حمله بامداد ۲۳ خرداد رژیم صهیونی با مشارکت آمریکا حمله گسترده‌ای را به خاک ایران انجام داد و در کمتر از ۲۴ ساعت پاسخ موشکی جمهوری اسلامی ایران عرصه را بر دشمن صهیونی آمریکایی تنگ کرد.

جمهوری اسلامی ایران با وجود آنکه شروع کننده جنگ نبود، اما با ضربات پی در پی در ۲۲ موج حمله موشکی و پهپادی، ویرانی‌های گسترده‌ای را در شهرهای «تل آویو»، «حیفا» و «بئرالسبع»، بندر «اشدود» و «اشکلون» به وجود آورد. این حملات منجر شد تا رژیم صهیونی ظرف مدت ۱۲ روز تسلیم شده و درخواست آتش بس بدهد.

حال با توجه به این تجربه‌ای که آمریکا و اسرائیل کسب کرده‌اند، این بار رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در لفاظی‌های پی در پی ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است و این در حالی است که در حمله نظامی سری گذشته ضربات سخت و سنگین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را با چشمان خود مشاهده کرده است؛ حال سوالی که مطرح می‌شود این است که گزینه‌های روی میز ایران برای پاسخ به حمله احتمالی آمریکا چه خواهد بود؟

پاسخ موشکی ویرانگر در موج‌های مختلف به آمریکا و رژیم صهیونی

همانطور که می‌دانیم آمریکا در منطقه غرب آسیا پایگاه‌های نظامی گوناگونی دارد که از جمله مهمترین آن‌ها می‌توان به پایگاه نظامی «العدید» در قطر، «اینجرلیک» در جمهوری ترکیه، «شیخ عیسی» در جزیره بحرین و «الظفره» در امارات اشاره کرد. این پایگاه‌های نظامی به اندازه‌ای نزدیک هستند که نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و واحدهای پهپادی ارتش جمهوری اسلامی ایران می‌توانند با موشک‌ها و پهپادهای مناسب از جمله موشک «فاتح ۱۱۰» و «خلیج فارس» و پهپاد «شاهد» و «آرش» و «حدید ۱۱۰» این پایگاه‌ها را هدف قرار دهند.

پایگاه «العدید» هم یکی از پایگاه‌های نظامی مهم آمریکا است که دارایی‌های راهبردی ارتش ایالات متحده در آن قرار دارد و می‌تواند در بانک اهداف جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد. در عملیات «بشارت فتح» در آخرین روز جنگ با دشمن آمریکایی صهیونی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با هدف قرار دادن این پایگاه، گنبد «ژئودزی» پایگاه مذکور و برخی تاسیسات مرتبط در این پایگاه نظامی را نابود کردند و این تجربه‌ای جدی پیش روی آمریکاست که در صورت حمله مجدد به ایران، حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه «العدید» محتمل خواهد بود. «محمد مرندی» تحلیلگر مسائل سیاسی در این زمینه با اشاره به احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران می‌گوید: در صورت حمله نظامی ارتش آمریکا تحت ریاست «دونالد ترامپ» پاسخ ایران ویرانگر و گسترده خواهد بود.

پاسخ موشکی و پهپادی به سرزمین‌های اشغالی

یکی دیگر از اقداماتی که ممکن است ایران انجام دهد پاسخ موشکی و پهپادی به سرزمین‌های اشغالی است؛ رژیم فاشیست اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه این موضوع را به خوبی تجربه کرده است و می‌داند در صورت رخ دادن جنگی دیگر همه سرزمین‌های اشغالی در تیررس موشک‌های بالستیک و هایپرسونیک ایران قرار خواهد گرفت؛ تفاوت پاسخ احتمالی در جنگ احتمالی بعدی با پاسخ موشکی ایران در جنگ ۱۲ روزه در این است که ایران در این جنگ از موشک‌های قدرتمند «خرمشهر» با سرجنگی ۲ تا ۴ تن و کلاهک‌های بارانی استفاده خواهد کرد که این هر فروند از این موشک توانایی هدف قرار دادن طیف وسیعی از اهداف را در سرزمین‌های اشغالی دارد.

امیر «عزیز نصیرزاده» وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران درباره احتمال حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونی به ایران، می‌گوید: در صورت بروز تهاجم از سوی دشمن، پاسخ ایران سخت و دردآور خواهد بود.

 وی می‌افزاید: جمهوری اسلامی ایران به اندازه بسیار زیادی ذخایر در شهرهای موشکی دارد و در صورت تحمیل جنگ، بدون درنگ و بدون ملاحظه، آنها را علیه اهدافی که در هر مکانی باشد به کار خواهد گرفت.

