محاصره هوایی ایران و هشدار فاقد اقدام دبیر شعام؛ عراق هم مرعوب آمریکا شد و پروازهای ایران را زمین‌گیر کرد

بحران پروازهای ایران در منطقه حالا به عراق رسیده است؛ کشوری که به دلیل همسایگی، حجم بالای رفت‌وآمد مسافران و به‌ویژه مناسبات قومی و سفرهای زیارتی، یکی از مهم‌ترین مسیرهای هوایی ایران محسوب می‌شود. پس از محدودیت‌هایی که در روزهای اخیر در عمان، ترکیه، جمهوری آذربایجان، گرجستان و امارات ایجاد شد، در کمال ناباوری اکنون پروازهای ایران در هر چهار فرودگاه اصلی عراق، بغداد، نجف، اربیل و سلیمانیه، با توقف و محدودیت مواجه شده‌اند؛ وضعیتی که موید مرعوب شدن عراق در برابر آمریکا و در نتیجه مخدوش شدن یک پیوند عمیق بین دولت های دو کشور است. خدشه ای البته به نظر نمی رسد به این راحتی پیوندهای عاطفی و تاریخی دو ملت را تحت تاثیر قرار دهد.

اما برای فهم آنچه در عراق اتفاق افتاده، باید ماجرا را از چند روز قبل دنبال کرد؛ زیرا اتفاقات اخیر صرفاً یک تصمیم جداگانه در بغداد یا نجف نیست و در بستر تشدید فشار اقتصادی و سیاسی آمریکا علیه ایران رخ داده است.
ماجرا از کجا شروع شد؟

آمریکا در ماه‌های اخیر دامنه تحریم‌های ظالمانه خود علیه بخش‌های مختلف اقتصاد ایران را افزایش داده و پس از محاصره دریایی، در شهریورماه نیز صنعت هوانوردی را در مرکز یکی از مهم‌ترین اقدامات جدید خود قرار داد. وزارت خزانه‌داری آمریکا در ۱۷ شهریور اعلام کرد ۳۶ فرد و شرکت مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحریم کرده و هم‌زمان ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را هدف قرار داده است. واشنگتن همچنین اعلام کرد شرکت‌ها و اشخاص خارجی که به ایرلاین‌های تحریم‌شده ایرانی خدمات ارائه کنند، ممکن است با تبعات تحریمی مواجه شوند.

این بخش از سیاست تکراری و سلطه‌گرایانه، اما تاثیرگذار آمریکا از این جهت می‌تواند اثرگذار باشد؛ که موضوع فقط تحریم یک شرکت ایرانی در قلمرو قضایی آمریکا نیست. بلکه واشنگتن با استفاده از ظرفیت نظام مالی و تحریمی خود، برای شرکت‌ها و مجموعه‌های خارج از آمریکا نیز تعیین تکلیف کرده و هزینه همکاری با ایران را بالا می‌برد. به بیان دیگر، یک شرکت یا فرودگاه در کشور دیگری ممکن است هیچ ارتباط مستقیمی با سیاست خارجی آمریکا نداشته باشد، اما در صورت ارائه سوخت، خدمات زمینی، فروش بلیت یا سایر خدمات به یک ایرلاین ایرانی، با خطر تحریم یا محدود شدن دسترسی خود به نظام مالی آمریکا روبه‌رو شود. سیاستی که از سال‌ها پیش از این برای تحریم ایران در رابطه با بانک‌ها_مؤسسات مالی و بیمه، فروشندگان و خریداران جهانی کالا و خدمات، شرکت‌های صنعتی، حمل و نقل، دارویی _درمانی، تکنولوژی_های‌تک و … انجام داده است.

بنابراین، با اینکه واشنگتن این اقدام را بخشی از کارزار فشار اقتصادی ایران معرفی می کند؛ اما این اقدام در واقع دخالت مستقیم و زورگویانه در سیاست خارجه، امور داخلی، اقتصادی، سیاسی و حتی مراودات اجتماعی و غیرنظامی سایر مردم و کشورهای جهان نیز می باشد.

اما این نکته در مورد هوانوردی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پرواز فقط جابه‌جایی هواپیما نیست. سوخت، خدمات فرودگاهی، هندلینگ، تعمیر و نگهداری، فروش بلیت و خدمات مسافری همگی بخشی از زنجیره‌ای هستند که برای انجام یک پرواز بین‌المللی ضروری‌اند. بنابراین وقتی ارائه این خدمات برای طرف خارجی هزینه تحریمی ایجاد می‌کند، فشار و تهدیدهای آمریکایی می‌تواند بدون آنکه واشنگتن مستقیماً درِ یک فرودگاه خارجی را ببندد، اما صنعت و حمل و نقل هوایی کشورها را فلج کند.

عمان و ترکیه؛ نشان دادن چراغ سبز به آمریکا
آثار این سیاست خیلی زود در کشورهای منطقه دیده شد. پروازهای ماهان به عمان متوقف شد و هم‌زمان پروازهای این شرکت به ترکیه نیز با محدودیت مواجه شد. در این مرحله، هنوز همه مسیرهای منطقه‌ای ایران از بین نرفته بود و برخی پروازها ادامه داشتند، اما نشانه‌های یک بحران گسترده‌تر در حال نمایان شدن بود.

پرواز تهران ـ دوشنبه؛ هواپیما در آسمان برگشت خورد در یکی از ملموس‌ترین نمونه‌های این بحران، پرواز تهران ـ دوشنبه شرکت وارش نتوانست به مقصد برسد و به فرودگاه امام خمینی بازگشت.

سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری ایران اعلام کرد ترکمنستان اجازه عبور هواپیمای ایرانی از حریم هوایی خود را صادر نکرده و هواپیما به همین دلیل مجبور به بازگشت شده است. این اتفاق در شرایطی رخ داد که پرواز به مقصد تاجیکستان انجام شده بود و مسئله، دیگر صرفاً محدودیت در فرودگاه مقصد نبود، بلکه مسیر عبوری هواپیما نیز تحت تأثیر قرار گرفته بود.

این اتفاق از منظر صنعت هوانوردی معنای مهمی دارد: وقتی یک شرکت هواپیمایی برای رسیدن به مقصد، علاوه بر مجوز فرود، به مجوز عبور از حریم هوایی کشورهای دیگر نیاز دارد، محدودیت در هر نقطه از مسیر می‌تواند کل پرواز را متوقف کند.

سپس نوبت عراق رسید
در ۱ مهر، هم‌زمان با ورود مرحله جدید تحریم‌های آمریکا، پروازهای ایرانی به بغداد متوقف شد. در گزارش‌های منتشرشده درباره علت این اتفاق دو روایت وجود داشت. برخی منابع، توقف پروازها را ناشی از دستور دولت عراق دانستند و برخی منابع عراقی و ایرانی از خودداری شرکت‌های خدمات زمینی از ارائه خدمات به دلیل نگرانی از تحریم‌های آمریکا سخن گفتند.
به این ترتیب، پس از بغداد، امید مسئولان هوانوردی ایران در این بود که نجف بتواند بخشی از ظرفیت از دست‌رفته را جبران کند. اما این مسیر نیز دوام نیاورد.

نجف؛ مسیر جایگزین هم بسته شد
روز جمعه، فرودگاه نجف اعلام کرد پروازهای ورودی و خروجی به مقصد ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف می‌کند؛ و بلافاصله اربیل و سلیمانیه نیز به جمع فرودگاه‌های تحریم‌کننده پیوستند. به این ترتیب، عراق که قرار بود یکی از مسیرهای مهم حفظ ارتباط هوایی ایران با منطقه باشد، خود به یکی از اصلی‌ترین نقاط بحران تبدیل شد.

موضع رسمی ایران؛ هشدار خالی از اقدام دبیر شعام
در مقابل روندی که در بازگو شد، در این سر ماجرا، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، روز ۱ مهر به کشورهای همسایه هشدار داد که در صورت همکاری با آمریکا برای توقف پروازهای ایران، ایران نیز اجازه نخواهد داد فرودگاه‌های این کشورها به فعالیت عادی خود ادامه دهند.