در جنگ ۱۲ روزه شاهد بودیم که یک چند فروند از موشک‌های هایپرسونیک «فتاح» و «خیبرشکن» توانایی نابودی مراکز تحقیقات نظامی، پالایشگاه‌ها و زیرساخت‌های اقتصادی دشمن صهیونی را دارند. برای مثال شلیک یک فروند موشک «فتاح» در اثنای جنگ ۱۲ روزه، پالایشگاه «بازان» در عمق سرزمین‌های اشغالی را نابود کرد و صدها میلیون دلار به رژیم صهیونی خسارت زد.

احتمال بستن تنگه «هرمز»

تنگه هرمز یکی از راهبردی‌ترین مناطقی است که هم اکنون در جهان وجود دارد و شریان اصلی ورود و خروج ده‌ها میلیون بشکه نفت در منطقه و جهان است؛ اگر شرایط سخت شود و مسیر مبادله برای جمهوری اسلامی ایران با مشکل مواجه شود این احتمال وجود دارد که مسیر مبادله و ترانزیت کالا برای کشورهای جهان نیز با سختی انجام شود و این مهم با بستن تنگه هرمز امکان پذیر است. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن هزاران موشک ساحل به دریا و استفاده از تاکتیک سه گانه «موشک ضد کشتی-مین دریایی-پاترول کرفت‌ها» می‌توانند ضربات جبران ناپذیری را به ناوگان دریایی آمریکا وارد آورند.

آمریکا در جنگ دریایی با جنبش انصارالله نشان داد که قابلیت کافی برای برخورد با آن‌ها را نداشته و لذا همان تجربه با شدتی بیشتر می‌تواند در خلیج فارس برای یانکی‌ها رخ دهد. نکته قابل تامل این است که دشمنان همچنان بر یک راهبرد اشتباه پافشاری دارند و در صورت تکرار همان راهبرد اشتباه امکان نابودی ناوگان‌شان در منطقه وجود دارد؛ هر چند که کلا جنگ پدیده و پیشامد جالبی نیست و ایران هم یقینا خسارت می‌بیند؛ اما باید در مقابل زورگویی‌ها ایستاد تا فرعون‌های زمان دچار اشتباه محاسباتی در خصوص کشور ما نشوند.

احتمال دخالت نیروهای مقاومت در منطقه

یکی دیگر از سناریوهای محتمل در خصوص جنگ با ایالات متحده آمریکا دخالت احتمالی نیروهای مقاومت در منطقه به نفع جمهوری اسلامی ایران و حتی ائتلاف علیه رژیم صهیونی است؛ ممکن است جنگ زمینی با رژیم فاشیست اسرائیل هم کلید بخورد و این موضوع در آینده نزدیک می‌تواند در قالب یک آلترناتیو بررسی شود؛ همچنین منافع آمریکا در سراسر منطقه هم در تیررس نیروهای مقاومت است و این هم نکته حائز اهمیتی خواهد بود.

۲۹۲۱۸

🚨 روایت سخنگوی ارتش از نقش پروازهای نیروی هوایی در جنگ ۱۲ روزه/ برخی از کشورهای منطقه هم به دشمنان کمک کردند/ مقاومت پدافند ارتش، آسیب‌ها را کاهش داد

به گزارش آرمان آرا، امیر سرتیپ ستاد «محمد اکرمی‌نیا» سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران  گفتگویی با دفاع پرس انجام داده است که در ادامه می خوانید؛

ارتش جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک نهاد انقلابی و نظامی، تا به امروز چه اقداماتی را برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی انجام داده است؟

همان‌طور که مستحضرید، حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، استقلال و تمامیت ارضی ایران از مأموریت‌های تصریح‌شده در قانون اساسی برای ارتش است که در طول ۴۷ سال گذشته و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، ارتش برای انجام این مأموریت‌ها تلاش و مجاهدت‌های بسیاری داشته است.

در اوایل پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ارتش در حفظ تمامیت ارضی، نقش بی‌بدیلی ایفا کرد و کشور را از خطر تجزیه نجات داد؛ همچنین ارتش در راستای حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، در کمک به سایر نهادها، ارتقای ظرفیت نظام و ایجاد اقتدار همیشه نقش‌آفرینی کرده است. امروزه نیز این مأموریت‌ها با قدرت ادامه دارد و ماحصل اقدامات ارتش جمهوری اسلامی ایران به حفظ استقلال ایران انجامیده است.

بعد از گذشت ۴۷ سال از عمر با برکت انقلاب شکوهمند اسلامی، کشورمان از استقلال کامل برخوردار است. بیگانگان و در رأس آنان آمریکا همواره تلاش کرده‌اند که با ترفندهای متعدد، ایران را به مدار غرب برگردانند و دوباره بر این کشور و ملت تسلط یابند، اما در این مسیر ناکام مانده‌اند. این استقلال، ماحصل تلاش نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده و بحمدالله امروز از استقلال و اقتدار برخوداریم. امروزه کمتر کشوری را سراغ داریم که همچون ایران اسلامی از استقلال کامل برخوردار باشد.

با توجه به شهادت جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح در دفاع مقدس ۱۲ روزه، روند جانشین‌پروری در ارتش جمهوری اسلامی ایران به چه شکل است؟

ما از گذشته سازوکارهای علمی برای همتاسازی و جانشین‌پروری در ارتش جمهوری اسلامی ایران را تدارک دیده‌ایم. از جمله این سازوکارها، تأسیس کانون ارزیابی و رشد در ارتش جمهوری اسلامی ایران است.

در ارتش جمهوری اسلامی ایران پیش‌بینی‌های لازم برای جایگزینی فرماندهان را داشته‌ایم. فرماندهان شاغل در ارتش جمهوری اسلامی ایران همتایانی دارند که همانند آن‌ها می‌توانند مدیریت یگان‌های ارتش را به عهده بگیرند و این ظرفیت از گذشته در ارتش جمهوری اسلامی وجود داشته است.

لطفاً نقش ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس ۱۲ روزه را تبیین کنید.

دشمن، دفاع مقدس ۱۲ روزه را با این هدف آغاز کرد که وضعیت کشورمان را به اغتشاش بکشاند. هدف دشمن، تنها ساقط‌کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه آنها به دنبال تجزیه ایران هستند و این موضوع را نظریه‌پردازان و مقامات آمریکایی و صهیونیستی به دفعات مطرح کرده‌اند. مقامات رژیم صهیونیستی بارها از طرح «اسرائیل بزرگ» سخن گفته‌اند که معنا و مفهوم آن، تجزیه کشورهای منطقه است. امروز علاوه بر ایران اسلامی، کشورهای منطقه نیز با تهدید رژیم صهیونیستی مواجه هستند و دشمنان، طرح تجزیه کشورمان را دنبال می‌کنند.

تجزیه به‌عنوان هدف نهایی دشمنان با اقداماتی ابتدایی دنبال می‌شود. آنان با ایجاد اغتشاش به دنبال جنگ نظامی تمام‌عیار و ساقط‌کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند تا به هدف نهایی خود که تجزیه ایران است، دست یابند. امروز نظام مقدس جمهوری اسلامی مهم‌ترین عامل حفظ تمامیت ارضی ایران است. اگر نظام‌های سیاسی در تاریخ معاصر ایران را مرور کنیم، می‌بینیم که هرکدام از آن‌ها بخش‌هایی از خاک مقدس کشورمان را از دست داده‌اند؛ اما تنها نظام جمهوری اسلامی ایران در طول ۴۷ سال عمر با برکت خود بوده که توانسته تمامیت ارضی ایران را حفظ کند، کشورمان را از خطر تجزیه مصون نگه دارد و با اهداف دشمنان مقابله کند.

ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای مأموریت‌های خود در دفاع مقدس ۱۲ روزه به همین شکل، با تمام قدرت در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستادگی کرد. در این جنگ، تنها رژیم صهیونیستی در مقابل ما نبود، بلکه آمریکا و بخش عظیمی از ناتو به صهیونیست‌ها کمک و آن‌ها را پشتیبانی می‌کردند. با وجود این، رژیم صهیونیستی قادر به ادامه جنگ با جمهوری اسلامی ایران نبود و پس از گذشت چهار روز از نبرد، برای توقف جنگ، دست به دامن آمریکایی‌ها شد.

به یاد داریم که در روزهای ابتدایی جنگ، وقتی خبرنگاری از رئیس‌جمهور آمریکا پرسید که آیا نمی‌خواهد مداخله کند و جنگ را به پایان ببرد، ترامپ پاسخ داد که متوقف‌کردن طرفی از جنگ که در حال پیروزی است، سخت است؛ منظور او از طرفِ پیروز، رژیم صهیونی بود؛ اما سرانجام ترامپ و این رژیم وادار به توقف جنگ شدند. این نشان می‌دهد که نیروهای مسلح با قدرت در برابر دشمنان ایستادند و جانانه مقاومت کردند. در دفاع مقدس ۱۲ روزه برخی از کشورهای منطقه هم به دشمنان ایران کمک کردند، اما نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با مجاهدت و تلاش اجازه ندادند که آن‌ها به اهداف خود برسند.

در این جنگ، دشمن ضرباتی را وارد و متقابلاً ضربات سختی را هم دریافت کرد. در نهایت این جنگ پس از ۱۲ روز به پایان رسید و دشمن در دستیابی به اهداف خود ناکام ماند که این نشان از نقش بی‌بدیل نیروهای مسلح در دفاع مقدس ۱۲ روزه دارد.

ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس ۱۲ روزه در دو حوزه پدافند هوایی و نیروی هوایی نقش‌آفرینی کرد. اگر اقدامات نیروی هوایی نبود، حتماً آسیب‎های وارده به کشور بیشتر می‌شد؛ اما با پروازهایی که نیروی هوایی داشت، توانستیم آسمان را برای دشمن صهیونیستی ناامن و از بسیاری از عملیات‌های آن‌ها جلوگیری کنیم.

همچنین نپاجا نقش مؤثری در این جنگ ایفا کرد؛ چرا که بیش از ۲۰۰ هواگرد بزرگ و کوچک دشمن توسط نیروی پدافند هوایی ارتش مورد هدف قرار گرفتند و ساقط شدند. تجهیزات و فناوری‌های مدرن دنیا در خدمت رژیم صهیونیستی بود و آمریکا و برخی از کشورهای غربی، این رژیم را حمایت می‌کردند، اما تلاش و مقاومت پدافند ارتش، توانست آسیب‌ها را کاهش دهد و قدرت تهاجمی نیروهای مسلح را اثربخش‌تر کند تا دشمن مجبور به ارائه درخواست آتش‌بس شود.

درباره انسداد مرزها ارتش جمهوری اسلامی ایران تا به امروز چه اقداماتی انجام داده است؟ 

انسداد مرزهای شرقی در بخش‌هایی که به ارتش واگذار شده، در دستور کار بوده و هم‌اکنون در بخش‌هایی از مرز شرقی، کار انسداد صورت گرفته است؛ همچنین تجهیزات الکترونیکی و دید در شب هم در مناطق مسدودشده، مستقر شده است. این مرز که بالغ بر ۹۰۰ کیلومتر می‌شود، حائز اهمیت بسیار زیادی است و کار انسداد بخش‌های کوچکی از مرز باقی مانده است.

با توجه به تأکید فرمانده معظم کل قوا بر وحدت و هم‌افزایی نیروهای مسلح، آخرین وضعیت همکاری ارتش و سپاه به چه شکل است؟ 

اقدامات خوبی در این زمینه انجام شده و ارتش و سپاه وحدت خوبی با یکدیگر دارند؛ همچنین مأموریت‌های ما با فراجا و سپاه پاسداران مأموریت‌های مکمل و هم‌افزاست. هرکدام از این سازمان‌ها، مأموریت‌های ذاتی خود را دنبال می‌کنند و در بعضی موارد که نیاز به همکاری باشد، همکاری‌ها عمیق است؛ علاوه بر این، سازوکار همکاری‌ها توسط ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ می‌شود.

اکنون به لطف خدا همکاری‌ نیروهای مسلح در سطح بسیار عالی دنبال می‌شود که نتیجه آن، حراست از کشور عزیزمان، نظام جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی است.

به‌عنوان بخش پایانی، اگر نکته‌ای مد نظرتان هست، بفرمایید.

 امروز با نقشی که رسانه‌ها ایفا می‌کنند و هجمه امپراطوری رسانه‌ای دشمن، لزوم توجه به اقدامات رسانه‌ای برای «جهاد تبیین» و دفاع از انقلاب اسلامی، حائز اهمیت زیادی است. دشمنان تهاجم رسانه‌ای گسترده‌ای را علیه انقلاب و نظام انجام داده‌اند؛ بنابراین امروز در جنگ رسانه‌ای و شناختی، آگاهی‌بخشی و روایتگری صحیح درباره رویدادها باید با جدیت صورت گیرد. امروز دشمن در همه حوزه‌ها آرایش جنگی گرفته است و ما هم باید در حوزه رسانه، آرایش جنگی بگیریم تا دشمن را در عرصه نبرد نرم و جنگ شناختی، ناکام بگذاریم.

۲۹۲۱۸

🚨 سخنگوی ارتش: اقدامات دشمن با ساقط کردن نظام به پایان نمی‌رسد

به گزارش آرمان آرا، امیر سرتیپ محمد اکرمی‌نیا سخنگوی ارتش در گفت‌وگویی با اشاره به اغتشاشات اخیر عوامل آمریکایی_صهیونیستی علیه ایران گفت: در قانون اساسی، سه ماموریت بسیار مهم حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران، حفظ استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایران برای ارتش تصریح شده است.

بنابر روایت فارس، وی افزود: ما معتقد هستیم اقدامات دشمن با ساقط کردن نظام به پایان نمی‌رسد؛ بلکه هدف نهایی دشمن تجزیه ایران است چون نخست وزیر رژیم صهیونیستی حداقل سه مرتبه از موضوع اسرائیل بزرگ یاد کرده که معنا و مفهوم آن، تجزیه کشورهای منطقه است.

۲۹۲۱۸