این موضع را می‌توان در چارچوب این اعتراض منطقی فهم کرد؛ که کشورهای همسایه نباید به ابزار اجرای فشارها و دشمنی آمریکا علیه تهران تبدیل شوند.

اما مسئله‌ای که اکنون در برابر سیاست‌گذاران ایرانی قرار گرفته، فاصله میان این هشدارها و نتیجه عملی آنهاست. زیرا در فاصله بسیار کوتاهی پس از این اظهارات، نه‌تنها روند محدودیت‌ها متوقف نشد، بلکه دامنه آن در عراق از بغداد به نجف و سپس اربیل و سلیمانیه نیز گسترش یافت.

از منظر افکار عمومی ایران، یک سؤال جدی باقی می‌ماند: اگر چنین هشدارهایی بر اساس بررسی دقیق ظرفیت‌های اقتصادی، سیاسی و عملیاتی ایران صادر شده‌اند؛ چرا هیچ‌گونه اقدامی در راستای هشدار اعلام‌شده انجام نپذیرفته؛ و چرا در فاصله دو سه روز، نه‌تنها محدودیت‌ها کاهش پیدا نکرده، بلکه برعکس، محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای توسط نزدیک‌ترین کشور به ایران در منطقه شکل گرفته است؟

لازم به ذکر است، نقدی که ناظران و کارشناسان در سال‌های گذشته به محسن رضایی وارد کرده‌اند؛ ابراز مواضع و نظراتی است که بیشتر به ایراد سخنرانی در اتمسفر انتخاباتی شبیه بوده و پیش از انتصاب وی به دبیری شعام، بعضاً سوژه مزاح و طنز در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی را نیز فراهم کرده است. تا آنجا که برخی از گفتار و رفتارهای نامبرده تبدیل به میم‌های مجازی شده بود. اما انتظار می‌رود که پس از قرار گرفتن در جایگاه جدید، با بررسی، هماهنگی و تسلط بیشتری در رابطه با موارد مختلف به ابراز نظر بپردازد. ضمن اینکه رویکرد عملگرایانه‌تر و نزدیک نمودن کلام به اقدام است که می‌تواند وجهه‌ی مقتدرانه‌ای از فردی نشان دهد که در این جایگاه، از زبان جمهوری اسلامی ایران سخن می‌گوید. رویکرد حکیمانه و مقتدری که بسیاری از نظامیان و مسئولان کشور، به‌ویژه در ۷ ماهه گذشته، به‌ درستی اتخاذ کرده‌اند را می توان در همین راستا تحلیل نمود؛ که می‌توان دراین‌باره به مصادیقی از اظهارات شهید لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس جمهور، سخنگوی وزارت امور خارجه و سخنگوهای نظامی کشور یاد کرد.

موضوعی که باید به آن تاکید نمود

در پایان باید به این موضوع مهم تأکید کرد: اگر مسئولان ایرانی معتقدند آمریکا در حال اعمال فشار بر کشورهای منطقه و دخالت در مناسبات اقتصادی آنها با ایران است، انتظار می‌رود در کنار مواضع سیاسی، ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک و عملیاتی مشخصی نیز برای کاهش اثر این فشارها به کار گرفته شود. در غیر این صورت، هشدارهای حداکثری رسانه‌ای و بدون نتیجه ملموس می‌تواند به جای ایجاد بازدارندگی و یا حل چالش ها، این تصور را ایجاد کند که میان سطح اظهارات رسمی و ظرفیت عملی کشور برای اجرای آنها فاصله زیادی وجود دارد. مسئله‌ای که در نهایت می‌تواند بر برداشت افکار عمومی داخلی و حتی محاسبات کشورهای همسایه درباره نحوه تعامل با ایران اثر منفی بگذارد.

/پایان

✔️این یادداشت حاصل حدود دو ساعت تحقیق، بررسی و نگارش توسط نویسنده است و صرفاً به‌منظور تسریع در ارائه محتوا و افزایش دقت نگارشی، ویرایش نهایی آن با استفاده از هوش مصنوعی انجام شده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *